موسيقي در ايران باستان
محمدرضا نسبعبداللهی: این روزها صداهای ناهنجاری در سرزمین ما در مخالفت با موسیقی به گوش میرسد و میگویند هرکس به موسیقی علاقه دارد ایران را ترک کند. باید به این جنابان و همفکران آنان یادآوری کرد ما ایرانی هستیم، موسیقی ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد، ریشهای به درازنای تاریخ. از دوره ایلام (عیلام) گرفته تا ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی؛ موسیقی و هنر در ایران باستان مرتبه و جایگاهی ارزنده و برازنده داشته است.
شما نمیتوانید هویت و فرهنگ این مملکت را نادیده انگاشته، درشتگویی کرده و علاقهمندان به هنر و موسیقی را مورد حمله قرار دهید و آنها را به ترک کشور فراخوانید. شما بایستی بدانید مخالفت با هنر و موسیقی یعنی ستیز با بخشی از فرهنگ و هنر ایران باستان و ایران سدههای پس از اسلام که موسیقی هم جزئی از آن بوده است. «سرزمین ایلام در جنوب غرب ایران، با قدمتی پنجهزارساله از خاستگاههای اصلی موسیقی ایران است. یافتههای باستانشناسی در جنوب غربی ایران، وجود آلات موسیقایی در ادوار کهن را موضوعی ملموس و اثبات کرده است. از آنجمله، اثر مُهری استوانهای مربوط به اواسط هزاره چهارم قبل از میلاد است که در حفاریهای اوایل دهه چهل شمسی در تپهچُغامیش خوزستان کشف شده و در آن، نوعی همنوازی نشان داده شده است. در این اثر، نوازندگانی در حال نواختن سازهایی همچون چنگ عمودی، طبل و سازی شبیه بوق هستند و فردی نیز احتمالا مشغول خواندن است. در قسمت دیگر، فردی نشسته بر مسند و خدمتکاری مشغول پذیرایی دیده میشود. طبق نظر کاوشگران، این صحنه ضیافت همراه با نواختن موسیقی، با «آداب دینی» مرتبط است... افزون بر این میتوان از دادههای
باستانشناسی نام برد که جایگاه موسیقی را در دورههای ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی نشان میدهد؛ از آن جمله یک شیپور یا کَرنای فلزی بزرگ که از تخت جمشید بهدست آمده و اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری میشود یا اینکه میدانیم اردشیر بابکان (241-224 م.)، با طبقهبندی درباریان در هفت صنف، موسیقیدانان را در طبقه پنجم جای داد. در مروّجالذهب آمده که «اردشیر طبقات کسان را مرتب کرد و هفت طبقه نهاد... آنگاه طبقات نغمهگران و مطربان و آشنایان صنعت موسیقی را به نظام درآورد». یا اینکه میدانیم «باربد» از مشهورترین رامشگران و موسیقیدانان دوره ساسانی در عهد خسروپرویز بود. در میان نقشبرجستهها و دیگر اشیای برجایمانده از دوره ساسانی نیز تصاویری از نوازندگان و آلات موسیقی دیده میشود؛ بهعنوان مثال، در گچبریهای ری، شکار بهرامگور و همراهی «بانوی محبوب وی [آزاده] که در پشت شتر شکاری وی نشسته، عود یا بربط مینوازد» دیده میشود یا نقش موزاییكی از بیشاپور كه زنی را در حال چنگزدن نشان میدهد. همچنین روی ظروف نقرهای ساسانی كه در موزه ملی ایران و دیگر موزههای جهان نگهداری میشود، افرادی در حال
نواختن سازهای مختلف همچون: بربط، سُرنا، قاشقك، چغانه، مشته یا شنگ و غیره دیده میشوند. در میان نقشهای تاقبستان (مربوط به دوره خسروپرویز) نیز تصاویری از چنگنوازان در قایق دیده میشود» (جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان، مطالعات باستانشناسی پارسه، تابستان ۱۳۹۸).
ابوعلیسینا هم در قرون اولیه اسلامی آورده: «موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمهها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگی زمانهای بین نغمهها بحث میشود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد».
اینها تنها مواردی از صدها شواهد جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان و ایران پس از اسلام است که جزء جداییناپذیر فرهنگ و تاریخ این مملکت به شمار میرود و نمیتوان آن را نادیده گرفت یا به ستیز با آن رفت. درشتگوییهایی که این روزها درباره هنر و به ویژه موسیقی میشود، یعنی ستیز با هویت ایرانی. اگر شما پذیرفتهاید که در چارچوب مرزهای این مملکت فرمان برانید و بر پست و صندلی و مقامهای دولتی تکیه زنید، حتما لازم است با پیشینه تاریخی این مرز و بوم بیگانه نبوده و دغدغه حفظ و نگاهبانی از آن را داشته باشید.
کسانی که به نانی و نوایی و مقامی دست یافتهاند، حرمت نگه دارند، تقابلسازی نکنند و بر هویت و تاریخ این سرزمین چنگ نیندازند.
محمدرضا نسبعبداللهی: این روزها صداهای ناهنجاری در سرزمین ما در مخالفت با موسیقی به گوش میرسد و میگویند هرکس به موسیقی علاقه دارد ایران را ترک کند. باید به این جنابان و همفکران آنان یادآوری کرد ما ایرانی هستیم، موسیقی ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد، ریشهای به درازنای تاریخ. از دوره ایلام (عیلام) گرفته تا ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی؛ موسیقی و هنر در ایران باستان مرتبه و جایگاهی ارزنده و برازنده داشته است.
شما نمیتوانید هویت و فرهنگ این مملکت را نادیده انگاشته، درشتگویی کرده و علاقهمندان به هنر و موسیقی را مورد حمله قرار دهید و آنها را به ترک کشور فراخوانید. شما بایستی بدانید مخالفت با هنر و موسیقی یعنی ستیز با بخشی از فرهنگ و هنر ایران باستان و ایران سدههای پس از اسلام که موسیقی هم جزئی از آن بوده است. «سرزمین ایلام در جنوب غرب ایران، با قدمتی پنجهزارساله از خاستگاههای اصلی موسیقی ایران است. یافتههای باستانشناسی در جنوب غربی ایران، وجود آلات موسیقایی در ادوار کهن را موضوعی ملموس و اثبات کرده است. از آنجمله، اثر مُهری استوانهای مربوط به اواسط هزاره چهارم قبل از میلاد است که در حفاریهای اوایل دهه چهل شمسی در تپهچُغامیش خوزستان کشف شده و در آن، نوعی همنوازی نشان داده شده است. در این اثر، نوازندگانی در حال نواختن سازهایی همچون چنگ عمودی، طبل و سازی شبیه بوق هستند و فردی نیز احتمالا مشغول خواندن است. در قسمت دیگر، فردی نشسته بر مسند و خدمتکاری مشغول پذیرایی دیده میشود. طبق نظر کاوشگران، این صحنه ضیافت همراه با نواختن موسیقی، با «آداب دینی» مرتبط است... افزون بر این میتوان از دادههای
باستانشناسی نام برد که جایگاه موسیقی را در دورههای ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی نشان میدهد؛ از آن جمله یک شیپور یا کَرنای فلزی بزرگ که از تخت جمشید بهدست آمده و اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری میشود یا اینکه میدانیم اردشیر بابکان (241-224 م.)، با طبقهبندی درباریان در هفت صنف، موسیقیدانان را در طبقه پنجم جای داد. در مروّجالذهب آمده که «اردشیر طبقات کسان را مرتب کرد و هفت طبقه نهاد... آنگاه طبقات نغمهگران و مطربان و آشنایان صنعت موسیقی را به نظام درآورد». یا اینکه میدانیم «باربد» از مشهورترین رامشگران و موسیقیدانان دوره ساسانی در عهد خسروپرویز بود. در میان نقشبرجستهها و دیگر اشیای برجایمانده از دوره ساسانی نیز تصاویری از نوازندگان و آلات موسیقی دیده میشود؛ بهعنوان مثال، در گچبریهای ری، شکار بهرامگور و همراهی «بانوی محبوب وی [آزاده] که در پشت شتر شکاری وی نشسته، عود یا بربط مینوازد» دیده میشود یا نقش موزاییكی از بیشاپور كه زنی را در حال چنگزدن نشان میدهد. همچنین روی ظروف نقرهای ساسانی كه در موزه ملی ایران و دیگر موزههای جهان نگهداری میشود، افرادی در حال
نواختن سازهای مختلف همچون: بربط، سُرنا، قاشقك، چغانه، مشته یا شنگ و غیره دیده میشوند. در میان نقشهای تاقبستان (مربوط به دوره خسروپرویز) نیز تصاویری از چنگنوازان در قایق دیده میشود» (جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان، مطالعات باستانشناسی پارسه، تابستان ۱۳۹۸).
ابوعلیسینا هم در قرون اولیه اسلامی آورده: «موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمهها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگی زمانهای بین نغمهها بحث میشود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد».
اینها تنها مواردی از صدها شواهد جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان و ایران پس از اسلام است که جزء جداییناپذیر فرهنگ و تاریخ این مملکت به شمار میرود و نمیتوان آن را نادیده گرفت یا به ستیز با آن رفت. درشتگوییهایی که این روزها درباره هنر و به ویژه موسیقی میشود، یعنی ستیز با هویت ایرانی. اگر شما پذیرفتهاید که در چارچوب مرزهای این مملکت فرمان برانید و بر پست و صندلی و مقامهای دولتی تکیه زنید، حتما لازم است با پیشینه تاریخی این مرز و بوم بیگانه نبوده و دغدغه حفظ و نگاهبانی از آن را داشته باشید.
کسانی که به نانی و نوایی و مقامی دست یافتهاند، حرمت نگه دارند، تقابلسازی نکنند و بر هویت و تاریخ این سرزمین چنگ نیندازند.