هشدار قاطع تهران به واشینگتن؛ مذاکره بر سر هستهای ممنوع، جنگافروزی پاسخ آتشین دارد
در حالی که برخی رسانههای غربی سعی در القای فضای «نزدیکی به توافق» میان ایران و آمریکا دارند، واقعیت میدانی و اظهارات مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران تصویری کاملا متفاوت و عزتمندانه را نشان میدهد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به صراحت اعلام کرده که اختلافات میان دو طرف «عمیق و متعدد» است و هنوز نمیتوان از توافقی قریبالوقوع سخن گفت. تأکید ایشان بر این نکته کلیدی که برنامه هستهای ایران اصلاً در دستور کار مذاکرات قرار ندارد، نشان میدهد که جمهوری اسلامی با قدرت و اقتدار از حقوق مسلم خود دفاع کرده و اجازه نمیدهد هیچ طرف خارجی به بهانه مذاکره، وارد حریم هستهای ملت ایران شود.
محمداحسان عبدالهیفرد
در حالی که برخی رسانههای غربی سعی در القای فضای «نزدیکی به توافق» میان ایران و آمریکا دارند، واقعیت میدانی و اظهارات مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران تصویری کاملا متفاوت و عزتمندانه را نشان میدهد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به صراحت اعلام کرده که اختلافات میان دو طرف «عمیق و متعدد» است و هنوز نمیتوان از توافقی قریبالوقوع سخن گفت. تأکید ایشان بر این نکته کلیدی که برنامه هستهای ایران اصلاً در دستور کار مذاکرات قرار ندارد، نشان میدهد که جمهوری اسلامی با قدرت و اقتدار از حقوق مسلم خود دفاع کرده و اجازه نمیدهد هیچ طرف خارجی به بهانه مذاکره، وارد حریم هستهای ملت ایران شود.
از سوی دیگر، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز در گفتوگوی تلفنی با دبیرکل سازمان ملل، پرده از واقعیت اصلی برداشت؛ بدعهدی، اظهارات متناقض و زیادهخواهیهای مکرر آمریکا، مهمترین عامل مختلکننده روند مذاکرات است. این ارزیابی دقیقا با سابقه تلخ خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال سیاست شکستخورده «فشار حداکثری» همخوانی دارد. آمریکاییها با وجود ادعای دیپلماسی، در پشت صحنه همزمان لشکرکشی رسانهای و تهدید نظامی را دنبال میکنند. سناتور جیک ویکر آشکارا خواستار بازگشت به اقدام نظامی شده و اعتماد به مذاکرات را «نشانه ضعف» خوانده است. این دوگانگی رفتاری -تظاهر به مذاکره از یک سو و تدارک جنگ از سوی دیگر- ثابت میکند که واشینگتن به دنبال توافقی شرافتمندانه نیست، بلکه میخواهد با ابزار دیپلماسی، امتیازاتی را که در میدان نبرد به دست نیاورده است، پای میز مذاکره تصاحب کند.
رسانههای نزدیک به غرب بهتازگی از تهیه یک «یادداشت تفاهم ۱۴مادهای» و آتشبس ۶۰روزه خبر دادهاند، اما جمهوری اسلامی ایران با هوشیاری کامل و تکیه بر قدرت داخلی، هرگونه تعهد فراتر از چارچوب منافع ملی را رد کرده است. آمریکاییها در حالی خواهان توقف غنیسازی و تحویل اورانیوم غنیشده هستند که ایران بارها تأکید کرده ورود به بحث هستهای، منوط به اجرای اقدامات عملی و اعتمادساز از سوی آمریکاست؛ اقداماتی نظیر آزادسازی کامل و بدون قید و شرط تمام داراییهای بلوکهشده ایران. این رویکرد، منطق «گام در برابر گام» مبتنی بر عزت و احترام متقابل است. تا زمانی که آمریکا نتواند عملا پایبندی خود را اثبات کند، هیچ بهانهای برای ورود به موضوعات راهبردی وجود ندارد.
درباره تنگه هرمز نیز آمریکا خواستار بازگشت کامل تردد کشتیها به وضعیت بهاصطلاح «عادی و بدون عوارض» است، اما ایران بهعنوان یک قدرت برتر منطقهای و مسئول اصلی تأمین امنیت خلیج فارس، بر حق حاکمیت خود برای مدیریت ترددها و تأمین منافع امنیتی و اقتصادیاش تأکید دارد. هیچ کشور مستقلی نمیپذیرد که یک نیروی فرامنطقهای با حضور نظامی تحریکآمیز خود، امنیت آبراههای حیاتی را یکطرفه تعریف کند. موضع ایران در این زمینه نهفقط قانونی و مبتنی بر حقوق بینالملل، بلکه تنها عامل ثباتبخش در منطقه غرب آسیاست.
اما مهمترین بخش پیام هشدارآمیز و بازدارنده ایران در برابر تهدیدهای نظامی است. مقامات جمهوری اسلامی قاطعانه اعلام کردهاند در صورت هرگونه حمله یا تجاوز آمریکا یا متحدانش، جنگ فراتر از منطقه گسترش خواهد یافت و هزینههای جبرانناپذیری را به دشمن تحمیل خواهد کرد. این هشدار، مبتنی بر قدرت موشکی، پهپادی و دفاعی ایران و نیز اجماع ملی پشت سر نظام و رهبری است. آمریکاییها بهخوبی میدانند که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، نهتنها منطقه، بلکه منافع حیاتی خود آنها را در غرب آسیا به آتش خواهد کشید. تجربه تلخ و شکستهای راهبردی آمریکا در عراق، افغانستان و سوریه، گویای این حقیقت است که اراده پولادین ملتها با بمب، تحریم و تهدید تسلیم نمیشود.
در جمعبندی باید تأکید کرد آنچه امروز در روند مذاکرات میگذرد، نه عقبنشینی و نشانه ضعف ایران، بلکه نمایشی از صبر راهبردی، دیپلماسی عزتمندانه و هوشیاری انقلابی است. جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصول و خطوط قرمز خود، هرگز درهای دیپلماسی را نبسته است، اما هرگونه مذاکره را تنها براساس عزت ملی، منافع پایدار و احترام متقابل معنا میکند. اگر توافقی شکل گیرد، تنها براساس احترام به حقوق هستهای و ملی ایران، رفع کامل و قابل راستیآزمایی همه تحریمها و تضمینهای عملی از سوی آمریکا خواهد بود. در غیر این صورت، راه مقاومت و ایستادگی ادامه مییابد. آمریکا و عوامل منطقهای آن باید بدانند دوران «بگو و بشنو» و «فشار حداکثری» به «شکست حداکثری» تبدیل شده و امروز، دست برتر در مذاکره از آنِ ایران است.