روزنامه جمهوری اسلامی: مطالبه غالب مردم کاهش هزینههای کشور و حل مسائل از مسیر عقلانیت و گفتوگوست
جامعه امروز بیش از هر چیز به توضیح نیاز دارد. مردم حق دارند بدانند کشور با چه محدودیتهایی روبهروست، هزینه هر تصمیم چیست و چرا یک گزینه بر گزینههای دیگر ترجیح داده میشود. این نیاز را نمیتوان با بیانیه یا شعارهای هیجانی پاسخ داد. لازمه آن، گشوده شدن فضای گفتوگوی کارشناسی و امکان طرح دیدگاههای متفاوت در چارچوب منافع ملی است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اگر هر تصمیم برای تنشزدایی، هر توافق، هر مذاکره یا هر اصلاح اقتصادی، به جای آنکه براساس منافع ملی نقد و ارزیابی شود، به میدان تسویهحسابهای جناحی تبدیل شود، نتیجه از پیش روشن است.
ایران در آستانه تصمیمهایی سخت قرار دارد که احتمالاً هیچکدام بدون هزینه نخواهد بود، از اصلاحات اقتصادی و کاهش آثار تحریم گرفته تا تنشزدایی در سیاست خارجی و بازسازی ساختارهای فرسوده نهادی. یافتن تصمیم بیهزینه نیست، مسئله آن است که چگونه میتوان هزینههای اجتنابناپذیر را مدیریت و از تحمیل هزینههای اضافی جلوگیری کرد. این کار بیش از هر چیز به اعتماد عمومی نیاز دارد. دولتیکه از پشتوانه اجتماعی برخوردار باشد، تصمیمهای دشوار را با هزینه سیاسی و اجتماعی کمتری اجرا میکند. اما اگر این اعتماد فرسوده شود، حتی درستترین سیاستها نیز با مقاومت، سوءظن و ناکامی روبهرو خواهند شد.
مهمترین پیامد تحریمهای فزاینده دشمن، فرسایش تدریجی ظرفیت دولت بود. هرچه تحریمها طولانیتر شدند، بخشی از وظایفی که باید در اختیار نهادهای رسمی میبود، به شبکههای غیررسمی، واسطهها و ذینفعانی واگذار شد که بقای آنها به تداوم همین وضعیت گره خورده است. نتیجه، تضعیف نهادهای رسمی، کاهش شفافیت، گسترش رانت و محدود شدن توان دولت برای سیاستگذاری و اجرای مؤثر تصمیمها بود.
به همین دلیل، بازسازی ظرفیت حکمرانی باید در دستور کار قرار گیرد. دولت باید دوباره بتواند مرجع اصلی تصمیمگیری و اجرای قانون باشد و این بدون اعتماد عمومی ممکن نیست. اعتماد نیز محصول تبلیغات هیجانی نیست و از شفافیت، پاسخگویی و گفتوگوی صادقانه با جامعه به دست میآید. اگر فضای عمومی کشور به حذف صداها و برچسبزنی به منتقدان بینجامد، مهمترین دستاورد جنگ، یعنی همبستگی ملی در دفاع از کشور، بهتدریج فرسوده خواهد شد.
موفقیت ما در دفع متجاوز و بقای نظام سیاسی و نقش بر آب کردن نقشه نهفته در پس عملیات نظامی دشمن، نباید باعث شود فراموش کنیم راهبرد آنها علیه نظام، راهبرد مرگ با هزار ضربه خنجر و انداختن اقتصاد کشور در مسیر افول پیوسته بود تا موجب نارضایتی عمومی و اضمحلال درونی شود. این راهبرد مؤثر بود. اینکه در نهم اسفند خیال کردند با یک ضربه بزرگ میتوانند کار را تمام کنند و نیازی به صبر برای ثمردهی ضربات خنجر نیست، خطای دشمن و ناشی از عدم اشراف و ناآگاهی نسبت به بنیانهای مؤثر بر استواری نظام بود که تا حدی نتیجه روایتسازی اپوزیسیون در ساختن تصویر ایران در جهان است که چنین سوءمحاسباتی را به وجود آورد.
جنگ، یک واقعیت مهم را آشکار کرد که جامعه ایران، با وجود شکافهای سیاسی و نارضایتیهای انباشته، در برابر تجاوز دشمن از کشور دفاع کرد. این سرمایه، ارزشمند اما شکننده است. خطای راهبردی آن است که این همگرایی ملی را با انسجام اجتماعی پایدار یکی بدانیم. دفاع از وطن، لزوماً به معنای افزایش اعتماد عمومی، احساس عدالت یا رضایت از حکمرانی نیست.
انسجام اجتماعی با شاخصهایی مانند اعتماد به نهادهای عمومی، احساس عدالت، امید به آینده، مشارکت اجتماعی، رضایت از زندگی و کیفیت رابطه دولت و جامعه سنجیده میشود. اگر هر تصمیم برای تنشزدایی، هر توافق، هر مذاکره یا هر اصلاح اقتصادی، به جای آنکه براساس منافع ملی نقد و ارزیابی شود، به میدان تسویهحسابهای جناحی تبدیل شود، نتیجه از پیش روشن است.
عدهای هر انعطافی را «خیانت» مینامند و عدهای دیگر هر مقاومتی را «شکست» و در این میان، آنچه بیش از همه آسیب میبیند، اعتماد عمومی است.
جامعه امروز بیش از هر چیز به توضیح نیاز دارد. مردم حق دارند بدانند کشور با چه محدودیتهایی روبهروست، هزینه هر تصمیم چیست و چرا یک گزینه بر گزینههای دیگر ترجیح داده میشود. این نیاز را نمیتوان با بیانیه یا شعارهای هیجانی پاسخ داد. لازمه آن، گشوده شدن فضای گفتوگوی کارشناسی و امکان طرح دیدگاههای متفاوت در چارچوب منافع ملی است.
تجربه نشان داده است که وقتی فقط یک روایت رسمی مجال طرح پیدا میکند، روایتهای رقیب، مرجعیت خود را در بیرون از رسانه داخلی پیدا میکنند.مسئله دقیقاً همینجاست. رسانه ملی به جای آنکه میدان گفتوگو و محل عرضه روایتهای مختلف باشد، در سالهای اخیر عمدتاً به تریبون یک روایت یکسویه هیجانی دور از واقعیت تبدیل شده است. در چنین وضعی، هدف اقناع افکار عمومی جای خود را به تکرار پیام داده و نتیجه روشن است. بخشی از جامعه برای فهم واقعیت به رسانههای معاند رجوع میکند و مرجعیت رسانه ملی بیش از پیش تضعیف میشود.
اگر قرار است اعتماد شکلگرفته در روزهای جنگ حفظ شود، این رویکرد باید تغییر کند. اعتماد زمانی شکل میگیردکه مخاطب احساسکند صدایش شنیده میشود، پرسشهایش پاسخ میگیرد و امکان مقایسه روایتهای مختلف را دارد.
جنگ یک واقعیت دیگر را هم آشکار کرده است. برخلاف تصویری که در صدا و سیما بازنمایی شده، بخش بزرگی از جامعه نه طرفدار تداوم تنش است و نه به فشار خارجی برای حل مسائل کشور امید بسته است.
مطالبه غالب مردم،حفظ امنیت، کاهش هزینههای کشور و حل مسائل از مسیر عقلانیت و گفتوگوست.تجربه سه دهه گذشته یک هشدار روشن دارد که ایران بیش از آنکه از کمبود فرصت آسیب دیده باشد، از فرصتسوزی آسیب دیده است. امروز هم مهمتر از مسئله پایان یافتن جنگ، کیفیت اداره صلح است. مهمترین سرمایهای که در روزهای جنگ شکل گرفت، احساس مسئولیت مشترک ایرانیان در دفاع از کشور بود. حفظ این سرمایه، مستلزم تغییر در شیوه حکمرانی و ترجیح منافع ملی بر رقابتهای جناحی است.
اگر پساجنگ به فرصتی برای اصلاح حکمرانی تبدیل شود، هزینهای که مردم در روزهای جنگ پرداختند، به سرمایهای برای آینده کشور تبدیل خواهد شد. اما اگر این فرصت نیز در رقابتهای جناحی و افراطگرایی مستهلک شود، چند سال بعد، بار دیگر با حسرت از فرصت از دسترفتهای سخن خواهیم گفت که میتوانست مسیر دیگری پیش روی ایران بگشاید.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.