|

نظر ایلان پاپه، تاریخ‌نگار چپ‌گرا، درباره «معامله قرن»:

سیاست‌زدایی از مبارزه فلسطینیان

گروه اندیشه: سه‌شنبه هشتم بهمن ماه دونالد ترامپ در یک نشست خبری مشترک با بنیامین تنانیاهو، در حضور سفیران بحرین و امارات متحده عربی و عمان و برخی دیگر از کشورهای عربی، از طرح صلح کاخ سفید برای خاورمیانه خبر داد: طرحی موسوم به «معامله قرن». این طرح تغییرات قابل توجهی را در نقشه کرانه باختری رود اردن اعمال می‌کند. سال گذشته که ترامپ اورشلیم را پایتخت اسرائیل اعلام کرد، چندان دور از ذهن نبود که آینده هولناک‌تری در انتظار فلسطین است. در همان سال بسیاری این اقدام ترامپ را محکوم کردند چون معتقد بودند روند صلح را از مسیر خود خارج می‌کند. اما بسیاری از مورخان و نظریه‌پردازان چپ‌گرا، از جمله ایلان پاپه، گفتند «اصلا روند صلحی در کار نیست که بتوان آن را از مسیر خود خارج کرد». اکنون با رونمایی از طرح «معامله قرن» روشن شد که پاپه و سایر منتقدان چپ‌گرا پربیراه نمی‌گفتند.
طبق طرح «معامله قرن»، اورشلیم (بیت‌المقدس) پایتخت اسرائیل باقی می‌ماند و فلسطین هیچ سهمی از این شهر ندارد. جالب است که طبق قطع‌نامه ۱۸۱ سازمان ملل متحد در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، اورشلیم به‌عنوان یک «اندام مجزا»
(Corpus separatum) به رسمیت شناخته شده بود، یعنی یک قلمرو محصور تحت قوانین بین‌المللی. «اندام مجزا» اصطلاح مورد استفاده برای توصیف اورشلیم در طرح سازمان ملل در تقسیم فلسطین است. مطابق این قطع‌نامه سرزمین فلسطین به دو کشور عبری و فلسطینی تقسیم می‌شد و ۵۵ درصد اراضی سرزمین فلسطین به اسرائیل تعلق می‌گرفت و از آن تاریخ مقرر شد بیت‌المقدس به صورت بین‌المللی اداره شود. پشت‌بند قطع‌نامه ۱۸۱، قطع‌نامه‌های دیگری آمد، ازجمله قطع‌نامه ۱۹۴ سازمان ملل در ۱۱ دسامبر ۱۹۴۸ که یک بار دیگر بر موقعیت بین‌المللی این شهر تأکید کرد. در آن زمان ایالات متحده یکی از حامیان پروپاقرص این موضع سازمان ملل متحد بود. بااین‌حال، «رژیم اسرائیل قاطعانه به قطع‌نامه سازمان ملل واکنش نشان داد و همه نهادهایش را (از کابینه گرفته تا کنست [پارلمان اسرائیل] و دادگاه عالی) در اورشلیم مستقر ساخت و آن را پایتخت ابدی قوم یهود اعلام کرد». سازمان ملل این اقدام را محکوم کرد و در نتیجه از سال ۱۹۴۹ تقریبا هیچ‌یک از دولت‌های عضو سازمان ملل متحد جرئت نداشت سفارت خود را در این شهر دایر کند. به قول ایلان پاپه این امر یک دستاورد کمابیش استثنائی بود. مع‌الوصف، از لحظه‌ای که سازمان ملل متحد در فوریه سال ۱۹۴۷ شروع کرد به تعیین آینده فلسطین تا پایان قیمومت بریتانیا بر فلسطین در مه ۱۹۴۸، سازمان ملل و به تبع آن جامعه بین‌الملل، بندبند مدعای اخلاقی صهیونیست‌ها و خط به خط روایت یهودی‌ها را از اسرائیل پذیرفته بودند.
طرح «معامله قرن» حکمرانی اسرائیل بر مناطقی را که از سال ۱۹۶۷ تاکنون اشغال شده به رسمیت می‌شناسد و بر این اساس بخشی وسیع از شهرک‌های یهودی‌نشین نیز به خاک اسرائیل ملحق می‌شود. اسرائیل بلافاصله بعد از جنگ ۱۹۶۷ رسما بخش‌های شرقی اشغال‌شده اورشلیم را ضمیمه خاک خود کرد. بعد از این اعلام بود که بخشی از جمعیت فلسطین پاک‌سازی قومی شد، از زمین‌های فلسطینیان سلب مالکیت شد و پروژه‌های عظیم انتقال و اسکان یهودیان آغاز شد. اسرائیل بعد از ۱۹۶۷ همچنان حقوق بین‌الملل و افکار عمومی را نادیده می‌گرفت. اسرائیل تصرف اراضی فلسطینیان و سلب مالکیت از آنها را ادامه و آنچه را اورشلیم بزرگ می‌نامید گسترش داد؛ یعنی فضایی که امروزه تقریبا یک‌سوم کرانه باختری را دربر می‌گیرد. تصرف اراضی فلسطینیان موجب شد صدها هزار فلسطینی در منطقه‌ای قرار بگیرند که رسما بخشی از اسرائیل شد و حتی روی کاغذ می‌توانست توازن جمعیت‌شناختی قدرت را در دولت یهود تغییر دهد. دیری نپایید که جلوی این کار هم گرفته شد: دسته‌دسته فلسطینیان را از این منطقه بیرون کردند، محله‌های فلسطینی‌نشین را از اورشلیم بزرگ حذف و به عنوان بخشی از کرانه باختری تعریف کردند. اکنون طرح «معامله قرن»، فلسطینی‌ها را در همین مناطق، در واقع در «سرزمین‌های مادری» غیرهمجوار، یعنی مناطق A و B کرانه باختری و غزه، قرار می‌دهد و آنها را کاملا از حیث سیاسی و فیزیکی جدا می‌کند. طبق طرح پیشنهادی دولت آمریکا برای حل یکی از دشوارترین منازعه‌های جهان، فلسطینی‌ها فقط در چند قلمرو محصور غیرهمجوار که در سرتاسر کرانه غربی و غزه پراکنده‌اند، خودمختاری خواهند داشت. با این‌حال، طرح «معامله قرن» می‌گوید که برقراری و کنترل امنیت حتی در همین چند قلمرو محصور فلسطینی نیز بر عهده اسرائیل خواهد بود و اسرائیل همچنان به کنترل مرزها و حریم هوایی و سفره‌های آبی و آب‌های دریایی و حتی امواج الکترومغناطیسی فلسطین ادامه خواهد داد. در این طرح اگرچه امور مدنی فلسطینی‌ها مثل آموزش و بهداشت در این «مناطق غیرهمجوار» به خودشان واگذار شده، عرصه‌های مهم و حیاتی مثل تجارت و امنیت و مهاجرت همچنان تحت کنترل اسرائیل خواهند ماند. در ضمن اسرائیل می‌تواند بر اساس طرح «معامله قرن» دره‌رود اردن و شهرک‌های کرانه باختری را به قلمرو خود الحاق کند. در این طرح همچنین آمده که فلسطینی‌ها می‌توانند رهبران سرزمین خود را انتخاب کنند، ولی تحت حکمرانی اسرائیل و ناگفته پیداست که فلسطینی‌ها هیچ حق سیاسی‌ در اسرائیل نخواهند داشت. همچنین در طرح «معامله قرن» حاکمیت اسرائیل بر دره اردن و سایر نقاط کرانه باختری و نیز مرز شرقی اسرائیل به رسمیت شناخته می‌شود. در این طرح خلع سلاح حماس و حذف تسلیحات نظامی از غزه نیز آمده است.
ایلان پاپه در گفت‌وگوی کوتاهی که اخیرا درباره این طرح با خبرگزاری «برناما» داشته، می‌گوید: «اگر بار دیگر دونالد ترامپ به مقام ریاست‌جمهوری ایالات متحده برسد، کار مبارزه فلسطینی‌ها برای رسیدن به یک دولت آزاد و مستقل فلسطین از این هم دشوارتر خواهد شد. چون ترامپ اجرای طرح نقشه جدید فلسطین را آغاز کرده». طرفه آنکه گفته می‌شود طرح 80صفحه‌ای ترامپ تلاشی است برای حل‌وفصل منازعه بلند‌مدت فلسطین و اسرائیل. ترامپ همراه با اسرائیل لحظه‌ای را برای فلسطینی‌ها رقم زده‌اند که چند گام به عقب است. پاپه می‌گوید آدم‌های اطراف ترامپ، مثل مایک پنس، مایک پمپئو، جرد کوشنر و بنیامین نتانیاهو، بر روی این طرح کار می‌کنند. پاپه بر این باور است که «معامله قرن» تلاشی است برای سیاست‌زدایی از مبارزه فلسطینی‌ها. به نظر او این طرح، مبارزه سیاسی فلسطینی‌ها را به یک موضوع صرفا بشردوستانه تبدیل می‌کند: «آنها می‌خواهند به ما بگویند که هیچ موضوعی درباره فلسطین وجود ندارد، بلکه مسئله فلسطینی‌هایی هستند که در فقر زندگی می‌کنند، کسانی که از سطح مطلوب زندگی برخوردار نیستند» و باید سطح زندگی کسانی را که در فلسطین زندگی می‌کنند بهتر کرد.
پاپه می‌گوید: «در عوض (انتظار دارند) فلسطینی‌ها هم بی‌خیال هر نوع مطالبه سیاسی، حق تعیین سرنوشت خود و حق آزادی شوند. این خیلی خطرناک است، این تجاوز به فلسطینی‌هاست و تلاشی است برای نابودی آنها به‌عنوان یک جنبش سیاسی و نیز به‌عنوان یک ملت». البته پاپه این امر را با اقدامات اخیر ترامپ سازگار می‌داند؛ اقداماتی مثل انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به اورشلیم در ماه مه سال گذشته، به‌رسمیت‌شناختن اورشلیم به‌عنوان پایتخت اسرائیل و قانونی‌دانستن شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری. در حالی‌که انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده سوم نوامبر سال میلادی جاری برگزار خواهد شد، گفته می‌شود ترامپ این طرح را زودتر - یعنی قبل از انتخابات اسرائیل در دوم مارس - در تلاش برای حمایت هرچه بیشتر از نتانیاهو در برابر رقیب او، بنی گانتس، از حزب «آبی و سفید» بیرون داد. در همین حال، به نظر پاپه انتخابات آتی اسرائیل هم چیزی را در مورد نگرش دولت صهیونیستی نسبت به فلسطین تغییر نخواهد داد. او می‌گوید: «مهم نیست چه کسی انتخابات را می‌برد، انتخابات بنا نیست واقعیت سیاسی پیش روی فلسطینی‌ها را تغییر دهد». به نظر او انتظار می‌رود که خصومت علیه فلسطین و مردم آن همچنان ادامه داشته باشد.ترامپ در روز رونمایی از طرح «معامله قرن» ضمن تأکید بر اینکه آمریکا حق حاکمیت اسرائیل را به‌رسمیت می‌شناسد، گفت: «حرکت ما به سوی راه‌حل دو دولت است و این موضوع خطری را متوجه اسرائیل نخواهد کرد». از قرار معلوم، مسئله اصلی در مناقشه فلسطین و اسرائیل حتی پس از طرحی که بناست برای یکی از دشوارترین منازعه‌های جهان راه‌حلی عادلانه و منصفانه ارائه دهد، همچنان شکل حکمرانی در این سرزمین است. اگرچه در سال‌های گذشته راه‌حل تأسیس دو دولت حمایت و اجماع بی‌دریغ جامعه جهانی و آمریکا را به‌همراه داشته، جالب است بدانیم که برای اولین‌بار اعراب - ازجمله سوریه، اردن و مصر - در میانه دهه 1970 برای ایجاد صلح با اشتیاق فراوان راه‌حل تأسیس دو دولت را مطرح و به شورای امنیت سازمان ملل تقدیم کردند، ولی ایالات متحده آمریکا آن زمان طرح دو دولت را وتو کرد. اما آیا واقعا امکان تأسیس دو کشور، چنان‌که ترامپ و پیش‌تر اوباما می‌گفت، وجود دارد؟ به قول پاپه، در کتاب «درباره فلسطین» (نشر ثالث؛ 1396)، به‌رغم تمام حمایت‌های جهانی که درخصوص تأسیس دو دولت مجزا و مستقل از هم شاهدیم، آنچه در نهایت رخ خواهد داد با پروژه اسرائیل بزرگ تفاوت چندانی نخواهد داشت. بااین‌حال، یک تحلیل و مطالعه ساده جغرافیایی نشان می‌دهد که امکان تأسیس دو دولت مجزا، اگر نگوییم خیالی، طرحی یک‌طرفه است: 55 درصد خاک این سرزمین را بیابان نگب پوشانده که جمعیت بسیار کمی آنجا زندگی می‌کند و چون خاک آن آب را به خود جذب نمی‌کند کوچک‌ترین بارانی سیل‌های بزرگ به راه می‌اندازد. می‌ماند شهرهای بسیار مدرن اسرائیل مثل حیفا و تل‌آویو و سایر مناطقی که بر سر آنها جنگ است: از کرانه باختری و اورشلیم، بیت‌اللحم و رام‌الله تا نوار غزه و شهرک‌های یهودی. تأسیس دو دولت یعنی چه؟ آیا به این ‌معناست که اسرائیل شهرهای مدرن خود را که با هزینه‌های گزافی طراحی و ساخته و اکثر نهادهای سیاسی و قضائی و امنیتی‌اش را در آنها دایر کرده، رها کند و در اختیار فلسطینی‌ها و دولت فلسطین قرار دهد و خود در اراضی اشغالی ساکن شود؟ یا اینکه فلسطینی‌ها دولت خود را در اراضی اشغالی دایر کنند و اسرائیلی‌ها هم دولت خود را در شهرهای خودشان؟ اگر چنین بود، چرا این‌همه جنگ؟ چرا آمریکا تأکید دارد پایتخت اسرائیل را اورشلیم بداند؟ می‌ماند همان زمین‌هایی از منطقه صحرای نگب که احتمالا به فلسطینیان برسد. از این‌رو، نوام چامسکی در کتاب «درباره فلسطین» می‌گوید حتی «اگر راه‌حل تأسیس دو دولت به‌رغم فسادی که در آن وجود دارد، اجرائی شود، مرزهای دو کشور به‌راحتی به مرور زمان از بین می‌رود».
پاپه درباره راه‌حل «دو دولت» و این وعده قدیمی دولت آمریکا، می‌گوید: «هیچ دلیل منطقی پیش‌رویم نمی‌بینم تا از چیزی حمایت کنم که در نهایت به خلق اسرائیل بزرگ مشروعیت ببخشد». بنابراین به نظر می‌رسد بیش از هر زمانی این قضیه می‌تواند و چه‌بسا باید منجر شود به بازنگری در صحت و سقم راه‌حل «دو دولت»، اینکه آیا این راه‌حل شدنی است و سپس پیگیری جدی‌تر الگوهای مختلفی از راه‌حل «یک دولت». بازگشت به مرزهای 1948 یک راه‌حل است. راه‌حل دیگری نیز آیل وایزمن، متفکر و معمار چپ‌گرا، مطرح می‌کند. او با توجه به عدم امکان تحقق راه‌حل «یک‌ دولت» و «دو دولت» برای مناقشه اسرائیل و فلسطین در مقطع کنونی می‌گوید: «یک جور هم‌پوشانی هم‌زمان را پیشنهاد می‌کنیم: دو دولت که در کنار هم قرار نمی‌گیرند ولی به لحاظ حقوقی در سرتاسر یک قلمرو هم‌پوشانی دارند. مسلما این امر مستلزم تعریفی جدید از حاکمیت ملی است، تعریفی جدید که بنا به آن بتوان در یک منطقه واحد، شهروندی دو جا را داشت». با این ‌حال، روشن نیست که پیشنهاد وایزمن یک صورت‌بندی جدید از حاکمیت است یا نوعی جدید از فدرالیسم. اما دست‌کم این راه‌حل‌ها نشان می‌دهند که رسیدن به صلح با «معامله قرن» ممکن نیست.
مناقشه تاریخی اسرائیل و فلسطین از سال ۱۹۴۸ و با بیرون‌کردن فلسطینیان از خانه‌ها و زمین اجدادی‌شان که به «روز نکبت» معروف است، آغاز شده و همچنان ادامه دارد. فارغ از اینکه بسیاری به‌درستی طرح «معامله قرن» را همان آپارتاید می‌دانند، آنچه هم‌اکنون ضروری است، به قول پاپه نه تلاش بی‌فایده برای از سرگیری «مذاکرات صلح» بلکه درک این نکته است که فقط با تشدید فشار بر اسرائیل باید جلوی سلب مالکیت بیشتر از مردم فلسطین گرفته شود. بی‌عدالتی و ظلمی که در فلسطین جریان دارد، عواقب بسیاری برای مردم همه کشورهای جهان داشته و دارد: از آمریکای شمالی و اروپا تا آمریکای لاتین و خاورمیانه، همه دولت‌ها همان روش‌ها و اقداماتی را بازتولید می‌کنند که رژیم اسرائیل برای سرکوب و ظلم به مردم فلسطین به‌کار می‌گیرد. گویی دنیا، از مخالف تا موافق، فلسطین را مثل یک آزمایشگاه بزرگ انسانی می‌بیند: از پروژه‌های عظیم دیوارهای مرزی در جهان که تقلیدی بی‌واسطه است از دیوار حائل در کرانه باختری تا الگوبرداری از اردوگاه‌‌ آوارگان فلسطینی در اراضی اشغالی، تقلید مستقیم و غیرمستقیم از دستگاه امنیتی و سرکوب اسرائیل در اکثر کشورهای جهان، چه موافق و چه مخالفش و استفاده از بسیاری جنگ‌افزارهای کشتار جمعی که بعد از آزمایش در غزه، در عراق و لیبی و سوریه و یمن و سایر کشورهای جنوب جهان به کار گرفته شد. از این‌رو، مسئله فلسطین مسئله‌ای جهانی و به‌غایت سیاسی و اجتماعی است و تمام گروه‌ها و جنبش‌هایی که برای عدالت اجتماعی می‌جنگند، برای تحقق اهداف‌شان باید با فلسطین همراه شوند.

گروه اندیشه: سه‌شنبه هشتم بهمن ماه دونالد ترامپ در یک نشست خبری مشترک با بنیامین تنانیاهو، در حضور سفیران بحرین و امارات متحده عربی و عمان و برخی دیگر از کشورهای عربی، از طرح صلح کاخ سفید برای خاورمیانه خبر داد: طرحی موسوم به «معامله قرن». این طرح تغییرات قابل توجهی را در نقشه کرانه باختری رود اردن اعمال می‌کند. سال گذشته که ترامپ اورشلیم را پایتخت اسرائیل اعلام کرد، چندان دور از ذهن نبود که آینده هولناک‌تری در انتظار فلسطین است. در همان سال بسیاری این اقدام ترامپ را محکوم کردند چون معتقد بودند روند صلح را از مسیر خود خارج می‌کند. اما بسیاری از مورخان و نظریه‌پردازان چپ‌گرا، از جمله ایلان پاپه، گفتند «اصلا روند صلحی در کار نیست که بتوان آن را از مسیر خود خارج کرد». اکنون با رونمایی از طرح «معامله قرن» روشن شد که پاپه و سایر منتقدان چپ‌گرا پربیراه نمی‌گفتند.
طبق طرح «معامله قرن»، اورشلیم (بیت‌المقدس) پایتخت اسرائیل باقی می‌ماند و فلسطین هیچ سهمی از این شهر ندارد. جالب است که طبق قطع‌نامه ۱۸۱ سازمان ملل متحد در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، اورشلیم به‌عنوان یک «اندام مجزا»
(Corpus separatum) به رسمیت شناخته شده بود، یعنی یک قلمرو محصور تحت قوانین بین‌المللی. «اندام مجزا» اصطلاح مورد استفاده برای توصیف اورشلیم در طرح سازمان ملل در تقسیم فلسطین است. مطابق این قطع‌نامه سرزمین فلسطین به دو کشور عبری و فلسطینی تقسیم می‌شد و ۵۵ درصد اراضی سرزمین فلسطین به اسرائیل تعلق می‌گرفت و از آن تاریخ مقرر شد بیت‌المقدس به صورت بین‌المللی اداره شود. پشت‌بند قطع‌نامه ۱۸۱، قطع‌نامه‌های دیگری آمد، ازجمله قطع‌نامه ۱۹۴ سازمان ملل در ۱۱ دسامبر ۱۹۴۸ که یک بار دیگر بر موقعیت بین‌المللی این شهر تأکید کرد. در آن زمان ایالات متحده یکی از حامیان پروپاقرص این موضع سازمان ملل متحد بود. بااین‌حال، «رژیم اسرائیل قاطعانه به قطع‌نامه سازمان ملل واکنش نشان داد و همه نهادهایش را (از کابینه گرفته تا کنست [پارلمان اسرائیل] و دادگاه عالی) در اورشلیم مستقر ساخت و آن را پایتخت ابدی قوم یهود اعلام کرد». سازمان ملل این اقدام را محکوم کرد و در نتیجه از سال ۱۹۴۹ تقریبا هیچ‌یک از دولت‌های عضو سازمان ملل متحد جرئت نداشت سفارت خود را در این شهر دایر کند. به قول ایلان پاپه این امر یک دستاورد کمابیش استثنائی بود. مع‌الوصف، از لحظه‌ای که سازمان ملل متحد در فوریه سال ۱۹۴۷ شروع کرد به تعیین آینده فلسطین تا پایان قیمومت بریتانیا بر فلسطین در مه ۱۹۴۸، سازمان ملل و به تبع آن جامعه بین‌الملل، بندبند مدعای اخلاقی صهیونیست‌ها و خط به خط روایت یهودی‌ها را از اسرائیل پذیرفته بودند.
طرح «معامله قرن» حکمرانی اسرائیل بر مناطقی را که از سال ۱۹۶۷ تاکنون اشغال شده به رسمیت می‌شناسد و بر این اساس بخشی وسیع از شهرک‌های یهودی‌نشین نیز به خاک اسرائیل ملحق می‌شود. اسرائیل بلافاصله بعد از جنگ ۱۹۶۷ رسما بخش‌های شرقی اشغال‌شده اورشلیم را ضمیمه خاک خود کرد. بعد از این اعلام بود که بخشی از جمعیت فلسطین پاک‌سازی قومی شد، از زمین‌های فلسطینیان سلب مالکیت شد و پروژه‌های عظیم انتقال و اسکان یهودیان آغاز شد. اسرائیل بعد از ۱۹۶۷ همچنان حقوق بین‌الملل و افکار عمومی را نادیده می‌گرفت. اسرائیل تصرف اراضی فلسطینیان و سلب مالکیت از آنها را ادامه و آنچه را اورشلیم بزرگ می‌نامید گسترش داد؛ یعنی فضایی که امروزه تقریبا یک‌سوم کرانه باختری را دربر می‌گیرد. تصرف اراضی فلسطینیان موجب شد صدها هزار فلسطینی در منطقه‌ای قرار بگیرند که رسما بخشی از اسرائیل شد و حتی روی کاغذ می‌توانست توازن جمعیت‌شناختی قدرت را در دولت یهود تغییر دهد. دیری نپایید که جلوی این کار هم گرفته شد: دسته‌دسته فلسطینیان را از این منطقه بیرون کردند، محله‌های فلسطینی‌نشین را از اورشلیم بزرگ حذف و به عنوان بخشی از کرانه باختری تعریف کردند. اکنون طرح «معامله قرن»، فلسطینی‌ها را در همین مناطق، در واقع در «سرزمین‌های مادری» غیرهمجوار، یعنی مناطق A و B کرانه باختری و غزه، قرار می‌دهد و آنها را کاملا از حیث سیاسی و فیزیکی جدا می‌کند. طبق طرح پیشنهادی دولت آمریکا برای حل یکی از دشوارترین منازعه‌های جهان، فلسطینی‌ها فقط در چند قلمرو محصور غیرهمجوار که در سرتاسر کرانه غربی و غزه پراکنده‌اند، خودمختاری خواهند داشت. با این‌حال، طرح «معامله قرن» می‌گوید که برقراری و کنترل امنیت حتی در همین چند قلمرو محصور فلسطینی نیز بر عهده اسرائیل خواهد بود و اسرائیل همچنان به کنترل مرزها و حریم هوایی و سفره‌های آبی و آب‌های دریایی و حتی امواج الکترومغناطیسی فلسطین ادامه خواهد داد. در این طرح اگرچه امور مدنی فلسطینی‌ها مثل آموزش و بهداشت در این «مناطق غیرهمجوار» به خودشان واگذار شده، عرصه‌های مهم و حیاتی مثل تجارت و امنیت و مهاجرت همچنان تحت کنترل اسرائیل خواهند ماند. در ضمن اسرائیل می‌تواند بر اساس طرح «معامله قرن» دره‌رود اردن و شهرک‌های کرانه باختری را به قلمرو خود الحاق کند. در این طرح همچنین آمده که فلسطینی‌ها می‌توانند رهبران سرزمین خود را انتخاب کنند، ولی تحت حکمرانی اسرائیل و ناگفته پیداست که فلسطینی‌ها هیچ حق سیاسی‌ در اسرائیل نخواهند داشت. همچنین در طرح «معامله قرن» حاکمیت اسرائیل بر دره اردن و سایر نقاط کرانه باختری و نیز مرز شرقی اسرائیل به رسمیت شناخته می‌شود. در این طرح خلع سلاح حماس و حذف تسلیحات نظامی از غزه نیز آمده است.
ایلان پاپه در گفت‌وگوی کوتاهی که اخیرا درباره این طرح با خبرگزاری «برناما» داشته، می‌گوید: «اگر بار دیگر دونالد ترامپ به مقام ریاست‌جمهوری ایالات متحده برسد، کار مبارزه فلسطینی‌ها برای رسیدن به یک دولت آزاد و مستقل فلسطین از این هم دشوارتر خواهد شد. چون ترامپ اجرای طرح نقشه جدید فلسطین را آغاز کرده». طرفه آنکه گفته می‌شود طرح 80صفحه‌ای ترامپ تلاشی است برای حل‌وفصل منازعه بلند‌مدت فلسطین و اسرائیل. ترامپ همراه با اسرائیل لحظه‌ای را برای فلسطینی‌ها رقم زده‌اند که چند گام به عقب است. پاپه می‌گوید آدم‌های اطراف ترامپ، مثل مایک پنس، مایک پمپئو، جرد کوشنر و بنیامین نتانیاهو، بر روی این طرح کار می‌کنند. پاپه بر این باور است که «معامله قرن» تلاشی است برای سیاست‌زدایی از مبارزه فلسطینی‌ها. به نظر او این طرح، مبارزه سیاسی فلسطینی‌ها را به یک موضوع صرفا بشردوستانه تبدیل می‌کند: «آنها می‌خواهند به ما بگویند که هیچ موضوعی درباره فلسطین وجود ندارد، بلکه مسئله فلسطینی‌هایی هستند که در فقر زندگی می‌کنند، کسانی که از سطح مطلوب زندگی برخوردار نیستند» و باید سطح زندگی کسانی را که در فلسطین زندگی می‌کنند بهتر کرد.
پاپه می‌گوید: «در عوض (انتظار دارند) فلسطینی‌ها هم بی‌خیال هر نوع مطالبه سیاسی، حق تعیین سرنوشت خود و حق آزادی شوند. این خیلی خطرناک است، این تجاوز به فلسطینی‌هاست و تلاشی است برای نابودی آنها به‌عنوان یک جنبش سیاسی و نیز به‌عنوان یک ملت». البته پاپه این امر را با اقدامات اخیر ترامپ سازگار می‌داند؛ اقداماتی مثل انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به اورشلیم در ماه مه سال گذشته، به‌رسمیت‌شناختن اورشلیم به‌عنوان پایتخت اسرائیل و قانونی‌دانستن شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری. در حالی‌که انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده سوم نوامبر سال میلادی جاری برگزار خواهد شد، گفته می‌شود ترامپ این طرح را زودتر - یعنی قبل از انتخابات اسرائیل در دوم مارس - در تلاش برای حمایت هرچه بیشتر از نتانیاهو در برابر رقیب او، بنی گانتس، از حزب «آبی و سفید» بیرون داد. در همین حال، به نظر پاپه انتخابات آتی اسرائیل هم چیزی را در مورد نگرش دولت صهیونیستی نسبت به فلسطین تغییر نخواهد داد. او می‌گوید: «مهم نیست چه کسی انتخابات را می‌برد، انتخابات بنا نیست واقعیت سیاسی پیش روی فلسطینی‌ها را تغییر دهد». به نظر او انتظار می‌رود که خصومت علیه فلسطین و مردم آن همچنان ادامه داشته باشد.ترامپ در روز رونمایی از طرح «معامله قرن» ضمن تأکید بر اینکه آمریکا حق حاکمیت اسرائیل را به‌رسمیت می‌شناسد، گفت: «حرکت ما به سوی راه‌حل دو دولت است و این موضوع خطری را متوجه اسرائیل نخواهد کرد». از قرار معلوم، مسئله اصلی در مناقشه فلسطین و اسرائیل حتی پس از طرحی که بناست برای یکی از دشوارترین منازعه‌های جهان راه‌حلی عادلانه و منصفانه ارائه دهد، همچنان شکل حکمرانی در این سرزمین است. اگرچه در سال‌های گذشته راه‌حل تأسیس دو دولت حمایت و اجماع بی‌دریغ جامعه جهانی و آمریکا را به‌همراه داشته، جالب است بدانیم که برای اولین‌بار اعراب - ازجمله سوریه، اردن و مصر - در میانه دهه 1970 برای ایجاد صلح با اشتیاق فراوان راه‌حل تأسیس دو دولت را مطرح و به شورای امنیت سازمان ملل تقدیم کردند، ولی ایالات متحده آمریکا آن زمان طرح دو دولت را وتو کرد. اما آیا واقعا امکان تأسیس دو کشور، چنان‌که ترامپ و پیش‌تر اوباما می‌گفت، وجود دارد؟ به قول پاپه، در کتاب «درباره فلسطین» (نشر ثالث؛ 1396)، به‌رغم تمام حمایت‌های جهانی که درخصوص تأسیس دو دولت مجزا و مستقل از هم شاهدیم، آنچه در نهایت رخ خواهد داد با پروژه اسرائیل بزرگ تفاوت چندانی نخواهد داشت. بااین‌حال، یک تحلیل و مطالعه ساده جغرافیایی نشان می‌دهد که امکان تأسیس دو دولت مجزا، اگر نگوییم خیالی، طرحی یک‌طرفه است: 55 درصد خاک این سرزمین را بیابان نگب پوشانده که جمعیت بسیار کمی آنجا زندگی می‌کند و چون خاک آن آب را به خود جذب نمی‌کند کوچک‌ترین بارانی سیل‌های بزرگ به راه می‌اندازد. می‌ماند شهرهای بسیار مدرن اسرائیل مثل حیفا و تل‌آویو و سایر مناطقی که بر سر آنها جنگ است: از کرانه باختری و اورشلیم، بیت‌اللحم و رام‌الله تا نوار غزه و شهرک‌های یهودی. تأسیس دو دولت یعنی چه؟ آیا به این ‌معناست که اسرائیل شهرهای مدرن خود را که با هزینه‌های گزافی طراحی و ساخته و اکثر نهادهای سیاسی و قضائی و امنیتی‌اش را در آنها دایر کرده، رها کند و در اختیار فلسطینی‌ها و دولت فلسطین قرار دهد و خود در اراضی اشغالی ساکن شود؟ یا اینکه فلسطینی‌ها دولت خود را در اراضی اشغالی دایر کنند و اسرائیلی‌ها هم دولت خود را در شهرهای خودشان؟ اگر چنین بود، چرا این‌همه جنگ؟ چرا آمریکا تأکید دارد پایتخت اسرائیل را اورشلیم بداند؟ می‌ماند همان زمین‌هایی از منطقه صحرای نگب که احتمالا به فلسطینیان برسد. از این‌رو، نوام چامسکی در کتاب «درباره فلسطین» می‌گوید حتی «اگر راه‌حل تأسیس دو دولت به‌رغم فسادی که در آن وجود دارد، اجرائی شود، مرزهای دو کشور به‌راحتی به مرور زمان از بین می‌رود».
پاپه درباره راه‌حل «دو دولت» و این وعده قدیمی دولت آمریکا، می‌گوید: «هیچ دلیل منطقی پیش‌رویم نمی‌بینم تا از چیزی حمایت کنم که در نهایت به خلق اسرائیل بزرگ مشروعیت ببخشد». بنابراین به نظر می‌رسد بیش از هر زمانی این قضیه می‌تواند و چه‌بسا باید منجر شود به بازنگری در صحت و سقم راه‌حل «دو دولت»، اینکه آیا این راه‌حل شدنی است و سپس پیگیری جدی‌تر الگوهای مختلفی از راه‌حل «یک دولت». بازگشت به مرزهای 1948 یک راه‌حل است. راه‌حل دیگری نیز آیل وایزمن، متفکر و معمار چپ‌گرا، مطرح می‌کند. او با توجه به عدم امکان تحقق راه‌حل «یک‌ دولت» و «دو دولت» برای مناقشه اسرائیل و فلسطین در مقطع کنونی می‌گوید: «یک جور هم‌پوشانی هم‌زمان را پیشنهاد می‌کنیم: دو دولت که در کنار هم قرار نمی‌گیرند ولی به لحاظ حقوقی در سرتاسر یک قلمرو هم‌پوشانی دارند. مسلما این امر مستلزم تعریفی جدید از حاکمیت ملی است، تعریفی جدید که بنا به آن بتوان در یک منطقه واحد، شهروندی دو جا را داشت». با این ‌حال، روشن نیست که پیشنهاد وایزمن یک صورت‌بندی جدید از حاکمیت است یا نوعی جدید از فدرالیسم. اما دست‌کم این راه‌حل‌ها نشان می‌دهند که رسیدن به صلح با «معامله قرن» ممکن نیست.
مناقشه تاریخی اسرائیل و فلسطین از سال ۱۹۴۸ و با بیرون‌کردن فلسطینیان از خانه‌ها و زمین اجدادی‌شان که به «روز نکبت» معروف است، آغاز شده و همچنان ادامه دارد. فارغ از اینکه بسیاری به‌درستی طرح «معامله قرن» را همان آپارتاید می‌دانند، آنچه هم‌اکنون ضروری است، به قول پاپه نه تلاش بی‌فایده برای از سرگیری «مذاکرات صلح» بلکه درک این نکته است که فقط با تشدید فشار بر اسرائیل باید جلوی سلب مالکیت بیشتر از مردم فلسطین گرفته شود. بی‌عدالتی و ظلمی که در فلسطین جریان دارد، عواقب بسیاری برای مردم همه کشورهای جهان داشته و دارد: از آمریکای شمالی و اروپا تا آمریکای لاتین و خاورمیانه، همه دولت‌ها همان روش‌ها و اقداماتی را بازتولید می‌کنند که رژیم اسرائیل برای سرکوب و ظلم به مردم فلسطین به‌کار می‌گیرد. گویی دنیا، از مخالف تا موافق، فلسطین را مثل یک آزمایشگاه بزرگ انسانی می‌بیند: از پروژه‌های عظیم دیوارهای مرزی در جهان که تقلیدی بی‌واسطه است از دیوار حائل در کرانه باختری تا الگوبرداری از اردوگاه‌‌ آوارگان فلسطینی در اراضی اشغالی، تقلید مستقیم و غیرمستقیم از دستگاه امنیتی و سرکوب اسرائیل در اکثر کشورهای جهان، چه موافق و چه مخالفش و استفاده از بسیاری جنگ‌افزارهای کشتار جمعی که بعد از آزمایش در غزه، در عراق و لیبی و سوریه و یمن و سایر کشورهای جنوب جهان به کار گرفته شد. از این‌رو، مسئله فلسطین مسئله‌ای جهانی و به‌غایت سیاسی و اجتماعی است و تمام گروه‌ها و جنبش‌هایی که برای عدالت اجتماعی می‌جنگند، برای تحقق اهداف‌شان باید با فلسطین همراه شوند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.