طرز نویسندگی سزار آیرا
تجربه سبک
طرز نویسندگی سزار آیرا، متولد پرینگلز آرژانتین، اینچنین است که غالبا داستانها و رمانهای کم حجمی مینویسد ولی پیوسته و بیوقفه این شیوه را دنبال میکند. حدودا 60 کتاب منتشر کرده است. انگلیسیزبانها تازه کشفش کردهاند. هنوز کتابهای ترجمه نشده بسیاری دارد. آیرا نیز متعلق به نسل تازهای از داستاننویسان آمریکای لاتین است که علیه رئالیسم جادویی شورش کردهاند. گرچه وهم و رویاپردازی در آثارش از نقش ویژهای برخوردار است. میتوان در تقسیمبندی و تمایزی که روبرتو بولانیو برای آمریکای لاتینیها قایل میشود، در بین سه گروه مارکزیها، کورتاساریها و بورخسیها؛ او را تابع سنتی بورخسی دانست. آیرا استاد ادبیات است. با پشتکار و دقت کلاسیکها را میخواند و بازخوانی میکند. نوشتههایش مملو از ارجاعات به آثار نویسندگان دیگر است. به هیچوجه نقش نویسنده حاشیهنشین را قبول نکرده و نمیکند. از آیرا هیچ داستانی به فارسی منتشر نشده است و احتمالا مغز موزیکال، اولین داستانی است که از آیرا به دست مخاطب ایرانی میرسد. در این داستان با نحوه روایتی سروکار داریم که در لحظاتی از قبل تعیین شده به مقاله یا نوعی گزارش قومنگارانه تغییر
شکل میدهد. حوزه مطالعات آیرا بسیار وسیع است. آنقدر که در حین خواندن مرعوب حوزه مطالعاتی او میشویم. ویژگی دیگر آثار آیرا، شخصیتهای نابهنگامی است که خلق میکند. این نابهنگامی بیشتر در مکنونات ذهنی شخصیتها خود را نشان میدهد. آنها معمولا چیزهایی به یاد میآورند یا در باب مقولاتی حرف میزنند که هیچ انتظارش نمیرود. مثلا در مغز موزیکال راوی به کتابها و آثاری ارجاع میدهد که به نحو نامحسوسی در حین خوانده شدن، علنی میشوند. ساختار داستان مغز موزیکال شبیه به افسانهای شفاهی و سینه به سینه از تخممرغی اساطیری و جادویی است اما آیرا ماجرا را به دهه 50 آرژانتین نسبت میدهد. آن را با خاطرات دوران کودکی و فضای آرژانتین دوران پرون آغشته میکند. شاید آیرا درصدد کشف لحظه باستانی زندگی معاصر است. وقتی کتابهای آیرا را دست میگیریم، باید منتظر هر اتفاق غیرمنطقی و در عین حال غیرمنتظرهای باشیم. آیرا به گفته خودش در معدود مصاحبههایی که تن میدهد، رمان را بیش از هر چیز خاص لحن میداند. داستانی بودن صرفا برای آنکه کتابی رمان تلقی شود کافی نیست. از منظر آیرا، رمان از شکل قالبی ادبی خارج شده و به صورت نوعی روش تفکر درآمده
است. مغز موزیکال نمونه خوبی برای تجربه سبک داستاننویسی آیراست. هرچند که با اکتفا به فقط یکی از آثار او نمیتوان تصویری از شگفتیها و بدعتهایش را به چنگ آورد. ؟
طرز نویسندگی سزار آیرا، متولد پرینگلز آرژانتین، اینچنین است که غالبا داستانها و رمانهای کم حجمی مینویسد ولی پیوسته و بیوقفه این شیوه را دنبال میکند. حدودا 60 کتاب منتشر کرده است. انگلیسیزبانها تازه کشفش کردهاند. هنوز کتابهای ترجمه نشده بسیاری دارد. آیرا نیز متعلق به نسل تازهای از داستاننویسان آمریکای لاتین است که علیه رئالیسم جادویی شورش کردهاند. گرچه وهم و رویاپردازی در آثارش از نقش ویژهای برخوردار است. میتوان در تقسیمبندی و تمایزی که روبرتو بولانیو برای آمریکای لاتینیها قایل میشود، در بین سه گروه مارکزیها، کورتاساریها و بورخسیها؛ او را تابع سنتی بورخسی دانست. آیرا استاد ادبیات است. با پشتکار و دقت کلاسیکها را میخواند و بازخوانی میکند. نوشتههایش مملو از ارجاعات به آثار نویسندگان دیگر است. به هیچوجه نقش نویسنده حاشیهنشین را قبول نکرده و نمیکند. از آیرا هیچ داستانی به فارسی منتشر نشده است و احتمالا مغز موزیکال، اولین داستانی است که از آیرا به دست مخاطب ایرانی میرسد. در این داستان با نحوه روایتی سروکار داریم که در لحظاتی از قبل تعیین شده به مقاله یا نوعی گزارش قومنگارانه تغییر
شکل میدهد. حوزه مطالعات آیرا بسیار وسیع است. آنقدر که در حین خواندن مرعوب حوزه مطالعاتی او میشویم. ویژگی دیگر آثار آیرا، شخصیتهای نابهنگامی است که خلق میکند. این نابهنگامی بیشتر در مکنونات ذهنی شخصیتها خود را نشان میدهد. آنها معمولا چیزهایی به یاد میآورند یا در باب مقولاتی حرف میزنند که هیچ انتظارش نمیرود. مثلا در مغز موزیکال راوی به کتابها و آثاری ارجاع میدهد که به نحو نامحسوسی در حین خوانده شدن، علنی میشوند. ساختار داستان مغز موزیکال شبیه به افسانهای شفاهی و سینه به سینه از تخممرغی اساطیری و جادویی است اما آیرا ماجرا را به دهه 50 آرژانتین نسبت میدهد. آن را با خاطرات دوران کودکی و فضای آرژانتین دوران پرون آغشته میکند. شاید آیرا درصدد کشف لحظه باستانی زندگی معاصر است. وقتی کتابهای آیرا را دست میگیریم، باید منتظر هر اتفاق غیرمنطقی و در عین حال غیرمنتظرهای باشیم. آیرا به گفته خودش در معدود مصاحبههایی که تن میدهد، رمان را بیش از هر چیز خاص لحن میداند. داستانی بودن صرفا برای آنکه کتابی رمان تلقی شود کافی نیست. از منظر آیرا، رمان از شکل قالبی ادبی خارج شده و به صورت نوعی روش تفکر درآمده
است. مغز موزیکال نمونه خوبی برای تجربه سبک داستاننویسی آیراست. هرچند که با اکتفا به فقط یکی از آثار او نمیتوان تصویری از شگفتیها و بدعتهایش را به چنگ آورد. ؟