تأثير ديپلماسي در نوفل لوشاتو بر پيروزي انقلاب اسلامی
چه كسي پيشنهاد سفر امام به فرانسه را مطرح كرد؟
شرق: تبعید امام به پاریس را شاید بتوان یكی از مهمترین زمینههای بروز انقلاب اسلامی دانست، زیرا در دوران اقامت ایشان در پاریس بسياري از مباني انقلاب از طريق رسانههاي غربي به گوش جهانيان رسانده شد؛ بهویژه آنكه فرانسه كشوري است كه از حيث گفتمان حقوق بشري همواره پرچمدار بوده است و سخنگفتن از مفاهيمي مثل رفع سلطه بيگانگان، آزادي و عدالت در چنين كشوري بيشتر مورد اقبال رسانهها واقع ميشد.
ابراهيم يزدي در جلد سوم خاطراتش، خود را پيشنهاددهنده سفر امام به پاريس ميداند كه اين ادعا در زمان خود از سوي
سيد احمد خميني رد شده است. چنانچه احمد خميني درباره اين موضوع گفته است: «فرانسه را پیشنهاد کردم زیرا توقف کوتاهمان در فرانسه میتوانست مثمر ثمر باشد و امام میتوانستند بهتر مطالبشان را به دنیا برسانند؛ امام پذیرفتند». امام نيز در وصیتنامهاش درباره اين موضوع گفته است: «پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راهندادن بود، آنان تحت نفوذ شاه بودند، ولی پاریس این احتمال نبود».
اما فارغ از آنكه چه كسي پيشنهاد سفر امام به پاريس را مطرح كرده بود، موضوع پراهميت در آن چيزي است كه در پاريس گذشت؛ به نحوي كه گفته ميشود ديپلماسي انقلاب در آنجا بروز و ظهور يافت و باعث شد. محمد توسلي، دبير كل نهضت آزادي ايران، چندي پيش در گفتوگو با «شرق» بر نقش مذاكرات ديپلماتيك در فرانسه كه در پيروزي انقلاب نقش مؤثر داشت، تأكيد كرد و گفت: «در خارج از کشور درپی مسائلی که در عراق پیش آمد، امام مجبور شدند که عراق را ترک کنند و با پیشنهاد آقای دکتر ابراهیم یزدی به نوفل لوشاتو بروند. امام در ۱۱۸ روز اقامت خود در فرانسه با مقامات فرانسوی و آمریکایی دیدار کردند و مذاکراتی انجام دادند که اسناد آن در جلد سوم خاطرات آقای دکتر یزدی به تفصیل آمده است. محور مذاکرات اقناع اروپاییها و به ویژه آمریکاییها برای کاهش حمایتشان از رژیم شاه بود؛ بنابراین اگر فعالیتهای جنبشهای اجتماعی و دیپلماسی در داخل کشور و دیپلماسی قدرتمند رهبری انقلاب در خارج از کشور نبود، به نظر بنده انقلاب هرگز با چنین سرعت و هزینه کم پیروز نمیشد. حضور افرادی مانند آقایان دکتر یزدی و صادق قطبزاده که با زبان جهانی و روابط بینالملل آشنا بودند، در
کنار امام در پیشرفت این مذاکرات خارج از کشور بسیار مؤثر بود».
تأثير ديپلماسي انقلاب در پاريس تا حدي بوده است كه بعدها رونالد ریگان در مناظره انتخاباتي با والتر ماندل، رقیب دموکرات خود -قريب به مضمون- اقامت امام در پاريس را سياست غلطي ميداند كه باعث سقوط شاه شد، زيرا او هم ميدانست كه اگر ارتباطات گسترده نيروهاي انقلاب در پاريس با جامعه جهاني نبود، شايد انقلاب در مسير پرسنگلاخي قرار ميگرفت.
شرق: تبعید امام به پاریس را شاید بتوان یكی از مهمترین زمینههای بروز انقلاب اسلامی دانست، زیرا در دوران اقامت ایشان در پاریس بسياري از مباني انقلاب از طريق رسانههاي غربي به گوش جهانيان رسانده شد؛ بهویژه آنكه فرانسه كشوري است كه از حيث گفتمان حقوق بشري همواره پرچمدار بوده است و سخنگفتن از مفاهيمي مثل رفع سلطه بيگانگان، آزادي و عدالت در چنين كشوري بيشتر مورد اقبال رسانهها واقع ميشد.
ابراهيم يزدي در جلد سوم خاطراتش، خود را پيشنهاددهنده سفر امام به پاريس ميداند كه اين ادعا در زمان خود از سوي
سيد احمد خميني رد شده است. چنانچه احمد خميني درباره اين موضوع گفته است: «فرانسه را پیشنهاد کردم زیرا توقف کوتاهمان در فرانسه میتوانست مثمر ثمر باشد و امام میتوانستند بهتر مطالبشان را به دنیا برسانند؛ امام پذیرفتند». امام نيز در وصیتنامهاش درباره اين موضوع گفته است: «پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راهندادن بود، آنان تحت نفوذ شاه بودند، ولی پاریس این احتمال نبود».
اما فارغ از آنكه چه كسي پيشنهاد سفر امام به پاريس را مطرح كرده بود، موضوع پراهميت در آن چيزي است كه در پاريس گذشت؛ به نحوي كه گفته ميشود ديپلماسي انقلاب در آنجا بروز و ظهور يافت و باعث شد. محمد توسلي، دبير كل نهضت آزادي ايران، چندي پيش در گفتوگو با «شرق» بر نقش مذاكرات ديپلماتيك در فرانسه كه در پيروزي انقلاب نقش مؤثر داشت، تأكيد كرد و گفت: «در خارج از کشور درپی مسائلی که در عراق پیش آمد، امام مجبور شدند که عراق را ترک کنند و با پیشنهاد آقای دکتر ابراهیم یزدی به نوفل لوشاتو بروند. امام در ۱۱۸ روز اقامت خود در فرانسه با مقامات فرانسوی و آمریکایی دیدار کردند و مذاکراتی انجام دادند که اسناد آن در جلد سوم خاطرات آقای دکتر یزدی به تفصیل آمده است. محور مذاکرات اقناع اروپاییها و به ویژه آمریکاییها برای کاهش حمایتشان از رژیم شاه بود؛ بنابراین اگر فعالیتهای جنبشهای اجتماعی و دیپلماسی در داخل کشور و دیپلماسی قدرتمند رهبری انقلاب در خارج از کشور نبود، به نظر بنده انقلاب هرگز با چنین سرعت و هزینه کم پیروز نمیشد. حضور افرادی مانند آقایان دکتر یزدی و صادق قطبزاده که با زبان جهانی و روابط بینالملل آشنا بودند، در
کنار امام در پیشرفت این مذاکرات خارج از کشور بسیار مؤثر بود».
تأثير ديپلماسي انقلاب در پاريس تا حدي بوده است كه بعدها رونالد ریگان در مناظره انتخاباتي با والتر ماندل، رقیب دموکرات خود -قريب به مضمون- اقامت امام در پاريس را سياست غلطي ميداند كه باعث سقوط شاه شد، زيرا او هم ميدانست كه اگر ارتباطات گسترده نيروهاي انقلاب در پاريس با جامعه جهاني نبود، شايد انقلاب در مسير پرسنگلاخي قرار ميگرفت.