عوامل فیلم «من جا سوزنی نیستم» مطرح کردند:
مسائل آموزشی و تربیتی در ساخت این اثر اولویت داشت
با افتخار ساخت فیلم «من جا سوزنی نیستم» را در حوزه کودک را انتخاب کردم و خیلی خوشحالم که چنین کاری انجام دادهام. در بسیاری از کارهایی که تاکنون داشتهام، بهخصوص سریالها یا فیلمهای کمدی، بچهها نقشهای کلیدی و اساسی داشتهاند، اما اساساً آن آثار در فضای کودک ساخته نشده و برای مخاطب بزرگسال طراحی شده بودند
به گزارش گروه رسانهای شرق،
«من جا سوزنی نیستم» نخستین تجربه منوچهر هادی در ساخت اثری با محوریت مخاطب کودک به شمار میرود. فیلمی که در بخش مسابقه فیلمهای بلند سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان حضور دارد و با تکیه بر یک قصه خانوادهمحور، تلاش میکند در کنار ایجاد فضای فانتزی و کمدی، مفاهیمی همچون انسجام خانوادگی، پشتکار، امید و تلاش را برای مخاطب کودک روایت کند. حضور سوفیا هادی فرزند منوچهر هادی و همکاری جمعی از بازیگران شناختهشده نظیر علیرضا خمسه، یکتا ناصر، بهنوش بختیاری و یوسف تیموری از دیگر ویژگیهای این فیلم است.
*شما با کارگردانی آثار پرمخاطب بزرگسال شناخته میشوید. چه فرایندی طی شد که این بار تصمیم گرفتید ساخت یک فیلم در حوزه کودک را تجربه کنید؟
منوچهر هادی: با افتخار ساخت فیلم «من جا سوزنی نیستم» را در حوزه کودک را انتخاب کردم و خیلی خوشحالم که چنین کاری انجام دادهام. در بسیاری از کارهایی که تاکنون داشتهام، بهخصوص سریالها یا فیلمهای کمدی، بچهها نقشهای کلیدی و اساسی داشتهاند، اما اساساً آن آثار در فضای کودک ساخته نشده و برای مخاطب بزرگسال طراحی شده بودند. برای مثال در «نیسان آبی» بازیگر کودک داشتیم و به نظرم حضور این گروه سنی در یک اثر میتواند به باورپذیری کمک کند.بچهها اصولاً دو حالت دارند؛ یا نمیتوانند جلوی دوربین ظاهر شوند و خجالتی و معصوم هستند، یا اگر بتوانند جلوی دوربین قرار بگیرند فوقالعاده هستند. چون کودک قرار نیست نقش بازی کند و کاملا خودش است. بهخصوص بچههایی که اولین تجربه بازیشان است، معمولاً بازی بسیار طبیعی داشتهاند. به همین دلیل همیشه دوست داشتم اگر فیلمی پیشنهاد شود که قصهاش را دوست داشته باشم یا فضایی باشد که بتوان در سینمایکودک به صورت مستقل کار کرد، کارگردانی آن برا برعهده بگیرم.
*یکی از نکات قابل توجه فیلم «من جا سوزنی نیستم»، حضور سوفیا دختر شما به عنوان بازیگری است که نخستین تجربه خود را پشت سر گذاشته است. از ابتدا چقدر به انتخاب او مطمئن بودید؟
فکر میکنم حتماً از سوفیا به عنوان بازیگری که نخستین تجربه خود در بازیگری را پشت سر گذاشته است متعجب میشوید. تمام لحظات بازی او کنترل شده و درباره آنها کار و فکر شده است، اما در نهایت، خود او هم اجرا کننده خوبی در نقش بوده است. سوفیا در این سن هنوز وارد مرحله طراحی نقش نشده است. بیشتر کودکانی که حضور در چند اثر را تجربه کردهاند، بهتدریج فرایند طراحی نقش را انجام میدهند. این اتفاق در واقع دخالت ناخواسته در بازی رئال آنها محسوب شده و باعث میشود از بازی طبیعی فاصله بگیرند. بازی سوفیا در این فیلم قابل باور است و نقشی که در آن برعهده دارد، متناسب با سن خودش بود؛ یعنی دقیقاً در همان سن و شرایطی که خودش دارد. من از کارگردانی این فیلم رضایت دارم و با خودم میگویم چرا زودتر سراغ کار کودک نرفتم. در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان هم بازخورد مخاطبان نیز به این فیلم مثبت بود.
*چه باعث شد تا دست به نوعی ریسک زده و در این مقطع تصمیم بگیرید تا فیلمی در گونه کودک را کارگردانی کنید که شاید در گیشه سرمایه اش را هم کمتر برگردانن؟
من مطمئن هستم این فیلم فروش بالایی را تجربه خواهد کرد. ما از ابتدا تعامل بسیار خوبی با تهیهکننده داشتیم و انتخاب فیلمنامه با دقت انجام شد. حمزه صالحی از جمله فیلمنامهنویسان بسیار خوب و اهل تعامل است. اگر پیشنهادی وجود داشت، او با روی باز میپذیرفت. از طرف دیگر، در این فیلم بازیگرانی انتخاب شدند که همگی طناز هستند و روحیه فانتزی دارند و کودک خیلی راحت میتواند با آنها ارتباط برقرار کند. از طرفی، نقش مادر سوفیا در فیلم را مادر واقعی خودش بازی کرد. این موضوع به ارتباط مادر و دختری این دو کاراکتر کمک میکند. در واقع شما متوجه میشوید که این رابطه از حالت یک بازی معمولی خارج شده و خیلی شبیه زندگی و واقعیت است.
*همکاری شما با این پروژه چگونه شکل گرفت و پیشنهاد اولیه چطور مطرح شد؟
من همیشه دوست داشتم با بچهها و برای آنها کار کنم. وقتی این پیشنهاد از طرف آقای خواجه تهیه کنندت مطرح شد، پذیرفتن آن را منوط به فیلمنامه کردم؛ یعنی گفتم باید ببینم آیا میتوانم با قصه ارتباط برقرار کنم یا خیر. پیش از این فیلمنامههایی وجود داشت که نتوانستم با آنها ارتباط برقرار کنم و در نهایت متوجه شدیم آقای حمزه صالحی طرحی مفصل در فضای سینمای کودک نوشته است. وقتی آن طرح را مطرح کرد، من با آن ارتباط گرفتم و خیلی دوستش داشتم. از همان ابتدا هم نقش کودک دختری را که به او فکر میکردم، برای سوفیا مناسب بود.
از طرف دیگر، آقای خواجه تجربههای متعددی در حوزه مسائل تربیتی و آموزشی داشتند و قرار بر این بود که این مسائل در اولویت باشد.
*آیا از حیث پرداختن به موضوعهای مختلف و ابعاد اخلاقی قصه برای خود خطوط قرمزی را در نظر گرفتید؟
از ابتدا روی اخلاقمدار بودن فیلم برای مخاطب کودک تاکید داشتیم. بنا را بر این نگذاشتیم که صرفاً به سمت شوخی و جنبههای کمدی برویم. به دلیل حضور کودکان و اینکه مخاطب هم کودک است و بازیگر کودک داریم، باید این مسائل را رعایت میکردیم و این موضوع را از جمله مسئولیتها و تعهدات خود میدانستیم.
*کار کردن در ژانر کودک چه چالشهایی برای شما به همراه داشت؟
روایت و فضای کلی کار کودک، چالشهای خود را دارد. در حوزههای مختلفی مانند آثار پلیسی و دفاع مقدس، باکارگردانهایی مواجه هستیم که برای هر سکانس نماهای مشخصی را درنظر میگیرند و بر اساس همان فرمول پیش میروند. اما وقتی شما سواد تدوین را داشته باشید و آن را بشناسید، متوجه میشوید که این عامل از همان ابتدا در کارگردانی حضور دارد. در واقع کارگردانی نهایی اثر در تدوین شکل میگیرد.ضمن اینکه من در این فیلم، سراغ تجربههای پیشین در ژانر کودک رفتم و انها را تماشا کردم. در بسیاری از کارهای کودک، یک فرمول مشخص وجود دارد. هر سکانس و هر موقعیتی انگار خودش میگوید دوربین را کجا بگذار و چگونه اجرا کن.
اتفاقی که در فیلم میافتد طی یک موقعیت بزرگسالانه شکل میگیرد و مخاطب از نگاه یک کودک با آن مواجه میشود. در واقع، این بچه است که مشوق بزرگسالهاست. فانتزی فیلم هم بیشتر در گفتوگوهای میان بازیگر کودک و عروسکها شکل میگیرد. در واقع کودک با تماشای این فیلم میتواند این نکته را بیاموزد که به اندازه سهم خود میتواند در برخی مسائل مربوط به جهان بزرگسالان ورود پیدا کرده و کمکهایی داشته باشد.
*با توجه به اینکه فیلم «من جا سوزنی نیستم» نخستین تجربه کارگردانی شما در حوزه سینمای کودک است، در مرحله تبدیل فیلمنامه به زبان تصویر با چالش خاصی مواجه نبودید؟
به عنوان کارگردان زمانی که ژانر را تغییر میدهیم، این موضوع تا حدی با خود استرس به همراه دارد. اما اگر به عنوان کارگردان تسلط کافی را داشته باشید، اثر شما را با خود همراه میکند و به شما میگوید که چطور باید آن را درست اجرا کنید. البته این اتفاق به شرط تمرکز، وجود انگیزه و اهمیت داشتن کیفیت فیلم اتفاق میافتد.
*در دهههای شست و هفتاد فیلمهای فانتزی و واقعگرایانه در سینمای کودک رونق بسیار زیادی در فروش و مخاطب داشت تا چه اندازه میتوان امیدوار بود که «من جاسوزنی نیستم» بتواند چنین فضایی را در ارتباط با مخاطب کودک به وجود بیاورد؟
مطمئن هستم این فیلم در جذب مخاطب عملکرد موفقی خواهد داشت. این موضوع را به عنوان کسی میگویم که در حوزه کارهای پرمخاطب تجربه دارد. در فیلمهای «من سالوادور نیستم»، «آینه بغل»، «رحمان ۱۴۰۰»، فصل اول سریال «نیسان آبی» و همچنین سریال « نیوکمپ» رکورد میزان مخاطب را در اختیار داشتهام و به لطف خدا رزومهای قابل دفاع در این زمینه دارم. با توجه به این تجربه میگویم اگر شرایط طبیعی و منطقی برای اکران فراهم باشد، این فیلم نیز میتواند موفق باشد. البته پخشکننده، تبلیغات و مسائل مربوط به اکران نیز مؤثر هستند و باید آنها را هم در نظر گرفت.
علی خواجه جوزم: کودک در سینما خودش فیلم و پیام را انتخاب میکند
*با توجه به سالها فعالیت شما در حوزه کودک در تلویزیون و تولید برنامه با عروسکها و چهرههاییکه برای کودکان به شخصیتهای شناختهشده تبدیل شدهاند، تجربه حضور در سینمای کودک برای شما چگونه بود؟
علی خواجه جوزم: کار کودک، دارای فضای خاصی است که آدم را همیشه شگفتزده میکند. کودکان واکنشهایی دارند که معمولاً ما را به شناخت تازهای از آنها میرساند. حتی در کارهای آموزشی که با کودکان داشتهام، همیشه فکر کردم که کار کردن برای بچهها، آموزنده است. ما فکر میکنیم به بچهها چیزی یاد میدهیم، اما وقتی در مقابل آنها قرار میگیریم، خودمان هم چیزهای زیادی از آنها یادمیگیریم. در فضای سینمایی این شانس را داشتم که در نخستین تجربهام با حرفهایترینهای سینمای ایران همکاری کنم. کار کردن جلوی دوربین با هدایت آقای هادی،برای من آموزههای بسیار خوبی داشت و تجربهای بسیار ارزشمند بود. امیدوارم مخاطبان نیز از تماشای فیلم لذت ببرند.
*از نگاه شما تفاوت مخاطب کودک در سینما با مخاطبی که تلویزیون را دنبال میکند، در چیست؟
کودکی که به سینما میرود، خودش فیلم و پیام را انتخاب میکند. این تفاوتی بنیادی از نظر تربیتی ایجاد میکند. کودکی که بهصورت روتین یا حتی اجباری در مدرسه پایدرس معلم مینشیند، یا به شکل رایگان و روتین پایتلویزیون قرار میگیرد، شرایط متفاوتی با کودکی دارد که برای تماشای یک فیلم سینمایی مبلغی را میپردازد. در این وضعیت، او بهنوعی آغوش خود را برای دریافت آن پیامباز میکند. این فرصت بسیار استثنایی است و شاید در بسیاری از شکلهای دیگر کار کودک به این صورت وجود نداشته باشد. خوشحال هستم که تیم تولید این اثر با یکدیگرهمکلام بودیم و حرف مشترکی داشتیم. همه ما پیام فیلمو هدفی را که قصه فیلم دنبال میکرد، قبول داشتیم و اینموضوع برایمان محترم و مهم بود. بحث خانواده، تلاش، انسجام، پشتکار و مفاهیمی از این دست در فیلم مطرح میشود و احساس میکردم همه اعضای گروه با آن همنظر هستند.
*به نظر میرسد حضور در تولید این اثر به عنوان تهیهکننده باعث شده تا نگاه تازهای به سینمای کودک پیدا کنید. آیا این تجربه شما را برای ادامه فعالیت در سینما ترغیب کرده است؟
این فیلم تجربه جدیدی برای من بود و حسرت میخورم که چرا زودتر فعالیت در سینما را آغاز نکردم. مخاطبی که رویصندلی سینما مینشیند، بهطور معمول تفاوتهایی با مخاطب تلویزیونی دارد. البته من اصلاً قصد ارزشگذاریندارم؛ همه کودکان ایران برای ما مهم هستند، اما کودک در سینما انتخابی دارد و درگیر محتوا میشود. این اتفاق ممکن است در تلویزیون به همان شکل رخ ندهد. از همینجهت است که ماندگاری آثار کودک در سینما و تأثیر آنها بر نسلهای مختلف، جدی و قابل توجه شده است. ممکن است مخاطب فیلم را یکبار در سینما ببیند، اما همان تجربه میتواند تأثیری ایجاد کند که سالها با او همراه بماند. اینتأثیرگذاری ویژه که در سینما میبینم، در من انگیزهایبرای فیلمسازی ایجاد کرده است تا با جدیت بیشتری به این حوزه فکر کنم.
*فیلم «من جای سوزنی نیستم» یک قصه خانوادهمحور دارد. مضامین اصلی فیلم را چگونه توضیح میدهید؟
ماجرای فیلم درباره خانوادهای است که کسبوکار خانوادگیشان دچار مشکل شده و در یک دوراهی قرار میگیرند؛ اینکه این کسبوکار را با وجود همه سختیهاادامه بدهند یا آن را کنار بگذارند و به سراغ فعالیتی بروند که بتوانند از طریق آن پول بیشتری به دست بیاورند. آنها درنهایت تصمیم میگیرند با وجود مشکلات بسیار، مسیراول را ادامه دهند. نکتهای که باعث موفقیت آنها میشود،انسجام، پشتکار و ناامید نشدن است. امیدواری نسبت به آینده، از کوچکترین عضو خانواده، یعنی سارا که خانم سوفیا هادی آن را بازی میکند، تا بزرگترین عضو خانواده، یعنی مادربزرگ که خانم بهنوش بختیاری نقش او را ایفامیکند، وجود دارد. همه اعضای خانواده در نقاط مختلف قصه نقش مؤثری دارند و هرکدام در مقاطعی برای پیشبرد ماجرا تأثیرگذار هستند. در نهایت نیز همین همگرایی و انسجام خانوادگی باعث موفقیت آنها میشود و کسبوکارشان را نجات میدهند.
*ظرفیت تربیتی در فیلم چگونه با قصه و فضایکودکانه آن پیوند برقرار کرده است؟ و مخاطب بزرگسال تا چه اندازه میتواند با این اثر ارتباط برقرار کند؟
من احساس میکنم قصه ظرفیتهای خوبی برای مخاطب بزرگسال دارد. فضای اقتصادی و دغدغه کسبوکار، اساساً موضوعاتی هستند که میتوان از زاویهای بزرگسالانه به آنها نگاه کرد. قصه میتوانست به شکلی بزرگسالانه روایت شود، اما کارگردان در لحن، بازیگران و تیپهایی که برایشخصیتها انتخاب کرده، نگاه کودکانهای به آن داشته است. این نگاه در همه اجزای کار وجود دارد؛ در موسیقی،صحنهها، گریم و سایر عناصر. تقریباً همه بخشهای فیلمبا یک نگاه کودکانه طراحی شدهاند و همین موضوع فیلم را به یک اثر کودکانه تبدیل کرده است.
یوسف تیموری: دوست دارم هر سال برای جشنوارهفیلمهای کودکان و نوجوانان یک فیلم داشته باشم
*گاهی از سوی برخی تهیهکنندگان یا کارگردانها گفته میشود که بعضی بازیگران نسبت به حضور در آثار کودک رغبتی نداشته و حتی تمایلی ندارند در کارنامهشان به عنوان بازیگر آثار کودک شناخته شوند. نگاه شما به حضور در سینمای کودک چیست؟
من چنین گاردی نسبت به سینمای کودک ندارم و اتفاقاً خیلی هم خوشحالم که در این فیلم حضور داشتم. در اینفیلم به سراغ موضوعها و مواردی رفتیم که برای مخاطب کودک اهمیت داشت همه تلاش ما این بود که کار به شکل درست و قابل قبول از آب دربیاید. من علاقهمند هستم که در پرونده کاری خود هر چند سال یکبار یک کار کودک داشته باشم و حتی اگر امکان آن وجود داشته باشد، هر سال برایجشنواره کودک کاری انجام بدهم. بهخصوص در شرایطی که امروز قرار داریم، این موضوع برای من اهمیت بیشتریدارد. زمانی میگفتیم کشورهای آسیایی و یا کشورهایمختلف دنیا همه درگیر تخیل و جهانهای ساختهشده در آثار کودک شدهاند.
امروز بخش قابل توجهی از تولیدات حوزه کودک، بهخصوص در حوزه انیمیشن، به سمت الگوهاییمیرود که از فرهنگ و سنتهای محلی و آن چیزی که بهصورت بومی در ذهن مردم هر کشور وجود دارد، فاصله میگیرد. درچنین شرایطی، فیلمساز، تهیهکننده و کسانی که در کشورهای مختلف و در جشنوارههای کودک فعالیت میکنند،میتوانند دوباره این عناصر بومی را به آثار بازگردانند و اتفاقاً این موضوع بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. به نظرم مسئولیت ما در این زمینه سنگین است.
*به نظر شما یک اثر کودک میتواند هم برای کودک جذاب باشد و هم مخاطب بزرگسال را با خود همراه کند؟
دقیقاً. این فیلم دو حسن داشت؛ یکی اینکه برای کودک ساخته شده و دوم اینکه بزرگترها هم اگر آن را ببینند، با قصه فیلم همراه خواهند شد. باید سینمای کودک دارای آثاری باشد که بزرگترها را هم درگیر خود کرده و به آنها یادآوریکند که با یک نسل دیگر زندگی میکنیم و باید جهان کودکان امروز را بشناسیم.
من هم از این قاعده مستثنا نیستم. حتماً دوست دارم در کارهایی از این جنس بازی کنم و فیلمهایی را ببینم که این ویژگیها را دارند. «من جا سوزنی نیستم» به نظرم چنین ویژگیهایی داشت؛ هم متن خوبی در اختیار بود و هم خلاقیت کارگردان در آن دیده میشد.
*انتخاب بازیگران را در شکلگیری این فضای کودکانه این اثر چگونه ارزیابی میکنید؟
پیش از هر چیز باید بگویم که حضور آقای خمسه در اینپروژه بسیار ضروری بود. بازیگران خوب دیگری نیز در فیلم حضور داشتند و در نهایت خروجی کار رضایت بخش است. امیدوارم همکاریهای اینچنینی ادامه پیدا کند. اما به طور کلی کار کردن در چنین پروژهای قطعاً سختیهای خودرا دارد، اما حضور و همکاری عوامل حرفهای باعث میشوداین سختیها راحتتر شود. من هم خوشحالم که امسال با آقای هادی و با متن آقای حمزه و همچنین با دوستانی که خودشان از دستاندرکاران حوزه کودک هستند، همکاری کردم.
*به نظر شما چه عواملی میتواند به جذابیت بیشترچنین فیلمهایی برای مخاطب کودک و خانواده کمک کند؟
یک فیلم میتواند واقعگرا باشد و در همان فضای واقعی،تخیل را هم وارد اثر کند. در این فیلم، عروسک و عناصر اینچنینی حضور دارند، اما در نهایت یک هدف مشخص را دنبال میکنند و داستانی را پیش میبرند که فقط برایکودک نیست و میتواند بزرگترها را هم درگیر کند. به نظر من این ویژگی مهمی است که یک فیلم کودک بتواند بزرگترها را هم به تماشای خودش ترغیب کند. اگر فیلمیفقط برای بچهها ساخته شود و بزرگترها هیچ ارتباطی با آن برقرار نکنند، بخشی از ظرفیت سینمای کودک از بینمیرود.
*به نظر میرسد همکاری با کودکان برای بازیگرانبزرگسال هم تجربه متفاوتی ایجاد میکند.
قطعاً همینطور است. کار کردن با کودک سختیهای خودش را دارد، اما اگر کودک بتواند خودش را با فضای کار هماهنگ کند، نتیجه میتواند بسیار جذاب باشد. درباره سوفیاواقعاً باید از او تعریف کرد؛ از همان ابتدا خیلی خوب با گروه همراه شد و توانست خودش را در فضای کار پیدا کند. در مجموع فکر میکنم «من جای سوزنی نیستم» از آن دسته آثاری است که میتواند برای کودک و بزرگسال جذاب باشد و امیدوارم مخاطبان، بهخصوص کودکان و خانوادهها، با آن ارتباط برقرار کنند.
سوفیا هادی: کودکان «من جا سوزنی نیستم» را دوست خواهند داشت
*حضور در فیلم «من جا سوزنی نیستم» به عنوان اولین تجربه بازیگری با چه چالشهایی همراه بود؟
سوفیا هادی: اوایل این کار کمی برایم سخت بود، مخصوصاً یک ماه اول. کمی هم شیطنت میکردم، اما به تدریج با فضای این فیلم هماهنگ شدم. خوشبختانه این کاراکترتا حدودی به ویژگیهای شخصیتی من نزدیک بود.
*در این فیلم پدر و مادر شما به عنوان بازیگر حضور داشتند. تا چه اندازه از راهماییهای آنها برای ایفای نقش کاراکتر سارا استفاده کردی؟
پدر و مادرم بسیار در ایفای این نقش من را راهنمایی میکردند.روزهای اول و دوم کمی خسته میشدم، چون پشت صحنه و لوکیشن خیلی شلوغ بود و کار هم زیاد داشتیم. ولی بعد از مدتی به شرایط عادت کردم
ضمن اینکه کار کردن با عروسک «تکمه» برای من خیلی جالب بود و آن را بسیار دوست داشتم.
اما گاهی چند بار یک صحنه را فیلمبرداری میکردیم و از اینجهت کمی اذیت میشدیم، ولی در مجموع این تجربه را دوست داشتم.
*بعد از این تجربه، دوست داری همچنان بازیگری را ادامه بدهی؟
بازیگری را دوست دارم، ولی به کارگردانی هم علاقه دارم. چند وقت پیش یک سریال را با استفاده از تلفن همراه و با کمک یکی از دوستانم کارگردانی کردم که اتفاقا مادرم هم در آن بازی کرد. اگر کارگردان دیگری فیلم خوبی را پیشنهاد دهد، دوست دارم باز هم مقابل دوربین بروم. البته فقط در فصل تابستان و تعطیلی مدارس، چون باید درس بخوانم.
*اگر بچههای همسن و سال خودت این فیلم را ببینند، فکر میکنی چقدر دوستش داشته باشند؟
وقتی خودم را به جای آنها میگذارم، به نظرم میرسد که احتمالا خیلی این فیلم را دوست خواهند داشت و حتی ممکن است برای تماشای آن چند بار به سینما بروند. خودم هم به فیلمهای کودک علاقه زیادی دارم و برای مثال «آهوی پیشونی سفید» و «بچه زرنگ» را تماشا کردهام.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.