گزارش «شرق» از ادامه تلاشهای میانجیگرانه برای پایاندادن به درگیریها دیپلماسی
دیپلماسی در هزارتوی جنگ
در حالی که جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد هفته سوم خود شده است، نشانههایی از تلاشهای دیپلماتیک برای پایاندادن به درگیریها دیده میشود؛ هرچند مواضع طرفین نشان میدهد که مسیر رسیدن به آتشبس همچنان با پیچیدگیها و اختلافهای جدی همراه است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مالک مصدق: در حالی که جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد هفته سوم خود شده است، نشانههایی از تلاشهای دیپلماتیک برای پایاندادن به درگیریها دیده میشود؛ هرچند مواضع طرفین نشان میدهد که مسیر رسیدن به آتشبس همچنان با پیچیدگیها و اختلافهای جدی همراه است. در این خصوص، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگو با روزنامه «العربی الجدید» اعلام کرد که برخی کشورهای منطقه برای کاهش تنش و ارائه ایدههایی جهت پایاندادن به جنگ وارد عمل شدهاند. به گفته او، میانجیگریهایی در حال انجام است و پیشنهادهایی نیز برای پایاندادن به درگیری مطرح شده است. عراقچی این را هم تأیید و تأکید کرد که «تهران آمادگی دارد هر طرح یا پیشنهادی را که بتواند پایان کامل جنگ را تضمین کند، مورد بررسی قرار دهد».
بااینحال، موضع واشنگتن در حال حاضر با چنین روندی همسو به نظر نمیرسد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، دیروز یکشنبه اعلام کرد در شرایط کنونی آمادگی رسیدن به توافق برای پایاندادن به جنگ با ایران را ندارد. ترامپ در گفتوگوی تلفنی نیمساعته با شبکه «انبیسی نیوز» تصریح کرد که شرایط فعلی برای توافق «به اندازه کافی خوب نیست» و هرگونه توافق احتمالی باید «بسیار محکم و قوی» باشد. او همچنین افزود که یکی از شروط اصلی چنین توافقی، کنارگذاشتن کامل برنامههای هستهای از سوی ایران خواهد بود؛ هرچند از ارائه جزئیات بیشتر در این زمینه خودداری کرد.
شروط ایران برای پایان جنگ
پیرو آنچه گفته شد، مقامات کشور بر شروط مشخصی برای پایان جنگ تأکید دارند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، چهارشنبه گذشته در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در تماس با رؤسای دولتهای روسیه و پاکستان بر تعهد ایران به صلح و ثبات منطقهای تأکید کرده است. او در عین حال تصریح کرد که تنها راه پایان جنگی که به گفته وی با اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شده، «پذیرش حقوق قانونی ایران، پرداخت غرامت و ارائه تضمینهای بینالمللی برای جلوگیری از تکرار چنین حملاتی» است.
در همین حال، خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه گزارش داده که دولت ترامپ پیشنهادهای برخی متحدان خاورمیانهای برای آغاز مذاکرات دیپلماتیک به منظور پایاندادن به جنگ را رد کرده است. به گفته این منابع، چندین کشور منطقه تلاش کردهاند نقش میانجی را ایفا کنند، اما تاکنون این تلاشها به نتیجه ملموسی نرسیده است. براساس این گزارش، دو منبع ارشد ایرانی نیز تأکید کردهاند که تهران تا زمانی که حملات آمریکا و اسرائیل متوقف نشود، امکان آتشبس را نمیپذیرد. به گفته این منابع، شرط اصلی ایران برای هرگونه مذاکره، توقف کامل حملات و بررسی مطالباتی ازجمله پرداخت غرامت است.
با توجه به مواضع ترامپ و پزشکیان، بدون شک فاصله میان شرایط مورد نظر دو طرف همچنان درخور توجه است. در چنین وضعیتی، ادامه جنگ و تداوم تلاشهای دیپلماتیک بهطور همزمان در دستور کار بازیگران منطقهای و بینالمللی قرار دارد و چشمانداز پایان سریع درگیری هنوز با ابهام همراه است. بااینحال، در میان کشورهایی که تلاش کردهاند میانجیگری کنند، نام عمان و مصر بیش از دیگران مطرح شده است. به گفته منابع دیپلماتیک، عمان که پیش از آغاز جنگ نیز نقش میانجی در برخی مذاکرات را ایفا کرده بود، چندین بار تلاش کرده است کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن را باز کند. البته گزارشها حاکی از آن است که کاخ سفید در حال حاضر تمایلی به آغاز چنین مذاکراتی نشان نداده است.
یک مقام ارشد کاخ سفید نیز در گفتوگو با رویترز تأیید کرده است ترامپ در شرایط فعلی تمرکز خود را بر ادامه عملیات نظامی و تضعیف تواناییهای نظامی ایران گذاشته و علاقهای به آغاز مذاکرات فوری ندارد. او گفت: «در حال حاضر رئیسجمهور به این موضوع علاقهای ندارد و ما مأموریت خود را با قدرت ادامه خواهیم داد. شاید در آینده زمانی برای مذاکرات فرابرسد، اما اکنون چنین شرایطی وجود ندارد». همزمان برخی منابع دیپلماتیک تأکید میکنند که تلاشهای میانجیگری همچنان ادامه دارد؛ هرچند تاکنون پیشرفت درخور توجهی حاصل نشده است. به گفته یکی از منابع، این تلاشها دستکم توانسته است برخی کشورهای همسایه را که ممکن بود وارد درگیری شوند، به خویشتنداری نظامی تشویق کند. در شرایط کنونی به نظر میرسد معادلات دیپلماتیک بیش از هر زمان دیگری در هزارتوی جنگ گرفتار شده است؛ وضعیتی که در آن منطق میدان بر منطق مذاکره سایه انداخته و ابتکارهای سیاسی در حاشیه قرار گرفتهاند. اگرچه در روزهای اخیر از تلاش برخی بازیگران منطقهای و میانجیهای بینالمللی برای کاهش تنش سخن گفته میشود، اما واقعیت آن است تا زمانی که محاسبات نظامی بر تصمیمگیریهای سیاسی غلبه دارد، مسیر دیپلماسی نیز با بنبستهای متعدد روبهرو خواهد بود.
از یک سو، طرفهای درگیر همچنان در تلاش هستند از طریق فشارهای میدانی دست برتر را در معادلات سیاسی به دست آورند و همین مسئله باعث شده دیپلماسی بیشتر به ابزاری مکمل برای مدیریت جنگ تبدیل شود تا مسیری مستقل برای پایاندادن به درگیریهایی که ممکن به نقطه غیرقابل کنترل برسد. از سوی دیگر، تضاد منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز بر پیچیدگی این هزارتو افزوده است؛ برخی کشورها خواهان مهار سریع بحران هستند، در حالی که برخی دیگر از تداوم فشارها برای تغییر موازنههای ژئوپلیتیک حمایت میکنند. در چنین فضایی، دیپلماسی بیش از آنکه قادر به تعیین مسیر جنگ باشد، ناچار است خود را با تحولات میدان تطبیق دهد. بنابراین تا زمانی که توازن نظامی به نقطهای از فرسایش یا بنبست نرسد، خروج دیپلماسی از این هزارتوی پیچیده چندان آسان به نظر نمیرسد.
عبدالامیر نبوی: قاهره تلاش میکند هم نقش میانجی ایفا کند و هم مانع گسترش دامنه جنگ شود
در تحلیل نقش میانجیگرانه کشورهای عربی و مشخصا مصریها، عبدالامیر نبوی در گپوگفت خود با «شرق»، به بررسی ابعاد نگرانیهای قاهره و نقش احتمالی این کشور در مدیریت بحران فعلی پرداخته است. استاد مطالعات مصر، در ابتدای این گفتوگو با اشاره به نگرانی گسترده کشورهای عربی از تشدید بحران میگوید: «کشورهای عربی، بهویژه مصریها، نگران آن هستند که تشدید تنشها در نهایت به یک جنگ منطقهای تمامعیار منجر شود. اگر چنین سناریویی رخ دهد، پیامدهای آن صرفا محدود به طرفهای اصلی درگیری نخواهد بود، بلکه اقتصاد و امنیت بسیاری از کشورهای منطقه را تحت فشار قرار خواهد داد». به گفته استاد دانشگاه تهران، «در روزهای اخیر نیز نشانههایی از تأثیرات اقتصادی و امنیتی جنگ بر کشورهای منطقه دیده شده است». تحلیلگر ارشد جهان عرب توضیح میدهد: «کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس در همین مدت کوتاه متوجه شدهاند که توافقها و همکاریهای امنیتی گذشته لزوما به معنای تأمین کامل امنیت آنها نیست. در چنین شرایطی، اگر جنگ به شکل فرسایشی یا گسترده ادامه پیدا کند، این کشورها با آسیبپذیریهای بیشتری مواجه خواهند شد».
این کارشناس مسائل منطقهای معتقد است: «نگرانیهای مصر را میتوان در دو سطح «عام» و «خاص» دستهبندی کرد». و در توضیح این موضوع خاطرنشان میکند: «در سطح نخست، مصر نسبت به تشدید یا فرسایشیشدن جنگ نگران است؛ زیرا هرگونه بیثباتی گسترده در منطقه میتواند امنیت و اقتصاد مصر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اقتصاد مصر در شرایط کنونی با چالشهایی جدی روبهرو است و گسترش بحران میتواند فشارهای اقتصادی را افزایش دهد». نبوی دومین نگرانی عمومی مصر را مربوط به وضعیت کشورهای عربی همپیمان قاهره میداند و به تعبیر او، «کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و قطر ازجمله شرکای مهم اقتصادی و سیاسی مصر محسوب میشوند. به همین واسطه مصر از همکاریهای اقتصادی، امنیتی و حتی منزلتی با این کشورها منافع درخور توجهی به دست میآورد. بنابراین هرگونه آسیب به ثبات این کشورها میتواند پیامدهایی مستقیم برای مصر نیز داشته باشد».
از نگاه رئیس اسبق انجمن علوم سیاسی ایران، نگرانی سوم مصر به نتیجه احتمالی جنگ مربوط میشود. نبوی در این راستا باور دارد که «قاهره بهطور سنتی با هرگونه تغییر شدید در موازنه قدرت منطقهای با احتیاط برخورد میکند. اگر جنگ به سود ایران پایان یابد، برای مصر مطلوب نیست؛ از سوی دیگر، اگر نتیجه جنگ به تقویت بیش از حد اسرائیل در منطقه منجر شود نیز برای قاهره قابل قبول نخواهد بود. در هر دو حالت، نقشه سیاسی منطقه میتواند بهگونهای بازترسیم شود که موقعیت مصر با چالش مواجه شود». به گفته این مدرس روابط بینالملل، «مصر از تبدیلشدن اسرائیل به قدرت بلامنازع منطقه نگران است، اما در عین حال نسبت به شکلگیری نوعی هژمونی منطقهای از سوی ایران نیز حساسیت دارد». نبوی در اینباره توضیح میدهد: «به همین دلیل، برای مصر و بسیاری از کشورهای عربی بهترین سناریو این است که هیچیک از طرفین به پیروزی کامل دست پیدا نکنند. بااینحال، ادامه جنگ بهصورت فرسایشی نیز پیامدهای سنگینی برای منطقه خواهد داشت». او در ادامه به برخی نگرانیهای خاص مصر اشاره میکند. نخستین نگرانی به وضعیت دریای سرخ و کانال سوئز مربوط میشود. نبوی در اینباره میگوید: «اگر دامنه بحران گسترش پیدا کند و مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ بیش از پیش تحت تأثیر قرار بگیرد، اقتصاد مصر با فشار جدی مواجه خواهد شد. کانال سوئز یکی از مهمترین منابع درآمدی این کشور است و کاهش عبور کشتیها و نفتکشها میتواند خسارات شایان توجهی به اقتصاد مصر وارد کند».
به گفته این تحلیلگر مسائل خاورمیانه، «در حال حاضر نیز نشانههایی از چنین فشاری دیده میشود». نبوی توضیح میدهد: «گزارشها حاکی از آن است که کاهش عبور و مرور کشتیها از کانال سوئز میلیاردها دلار به اقتصاد مصر خسارت وارد کرده؛ رقمی که برای اقتصادی که با چالشهای ساختاری مواجه است، بسیار درخور توجه است». دومین نگرانی خاص مصر به احتمال گسترش فعالیت گروههای رادیکال در منطقه مربوط میشود. این تحلیلگر ارشد حوزه غرب آسیا میگوید: «تجربههای گذشته نشان داده است بیثباتیهای منطقهای میتواند زمینه را برای فعالشدن جریانهای افراطی فراهم کند. مصر در سالهای گذشته در شبهجزیره سینا با گروههای سلفی درگیر بوده و به همین دلیل نسبت به بازگشت یا تقویت چنین جریانهایی حساسیت زیادی دارد».
نبوی همچنین به نگرانی قاهره از تحولات غزه اشاره میکند و تأکید دارد: «در صورت تشدید بحران منطقهای، احتمال قدرتگیری مجدد برخی بازیگران در غزه نیز وجود دارد و این مسئله میتواند بر معادلات امنیتی مصر تأثیر بگذارد». این استاد دانشگاه تهران تصریح میکند: «مجموعه این نگرانیها باعث شده دستگاه دیپلماسی مصر در روزهای اخیر فعالیتهای خود را افزایش دهد». به گفته او: «قاهره از یک سو تلاش کرده است با تأکید بر همبستگی جهان عرب، مواضع مشترکی با کشورهای عربی اتخاذ کند». نبوی توضیح میدهد: «در این مدت مقامات مصری بارها نسبت به پیامدهای گسترش جنگ هشدار دادهاند و بر ضرورت جلوگیری از تشدید بحران تأکید کردهاند. در همین چارچوب، اتحادیه عرب نیز فعالتر شده تا راهکارهای دیپلماتیک برای کاهش تنش بررسی شود». از سوی دیگر، مصر تلاش کرده است نقش میانجی میان طرفهای مختلف بحران را ایفا کند. استاد مطالعات مصر در این باره میگوید: «قاهره سابقهای طولانی در میانجیگری در بحرانهای منطقهای دارد و در این بحران نیز تلاش کرده چنین نقشی ایفا کند. پیش از آغاز درگیریها نیز شاهد فعالیتهای دیپلماتیک مصر بودیم که نمونه آن در توافق قاهره میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی دیده شد». به گفته او، هرچند آن توافق عمر چندانی نداشت، اما نشان داد مصر تمایل دارد در مدیریت بحرانهای منطقهای نقش فعالی ایفا کند. نبوی میافزاید: «در طول جنگ اخیر نیز تماسهایی میان مقامات ایرانی و مصری برقرار شده است. در روزهای گذشته هم گفتوگوهایی میان وزرای خارجه دو کشور انجام شد و همچنین رؤسای جمهور ایران و مصر نیز با یکدیگر رایزنی کردند». او میگوید: «در این گفتوگوها، طرف ایرانی بر ضرورت شناسایی متجاوز، توقف درگیریها و پرداخت غرامت تأکید کرده است. در مقابل، رئیسجمهور مصر نیز بر اهمیت خویشتنداری و حفظ امنیت منطقه از سوی کشورهای منطقه تأکید داشته است». نبوی در پایان جمعبندی میکند: «به طور کلی مصر تلاش میکند از یک سو نقش میانجی را ایفا کند و از سوی دیگر مانع گسترش دامنه بحران شود. قاهره بهخوبی میداند که اگر جنگ از سطح فعلی فراتر رود و به یک درگیری گسترده منطقهای تبدیل شود، پیامدهای آن برای بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله مصر، بسیار سنگین خواهد بود».
وحید کریمی: پایان جنگ با تغییر کانال مذاکره از مسیرهای غیررسمی به دیپلماسی رسمی
در تحلیل فضای کنونی جنگ و نیز واکاوی دقیقتر وضعیت دیپلماتیک در راستای پایانیافتن درگیریها، وحید کریمی هم به عنوان دیگر کارشناس طی گفتوگو با «شرق»، ضمن اشاره به موازنه موجود در میدان جنگ تأکید میکند: «هیچیک از طرفین قادر به شکست کامل طرف مقابل نیستند». به گفته دیپلمات اسبق در نیویورک و لندن: «تجربه چند هفته اخیر نشان داده درگیریها به نوعی بنبست راهبردی رسیده است». او توضیح میدهد: «واقعیت این است، نه ایران میتواند آمریکا را شکست دهد و نه آمریکا قادر است ایران را به طور کامل از میدان خارج کند. در چنین شرایطی معمولا جنگها پس از مدتی به سمت میز مذاکره حرکت میکنند، زیرا طرفین به این جمعبندی میرسند که ادامه درگیری لزوما دستاورد تعیینکنندهای ایجاد نمیکند».
به اعتقاد این تحلیلگر حوزه بینالملل: «با وجود هزینههای گسترده جنگ، این درگیری یک نتیجه مهم نیز داشته است و آن روشنترشدن تصویر تواناییهای طرفین برای یکدیگر است». به باور عضو پیشین گروه اروپا/ آمریکای دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه: «اکنون به نظر میرسد ایران در این مقطع توانسته تا حد زیادی موقعیت خود را به عنوان یک قدرت مهم منطقهای تثبیت کند و نشان دهد در برابر فشارهای نظامی نیز توان ایستادگی دارد. همین موضوع باعث شده برخی تصورات درباره برتری مطلق نظامی در منطقه مورد بازنگری قرار گیرد».
با این حال، کریمی معتقد است: «طرح شروط برای پایان جنگ باید با دقت و واقعبینی همراه باشد». به گفته این مفسر حوزه سیاست خارجی: «طبیعی است هر کشوری در شرایط جنگی مطالبات خود را مطرح کند، اما اگر این مطالبات بیش از حد حداکثری باشد ممکن است روند مذاکرات را پیچیدهتر کند». دیپلمات اسبق کشورمان در این باره توضیح میدهد: «شروط باید منطقی و قابل پیگیری باشد. در مذاکرات معمولا بسیاری از مسائل در طول فرایند گفتوگو روشن میشود. اگر از ابتدا دامنه مطالبات بسیار محدود یا بسیار حداکثری تعریف شود، ممکن است فضای انعطاف در مذاکرات کاهش پیدا کند».
دیپلمات اسبق کشورمان در نیویورک و لندن تأکید میکند: «مهمترین اولویت در چنین شرایطی تلاش برای توقف جنگ و کاهش تنش است و پس از آن میتوان درباره جزئیات سایر مسائل در چارچوب مذاکرات گستردهتر تصمیمگیری کرد». به تعبیر او: «مذاکرات باید دامنهای باز داشته باشد. وقتی طرفین پای میز مذاکره مینشینند، موضوعات مختلف میتواند مطرح شود و حتی برخی شروط تغییر یا تعدیل شود. مهم این است که ابتدا مسیر دیپلماسی باز شود». این کارشناس روابط بینالملل همچنین اعتقاد دارد: «در شرایط فعلی استفاده از دیپلماسی آشکار و مذاکره مستقیم میتواند مؤثرتر از کانالهای غیررسمی باشد». کریمی در همین راستا متذکر میشود: «اگر گفتوگوها به شکل مستقیم و شفاف انجام شود، احتمال سوءتفاهم یا انتقال ناقص پیامها کمتر میشود. در برخی مواقع کانالهای غیررسمی ممکن است باعث ایجاد برداشتهای اشتباه شوند».
دیپلمات پیشین کشور در تکمیل نکته خود این پیشنهاد را مطرح میکند: «در شرایط کنونی لازم است تهران در شیوه پیگیری مذاکرات تجدیدنظر کند». به گفته او: «ادامه گفتوگوها از طریق چهرههای غیررسمی مانند ویتکاف یا جرد کوشنر نمیتواند مسیر قابل اتکایی برای حل بحران باشد». کریمی تأکید میکند: «ایران باید از این پس مذاکرات را از طریق کانالهای رسمی و شفاف دنبال کند و مشخصا وزارت خارجه آمریکا را طرف گفتوگو قرار دهد». از نگاه این مفسر حوزه سیاست خارجی: «مذاکره مستقیم با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، میتواند از بروز سوءتفاهمها جلوگیری کند و روند دیپلماسی را از حالت غیرمستقیم و مبهم خارج کرده و به چارچوبی روشن و قابل پیگیری وارد کند».
در بخش دیگری از این گفتوگو، عضو سابق گروه اروپا/ آمریکای دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه به مسئله اراده دولت ترامپ برای ادامه یا پایان جنگ اشاره میکند و معتقد است: «مواضع متغیر دونالد ترامپ باعث شده پیشبینی رفتار واشنگتن دشوار باشد». چون به گفته این کارشناس: «ترامپ در مواضع خود بسیار متغیر است و گاهی پیامهای متفاوتی در فاصله زمانی کوتاه ارسال میکند. به همین دلیل تحلیل دقیق اینکه واشنگتن دقیقا چه مسیری را دنبال میکند، کار سادهای نیست». او در ادامه به نقش بازیگران دیگر در این بحران نیز اشاره میکند و میگوید: «در هر جنگی فقط دو طرف درگیر نیستند؛ بازیگران دیگری هم وجود دارند که از تداوم یا پایان جنگ تأثیر میپذیرند. برخی کشورها ممکن است از ادامه درگیری سود اقتصادی ببرند، مثلا در حوزه انرژی یا فروش تسلیحات و برخی دیگر از بیثباتی منطقه متضرر شوند».
به گفته سفیر اسبق ایران در نامیبیا: «همین تضاد منافع باعث میشود مسیر پایان جنگ پیچیدهتر شود». او معتقد است: «برخی بازیگران ممکن است از ادامه تنش استقبال کنند، در حالی که برخی دیگر تلاش میکنند روند دیپلماتیک برای پایان درگیریها شکل بگیرد». کریمی در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش اسرائیل در شکلگیری جنگ اشاره میکند و معتقد است: «دولت بنیامین نتانیاهو توانسته با استفاده از لابیها و فشارهای سیاسی، واشنگتن را به سمت درگیری با ایران سوق دهد». به اعتقاد او: «تلآویو با بهرهگیری از نفوذ سیاسی خود در آمریکا و طرح تهدیدهای امنیتی، دونالد ترامپ را اغفال کرد که از ظرفیت نظامی ایالات متحده در این جنگ استفاده کند». کریمی میگوید: «در واقع اسرائیل موفق شد با این فشارها، آمریکا را درگیر بحرانی کند که در درجه نخست در راستای اهداف راهبردی تلآویو تعریف میشود». این تحلیلگر روابط بینالملل خاطرنشان میکند: «با وجود همه پیچیدگیها، تجربه تاریخی نشان میدهد که بیشتر جنگها در نهایت به میز مذاکره ختم میشوند». او در پایان یادآور شد: «وقتی طرفین به این نتیجه برسند که ادامه جنگ دستاورد تعیینکنندهای ندارد، مسیر دیپلماسی جدیتر میشود. در چنین شرایطی آنچه اهمیت دارد این است که فضای گفتوگو باز بماند و تصمیمها بر پایه عقلانیت و در نظر گرفتن منافع بلندمدت اتخاذ شود».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.