|

«شرق» از تغییر معادلات بازار انرژی پس از جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران گزارش می‌دهد:

باخت اروپا؛ برد روسیه

اختلال تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز بار دیگر پس از جنگ روسیه و اوکراین معادلات بازار انرژی را به هم زده است؛ معادلاتی که نتیجه آن بیش از همه به سود روسیه تمام شده و اروپا را تبدیل به بازنده بزرگ این رخداد کرده است و البته وضعیت چین هم دست‌کمی از بازار اروپا ندارد.

باخت اروپا؛ برد روسیه
مریم شکرانی دبیر گروه اقتصاد روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

اختلال تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز بار دیگر پس از جنگ روسیه و اوکراین معادلات بازار انرژی را به هم زده است؛ معادلاتی که نتیجه آن بیش از همه به سود روسیه تمام شده و اروپا را تبدیل به بازنده بزرگ این رخداد کرده است و البته وضعیت چین هم دست‌کمی از بازار اروپا ندارد.

تغییر معادلات بازار انرژی پس از جنگ روسیه و اوکراین

پیش از سال ۲۰۲۲ و شروع جنگ روسیه و اوکراین، بازار انرژی اروپا به‌شدت به روسیه وابسته بود؛ موضوعی که بارها نگرانی اروپا را برانگیخته بود اما اقدامی جدی در این زمینه رخ نداد تا شعله جنگ اوکراین برافروخته شد و قیمت هر بشکه نفت به بالای صد دلار رسید و بهای گاز جهش پیدا کرد. جهش بهای انرژی نرخ تورم را در اتحادیه اروپا دو‌رقمی کرد. رخدادی کم‌سابقه که کشورهای اروپایی حداقل از نیم قرن اخیر تجربه نکرده بودند. این موضوع موج انتقادات از سیاست‌مداران اروپا را در رسانه‌ها برانگیخت؛ انتقاداتی که محوریت آن وابستگی بیش از حد اروپا به صادرات انرژی روسیه بود و کوتاهی سیاست‌مداران اروپایی را در این زمینه یادآوری می‌کرد.

اما این بار سیاست‌مداران اروپا سفت و سخت بر تحریم انرژی روسیه پافشاری کردند، حتی با وجود آنکه تورم دو‌رقمی شده بود. اروپا توانست در کوتاه‌مدت با جایگزینی نفت و گاز روسیه بازار انرژی را به تعدیل برساند؛ هر چند جایگزینی گاز سخت‌تر بود؛ چرا‌ که روسیه از طریق احداث پر‌هزینه خط لوله‌هایی که از زیر دریا کشیده بود، گاز خود را به بازار اروپا می‌رساند. جایگزینی نفت روسیه اما ساده‌تر بود و به‌سرعت رخ داد. با این حال اروپا کوتاه نیامد و با استراتژی‌هایی نظیر تغییر شرکای تجاری، افزایش مخازن ذخیره گاز مایع، توسعه سخت‌گیرانه‌تر انرژی‌های تجدیدپذیر و بهینه‌سازی مصرف انرژی توانست بر مشکل فائق آید. اروپا در ادامه حتی به سمت وضع مالیات سنگین کربن روی آورد و مصرف انرژی‌های فسیلی در صنایع خود را با محدودیت بیشتر مواجه کرد، تا آنجا که برخی غول‌های بزرگ پتروشیمی و پالایشگاهی در اروپا ورشکسته شدند. با این حال به نظر می‌رسید اروپا بنا دارد مدل درآمدزایی خود را به سمت خدمات پیش ببرد و از درآمدزایی با صنایع و به‌ویژه صنایع آلاینده عبور کند. هر چند که نمی‌توان مسئله امنیت اروپا و استراتژی‌های ژئو‌پلیتیک را در تصمیم‌گیری‌های بازار انرژی اروپا نادیده گرفت.

یورواستات گزارش داده است که میانگین صادرات نفت خام روسیه به اتحادیه اروپا از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ میلادی افزون بر ۱۱.۵ میلیون تن در ماه بوده است و پس از جنگ روسیه و اوکراین به کمتر از ۱.۵ میلیون تن رسیده است که عمده این نفت به مجارستان و لهستان که روابط نسبتا گرم‌تری با روسیه دارند، صادر می‌شود.

اروپا نفت روسیه را به صورت عمده با نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس جایگزین کرد؛ هر چند که آمریکا بزرگ‌ترین تأمین‌کننده نفت و گاز اروپاست.

همچنین در بازار گاز هم روسیه تا پیش از جنگ اوکراین حدود ۴۰ درصد گاز اروپا را تأمین می‌کرد، حالا سهم روسیه از بازار گاز اروپا به حدود ۱۲ درصد رسیده است؛ هر چند در مقاطعی این سهم تا شش درصد هم کاهش داشته است. اروپا بخشی از گاز روسیه را با گاز مایع یا ال‌ان‌جی قطر جایگزین کرد که نیاز به احداث خط لوله ندارد و با نفتکش‌ها حمل می‌شود.

از آن سو روسیه بازار اروپا را با کشورهای آسیایی و به‌ویژه شرق دور جایگزین کرد. چین و هند بزرگ‌ترین مشتریان روسیه به شمار می‌آیند اما در‌ این میان چین هم تلاش کرده است که به بازار نفت و گاز روسیه وابسته نشود و سهم بزرگی از نفت و گاز مورد نیاز چین از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و به‌ویژه عربستان و قطر تأمین می‌شود.

چین حتی پروژه خط لوله انتقال گاز سیبری را چندان جدی دنبال نکرده است؛ خط لوله‌ای که می‌تواند گاز روسیه را با خطوط انتقال لوله به چین منتقل کند.

مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان دوباره تغییر می‌کند؟

اما با افزایش تنش در خاورمیانه و اختلال در تردد نفتکش‌های عبوری از تنگه هرمز بار دیگر این معادلات بازار انرژی به هم خورده است. حالا بهای نفت که پیش از‌ این با افزایش عرضه و کاهش تقاضا از میانگین قیمت خود در بلندمدت یعنی ۷۰ دلار سقوط کرده و به نیمه کانال ۶۰ دلار رسیده بود، با بروز جنگ بین ایران و اسرائیل و آمریکا در مقاطعی از صد دلار عبور کرده و به ۱۱۷ دلار رسیده است. در‌این‌میان کشورهای صنعتی عضو گروه هفت و آمریکا اعلام کردند که برای کاهش قیمت نفت اقدام به آزادسازی ذخایر خود می‌کنند؛ ذخایری که می‌تواند چیزی حدود ۴۰ تا ۵۰ روز نیاز بازار را تأمین کند. همین مسئله سبب شد که بهای نفت به کانال ۸۰ دلار برگردد اما این برگشت کوتاه‌مدت بود و نفت حالا بین کانال ۹۰ تا صد دلار رفت و برگشت دارد.

با بروز این رخداد ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، ضمن تأکید بر تداوم نوسانات قیمت نفت با اختلال در تنگه هرمز تأکید کرده است که اروپا می‌تواند مسیرهای تأمین انرژی خود را تغییر دهد و روسیه آماده پذیرش اروپا در بازار انرژی خود است. در‌ واقع او با لحن کنایی گفته است که کشورهای اروپایی می‌توانند به بازار نفت و گاز روسیه برگردند.

گذشته از این آمریکا برای صادرات بخشی از نفت روسیه معافیت تحریمی وضع کرده است که بنا به گفته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، این معافیت تحریمی برای بخش اندکی از نفت روسیه است و نمی‌تواند به تأمین مالی این کشور برای جنگ اوکراین کمک کند.

میزان نفت روسیه که مشمول معافیت تحریمی می‌شود حدود صد میلیون بشکه نفت تخمین زده می‌شود.

از آن سو ترامپ با اشاره به اینکه آمریکا تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است، از افزایش قیمت انرژی استقبال کرده و آن را به نفع درآمدهای کشورش خوانده است. موضوعی که البته روسیه هم از آن استقبال می‌کند؛ چرا‌ که اروپا تا پیش از این، علاوه بر تحریم نفت و گاز روسیه، برای صادرات نفت روسیه سقف قیمت قائل شده بود که در ابتدای جنگ روسیه و اوکراین ۶۰ دلار بود؛ سقف قیمتی که شناور است و با تغییرات قیمت نفت تغییر می‌کند. پیش از جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل این سقف قیمت به ۴۰ دلار کاهش یافته بود و حالا با رشد قیمت نفت روسیه هم از معافیت صادرات بخشی از نفت خود برخوردار شده است و هم سقف قیمت نفت تحریمی آن بالا می‌رود.

از سوی دیگر چین که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و مشتری عمده کشورهای خلیج فارس به شمار می‌آید، پیش از بروز جنگ و با بالا‌گرفتن تنش‌ها در خاورمیانه بار دیگر به فکر توسعه خط لوله سیبری افتاد. هر چند که به نظر نمی‌رسد عبور نفتکش‌های چینی از آبراهه هرمز با مشکلی مواجه باشد اما افزایش قیمت نفت و کاهش تخفیف نفت تحریمی روسیه به زیان این کشور است که دومین اقتصاد بزرگ جهان به حساب می‌آید. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که چین با بروز جنگ در خلیج فارس، صادرات فراورده‌های نفتی و پتروشیمی خود را محدود کرده است.

با این حساب می‌توان گفت که روسیه به نوعی برنده وضعیت پیش‌آمده بازار انرژی است و بازنده بزرگ آن اروپا و سپس چین است.

آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.