تصویری افسونگر از تبای
شرق: نمایشنامههای کلاسیک یونانی، بسیاری از مفاهیم و موقعیتهای مربوط به انسان و جهان را که امروزه همچنان برای ما مسئلهاند، در بر دارند. این نمایشنامهها با اینکه قرنها از پدیدآمدنشان میگذرد، هنوز کهنه نشدهاند و همچنان آثاری خواندنیاند و گویی نهفقط متعلق به زمانه خود؛ بلکه به مسائل انسان امروز نیز پیوستهاند. نشر بیدگل چندی است که در مجموعه نمایشنامههایی که منتشر میکند، بخشی را هم به ترجمه و انتشار نمایشنامههای کلاسیک یونانی اختصاص داده است. «زنان فِنیقی» اثر اوریپید، نمایشنامهنویس مهم یونانی کلاسیک پیش از میلاد، ازجمله این آثار است. این نمایشنامه که با ترجمه غلامرضا شهبازی منتشر شده، چهارمین کتاب از مجموعه نمایشنامههای کلاسیک یونانی نشر بیدگل است. «زنان فنیقی»، چنانکه در توضیح پشت جلد ترجمه فارسی این نمایشنامه آمده، «با داشتن شخصیتهای نمایشی شناختهشده و گوناگونی مانند ادیپوس، یوکاسته، آنتیگونه، کرئن، تیرزیاس، پولونیکس، اتئوکلس و منوسئوس یکی از پرشخصیتترین و پیچیدهترین نمایشنامههای اوریپید است». در این توضیح همچنین درباره درونمایه و ساختار این نمایشنامه آمده است: «این
نمایشنامه که نخستینبار حدود 409 پیش از میلاد بر صحنه رفته است، تاریخ شوم خاندان لائیوس را پس از سقوط تراژیک ادیپوس، پادشاه تبای روایت میکند. اوریپید در این نمایشنامه تجربی که ساختاری کمابیش اپیزودیک دارد، با دورشدن از شکل بسته درامپردازی در سودای آن است که تصویر تمامنمای افسونگری از شهر تبای بیافریند».
ترجمه فارسی «زنان فنیقی» با دو مقاله درباره این نمایشنامه همراه است؛ یکی مقاله «اسطوره در نمایشنامه زنان فنیقی» نوشته آیتا هیلتِن و دیگری مقالهای با عنوان «زنان فنیقی» نوشته آنا اِی. لاماری. شخصیت ادیپوس برای اهل ادبیات و بهویژه ادبیات نمایشی و حتی فراتر از اینها برای علاقهمندان دیگر حوزههای علوم انسانی شخصیتی آشناست. اگرچه شاید بسیاری ادیپوس را با تراژدی «ادیپ شهریار» سوفوکل بشناسند؛ اما او در آثار ادبی و نمایشی دیگری از یونان باستان هم حضور دارد که «زنان فنیقی» اوریپید ازجمله این آثار است. در مقاله «اسطوره در نمایشنامه زنان فنیقی» ضمن بررسی پیشینه اسطوره ادیپوس در آثار ادبی بهجامانده از یونان باستان به شیوه مواجهه با این اسطوره در «زنان فنیقی» اشاره شده است. به اعتقاد آیتا هیلتِن «هیچ نمایشنامه موجود دیگری به اندازه زنان فنیقی مضمون ادیپوس را به مسائل تاریخی عامتری مانند آینده مشروطه آتن ربط نمیدهد». در مقاله بعدی کتاب با عنوان «زنان فنیقی»، آنا اِی. لاماری درباره این نمایشنامه مینویسد: «زنان فنیقی بهعنوان یکی از پیچیدهترین نمایشنامههای اوریپید، برای بررسی مسائلی مانند تأثیرگذاریِ
خطاهای تاریخی، سطوح چندگانه روایت، تغییرات در ریتم، ارائه رویدادهای داستانی واحد از طریق کانونمندسازهای مختلف و نیز تعریف فضای روی صحنه و پشت صحنه، زمینهای مساعد فراهم میکند». به اعتقاد آنا اِی. لاماری «یکی از چشمگیرترین ویژگیهای زنان فنیقی استفاده چندگانه از اسطوره است». او مینویسد: «در زنان فنیقی رزمنامه تبایی صرفا بخشی از زرّادخانه اوریپید نیست؛ بلکه روایت کامل این رزمنامه یکی از دغدغههای دراماتیک اصلی اوست».
آنچه میخوانید، قسمتی از این نمایشنامه است:
«همسرایان: درد زادن فرزندان دردیست طاقتفرسا! اما همه زنان، تمامی آنها! دوستدار فرزندان خویشاند!
پولونیکس: مادر، اینکه من بدینجا به میان دشمنان آمدم هم از روی خرد بود و هم از نادانی. بیشک تمامی مردان دلباخته سرزمین خویشاند و اگر کسی خلاف این گوید، آن مرد تنها دلباخته کلمات است و دلش برای جای دیگری میتپد؛ اما مادر از آن میترسیدم که برادرم دامی برایم پهن کرده باشد و مرا هلاک سازد. برای همین شمشیر از نیام کشیدم و در آن حال چشمانم هر کنجی را میکاوید، با پروا در شهر گشتم. تنها یک چیز مرا از این ترس میرهاند و آن پیمان ترک جنگ توست؛ آن پیمان و باوری که به تو دارم مرا بر آن داشت که قدم به درون دیوارهای خانه پدریام بگذارم. و آنگاه که پس از دیرزمانی چشمم به کاخمان، محرابهای خدایانمان، زمینهای بازی کودکیام که در آنها بالیدم و چشمههای دیرسی افتاد سیل اشک از چشمانم روان شد! چه ناجوانمردانه تمام اینها را از من دریغ کردند! چشمانم از اشک تر شد، مادر! و بعد اندوه پشت اندوه، تو را میبینم مادر نازنینم با آن گیسوان بریده و جامههای ژنده سیاه بر تن! آه! از این تیرهبختی! مادر چه سهمناک است که اهل یک خانه به خون یکدیگر تشنه باشند! و سازش و دوستی چه اندازه دشوار است! و پدر نابینایم چگونه در این کاخ با ظلمتی
که اسیر آن است سر میکند؟ و دو خواهرم چه حال و روزی دارند؟ یقین دارم آن دو نیز از آوارگی من ناشادند».
شرق: نمایشنامههای کلاسیک یونانی، بسیاری از مفاهیم و موقعیتهای مربوط به انسان و جهان را که امروزه همچنان برای ما مسئلهاند، در بر دارند. این نمایشنامهها با اینکه قرنها از پدیدآمدنشان میگذرد، هنوز کهنه نشدهاند و همچنان آثاری خواندنیاند و گویی نهفقط متعلق به زمانه خود؛ بلکه به مسائل انسان امروز نیز پیوستهاند. نشر بیدگل چندی است که در مجموعه نمایشنامههایی که منتشر میکند، بخشی را هم به ترجمه و انتشار نمایشنامههای کلاسیک یونانی اختصاص داده است. «زنان فِنیقی» اثر اوریپید، نمایشنامهنویس مهم یونانی کلاسیک پیش از میلاد، ازجمله این آثار است. این نمایشنامه که با ترجمه غلامرضا شهبازی منتشر شده، چهارمین کتاب از مجموعه نمایشنامههای کلاسیک یونانی نشر بیدگل است. «زنان فنیقی»، چنانکه در توضیح پشت جلد ترجمه فارسی این نمایشنامه آمده، «با داشتن شخصیتهای نمایشی شناختهشده و گوناگونی مانند ادیپوس، یوکاسته، آنتیگونه، کرئن، تیرزیاس، پولونیکس، اتئوکلس و منوسئوس یکی از پرشخصیتترین و پیچیدهترین نمایشنامههای اوریپید است». در این توضیح همچنین درباره درونمایه و ساختار این نمایشنامه آمده است: «این
نمایشنامه که نخستینبار حدود 409 پیش از میلاد بر صحنه رفته است، تاریخ شوم خاندان لائیوس را پس از سقوط تراژیک ادیپوس، پادشاه تبای روایت میکند. اوریپید در این نمایشنامه تجربی که ساختاری کمابیش اپیزودیک دارد، با دورشدن از شکل بسته درامپردازی در سودای آن است که تصویر تمامنمای افسونگری از شهر تبای بیافریند».
ترجمه فارسی «زنان فنیقی» با دو مقاله درباره این نمایشنامه همراه است؛ یکی مقاله «اسطوره در نمایشنامه زنان فنیقی» نوشته آیتا هیلتِن و دیگری مقالهای با عنوان «زنان فنیقی» نوشته آنا اِی. لاماری. شخصیت ادیپوس برای اهل ادبیات و بهویژه ادبیات نمایشی و حتی فراتر از اینها برای علاقهمندان دیگر حوزههای علوم انسانی شخصیتی آشناست. اگرچه شاید بسیاری ادیپوس را با تراژدی «ادیپ شهریار» سوفوکل بشناسند؛ اما او در آثار ادبی و نمایشی دیگری از یونان باستان هم حضور دارد که «زنان فنیقی» اوریپید ازجمله این آثار است. در مقاله «اسطوره در نمایشنامه زنان فنیقی» ضمن بررسی پیشینه اسطوره ادیپوس در آثار ادبی بهجامانده از یونان باستان به شیوه مواجهه با این اسطوره در «زنان فنیقی» اشاره شده است. به اعتقاد آیتا هیلتِن «هیچ نمایشنامه موجود دیگری به اندازه زنان فنیقی مضمون ادیپوس را به مسائل تاریخی عامتری مانند آینده مشروطه آتن ربط نمیدهد». در مقاله بعدی کتاب با عنوان «زنان فنیقی»، آنا اِی. لاماری درباره این نمایشنامه مینویسد: «زنان فنیقی بهعنوان یکی از پیچیدهترین نمایشنامههای اوریپید، برای بررسی مسائلی مانند تأثیرگذاریِ
خطاهای تاریخی، سطوح چندگانه روایت، تغییرات در ریتم، ارائه رویدادهای داستانی واحد از طریق کانونمندسازهای مختلف و نیز تعریف فضای روی صحنه و پشت صحنه، زمینهای مساعد فراهم میکند». به اعتقاد آنا اِی. لاماری «یکی از چشمگیرترین ویژگیهای زنان فنیقی استفاده چندگانه از اسطوره است». او مینویسد: «در زنان فنیقی رزمنامه تبایی صرفا بخشی از زرّادخانه اوریپید نیست؛ بلکه روایت کامل این رزمنامه یکی از دغدغههای دراماتیک اصلی اوست».
آنچه میخوانید، قسمتی از این نمایشنامه است:
«همسرایان: درد زادن فرزندان دردیست طاقتفرسا! اما همه زنان، تمامی آنها! دوستدار فرزندان خویشاند!
پولونیکس: مادر، اینکه من بدینجا به میان دشمنان آمدم هم از روی خرد بود و هم از نادانی. بیشک تمامی مردان دلباخته سرزمین خویشاند و اگر کسی خلاف این گوید، آن مرد تنها دلباخته کلمات است و دلش برای جای دیگری میتپد؛ اما مادر از آن میترسیدم که برادرم دامی برایم پهن کرده باشد و مرا هلاک سازد. برای همین شمشیر از نیام کشیدم و در آن حال چشمانم هر کنجی را میکاوید، با پروا در شهر گشتم. تنها یک چیز مرا از این ترس میرهاند و آن پیمان ترک جنگ توست؛ آن پیمان و باوری که به تو دارم مرا بر آن داشت که قدم به درون دیوارهای خانه پدریام بگذارم. و آنگاه که پس از دیرزمانی چشمم به کاخمان، محرابهای خدایانمان، زمینهای بازی کودکیام که در آنها بالیدم و چشمههای دیرسی افتاد سیل اشک از چشمانم روان شد! چه ناجوانمردانه تمام اینها را از من دریغ کردند! چشمانم از اشک تر شد، مادر! و بعد اندوه پشت اندوه، تو را میبینم مادر نازنینم با آن گیسوان بریده و جامههای ژنده سیاه بر تن! آه! از این تیرهبختی! مادر چه سهمناک است که اهل یک خانه به خون یکدیگر تشنه باشند! و سازش و دوستی چه اندازه دشوار است! و پدر نابینایم چگونه در این کاخ با ظلمتی
که اسیر آن است سر میکند؟ و دو خواهرم چه حال و روزی دارند؟ یقین دارم آن دو نیز از آوارگی من ناشادند».