|

بازنمایی معلمان در رسانه ملی

نسرین محمدباقری. دبیر ریاضی

چندهفته‌ای است که شاهد پخش سریال «بوی باران» از شبکه یک سیما هستیم که طبق معمول بعد از چند قسمت اول، بقیه قسمت‌ها بدون ماجرای خاصی وقت‌کشی می‌کند.
جدای از انتقادات فراوانی که به شخصیت اصلی داستان، ترانه، وجود دارد (دروغ‌گفتن‌های بسیار، بدون اجازه سرک‌کشیدن و عکس‌گرفتن از مدارک منزلی که در آن مشغول به کار بود و دادن داروی خواب به سالمند و...)، در یکی از قسمت‌ها، حکمت، پسر ناجیه، یکی از کارگران افغان کارخانه بازیافت از مدرسه فرار می‌کند و تصمیم به ترک تحصیل می‌گیرد. علت فرار تهمت دزدی جامدادی یکی از هم‌کلاسی‌هاست. آقامعلم به محض ورود به کلاس فقط کیف حکمت را جست‌وجو می‌کند، در صورتی که پسرک بی‌گناه است.
سیاوش، مدیر کارخانه که انسان بسیار خوبی است و توجه خاصی به این خانواده دارد، حکمت و مادرش را به در خانه آقامعلم می‌برد و از معلم می‌پرسد اگر حکمت افغان نبود باز هم اول کیف او را می‌گشتید؟ آقای معلم برای توجیه به تعداد زیاد دانش‌آموزان و مشکلات کار اشاره می‌کند و در نهایت اشتباه خود را می‌پذیرد یا در جای دیگر ناجیه می‌گوید معلم‌ها دید خوبی به بچه‌های افغان ندارند.
آقای کارگردان برای توجه به بچه‌های افغان و اشاره به مشکلات آنها و نگاه نژادپرستانه برخی از افراد جامعه، انگشت اتهام را به سمت معلم می‌گیرد، در صورتی که می‌توانست بدون مایه‌گذاشتن از معلم به مشکلات مهمی که در تحصیل این بچه‌ها وجود دارد اشاره کند. کمتر معلمی به دانش‌آموزان افغان که معمولا بچه‌های خوب و کوشا و موفقی هستند نگاه متفاوتی دارد. اگرچه گاهی در فیلم‌ها شخصیت خوب و موجهی از معلم‌ها به تصویر کشیده می‌شود، اما کم‌لطفی نسبت به معلم‌ها در رسانه ملی مسبوق به سابقه است.
در سریال پایتخت، آدم کوتاهی که همواره مورد تمسخر دیگران بود، به‌عنوان دبیر فیزیک معرفی شد. سریال هیولا، به کارگردانی مهران مدیری، صندوق ذخیره و اختلاس و... را به خوبی نمایش می‌دهد و از این وجه قابل تحسین است، اما ازبین‌رفتن ذره‌‌ذره شرافت آقای شرافت، دبیر شیمی، به‌خاطر مشکلات اقتصادی و بعد مزه‌کردن پول و پست و مقام به نمایش گذاشته می‌شود. در سریال خانواده دکتر ماهانی که ماجرای زندگی یک دکتر در روستا بود، در قسمتی پدر خطاب به پسرش که جامعه‌شناسی خوانده و انگار توانایی انجام کاری را ندارد، می‌گوید حداقل معلم که می‌توانی بشوی!
اگر توجه کرده باشید، در اکثر فیلم‌های مربوط به وقایع انقلاب در زمان شاه، مدیر و معاونان و معلم‌های کراواتی موجوداتی سخت‌گیر و بداخلاق نشان داده می‌شوند.
جدای از فیلم و سریال، هرازگاهی اخبار تنبیه بدنی دانش‌آموزان توسط معلم‌ها رسانه‌ای می‌شود که بازتاب خوبی در جامعه ندارد و باعث شده خانواده‌ها بیشتر از معلم‌ها در ادارات آموزش‌وپرورش رفت‌وآمد داشته باشند و کوچک‌ترین خطای معلم را سریعا به گوش مسئولان برسانند.
معلم‌ها به‌عنوان اعضای جامعه با خاستگاه‌های فرهنگی متفاوت مانند سایر افراد ممکن است گاهی دچار مشکلات رفتاری یا اخلاقی باشند، ولی به‌تصویرکشیدن چهره نامناسب از معلم در رسانه ملی که بیشترین مخاطب را دارد، باعث خدشه‌دارشدن کرامت و شأن معلمی نزد خانواده‌ها می‌شود.نشان‌دادن واقعیت به شکل خاص را بازنمایی می‌گویند. در کتاب سواد رسانه‌ای از بازنمایی معلم‌ها در تلویزیون سؤال می‌شود. پاسخ بچه‌ها به این سؤال، مستأجر، شخصیت بی‌پول، درگیر مشکلات فراوان و گرفتار و عینکی و اهل مطالعه و... بود. در فکر جایگاه متزلزلی بودم که در نزد دانش‌آموزان داریم که یکی از بچه‌ها از معوقات فرهنگیان پرسید. تصورش پاداش یا چیزی علاوه‌بر حقوق بود که مدام در اخبار بیان می‌شود و تعجب می‌کرد چطور با وجود اینکه مرتب معوقات معلم‌ها پرداخت می‌شود، باز معلم‌ها شاکی هستند؟
البته تلویزیون برای جبران این کم‌مهری‌ها در هفته معلم با پخش برنامه‌های مختلف آن‌قدر از مقام شامخ معلمی می‌گوید که تصور می‌شود معلم موجودی فرازمینی است. واقعیت این است که معلم‌ها فرشته و معصوم نیستند، شهروندانی عادی هستند که با وجود بی‌مهری تمام دولت‌ها و عدم توجه کافی به نیازهای مادی و معنوی‌شان، در شمار صادق‌ترین و درستکارترین افراد جامعه هستند. اگر رسانه ملی در نمایش جایگاه واقعی معلمان نمی‌تواند موفق باشد، بهتر است کاری به معلم‌ها نداشته باشد.

چندهفته‌ای است که شاهد پخش سریال «بوی باران» از شبکه یک سیما هستیم که طبق معمول بعد از چند قسمت اول، بقیه قسمت‌ها بدون ماجرای خاصی وقت‌کشی می‌کند.
جدای از انتقادات فراوانی که به شخصیت اصلی داستان، ترانه، وجود دارد (دروغ‌گفتن‌های بسیار، بدون اجازه سرک‌کشیدن و عکس‌گرفتن از مدارک منزلی که در آن مشغول به کار بود و دادن داروی خواب به سالمند و...)، در یکی از قسمت‌ها، حکمت، پسر ناجیه، یکی از کارگران افغان کارخانه بازیافت از مدرسه فرار می‌کند و تصمیم به ترک تحصیل می‌گیرد. علت فرار تهمت دزدی جامدادی یکی از هم‌کلاسی‌هاست. آقامعلم به محض ورود به کلاس فقط کیف حکمت را جست‌وجو می‌کند، در صورتی که پسرک بی‌گناه است.
سیاوش، مدیر کارخانه که انسان بسیار خوبی است و توجه خاصی به این خانواده دارد، حکمت و مادرش را به در خانه آقامعلم می‌برد و از معلم می‌پرسد اگر حکمت افغان نبود باز هم اول کیف او را می‌گشتید؟ آقای معلم برای توجیه به تعداد زیاد دانش‌آموزان و مشکلات کار اشاره می‌کند و در نهایت اشتباه خود را می‌پذیرد یا در جای دیگر ناجیه می‌گوید معلم‌ها دید خوبی به بچه‌های افغان ندارند.
آقای کارگردان برای توجه به بچه‌های افغان و اشاره به مشکلات آنها و نگاه نژادپرستانه برخی از افراد جامعه، انگشت اتهام را به سمت معلم می‌گیرد، در صورتی که می‌توانست بدون مایه‌گذاشتن از معلم به مشکلات مهمی که در تحصیل این بچه‌ها وجود دارد اشاره کند. کمتر معلمی به دانش‌آموزان افغان که معمولا بچه‌های خوب و کوشا و موفقی هستند نگاه متفاوتی دارد. اگرچه گاهی در فیلم‌ها شخصیت خوب و موجهی از معلم‌ها به تصویر کشیده می‌شود، اما کم‌لطفی نسبت به معلم‌ها در رسانه ملی مسبوق به سابقه است.
در سریال پایتخت، آدم کوتاهی که همواره مورد تمسخر دیگران بود، به‌عنوان دبیر فیزیک معرفی شد. سریال هیولا، به کارگردانی مهران مدیری، صندوق ذخیره و اختلاس و... را به خوبی نمایش می‌دهد و از این وجه قابل تحسین است، اما ازبین‌رفتن ذره‌‌ذره شرافت آقای شرافت، دبیر شیمی، به‌خاطر مشکلات اقتصادی و بعد مزه‌کردن پول و پست و مقام به نمایش گذاشته می‌شود. در سریال خانواده دکتر ماهانی که ماجرای زندگی یک دکتر در روستا بود، در قسمتی پدر خطاب به پسرش که جامعه‌شناسی خوانده و انگار توانایی انجام کاری را ندارد، می‌گوید حداقل معلم که می‌توانی بشوی!
اگر توجه کرده باشید، در اکثر فیلم‌های مربوط به وقایع انقلاب در زمان شاه، مدیر و معاونان و معلم‌های کراواتی موجوداتی سخت‌گیر و بداخلاق نشان داده می‌شوند.
جدای از فیلم و سریال، هرازگاهی اخبار تنبیه بدنی دانش‌آموزان توسط معلم‌ها رسانه‌ای می‌شود که بازتاب خوبی در جامعه ندارد و باعث شده خانواده‌ها بیشتر از معلم‌ها در ادارات آموزش‌وپرورش رفت‌وآمد داشته باشند و کوچک‌ترین خطای معلم را سریعا به گوش مسئولان برسانند.
معلم‌ها به‌عنوان اعضای جامعه با خاستگاه‌های فرهنگی متفاوت مانند سایر افراد ممکن است گاهی دچار مشکلات رفتاری یا اخلاقی باشند، ولی به‌تصویرکشیدن چهره نامناسب از معلم در رسانه ملی که بیشترین مخاطب را دارد، باعث خدشه‌دارشدن کرامت و شأن معلمی نزد خانواده‌ها می‌شود.نشان‌دادن واقعیت به شکل خاص را بازنمایی می‌گویند. در کتاب سواد رسانه‌ای از بازنمایی معلم‌ها در تلویزیون سؤال می‌شود. پاسخ بچه‌ها به این سؤال، مستأجر، شخصیت بی‌پول، درگیر مشکلات فراوان و گرفتار و عینکی و اهل مطالعه و... بود. در فکر جایگاه متزلزلی بودم که در نزد دانش‌آموزان داریم که یکی از بچه‌ها از معوقات فرهنگیان پرسید. تصورش پاداش یا چیزی علاوه‌بر حقوق بود که مدام در اخبار بیان می‌شود و تعجب می‌کرد چطور با وجود اینکه مرتب معوقات معلم‌ها پرداخت می‌شود، باز معلم‌ها شاکی هستند؟
البته تلویزیون برای جبران این کم‌مهری‌ها در هفته معلم با پخش برنامه‌های مختلف آن‌قدر از مقام شامخ معلمی می‌گوید که تصور می‌شود معلم موجودی فرازمینی است. واقعیت این است که معلم‌ها فرشته و معصوم نیستند، شهروندانی عادی هستند که با وجود بی‌مهری تمام دولت‌ها و عدم توجه کافی به نیازهای مادی و معنوی‌شان، در شمار صادق‌ترین و درستکارترین افراد جامعه هستند. اگر رسانه ملی در نمایش جایگاه واقعی معلمان نمی‌تواند موفق باشد، بهتر است کاری به معلم‌ها نداشته باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.