هشدار روزنامه اطلاحطلب به مسئولان: وعدهها دیگر کارساز نیست
یک جامعهشناس تأکید میکند که این مطالبات، نه صنفی و محدود، بلکه فراگیر است و هشدار میدهد نسبت دادن آن به گروهی خاص، «پاک کردن صورت مسئله» است؛ چرا که فشار اقتصادی امروز، تمام اقشار و بهویژه طبقه متوسط را هدف قرار داده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سومین دور اعتراضات معیشتی در دهه اخیر، از ۷ دیماه امسال و همزمان با جهش قیمت دلار تا مرز ۱۴۴ هزار تومان آغاز شد؛ اعتراضاتی که ابتدا با خودداری صنف فروشندگان موبایل تهران از فروش شکل گرفت و بهسرعت به بازار بزرگ، بازار طلا، پوشاک، لوازم خانگی و الکتریکی در دهها شهر کشور تسری یافت.
بهرغم برگزاری نشست رئیسجمهور با نمایندگان اصناف در روز سوم اعتراضات و همچنین تصویب طرح «عدالت معیشتی» شامل توزیع کالابرگ یکمیلیونتومانی برای ۸۰ میلیون نفر، این اعتراضات تا ۱۷ دیماه ادامه یافت و سپس وارد فاز دیگری شد که از نگاه تحلیلگران، ماهیتی متفاوت با اعتراض صنفی داشت.
در همین زمینه، اصغر مهاجری جامعهشناس و استاد دانشگاه با نگاهی هشدارآمیز به ریشهها و پیامدهای این اعتراضات پرداخته است.
مهاجری با رد بیسابقه دانستن این اعتراضات میگوید: «من اعتراضات ۱۰ روزهای که اصناف و بازاریان و مردم عادی در قبال گرانی قیمت دلار و معیشت داشتند را منحصربهفرد نمیدانم، بلکه آن را یک مطالبه طبیعی مثل تمام مطالبات سالهای گذشته میبینم.»
او تأکید میکند که این مطالبات، نه صنفی و محدود، بلکه فراگیر است و هشدار میدهد نسبت دادن آن به گروهی خاص، «پاک کردن صورت مسئله» است؛ چرا که فشار اقتصادی امروز، تمام اقشار و بهویژه طبقه متوسط را هدف قرار داده است.
این جامعهشناس با تمرکز ویژه بر طبقه متوسط، میگوید: «سوپاپ اطمینان هر جامعهای، قشر متوسط است… حالا اگر این قشر متوسط که آن را به عنوان سوپاپ اطمینان جامعه میشناسیم، دچار دلنگرانی یا تهدید شود، جامعه به خطر میافتد.»
به باور مهاجری، ریزش طبقه متوسط در سالهای اخیر، فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به تضعیف سرمایه اجتماعی و اخلاق عمومی جامعه منجر میشود.
مهاجری بخش مهمی از تحلیل خود را متوجه آنچه «بخش عقلانی جامعه» مینامد، میکند؛ از مدیران سیاسی و اجرایی گرفته تا دانشگاهیان و رسانهها. او هشدار میدهد: «اکنون در دقایق حساس و در وقت تلفشده هستیم و اگر در این زمان، بخش عقلایی جامعه به درستی رفتار نکند… بخش هیجانی و عاطفی جامعه و در واقع، تودهها تصمیم خواهد گرفت که این تصمیم، هیچگاه به نفع ما نیست.»
در پاسخ به این پرسش که چرا پس از مذاکره دولت با اصناف و توزیع کالابرگ، اعتراضات فروکش نکرد، مهاجری صریح میگوید: «چرا خیابانها خالی نشد؟ چون صورت مساله و جامعه درک نشد.»
او معتقد است مشکل بازار، صنفی نبود و با یارانه و کالابرگ حل نمیشد، چرا که ریشه بحران در بیثباتی ارزش پول ملی و گره خوردن آن با مسائل بینالمللی و نظام بانکی جهانی است.
این جامعهشناس هشدار میدهد که تمرکز صرف بر تورم، خطای تحلیلی است: «مساله تورم نبود، بلکه ما با بحران ریزش ارزش پول ملی مواجه شدهایم… در حال حاضر، هم با تورم و هم با رکود مواجهیم و نرخ رکودمان از نرخ تورم بیشتر است.»
او از شاخص «فلاکت» سخن میگوید؛ همزمانی تورم، بیکاری، رکود و کاهش درآمد که به باور او، امروز بهطور کامل در اقتصاد ایران قابل مشاهده است.
مهاجری در پایان، با تأکید بر ضرورت تصمیمات کلان و شجاعانه، هشدار میدهد: «نباید با وعدهها مردم را دلخوش کنیم… اگر بخش عقلایی جامعه صورت مساله را درست بیان نکند و مسوولیت را به دست نگیرد، هزینههای اجتماعی سنگینتر خواهد شد.»
آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.