|

بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی در بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی

شاهنامه در آیینه تبریز

آذربایجان در ادامه‌‌ مسیر درخشان خود در پاسداری از شاخصه‌های ملی ایران‌زمین، با پایبندی به سنت و رسالت درخشان خود در تاریخ این سرزمین اهورایی، باری دیگر عاشقانه به برپایی آیین «بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی» برخاست. این آیین پرشور و پراستقبال، از ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۴٠۵ خورشیدی در محل «بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی» با همکاری «انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجان‌شرقی» و «کوشش یارانِ ایران‌خواه این دیار» برگزار شد.

نیما عظیمی

 

 


آذربایجان در ادامه‌‌ مسیر درخشان خود در پاسداری از شاخصه‌های ملی ایران‌زمین، با پایبندی به سنت و رسالت درخشان خود در تاریخ این سرزمین اهورایی، باری دیگر عاشقانه به برپایی آیین «بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی» برخاست.
این آیین پرشور و پراستقبال، از ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۴٠۵ خورشیدی در محل «بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی» با همکاری «انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجان‌شرقی» و «کوشش یارانِ ایران‌خواه این دیار» برگزار شد.
«محمد طاهری‌خسروشاهی» رئیس بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی پس از «قدردانی از همراهی حاضران در این نشست» سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد:
«در سال گذشته- به‌ویژه دو ماه پایانی سال- فعالیت‌های بنیاد به دلیل شرایط خاص کشور، قدری به فترت افتاده بود.
همین‌طور در دهم اسفند شاهد آغاز جنگ رمضان بودیم و در اثر این هجوم وحشیانه، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، امام شهید و قائد عظیم‌الشأن کشورمان را از دست دادیم».
طاهری خسروشاهی از این رویدادها و حوادث رخ‌داده در سال ۱۴٠۴، به عنوان «عوامل به تأخیر افتادن برنامه‌های بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی» یاد کرد و ادامه داد: «اما نام بلند حکیم طوس، ممد تداوم کار شد و امروز به میمنت و تبرک نام حکیم طوس و پاسداشت زبان فارسی گرد هم آمده‌ایم و به امید خدا این برنامه‌ها سلسله‌وار و مداوم برگزار خواهد شد».
رئیس بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی به «توجه ویژه این بنیاد به جایگاه والای حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه» اشاره و بیان خود را این‌گونه تشریح کرد: «بنیاد ایران‌شناسی، به طور ویژه در سه سال اخیر، هر سال به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، ویژه‌‌برنامه‌ای را تدارک می‌بیند که امسال هم این‌گونه در خدمت شما عزیزان هستیم».
هر هفته در بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی کلاس شاهنامه‌خوانی داریم
وی در ادامه با اشاره به «کلاس‌های هفتگی شاهنامه در بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی» گفت: «لازم به ذکر است که در کنار آن ویژه‌برنامه‌های بنیاد، یک کلاس شاهنامه‌خوانی نیز داریم که به همت انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجان‌شرقی و جمعی از جوانان عزیز و میهن‌دوست آذربایجان، دوشنبه‌ هر هفته در این بنیاد برگزار می‌شود».
محمدطاهری خسروشاهی در پایان سخنان خود، به «سه نکته مهم و کلی درباره اهمیت شاهنامه» اشاره کرد:

۱- شاهنامه از این نقطه‌نظر که به عنوان یک اثر ادبی مهم در تاریخ ادبیات ایران هست، برای ما مهم است. به ویژه که سراینده آن، فردوسی بزرگ، بیش از سی سال برای تدوین این اثر سترگ زحمت کشیده و در نهایت تنگی معاش، این اثر ماندگار را پرداخته است.
۲- شاهنامه به زبان فارسی سروده شده و یکی از وجوه ماندگاری زبان فارسی، همین اثر سترگ است و نقش پررنگی در احیای هویت ایرانی و وحدت ملی دارد.
۳- ما شاهنامه را در کنار دیگر ویژگی‌هایش، به عنوان یک اثر تاریخی می‌دانیم که متضمن منبع مهمی برای تاریخ ایران است.


پاسداشت فردوسی یعنی پاسداشت خِرَد
سخنران بعدی، «فاطمه اروجی» رئیس انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجان‌شرقی، با بیان این مطلب که «گردهمایی امروز ما برای گرامیداشت یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فرهنگ و ادب ایران‌زمین است که نه‌تنها شاعر، بلکه نگاهبان هویت، فرهنگ و زبان ملی فارسی بود»، گفت: «فردوسی در زمانه‌ای می‌زیست که زبان و فرهنگ ایران در معرض فراموشی قرار گرفته بود. او با اراده‌ای شگفت و عشقی عمیق به ایران و فرهنگ آن، بیش از سی سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد؛ اثری که نه‌تنها کتاب شعر، بلکه گنجینه‌ای از تاریخ، اسطوره‌ها، ارزش‌ها و آرمان‌های ایرانیان است. شاهنامه روایت پهلوانانی است که برای عدالت، آزادی و پاسداری از سرزمین خود می‌جنگند، روایت انسان‌هایی که شجاعت، خرد و وفاداری را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌اند. فردوسی خود به روشنی هدفش را بیان کرده است، آنجا که می‌گوید: «بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی». این بیت، نه‌تنها فضل‌فروشی و افتخار شخصی نیست، بلکه بیانگر رسالتی بزرگ است. فردوسی با شاهنامه، زبان فارسی را استوار بخشید و جایگاهش را به آن برگرداند و آن را به نسل‌های بعدی سپرد. اگر امروز به زبان فارسی سخن می‌گوییم و میراث فرهنگی مشترکی داریم و این میراث فرهنگی مشترک را در کشورهایی مانند افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، باکو و حتی در ارمنستان و گرجستان و ترکیه می‌بینیم، سهم فردوسی در این میان بسیار بزرگ است. شاهنامه فقط کتابی درباره گذشته نیست، بلکه پیام‌های آن همچنان زنده و الهام‌بخش است. در شاهنامه، خرَد برترین ارزش و بزرگ‌ترین فضیلت شمرده می‌شود. داستان‌های آن به ما می‌آموزند که قدرت بدون عدالت ارزشی ندارد و پهلوانی تنها در نیروی بازو نیست، بلکه در راستی، وفاداری و انسانیت معنا می‌یابد.
فردوسی، نه‌تنها شاعر ایرانی، بلکه شاعر انسانیت است. شاهکار او مرزهای زمان و مکان را درنوردیده و هنوز هم خوانندگان را به اندیشیدن درباره اخلاق، عدالت و هویت فرا می‌خواند. امروز بزرگداشت فردوسی، در واقع بزرگداشت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی و میراثی است که قرن‌ها ما را به یکدیگر پیوند داده است. پاسداشت فردوسی یعنی پاسداشت خرد، فرهنگ و هویتی که از گذشته به ما رسیده و مسئولیت نگهداری آن بر عهده ماست. در پایان، امیدوارم که ما نیز همچون فردوسی، پاسداران فرهنگ و زبان فارسی باشیم و این میراث ارزشمند را با افتخار به نسل‌های آینده بسپاریم».
میراث ادبی و معنوی شاهنامه به «خراسان» و میراث مادی و ملموس شاهنامه به «تبریز» تعلق دارد.
«بهرام آجرلو» رئیس دانشکده حفاظت آثار تاریخی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، عنوان سخنرانی خود را «میراث ملی شاهنامه فردوسی» بیان کرد و با اشاره به آغاز «هفته ملی میراث فرهنگی در ایران» سخنان خود را آغاز کرد و گفت: «جا داشت که از نظر میراث فرهنگی که دو جنبه مادی و معنوی را شامل می‌شود، بحث شاهنامه بررسی شود، با تأکید بر تبریز و ربع رشیدی. درواقع می‌خواهیم گزارشی را ارائه دهیم از یک دهه‌ای که راجع به پروژه ربع رشیدی کار کرده‌ایم و نتیجه‌ای که از آن اخذ نمودیم. گزارش مقدماتی متأسفانه در ایران مورد کم‌لطفی قرار گرفت و مجبور شدیم در یک کنگره بین‌المللی در باکو پیش‌نویس اولیه ایده را منتشر کنیم؛ چراکه به قول مرحوم «سیدجواد طباطبایی» به نقل از اسپرینگر در تاریخ غرب او: «ایران‌شناسی یک‌جورهایی در زبان‌شناسی به امان خدا رها شده است و از جنبه‌های تاریخ باستان‌شناختی و مردم‌شناختی غافل».
بهرام آجرلو در ادامه با اشاره به بحث درمورد «پیشینه مطالعات شاهنامه فردوسی به صورت آکادمیک»، گفت: «این مطالعات در دو قرن گذشته از تکاپوهایی در اروپا شروع شد و در ادامه به بزرگانی چون علامه قزوینی و علامه تقی‌زاده و ریاحی و... رسید که در این مورد بیشتر از جنبه‌های ادبی و زبان‌شناسی بحث شده است و اگر از جنبه‌های تاریخی مطرح بوده، بیشتر بحث تذکره‌نویسی و شرح‌ حال فردوسی بوده است و تاریخ در آن معنا که در کدام بسترهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شاهنامه پدیدار شد، کمتر بحث شده است. درواقع، بیشتر تذکره‌نویسی را با تاریخ اشتباه گرفته‌اند. در بحث نسخه‌شناسی، کارهای مرحوم جلال خالقی‌مطلق را داریم. اما در میراث مادی شاهنامه و رویکرد باستان‌شناسانه به شاهنامه مد نظر نبوده است». وی افزود: «آنچه ما روی آن پژوهش می‌کنیم، زیرساخت‌های مادی و فیزیکی این قضیه است. یعنی اینکه شاهنامه کجا و چطور شکل گرفته؟ و چطور می‌تواند ما را به فهم از شاهنامه در جامعه ایرانی و آذربایجان برساند»؟
آجرلو که سخنان خود را با «اسلایدهای تصویری» برای حاضران تشریح می‌کرد، در ادامه با اشاره به نُسَخِ شاهنامه و تذکره‌ها گفت: «طبق تذکره‌ها حکیم ابوالقاسم فردوسی در اواخر قرن ۴ هجری در خراسان، شهر طوس، شاهنامه را به سرانجام رسانده است، اما آنچه در دست داریم، نسخه فلورانس ۶۱۴، نسخه لندن ۶۷۵ هست که مبنای نسخه مسکوست و در ادامه، دموت ۷۳۳، بایسنقری ۸۳۳ و تهماسبی که یک پروژه بیست‌ساله -۹۴۸ تا ۹۲۸- بود که قرار بود به درگاه عثمانی اهدا شود. مسئله ما این بوده که زیرساخت‌های فیزیکی بسترهای مادیِ شکل‌گیری این نسخ کجا می‌توانست باشد؟ اگر در توفان حملات مغول خاستگاه این فرهنگ و ادب فارسی از میان رفته، پس این نسخه‌های شاهنامه چطور و در کجا شکل گرفته‌اند؟ آیا ربطی به ربع رشیدی دارد»؟
آجرلو تکمیل کرد که: «وقتی سرنخ‌ها و زیرساخت‌ها را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که آدرس‌ها دارند به ربع رشیدی اشاره می‌کنند. خراسان نیز از دست رفته است. «شاهنامه دموت» و شاهنامه کبیر ایلخانی اولین پروژه مینیاتورسازی و تصویرگری روی شاهنامه است. این یک پروژه فاخر و یک کار تیمی بود که احتمالا کسانی مثل شمس‌الدین کاشانی، سرتیمِ ادبی و حمدالله مستوفی سرتیم مطالعات تاریخی بوده. یک تیم نیز از نگارگران چینی آورده و این کار در تبریز انجام شده است. نشانه‌های ما دلالت می‌کند بر ربع رشیدی».
آجرلو همچنین با اشاره به «شاهنامه بایسنقری» گفت: «ما شاهنامه بایسنقری را نیز داریم. هرات حداقل دو بار نابود شد. آنچه که به عنوان شاهنامه بایسنقری و شاهنامه هرات یاد می‌کنیم، باز ریشه در سنت شاهنامه‌سازی ربع رشیدی دارد».
بهرام آجرلو سخنان خود را با این «جمله کلیدی و ملی» به پایان رساند: «اگر میراث ادبی و معنوی شاهنامه (حقوق معنوی آن) به خراسان و شهر طوس تعلق دارد، میراث مادی و ملموس شاهنامه به تبریز تعلق دارد».
پس‌ از سخنرانی‌ها، زمانی برای پرسش‌ و پاسخ همگانی اختصاص داده شد.
سپس نوبت به آیین «پرده‌خوانی شاهنامه رسید» که اجرای نقّالی به صورت زنده توسط «علی مداحی»، پایان‌بخش حماسی این نشست شد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.