|

عمادالدین باقی: برای آلترناتیوسازی از رضا پهلوی زیاده‌روی شد / روی فعال کردن گسل‌های اجتماعی، سیاسی حساب باز کرده بودند/ حکومت باید قدر مردم ایران را بداند

عمادالدین باقی، حقوقدان گفت: برای آلترناتیوسازی از رضا پهلوی زیاده‌روی شد.

عمادالدین باقی: برای آلترناتیوسازی از رضا پهلوی زیاده‌روی شد / روی فعال کردن گسل‌های اجتماعی، سیاسی حساب باز کرده بودند/ حکومت باید قدر مردم ایران را بداند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 «تاب‌آوری اجتماعی» به عنوان کلید عبور از شرایط استرس‌زا و عدم قطعیت، به معنای عدم اجتناب یا انکار این وضعیت نیست بلکه آنچه به عنوان «تاب‌آوری اجتماعی» به عنوان یکی از امتیازهای بارز یک جامعه در دوران‌های دشوار مانند جنگ به شمار می‌رود، مدیریت این وضعیت است.

«تاب‌آوری اجتماعی» ایرانیان در کنار هوشمندی در شناخت نقشه‌های بیگانگان در جنگ میهنی اخیر، در نهایت توانست «انسجام اجتماعی» را شکل دهد که از آن به عنوان یکی از مولفه‌های «قدرت درونی» کشور یاد می‌شود. البته در جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر علیه میهنمان، دشمنان نتوانستند ریشه‌های انسجام ملی ایرانیان را واکاوی کنند و به همین دلیل متحمل هزینه‌های نظامی و سیاسی شدند.

در راستای تحلیل چرایی و چگونگی شکل‌گیری «انسجام ملی» در ایران و راه‌های حفظ و تقویت آن با با عمادالدین باقی، حقوقدان و تحلیلگر سیاسی گفت و گو کرده‌ایم. آنچه در ادامه می آید ماحصل این گفتگو است.

عمادالدین باقی در پاسخ به این پرسش که حضور مردم در صحنه چگونه می‌تواند به یکی از مولفه‌های قدرت درونی و برگ برنده‌ای برای دستیابی به صلح پایدار تبدیل شود؟ گفت: پیش از هر چیز باید واژه «مردم» را تعریف کرد. کلیت و ابهام در این واژه سبب شده است از آن برای عوامفریبی هم استفاده شود چنانچه هر گروهی خود را «مردم» می‌داند یا از «مردم» حرف می‌زند، این کلمه «نکره» است و باید با یک «مضاف‌الیه» معرفه شود تا بتوان در یک بحث منطقی آن را به کار برد. از «مردم» در زبان آمار، پیمایش علمی و صندوق رأی می‌توان سخن گفت اما در شکل انبوهه‌ها اینگونه نیست. وقتی می‌گویید «حضور مردم در صحنه» منظور شما و تلقی مخاطب، متوجه «تجمعات خیابانی» می‌شود، در حالی که به گمان من این نگاه یک واقعیت بزرگ را پنهان می‌کند.

این حقوقدان اضافه کرد: حضور مردم دو شکل داشت؛ بخشی با «حضور فعال» و بخشی دیگر با «حضور نامرئی» یا «عدم حضور فیزیکی» خود، پروژه دشمن را نقش بر آب کردند. اگر قشر خاکستری، حضور فیزیکی دلخواهِ دشمن را پیدا می کرد، معادلات دیگری رقم می‌خورد، این جمعیت خاکستری بر اساس آرای انتخاباتی، تعیین ‌کننده‌تر و بزرگتر هستند. تنها راه تبدیل این دو نوع حضور به یک نقش پایدار به سود ایران، تداوم آن در قالب اصل شهروندمداری و ملی‌گرایی است در واقع همه باید احساس مالکیت و ذی‌نفع بودن کنند چنانکه در جنگ نیز، چون پای ایران به میان آمد که همه آن را خانه خود می‌دانند، رفتار متفاوتی پیشه کردند.

وی با تاکید بر اینکه اتحاد مرئی و نامرئی هنگامی مانا خواهد بود که افق مثبت وجود داشته باشد، برابری فرصت‌ها، تساوی حقوقی، مدارا و گذشت نشان داده شود، گفت: رفتارهای تند ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی بزرگترین مانع پایداری، همدلی و همبستگی اجتماعی خواهد بود. یکی از آفات جنگ این است که فضای هیجانی و امنیتی ایجاد کرده و باعث می‌شود قوانین سست شوند و تا سال‌ها اعتبار زدایی از قانون استمرار پیدا می‌کند و تا دوباره اوضاع به روال عادی و قانونگرایی بازگردد، فجایع زیادی می‌آفریند. آسیب دیدن اعتبار قانون، پیامدهای مخرب و درازمدتی دارد و باید از همین الان جلوی آن گرفته شود.

این فعال سیاسی ادامه داد: یکی اینکه ایران دارای تمدن و تاریخ است و تاریخ هر ملتی هویت‌ساز آن است. یک ملت ریشه‌دار تحقیر را برنمی‌تابد، دقیقا چیزی که ترامپ قادر به فهم آن نیست و مدام با روش تحقیر با مردم ایران صحبت کرد. همین الان اگر یک مجرمی در خیابان تحقیر شود مردم عادی واکنش نشان می‌دهند و در جریان رفتار زشت مجرم‌گردانی در گذشته نمونه واکنش‌ها را شاهد بودیم.

این تحلیلگر سیاسی با تاکید بر اینکه فاجعه میناب یک تراژدی جهانی شد و افکار عمومی دنیا را برانگیخت؛ گفت: میناب این ظرفیت را دارد که حاکمان آمریکا و اسراییل به عنوان «جنایتکار جنگی» تحت تعقیب قرار گیرند، آنها به جای گستاخی باید تنبیه شوند. روی این‌ جنبه از جرم و جنایت متجاوزان گرچه کارهای نمادین و ارزشمندی انجام شده ولی متاسفم‌ که کارهای موثرتری به ویژه از نظر حقوقی و در قالب کمپین‌های حقوقی دولت‌ها و سازمان‌های موجه انجام نمی‌شود. در مذاکرات احتمالی باید فاجعه مدرسه میناب یک بند مستقل باشد و در رسانه‌های جهان این بند مطالبه مجازات مجرمین، مطرح شود. هرچند آمریکا و اسراییل کوشیدند با سکوت و یا اشتباه قلمداد کردن، از ارتکاب این جنایت هولناک عبور کنند اما بمباران مدارس و بیمارستان‌ها و کارخانه‌های داروسازی و خانه‌های مردم ثابت کرد که اشتباهی در کار نبوده است.

باقی ادامه داد: اینها نشان داد دشمنی آمریکا و اسراییل با ایران و مردم ایران است، به ویژه که ترامپ چند بار وقتی تعابیر توهین‌آمیز و تهدیدگر را به کار می‌برد، صراحتا کلمه «مردم» ایران را به کار برد نه «دولت» و «حکومت» ایران. اسرائیل و آمریکا، پل‌ها و خطوط ریلی را بمباران و با افتخار اعلام کردند و به اعتراض نهادهای بین‌المللی درباره اینکه «جنایت جنگی» است هم اعتنا نکردند. ۱۳ شهید حمله به پل کرج، مردمی بودند ‌که طبق سنت باستانی ایرانی برای روز سیزده به ‌در، به طبیعت رفته بودند. به این ترتیب بود که بخش زیادی از قشر خاکستری هم قانع شد که آن تفکیک‌ها فقط برای فریب بوده و «مقاومت ملی» شکل گرفت.

این تحلیلگر سیاسی با تاکید بر این که دشمن با رفتارهایش غریزه بقا را تحریک کرد، گفت: وقتی تهدید حمله به تاسیسات زیربنایی پیش آمد و عده‌ای از شهروندان زنجیره انسانی در اطراف برخی نیروگاه‌ها تشکیل دادند، ترامپ که خودش در جنگ ویتنام تظاهر به بیماری کرد تا از رفتن به جنگ فرار کند و فرد بزدلی است و نمی‌تواند فداکاری مردم برای میهن شان را درک کند، گفت حکومت سپر انسانی درست کرده در حالی که حکومت نمی‌تواند کسی را مجبور کند که جان خود را به خطر بیاندازد.

وی با یادآوری ریشه‌های تاریخی بدبینی افکار عمومی در ایران نسبت به آمریکا و انگلیس گفت: سومین دلیل خطای محاسباتی دشمنان این بود که آنها در محاسبات خود توجه نکردند که هر معادله‌ای دو طرف دارد و طرف دیگرش نیرویی است که منفور است. در دوره نهضت ملی به رهبری مصدق و کاشانی، آمریکا کشوری تازه تاسیس بود که سابقه استعمارگری نداشت و از جنبش‌های استقلال‌طلب حمایت کرده بود و هنوز دستش به خون ‌ملت‌ها آغشته نشده بود. به همین دلیل نیروهای ملی در کشورهای مختلف نگاه مثبت به آن داشتند ولی انگلستان منفور بود.

این حقوقدان افزود: اما آمریکا بعد از مشارکت با انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد و همچنین ده‌ها جنگ تجاوزکارانه در سال‌های بعد که یکی از آنها جنگ ویتنام است، خونریزی‌های زیادی کرد و خصوصا حمایت‌هایش از اسراییل نیز این کشور را بدنام کرده است. علاوه بر این خود ترامپ هم شخصا فرد منفوری است، خصوصا بخاطر پرونده تکان‌دهنده اپستین که در غرب زلزله ایجاد کرد و همچنین منفور بودن اسراییل به علت دو سال نسل‌کشی در غزه؛ همه اینها مانع از این ‌شد که ایرانیان با ادعای آنها همنوایی کنند.

باقی با اشاره به تلاش بیگانگان برای آلترناتیوسازی از رضا پهلوی و دلایل شکست این تلاش آنها گفت: خطای دیگر دشمنان این بود که در دام تبلیغات خودشان افتادند. اسرائیل آلترناتیوی را بزرگ کرد و به آمریکا فروخت و توجه نکرد که بخشی از هواداری‌ها از پهلوی واکنشی از سر علاقمندی نبود. روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» گزارشی از بودجه دولت نتانیاهو برای راه‌اندازی انبوهی از حساب‌های فیک برای تبلیغ پهلوی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است. اگر هاآرتص چپ بود ولی روزنامه راست‌گرای فرانسوی فیگارو هم گزارش مفصلی از حساب‌های غیرواقعی، محتوای دست‌کاری‌شده و مطالب تولیدشده با هوش مصنوعی داد و نوشت آنها اسرائیل را به‌عنوان بازیگری معرفی می‌کنند که همزمان به دنبال برجسته ‌کردن چهره رضا پهلوی است.

این حقوقدان افزود: مؤسسه کانادایی سیتیزن‌لب هم گزارشِ تحقیقی مستقلی تهیه کرد که آلبرتو فیتارلی، پژوهشگر ارشد بخش بررسی اطلاعات جعلی در سیتیزن‌لب و یکی از تهیه‌کنندگان این گزارش با بی‌بی‌سی فارسی در این مورد گفتگو کرده است. تلویزیون صدای آمریکا هم گزارش داد که چگونه رسانه‌های وابسته به متجاوزین، درباره پهلوی بزرگنمایی کردند. با این حال آنقدر فریب عملیات روانی خودشان را خوردند که دو روز پیش، ترامپ تصویر دیوارنویسی یک نفر را که از ترامپ درخواست کمک داشت، منتشر کرده است که می‌گوید: «ما با شماییم». البته در حکومت خودمان هم زیاد اتفاق افتاده که خودشان تحت تاثیر جریان‌سازی‌های رسانه‌ای خود قرار می گیرند.

وی در پاسخ این پرسش که یکی از مولفه‌های تاب‌آوری مردم در ایام جنگ، تامین معیشت مردم و کنترل شرایط اقتصادی کشور از سوی دولت بود، این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اظهار کرد: مسئولان کشور پیش‌بینی جنگ را کرده بودند به همین دلیل سیلوهای ذخیره سه ماهه را که همواره برای شرایط اضطراری وجود دارد، تبدیل به ذخیره ۶ ماهه کردند و این اقدام مهمی بود. حضور مسئولین در میدان و تامین معاش مردم در تاب‌آوری آنها موثر بود، اینکه بیش از ۸۰ درصد مواد خوراکی، تولید داخل است نیز فاکتور مهمی است اما درک و شعور خود مردم، موثرتر از همه این موارد بود. رفتار مردم باید زیر ذره‌بین می‌رفت تا ببینید چقدر خود آنها موثر بودند.

این تحلیلگر سیاسی در تحلیل رفتار هوشمندانه مردم در زمان جنگ اظهار داشت: از چند هفته قبل در شبکه‌های اجتماعی پیام‌هایی در تیراژ میلیونی دست به دست می‌شد که آموزش می‌دادند مردم برای شرایط جنگی آب و غذا و وسایل مختلف ذخیره کنند و عده‌ای تحت تاثیر قرار می‌گرفتند ولی در عمل، اقلیتی از مردم رفتار نامتعارف داشتند. در ساعت اول حمله، ساعت ۱۰ صبح به بعد بود که دیدم نانوایی‌ها شلوغ شد ولی از فردای آن روز دیگر چنین خبری نبود. من روز اول رفتم نانوایی دیدم رفتارها عادی است، صف شلوغ شد ولی خریدها متعارف بود، به میدان تره بار رفتم باز هم رفتار غارتی ندیدم.

 وی ادامه داد: تعداد کسانی که خرید غیرمتعارف داشتند نسبت به جمعیت، اندک بود، دلیل آن هم کم بودن قدرت خرید نبود چون بعضی افراد که از ظاهر و وسیله نقلیه شان پیدا بود قدرت خرید دارند هم رفتارشان متعارف بود. در برخی فروشگاه‌ها اگر کسی خرید انباری می‌کرد چنان با نگاه سرزنش‌آمیز روبرو می‌شد که منصرف می‌شد. مردم می‌فهمند اگر همه مراعات کنند برای همه می‌ماند اما اگر حریص شوند برای همه نمی‌ماند. حتی ترکیه اردوگاهی برای سیل مهاجران و آوارگان ایرانی آماده کرده بود ولی نه تنها هیچ آواره‌ای نداشتیم بلکه دیدیم و شنیدیم افرادی به ایران برای کمک به هموطنان و دفاع از ایران بازگشتند.

باقی در پایان با تاکید بر اینکه جغرافیای ایران یکی از بزرگترین مؤلفه‌های قدرت ایرانیان و نعمت بزرگی است، تصریح کرد: ۳۱ استان ایران مانند ۳۱ کشور است و موج مهاجرت در داخل این مجموعه جابجا می شود. در زمان جنگ از شهرهای مختلف تماس می‌گرفتند و از ساکنان مناطق مورد حمله دعوت می‌کردند. بعضی استان‌های ایران به تنهایی از بعضی کشورهای اروپایی بزرگتر هستند، ژاپن کمتر از یک چهارم ایران است. طمع قدرت‌ها به ایران و تلاش‌های ناکام برای فروپاشی آن بی‌دلیل نیست. این حکومت است که باید قدر این سرمایه را بداند و با رفتار کاملا حقوقی و با شهروندمداری، همه ایرانیان را به یک چشم بنگرد تا انسجام ایران را تضمین کند. بنابراین ضمن تقدیر از مدیریت اجرایی کشور در تامین معاش مردم باید قدردان جغرافیای ایران بود و بیش از همه از خود مردم و تاب‌آوری و شعورشان تقدیر کرد.

منبع: ایرنا

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.