|

«شرق» گزارش می‌دهد:

۸ آذر ۲۸ سال قبل و آن حس تکرارناشدنی

آنچه از ۸ آذر ۷۶ به یاد ماند، درسی بود که فوتبال یاد داد. آموختیم و آموختند که وفاق یک جامعه را فوتبال بیش از هر پدیده دیگری می‌تواند به وجود آورد. همانطور که نفرت و نفاق را هم فوتبال رقم می‌زند. همین کارکرد زشتی که این روزها به نمایش گذاشته است. کاش یک بار دیگر ۸ آذر تکرار می‌شد. نه برای برد و صعود با اشک و آه به جام جهانی، برای بی‌ریایی و بی‌شیله پیله بودن آن روزها که می‌توانستیم به راحتی کنار هم زندگی کنیم. برای هزاران «ای کاشی» که می‌توانست همچنان باشد.

۸ آذر ۲۸ سال قبل و آن حس تکرارناشدنی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

برای آنهایی که سن‌شان قد می‌دهد و آن روز خاص را به یاد دارند و تجربه کردند، ۸ آذر یعنی یک معجزه! نه معجزه‌ای در زمین فوتبال، که فوتبال سرشار است از این معجزه‌ها، برای ما معجزه‌اش از نوع همبستگی و شادی سراسری و ملی بود. یک وفاق خودجوش. معجزه‌ای از جنس یکی شدن بدون در نظر گرفتن رنگ‌ها.

اصلا آن زمان رنگ‌ها تا این اندازه پررنگ و پرحاشیه نبودند. فوتبال عزیز بود، بخشی از زندگی بود، بخشی از خوشی‌ها را می‌ساخت، با باختش غمگین می‌شدیم، شاید هم گریه می‌کردیم. در روزگاری که همه چیز بیشتر حقیقی بود نه مثل این روزها مجازی، روی خوش فوتبال خودنمایی کرد و به ما اجازه داد چندین ساعت در خیابان بخندیم و پایکوبی کنیم. این فوتبال بود که اجازه داد بی‌ریا و بی‌تکلف به خیابان بیاییم. برایمان مهم نبود که چی پوشیدیم، شاید با دمپایی‌های لنگه به لنگه سوار ماشین شدیم یا خودمان را سر کوچه رساندیم تا جشن بگیریم.

فوتبال تا همین چند سال پیش همین نقش را بازی می کرد. همین اندازه ما را به هم وصل کرده بود. خانه‌هایی که بدون سانسور فوتبال می دیدند، زودتر از صدای گزارشگر تلویزیون فریاد سر می‌دادند و ما خوشحال که گل زدیم حتی اگر برایمان هیجان نداشت. فوتبال اما از کارکرد شادی خود فراتر رفت. بزرگ‌تر شد، به بلوغ رسید، چون مخاطبانش به بلوغ رسیده بودند. دوستدارانش هم یاد گرفتند که هر پیروزی در فوتبال نمی‌تواند ما را خوشحال کند، چون گردانندگان فوتبال به دوستانش پشت کرده بودند. برای همین است که این روزها بخشی از مردم از فوتبال دور شده‌اند و شاید حتی قهر کرده‌اند. دیگر مثل سابق دوستش ندارند، برایشان برد و باختش چندان مهم نیست. حالا از صبح تا شب تریبون دم دهان بازیکنان باشد که «آهای ایهالناس، به داد مردم برسید». این حنا دیگر رنگی ندارد. از آن تیم معجزه‌گر هم خبری نیست. کجا رفتند آن بازیکنانی که برای هم به قول «سلطان» چشم و پا می‌دانند؟ بعضی‌ها راه درست را در پیش گرفتند و اسطوره شدند، و بعضی‌ها هم پول را بو کشیدند و خود را به هر کسی که بیشتر برایشان صرف داشت، چسباندند.

2

اما آنچه از ۸ آذر ۷۶ به یاد ماند، درسی بود که فوتبال یاد داد. آموختیم و آموختند که وفاق یک جامعه را فوتبال بیش از هر پدیده دیگری می‌تواند به وجود آورد. همانطور که نفرت و نفاق را هم فوتبال رقم می‌زند. همین کارکرد زشتی که این روزها به نمایش گذاشته است. کاش یک بار دیگر ۸ آذر تکرار می‌شد. نه برای برد و صعود با اشک و آه به جام جهانی، برای بی‌ریایی و بی‌شیله پیله بودن آن روزها که می‌توانستیم به راحتی کنار هم زندگی کنیم. برای هزاران «ای کاشی» که می‌توانست همچنان باشد.

آخرین اخبار ورزش را از طریق این لینک پیگیری کنید.