کیهان باز هم علیه مذاکره ایران و آمریکا هشدار داد / باید خائنان و جانیان اقتصادی را به شدت سرکوب کرد / آمریکا مذاکره ناپذیر است
ترامپ اگر خواستار مذاکره جدی و محترمانه بود، اقدام به ترور شهید لاریجانی و آقای پزشکیان رئیسجمهور (در کنار دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی) نمیکرد. ذات خبیث ترامپ، با مذاکره محترمانه تباین دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
جنگ تحمیلی سوم علیه ملت ایران، امروز وارد روز هفتاد و سوم شد. این جنگ شگفت، فقط بخشی از ماراتن طولانی مواجهه اشرار آمریکایی- صهیونیستی با ملت متمدن ایران است. امروز و فردای جنگ را باید به شکل جامع فهمید، اقتدار خود را باور کرد و برای مصافهای آینده، قدرتمندتر و آمادهتر بود.
ابتدا هشت روایت مختصر، درباره ماهیت و منتهای جنگ را با هم مرور کنیم:
1) بر اساس تازهترین نظرسنجی مؤسسه یوگاو (YouGov) اکثریت قاطع مردم آمریکا معتقدند کشورشان در جنگ با ایران شکست خورده است. طبق این نظرسنجی که نتایج آن روز جمعه منتشر شد، ۶۲ درصد پاسخ دهندگان معتقدند آمریکا در جنگ بازنده بوده است. فقط ۱۳درصد، آمریکا را پیروز میدانند. ۲۵ درصد هم نظر مشخصی نداشتهاند.
2) شبکه CBS: «ترامپ میگوید حکومت ایران در وضعیت فروپاشی است، اما بسیاری از تحلیلگران به جای فروپاشی، تکامل میبینند و معتقدند که فشارهای خارجی به جای ایجاد شکاف های فلجکننده، به انسجام درونی در ایران و تغییر آرایش نیروهای سیاسی برای مقابله با تهدیدات منجر شده است. ایران در دهههای گذشته نشان داده که توانایی بالایی در مدیریت بحرانهای چندلایه دارد».
3) اِلمار تِوِسن، معاون سردبیر شبکه آلمانی ZDF و رئیس نمایندگی این شبکه در واشنگتن: «ایالات متحده، به شکلی جدی توسط ایران تحقیر شد و آمریکا نشان داد آن قدر توانمند نیست که بتواند ایران را به زانو درآورد. جهان فهمید که آمریکا شکستپذیر است؛ این هولناکترین اتفاق برای ایالات متحده است».
4) دیوید میلر، جامعه شناس انگلیسی: «بیایید روشن صحبت کنیم. تمام انسانهای شریف، در کنار مردم ایران، جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایستادهاند. آنها در کنار سید مجتبی خامنهای
هستند».
5) داگلاس مک گرگور، سرهنگ بازنشسته پنتاگون: «تقریباً تمام جهان (به جز ایالات متحده، احتمالاً چند کشور در اروپا، و شاید کانادا) به اتفاقات نگاه میکنند و میگویند که ایران، کشوری قهرمان است، چون در برابر قلدر بزرگ، یعنی آمریکا و اسرائیل ایستاده است. همه همدردی میکنند و هر کس که بتواند، به ایرانیها کمک میکند. ایرانیها به طرز فوقالعادهای برای مرحله بعدی، آماده شدهاند. در روزهای آینده شاهد عقبنشینی ایالات متحده هستیم، چون نمیتوان این همه نظامی را برای همیشه در آماده باش نگه داشت. آنها خسته میشوند. نمیتوان این وضعیت را ادامه داد».
6) دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر ارشد واشنگتن پست: «این ماجرا دوباره یادآوری کرد که چرا رؤسای جمهور آمریکا طی 47 سال گذشته درباره درگیری با ایران محتاط بودهاند. ایران، کشور بزرگی است؛ قدرتمند، زیرک و باهوش. کشوری نیست که راه خروج آسانی جلوی پای تو بگذارد. ترامپ با واقعیتی رو به رو شده که همیشه درباره خطر درگیری نظامی و پیامدهای پیشبینی نشده گفته میشد. کاملا مشخص است که ترامپ و دولتش اصلا انتظار نداشتند ایران بتواند از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کند. حتما در جلسات توجیهی به او گفته بودند، اما به نظر میرسد او با این تصور که ایران هم مثل ونزوئلاست، هشدارها را نادیده گرفته بود. او تصور میکرد مثل ونزوئلا وارد میشوند و طرف مقابل تسلیم میشود! اما حالا درباره ایران حالا گیر افتاده و کسی هم به کمکش نمیآید. این درس است که چرا باید در استفاده از نیروی نظامی خیلی محتاط بود؟ شرط میبندم حتی خود ترامپ هم دارد این درس را یاد میگیرد. حتی از همین اعلام اسکورت محدود کشتیها هم معلوم است که فهمیده. او نمیخواهد دوباره وارد یک جنگ واقعی و بزرگ شود».
7) اِما سالزبری، پژوهشگر ارشد آمریکایی در برنامه امنیت ملی
فارین پالیسی: «مقامات ایرانی مدام به مردم خود میگفتند ایالات متحده، همان شیطان بزرگ، به دنبال نابودی ایران و مردم آن است. اتفاق بسیار مهم این است که آمریکا با رفتار خود بر تمام آن گفتهها صحه گذاشت».
8) اسکات ریتر افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون، در گفتوگو با
جرج گالووی (سیاستمدار انگلیسی): «خامنهای در خانهاش در اقامتگاهش بود. میدانست کشته میشود. او توسط همرزمان شهیدش احاطه شده بود که آنها نیز میدانستند کشته میشوند. اما آنها نیز درک میکردند که در مرگشان هدفی وجود دارد. مردم ایران در خیابانها هستند، اما فریاد میزنند: زنده باد خامنهای شهید! به همین علت، ما جنگ را روز اول باختیم. این، تلهای بود که توسط ایرانیها در روز اول، توسط مردم با ایمان گذاشته شد. دونالد ترامپ حتی نمیدانست که شیعه یا دوازده امامی چیست؟ نمیدانست حسین [علیهالسلام] کیست؟ نمیدانست علی [علیهالسلام] کیست؟ هیچ دریافتی از واقعه کربلا ندارد. و با این وجود در تله افتاد. او دومین و مهمترین مرد در شیعه را ترور کرد، یا در قتلش تسهیل کرد: علی خامنهای. این، معادل کشتن پاپ برای کاتولیکهاست، کشتن اسقف اعظم کانتربری برای بریتانیاییها، و کشتن رهبر کلیسای ارتدکس برای روسها. اگر هدف عملیات، آوردن مردم ایران به خیابانها بود، ترامپ موفق شد؛ اما به اشتباه! مردم، در حمایت از جمهوری اسلامی به خیابان آمدهاند. جمهوری اسلامی در این لحظه شکستناپذیر است؛ زیرا نمیتوانید کسانی را بکشید که آمادهاند برای آرمانشان بمیرند. این شیعیان ایران که از جمهوری اسلامی دفاع میکنند، آمادهاند تا آخرین مرد و زن در راه ایمانشان شهید شوند. و این جمهوری اسلامی ایران است که از آنها دفاع میکند. نه فقط سرزمینشان، نه فقط فرهنگ و تاریخشان، بلکه از ایمانشان هم. دونالد ترامپ، این جنگ را با شلیک اولین موشک باخت».
***
هر جنگی، نظم سیاسی- امنیتی و اقتصادی جدیدی را میسازد و بسته به اینکه طرفین آن، چقدر بزرگ باشند، دگرگونی معادلات، وسعت بیشتری خواهد داشت و در محیط جهانی فراگیرتر خواهد بود. ایران با این جنگ، بسیاری از ترتیبات جنگ سنتی مطلوب قدرتها را به هم زد و ترتیبات نوینی جایگزین کرد. این جنگ از جهات گوناگون نامتقارن است؛ از شرافت یا رذالت طرفین جنگ، تا میزان همراهی یا عدم همراهی عقبه مردمی؛ از دگرگونی محاسبات متعارف تا رو کردن توانمندیهای کمتر شناخته شده؛ و از قدرت اطلاعاتی تا توان و رشادت عملیاتی. بیعلت نیست که بزرگترین ابرقدرت دنیا، 73 روز است پشت تنگه هرمز حقارت میکشد و حال آن که آمده بود تا 3 روزه کار ایران را یکسره کند.
ما به برکت انقلاب اسلامی، خیلی جلو آمدهایم. امروز عقلهای مادی دنیا (مثل آن روزنامه آمریکایی یا آن استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو) از ایران به عنوان «ابرقدرت چهارم» یاد میکنند. اما ایران،
غیر از قدرتهای متعارف است. رشد بینش عمومی و باورهای عمیق یک ملت است که او را در برابر ابرقدرت شیطانی بلامنازع، استوار و نستوه نگاه داشته است. کار به جایی رسیده که روزانه چند نشریه آمریکایی و اروپایی مینویسند ترامپ، خسته و کلافه، برای مذاکره التماس میکند، اما مورد بیاعتنایی و بیاعتمادی ایران قرار میگیرد. این بیاعتمادی به شیطان و دچار خطای محاسبه نشدن در برابر تهدیدها و فریبهای او، مهمتر از پیروزیهای چشمگیر نظامی است.
برخی سیاستمداران غافل، بازی خورده و خائن به مملکت، در طول سالها آمدند و رفتند، اما جمهوری اسلامی و رهبران حکیم آن هرگز از دوراندیشی در برابر مکائد دشمن غافل نبودند. آنچه ایران در این جنگ 73 روزه، از اقتدار تحسین برانگیز به نمایش گذاشته (که فقط بخشی از توانمندیهاست) محصول تدبیر است، محصول خواب نرفتن یا حتی مغرور نشدن و درجا نزدن. در نگاه مؤمنانه به انسان و جامعه و مدیریت و حکومت، درجا زدن و توقف ممنوع است. نیروهای مسلح ما با هدایت رهبر شهید انقلاب، پس از جنگ 12 روزه درجا نزدند و به شکلی چشمگیر، توانمندیها و مهارتها و نقشههای دفاعی و تهاجمی را توسعه دادند و نتیجه آن را دنیا در شکست تحقیرآمیز دشمن، انهدام 16 پایگاه و 200 جنگنده و هواپیما و پهپاد او، و انسداد 70 روزه
تنگه هرمز، با وجود همه تقلاهای آمریکا دید. این، الگویی الهامبخش برای همه مدیریتها در بخشهای گوناگون است.
دشمن، جنگ را ترکیبی و چند بعدی میبیند و در این تقلّا،
شب و روز نمیشناسد. مدیران ما در بخشهای گوناگون هم باید در همین تراز، آرایش دفاعی و تهاجمی به خود بگیرند. پذیرفتنی نیست که برخی مدیریتها در حوزه اقتصادی یا رسانهای و فرهنگی و دیپلماتیک، از روحیه ابتکار و خلاقیت جهادی، و بیزاری و صلابت در مقابل شیطان بزرگ فاصله داشته باشند.
معیار سنجش این است که هر یک از مدیران، چقدر به تولید قدرت ملی اهتمام دارند و در مقابل موانع و علفهای هرز معارضه و اخلالگری سازمان یافته، چگونه اقدام میکند؟ در کنار تولید قدرت و بازدارندگی در حوزههای گوناگون، باید نقاط ضعف و آسیب را شناخت و ترمیم کرد. تهدید جنگ، فرصتی برای انجام تغییراتی است که چون زحمت دارد و نیازمند تغییر برخی عادتهای مزمن است، برخی مدیران در شرایط معمولی سراغش نمیروند.
اگر جنگ ترکیبی، واقعیتی انکارناپذیر است، دولت و دستگاه قضائی و مجلس و دیگر نهادها نمیتوانند نسبت به تحرکات عوامل دشمن یا عناصر همسو در بسترهای اقتصادی، سیاسی و رسانهای بیتفاوت باشند یا ترتیبات دفاعی- تهاجمی جدید اتخاذ نکنند. در جنگ موجودیتی، نمیتوان پذیرفت که ملت شریف ما بیش از
70 شبانهروز با وجود همه سختیها، در میدان خیابان سلحشوری نشان داده باشند، اما در اثر انفعال و کوتاهی برخی مدیران، اقتصاد و معیشت مردم در معرض دست درازی کلان محتکران بهانهجو و یا تروریستهای اقتصادی قرار بگیرد!
دشمن، در صورت تابآوری ملی ما به زودی از پا در میآید و ناچار است عقبنشینی کند. در این میان، امنیت اقتصادی، بخشی از الزامات تابآوری عمومی در جنگ تحمیلی است. پس، هر کس، به معیشت مردم آسیب میزند، شریک جنایت دشمن است. باید خائنان و جانیان اقتصادی را بشدت سرکوب کرد. اقتصاد ما با وجود تحریم و جنگ، اقتصاد بسیار بزرگی است که در برابر فشارها تاب آورده است. بنابراین، نمیتوان خیانتها را پای واقعیت جنگ نوشت و عادی انگاری کرد. از طرف دیگر، معنای اصلاحات اقتصادی، گران کردن کالاها و خدمات نیست؛ بلکه اهتمام برای بازتوزیع عادلانه منابع و فرصتها و تسهیلات، در کنار سرکوب جرأت فعالیتهای اقتصادی مخرّب است.
در بُعد حقوقی و دیپلماتیک، دستگاه کارگزار سیاست خارجی، باید بیش از پیش متوجه اهمیت پیچ تاریخی باشد. دیپلماسی، فراتر از مذاکره، و مصداق مذاکره، فراگیرتر از آمریکاست. باید در موضوع مذاکره و دیپلماسی، خانه تکانی اساسی انجام شود و برخی تئوریهای باطل شده و منسوخ اما رسوب کرده در طول دههها درباره آمریکا دور ریخته شود. تهدید جنگ، فرصتهای بسیار مهمی برای ایران - این ابرقدرت جدید- فراهم ساخته تا از یک سو، روند تخاصم و تقابل میان شمال و جنوب خلیجفارس را به روند تعامل و تعاون منطقهای (بدون دخالت بیگانگان) تبدیل کند؛ و از طرف دیگر، نظم تازهای را برقرار سازد که کشورهای دیگر، به شرط محکومیت شرارت آمریکا و رژیم صهیونیستی، پس از جنگ بتوانند از تردد ایمن در قلمروی حاکمیتی ایران بهرهمند شوند. عبور بیضرر، قاعده مهم و مغفولی است که پس از این در تنگه هرمز حاکم خواهد بود.
بدون پایان قطعی جنگ و تعیین تکلیف مجازات متجاوزان و رفع محاصره دریایی، تنگه بسته خواهد ماند. جنگ اخیر، از بستن تنگه هرمز آغاز نشده، بلکه انسداد تنگه- که میتواند به بابالمندب هم گسترش یابد- یا واکنش درست به جنایت در وسط مذاکره بوده است. جنایت بزرگی اتفاق افتاده است. ملت ما، داغدار 3400 شهید است و بانیان جنایت باید تاوان بدهند. کشورها نمیتوانند نسبت به این شرارت آشکار که منافع حیاتی آنها را هم به خطر انداخته، بیطرف باشند. اینجا آن موقعیت مهمی است که دیپلماسی ما باید -فراتر از مذاکره با شرور متخاصم- فعال شود.
در مورد مذاکرهناپذیری آمریکا، علاوهبر پایمالشدگی برجام، میتوان به اقدامات تروریستی در دو جنگ اشاره کرد.
ترامپ اگر خواستار مذاکره جدی و محترمانه بود، اقدام به ترور شهید لاریجانی و آقای پزشکیان رئیسجمهور (در کنار دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی) نمیکرد. ذات خبیث ترامپ، با مذاکره محترمانه تباین دارد.
نکته آخر، درباره حلقه سیاسی بد سابقهای است که وعده توافق قریبالوقوع با «ترامپ تاجر» و آوردن دو هزار میلیارد دلار به کشور را میداد! چه کسانی این محاسبات فریبکارانه را به رئیس و عضو شورای اطلاعرسانی دولت قالب کردند؟ آنها همانهایی نیستند که در شورای مجعول راهبری کابینه، به مهرهچینی در برخی بخشهای دولت پرداختند و ریل اعتماد به آمریکا را چیدند؟ این حلقه کجا هستند؟ آیا کلاً ساقط شدهاند یا همچنان نسخههای معیوب و مسموم میپیچند؟ چه مرضی است که روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، به قلم محکوم پرونده فروش اطلاعات، تودههای مردم مبعوث در حماسه کف خیابان را «اقلیت رانتی» بخواند و بعد، به دست و پا بیفتد و توجیه کند؟! راز عصبانیت ترامپ و نتانیاهو از ملت بزرگ ایران روشن است. اما علت تجانس با این جنایتکاران چه؟ براستی، نقش سیاستگذاری غلط اقتصادی در فتنه دیماه 1404 که زیر ساخت فکری جرأت دشمن به حمله نظامی (انهدام زیر ساختهای اقتصادی و شهادت 3400 شهروند ایرانی) را فراهم کرد، چه بود؟