«پیشمنت» در انتظار آب و روشنایی
این روزها وضعیت «نه جنگ و نه صلح» برای جامعه ایران به عاملی فرساینده تبدیل شده است. این وضعیت فقط در سیاست و اقتصاد باقی نمیماند؛ به تصمیمگیریهای روزمره، طرحهای نیمهتمام، کاهش امید اجتماعی و عمیقترشدن نابرابری هم سرایت میکند. در چنین فضایی، محرومیتهای قدیمی در مناطق کمبرخوردار دوباره آشکارتر میشوند و فاصله میان مرکز و پیرامون، بیشتر از گذشته خود را نشان میدهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
این روزها وضعیت «نه جنگ و نه صلح» برای جامعه ایران به عاملی فرساینده تبدیل شده است. این وضعیت فقط در سیاست و اقتصاد باقی نمیماند؛ به تصمیمگیریهای روزمره، طرحهای نیمهتمام، کاهش امید اجتماعی و عمیقترشدن نابرابری هم سرایت میکند. در چنین فضایی، محرومیتهای قدیمی در مناطق کمبرخوردار دوباره آشکارتر میشوند و فاصله میان مرکز و پیرامون، بیشتر از گذشته خود را نشان میدهد.
برای عبور از این فرسایش، کشور نمیتواند در حوزههای حیاتی در تعلیق بماند؛ نه در زیرساخت، نه در بهداشت و درمان، نه در سیاستگذاری اجتماعی و نه در مشارکت عمومی. مسئله فقط اجرای چند پروژه عمرانی نیست. تابآوری ملی، بدون توجه به تابآوری مناطق محروم، مفهومی ناقص و ناپایدار است. سیستانوبلوچستان یکی از روشنترین نمونههای این وضعیت است. تأمین آب شرب پایدار در این استان، بهدلیل وسعت جغرافیایی، پراکندگی سکونتگاهها، خشکسالی طولانی و محدودیت منابع، سالهاست به یکی از جدیترین چالشهای زیرساختی کشور تبدیل شده است. این بحران از شمال سیستان تا سواحل جنوبی استان ادامه دارد و حل آن نیازمند برنامهریزی مستمر، اجرای دقیق، تأمین منابع و نظارت پیگیر است.
در سالهای اخیر، راهکارهای مختلفی برای مقابله با بحران آب در این منطقه مطرح و اجرا شده است؛ از آبرسانی سقایی تا توسعه آبشیرینکنها، خطوط انتقال، مخازن ذخیره و بررسی منابع ژرف. بااینحال، بسیاری از روستاها همچنان با دسترسی ناپایدار به آب روبهرو هستند. ادامه این وضعیت، فقط یک مسئله خدماتی نیست؛ پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی دارد.
روستای پیشمنت، در محدوده شهرستان کنارک و نزدیک به نیکشهر، یکی از این نقاط است. این روستا حدود ۶۴ کیلومتر با کنارک فاصله دارد و نزدیک به ۱۰۰ خانوار، یعنی حدود ۷۰۰ نفر، در آن به شبکه آب شیرین دسترسی ندارند. شبکه آب تا روستای مومان، حدود ۱۵ کیلومتر پیش از پیشمنت، امتداد دارد و پس از آن آب پایدار در دسترس نیست. آب روستا عمدتا با تانکر و در فاصلههای طولانی تأمین میشود.
برای حل این مسئله، راهکارهای اجرایی روشن است: اجرای خط انتقال، ساخت مخزن ذخیره، نصب پمپ، تأمین انرژی مورد نیاز و راهاندازی آبشیرینکن صنعتی. اینها راهحلهایی دور از دسترس یا ناممکن نیستند؛ اما نیازمند تصمیم، هماهنگی و تأمین منابعاند. تجربه میدانی در این مناطق نشان میدهد هرجا مسئله درست شناسایی شده، جامعه محلی درگیر کار بوده و اجرا با پیگیری همراه شده، امکان حل بخشی از بحران وجود داشته است.
پیشمنت فقط نام یک روستا نیست؛ نمونهای از وضعیتی است که در آن کمبود زیرساخت، خشکسالی و احساس فراموششدگی به هم میرسند. اگر قرار است از توسعه متوازن، عدالت اجتماعی و تابآوری ملی سخن گفته شود، باید این مفاهیم را در چنین نقاطی سنجید. آب در پیشمنت یک مطالبه حداقلی است؛ نه امتیاز، نه پروژه نمایشی و نه مسئلهای حاشیهای. دسترسی پایدار به آب، شرط اولیه ماندن، زندگیکردن و حفظ پیوند مردم با سرزمین است. پیشمنت در انتظار آب و روشنایی است و این انتظار، آزمونی برای نظام تصمیمگیری، نهادهای عمومی، جامعه مدنی و همه کسانی است که هنوز توسعه را نه در شعار، که در حل مسئلههای مشخص و قابل اندازهگیری میبینند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.