واکنش جهانگیری به بستن تنگه هرمز / استفاده از ظرفیت تنگه هرمز،اقدامی عاقلانه و دفاعی است
جهانگیری گفت: استفاده از ظرفیت تنگه هرمز،اقدامی عاقلانه و دفاعی است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
معاون اول دولتهای یازدهم و دوازدهم با تاکید بر اینکه ترامپ در تجاوز به خاک ایران به جای آنکه یک سیاستمدار باشد، مانند مدیر یک بنگاه اقتصادی عمل کرده است، گفت: استفاده ایران از ظرفیت تنگه هرمز در شرایط تجاوز، اقدامی عاقلانه و دفاعی است و برای حل آن باید جلوی متجاوز گرفته شود.
وی با اشاره به تحولات اخیر منطقه و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران و تصمیم راهبردی جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت تردد کشتی ها در تنگه هرمز گفت: وقتی موجودیت یک کشور در معرض تهدید قرار میگیرد، طبیعی است که از همه ابزارهای خود برای دفاع استفاده کند و بهرهگیری از ظرفیت تنگه هرمز در چنین شرایطی اقدامی عاقلانه و در چارچوب دفاع از منافع ملی است.
مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:
با توجه به تجاوز آمریکایی اسرائیلی به خاک ایران، اقدام کشورمان در مدیریت تنگه هرمز را به عنوان یک راهبرد در مدیریت جنگ چگونه ارزیابی می کنید؟
وقتی کشوری مورد تجاوز قرار میگیرد،آن هم توسط کشورهایی مثل آمریکا که مدعی هستند میخواهند به صلح و امنیت جهانی کمک کنند، این کشور از تمام ابزارهای خودش استفاده میکند تا از خود دفاع کند؛ خصوصاً وقتی هدف تجاوز و هدف جنگ این باشد که موجودیت کشور را به خطر بیندازد.
ما قطعاً میدانیم که رژیم صهیونیستی از قبل به دنبال تجزیه ایران بوده است. نه تنها به دنبال تجزیه ایران بوده، بلکه به دنبال این بوده که موقعیت خود را گسترش دهد.
در ماههای اخیر تعدادی از مقامات رسمی دولت نتانیاهو صراحتاً اعلام کردند که ما باید سرزمین خود را گسترش دهیم و تا فرات باید پیش برویم. کشورهای اسلامی و کشورهای عربی متعددی که در این مسیر قرار دارند باید اشغال شوند. حتی فراتر از این، برخی از مقامات آمریکایی نیز همین مسئله را تکرار کردند که اسرائیل به دنبال گسترش سرزمینهای خود است.برای رسیدن به چنین اهدافی، کشور بزرگی مثل ایران در این منطقه مانع محسوب میشود.
ایران اجازه نمیدهد در منطقه حساس غرب آسیا رژیم صهیونیستی که اصل موجودیتش قانونی نیست و اراضی مردم فلسطین را اشغال کرده، حالا به سرزمینهای اسلامی دیگری نیز دستدرازی کند. لذا قبل از اینکه چنین اقداماتی را شروع کنند، علیه ایران اقدام کردند و جنگ علیه ایران را آغاز کردند.
وقتی موجودیت ایران و موجودیت نظام در خطر قرار میگیرد و هدف اول نابودی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران است، ایران باید از تمام ابزارهایی که در اختیار دارد استفاده کند؛ اگر استفاده نکند، اشتباه کرده است.
یکی از مهمترین فرصتها و ابزارهایی که در کنار ایران قرار دارد، موقعیت جغرافیایی ایران در خلیج فارس است. ایران بزرگترین کشور منطقه خلیج فارس است و تقریباً نیمی از سواحل خلیج فارس در اختیار ایران قرار دارد. امنیتی که در این منطقه برقرار شده، بخش بزرگی از آن نتیجه نقش ایران است.حتی در زمان جنگ هشتساله با عراق، بارها به سکوهای نفتی ما و کشتیهای ما حمله شد، اما ما اجازه ندادیم امنیت خلیج فارس به هم بخورد.
این امنیتی که ایران ایجاد کرده، حالا برخی کشورها از آن استفاده میکنند و بعد به موجودیت ایران حمله میکنند. بنابراین، طبیعی است که ایران از این ابزار استفاده کند. این استفاده، استفادهای عاقلانه و درست است. البته تا این لحظه هم مقامات رسمی اعلام کردهاند که ایران هنوز تنگه هرمز را به طور کامل نبسته است. فعلاً کشورهایی که در این تجاوز نقش داشتهاند یا از آن حمایت کردهاند، در استفاده از این امنیت با محدودیت مواجه شدهاند.
برای جلوگیری از بسته شدن تنگه هرمز، آمریکا پیشنهاداتی مانند بیمه کردن کشتیهای نفتکش یا استفاده از ذخایر استراتژیک و حتی لغو بخشی از تحریمهای روسیه مطرح کرد. با این حال قیمت نفت همچنان بالای ۱۰۰ دلار است و حتی برخی براین باور هستند به ۱۵۰ دلار نیز می رسد.ارزیابی شما دراین باره چیست؟
انرژی در دنیا، در اقتصاد کشورها و در رفاه مردم نقش اول را دارد. انرژی یک زیرساخت اساسی است که اقتصاد کشورها بر مبنای آن شکل میگیرد. حتی رفاه مردم نیز به انرژی وابسته است؛ برقی که امروز در خانهها، مراکز درمانی، مدارس و همه جا استفاده میشود نتیجه انرژی است.
اقتصادی که در دنیا در حال گردش است، موتور اصلی آن انرژی بشمار می آید. بخش مهمی از انرژی دنیا نیز در کشورهای حوزه خلیج فارس قرار دارد. بخشی از این انرژی از طریق خطوط لوله منتقل میشود، اما بخش بزرگی از آن، حدود ۱۶ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز، از طریق مسیرهای دریایی و بهویژه تنگه هرمز عبور میکند.
با این حال به چنین کشوری تجاوز میکنند و انتظار دارند واکنشی نشان ندهد.
به نظر من، رئیسجمهور آمریکا حتی به نهادهای امنیتی کشور خود نیز توجه نکرد. بسیاری از نهادهای امنیتی آمریکا بارها اعلام کردهاند که ایران به دنبال ساخت بمب هستهای نبوده است، اما او به ادعاهای رژیم صهیونیستی اعتماد کرد. همچنین مقامات نظامی آمریکا به او هشدار داده بودند که جنگ با ایران جنگی ساده و کوتاه نخواهد بود.
با این حال تحت تأثیر تحلیلهای رژیم صهیونیستی قرار گرفت. به نظر من، این یکی از بزرگترین اشتباهات رئیسجمهور آمریکا بود. حتی در زمان جنگ عراق نیز ماهها در اندیشکدهها و دانشگاههای آمریکا درباره آغاز جنگ بحث و بررسی انجام شد. اما در اینجا تصمیمی عجولانه گرفته شد. این در حالی است که حتی مذاکراتی میان ایران و آمریکا در جریان بود و با این اقدام عملاً نظم و قواعد تثبیتشده بینالمللی نیز زیر سؤال رفت.
به همین دلیل معتقدم، سیاستمداران آمریکا برای حفظ اعتبار کشورشان باید این موضوع را به طور جدی بررسی کنند، درباره آن پاسخگو باشند و خسارتهایی را که به ایران وارد شده جبران کنند تا دیگر هیچ فردی نتواند به راحتی بر اساس ادعاهای نادرست دست به چنین تجاوزی بزند.
در سالهای اخیر انرژی گاز نیز چه به صورت الانجی و چه از طریق خطوط لوله سهم بیشتری در اقتصاد دنیا پیدا کرده است. بسیاری از کشورها از گاز به عنوان یک انرژی مهم بعد از نفت استفاده میکنند؛ زیرا انرژی پاکتری است و امکان سازگاری بیشتری با محیط زیست دارد. ایران به تنهایی یکی از بزرگترین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد. برخی میگویند ایران اول و برخی میگویند دوم است.
میدان گازی پارس جنوبی یکی از بزرگترین مخازن گازی جهان بشمار می آید که میان ایران و قطر مشترک است و بخش قابل توجهی از انرژی تولیدی از همین مسیر تنگه هرمز عبور میکند. بنابراین، مسئله انرژی را نمیتوان با روشهای ساده حل کرد. باید راهی پیدا شود که انرژی بتواند مسیر طبیعی خود را طی کند و به کشورهایی که نیاز دارند، برسد.
حرفهایی که آقای ترامپ مطرح میکند، مثل بسیاری از حرفهای دیگر او، مبنای دقیقی ندارد. در گذشته نیز بارها گفته شده بود که ایران ممکن است تنگه هرمز را ببندد، حتی در شرایطی که ایران تحت شدیدترین تحریمها قرار داشت و فروش نفت ایران با مشکل روبهرو شده بود. اما ایران به دلیل درک اهمیت انرژی برای اقتصاد جهانی هیچگاه به سمت ایجاد محدودیت در تنگه هرمز نرفت. اما امروز بحث موجودیت کشور مطرح است. در چنین شرایطی ایران مجبور است از ابزارهای خود استفاده کند.
راهکارهایی که آقای ترامپ مطرح میکند.چه ائتلافسازی، چه بیمه کشتیها و چه اسکورت نفتکشها هیچکدام پاسخگو نیست. راهحل واقعی این است که ریشه مسئله باید شناخته شود.
باید دید چرا چنین اتفاقی افتاد. آیا این بحران به دلیل نبود بیمه ایجاد شد؟ قطعاً خیر. این بحران به این دلیل شکل گرفت که دو کشور یک جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه علیه ایران آغاز کردند و ایران نیز در دفاع از خود مجبور شد واکنش نشان دهد.
بنابراین، راهحل روشن است؛ باید جلوی متجاوز گرفته شود و تجاوز متوقف شود. در غیر این صورت اقتصاد جهانی با بحران بسیار جدی روبهرو خواهد شد. ضمن اینکه ایران هنوز از همه ظرفیتهای خود استفاده نکرده و ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد که میتواند از طریق خود یا متحدانش محدودیتهای بیشتری ایجاد کند.
رهبر انقلاب در پیامی از نیروهای مسلح خواستند که تنگه هرمز همچنان بسته بماند. تداوم این راهبرد به چه معناست؟
همانطور که گفتم، این اقدام به دلیل تهدید موجودیت کشور و نظام انجام شده است. ایران از این فرصت برای دفاع استفاده کرده است. هر زمان که طرف مقابل از تجاوز دست بردارد، ایران اولین کشوری خواهد بود که امنیت این منطقه را تأمین میکند.
به نظر شما وقت آن نرسیده که ایران علاوه بر استفادههای امنیتی و راهبردی از تنگه هرمز، استفاده اقتصادی نیز از آن داشته باشد؟
بحث آینده تنگه هرمز موضوعی بسیار پیچیده و مهم است. اکنون مسئلهای که پیش آمده مربوط به شرایط جنگی در خلیج فارس است. همانطور که میدانید پایگاههای آمریکا تقریباً در همه کشورهای جنوبی خلیج فارس حضور دارند و از همان مناطق علیه ایران اقدام میشود. وقتی چنین شرایطی ایجاد میشود و جنگی از این مناطق علیه ایران در شمال خلیج فارس شکل میگیرد، عملاً کل خلیج فارس درگیر این جنگ میشود و تنگه هرمز نیز بخشی از همین موضوع است.
در حال حاضر مهمترین مسئله این است که این وضعیت متوقف شود. بعد از پایان این بحران، قطعاً ایران باید بررسی کند که با توجه به هزینههایی که برای تأمین امنیت این آبراه میپردازد، چگونه میتواند در چارچوب قوانین بینالمللی از این ظرفیت استفاده کند. همچنین سایر کشورها نیز باید حق قانونی ایران را در این زمینه به رسمیت بشناسند. اما در شرایط فعلی نباید تمرکز اصلی را روی این موضوع قرار داد.
برخی تصور میکردند ایران در صورت فشارهای آمریکا از بستن تنگه هرمز عقبنشینی میکند، اما اکنون حدود ۱۶ روز از آغاز جنگ گذشته است. به نظر شما این راهبرد چه دستاوردی برای ایران داشته است؟
به نظر میرسد آقای ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، مانند مدیر یک بنگاه اقتصادی عمل میکند. یک سیاستمدار باید به تبعات سیاستهای خود توجه کند، زیرا هر تصمیم سیاسی میتواند بر دهها مسئله دیگر تأثیر بگذارد. اما مدیر یک بنگاه اقتصادی فقط به سود و منافع بنگاه خود فکر میکند.
به نظر من، رئیسجمهور آمریکا این دو موضوع را با هم اشتباه گرفته است. بنگاهداری و سیاستگذاری دو موضوع کاملاً متفاوت هستند. وقتی در حوزه سیاستگذاری قرار میگیرید، نمیتوانید سیاستی اتخاذ کنید که خسارتهای گستردهای به کشورهای دیگر وارد کند و انتظار داشته باشید آن کشورها واکنشی نشان ندهند و سریع تسلیم شوند.
بر همین مبنا ترامپ جنگی را آغاز کرده که جان انسانهای بسیاری را گرفته است. کودکان زیادی جان خود را از دست دادهاند. مدرسهای با ۱۸۰ دانشآموز و معلم هدف قرار گرفته و دانشآموزان بیگناه قربانی شدهاند. در مدرسهای در میناب کودکان معصومی جان خود را از دست دادهاند. زیرساختهای کشوری که دهها سال برای آن تلاش شده، آسیب دیده است. با این حال تصور میکنند کشوری با سابقه چند هزار ساله مانند ایران باید تسلیم شود.
ایران کشوری با تمدنی بزرگ است و تمدن امروز جهان تا حد زیادی مدیون تمدن ایران است. بسیاری از کشورها، بهویژه در اروپا، از تمدن ایران تأثیر گرفتهاند.
آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.