|

«ابوریحان بیرونی»، خردمندی متفکر در تمدن ایرانی- اسلامی

گذر از مرز زمان و مکان

محمدرضا دستورانی

«ابوریحان محمدبن احمدبیرونی» (زاده ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی، کاث، خوارزم و درگذشته ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین)، دانشمند و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار برجسته ایرانی در سده چهارم و پنجم هجری است. وی در بیرون خوارزم تولد یافت. تحصیلات خود را در خراسان انجام داد و بعدا به دعوت سلطان محمود غزنوی در غزنه (که آن زمان پایتخت ایران بود و اینک در افغانستان واقع است)، اقامت گزید و یکی از شاهکارهای خود موسوم به «قانون مسعودی» را به او تقدیم کرد. «ابوریحان» سفرهای متعدد، به‌خصوص به هندوستان داشت و در این کشور به آموختن زبان سانسکریت پرداخت و یک کتاب عالمانه جغرافیا را به این سرزمین اختصاص داد که به مثابه کتاب جغرافیای کامل در قرون وسطای مسلمان شهرت یافت. «ادوارد زاخائو» خاورشناس نامدار که در قرن نوزدهم مهم‌ترین آثار بیرونی را ترجمه کرده، او را با صفت «اصیل‌ترین متفکری که اسلام در زمینه علوم فیزیک و ریاضی پرورانده است»، به دنیای غرب شناسانده است.
«بارون کارا دووو» درباره او می‌نویسد: «یک شخصیت اندیشه‌ورز و روشنفکر طراز اول که در ادبیات علمی قرون وسطا، جائی جداگانه دارد و با وجود گذشت زمان، از عصر و زمان خود عبور می‌کند تا به ما نزدیک شود». «آلدو میلی» نیز درباره او می‌نویسد: «در میان سه غول جهان دانش عرب، بی‌تردید بیرونی از همه بزرگتر بود. زیرا او در همه زمان حیات خود «استاد» لقب گرفت و در شرق مسلمان، در مقام برترین دانشمند زمان از جانب همگان شناخته شده بود». به نوشته «ماکس میرهوف»: «این طبیب، ستاره‌شناس، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، جغرافی‌دان و مورخ، احتمالا چهره مقدم گروه عالمان کبیری است که عصر طلایی دانش اسلام را پدید آورده‌اند».
«برنارد لویس» معتقد است: «در قرن نهم، نسلی از نویسندگان مسلمان عمدتا ایرانی پدید آمدند شامل مردان طراز اول چون رازی طبیب، ابن‌سینای فیلسوف و طبیب و درخشان‌تر از همه بیرونی که پزشک، منجم، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، شیمیست، جغرافی‌دان و مورخ بود، عالمی با اصالتی بسیار تابان و یکی از زیباترین چهره‌های اسلام در قرون وسطا». پروفسور «آرتور اپهام‌پوپ» می‌نویسد: «مردی نابغه که جایی ممتاز در میان مردان بزرگ دانش تاریخ دارد. مردی که به‌گونه‌ای شگفت‌آور،‌ هزار سال پیش، رفتارها و روش‌های علمی و خردورزانه عصر جدید را دریافت. هیچ‌یک از تاریخ‌های ریاضیات، نجوم، جغرافیا، مردم‌شناسی و تاریخ ادیان بدون آشنایی با سهم عظیم او، کامل نیست».
«سایریل الگود» که بیرونی را «نابغه جهانی» می‌نامد، به برخی از مشاهدات علمی مهم او اشاره دارد: «او به دقت طول و عرض کره زمین را معین کرد و به موضوع گردش زمین بر اطراف محور خود پرداخت، وزن مخصوص 18 سنگ و فلز گران‌بها را معلوم کرد، طرز کار و مکانیسم چشمه‌های طبیعی و چاه‌های آرتزین را توضیح داد و به موضوع چگونگی پیدایش موجودات عجیب‌الخلقه انسانی توجه کرد». «کرنکوو» عالم آلمانی می‌گوید: «بیرونی اولین فردی بود که متوجه شد گلبرگ‌ها همیشه به تعداد سه، چهار، شش یا ۱۸ گردهم می‌آیند و هیچ گلی هفت یا ۹ برگی نیست». «ابوریحان» در پژوهشی که درباره تعیین حدود کرده و بخشی از آن را «ف. کرنکوو» از دانشگاه بن ترجمه کرده است، نظریه‌هایی را که در آن زمان انقلابی محسوب می‌شد، مطرح می‌کند که براساس آن سطح زمین در طول اعصار تحت‌تأثیر تغییرات بزرگ واقع شده و مثل یک زمین‌شناس امروزی تصریح می‌کند که این تغییرات حاصل یک فرایند کند و تدریجی است که در طول دوران‌های دراز ادامه داشته است. از همان قرن دهم، «ابوریحان» اصل حرکت جهانی ناشی از گردش دَوَرانی زمین (و نه گردش آسمان) را با تأیید و تصویب یک اسطرلاب نوع جدید (که به‌دست ابوسعید السجزی منجم ایرانی ساخته شده بود)، مطرح می‌کند. «ابوریحان» می‌گفت این اسطرلاب موافق و منطبق با این تصور است که حرکت روزانه (که از گردش ظاهری عالم در جهت شرق- غرب پدید می‌آید)، ناشی از گردش دَوَرانی زمین در فضا در فاصله یک روز و یک شب است و نه ناشی از یک انقلاب در اثیر.
«بارون کارا دووو» قبل از همه، این نقل‌قول را از «ابوریحان بیرونی» بیان کرد و متذکر شد: «اصل ثابت‌بودن زمین جزمی نیست که در شرق مقبولیت عام داشته باشد، بلکه برعکس این موضوع در حوالی قرن دهم بحث و جدل‌های مفصل برانگیخت». اطلاعات مربوط به اسطرلاب «ابوسعید السجزی» در دو رساله بیرونی موسوم به «مطالعه ژرف در روش‌های ممکن در فن اسطرلاب‌ها» موجود است. همچنین «ویل دورانت» مورخ آمریکایی و مؤلف «تاریخ تمدن» می‌نویسد: «بیرونی قویا به کروی‌بودن زمین اعتقاد دارد و با تأکید و تکیه بر قوه جاذبه زمین تصریح می‌کند که اگر فرض کنیم زمین در هر ۲۴ ساعت یک‌بار بر محور خود می‌چرخد و یک‌بار در سال بر گرد خورشید، تمام مسائل نجومی مربوط به آن حل خواهد شد».
چنان‌که «نفیس احمد» دانشمند هندی خاطرنشان می‌کند، «بیرونی» احتمالا اولین کسی است که درباره محیط زیست و تأثیر آن بر زندگی و خلقیات انسان گفت‌وگو کرده است. او می‌نویسد: «بیرونی ضمن بحث از جنبه‌های ریاضی و نجومی جغرافیا که او را به مطالعه و بررسی کروی‌بودن زمین و قطب‌های کره زمین رهنمون شد، به تفصیل پیرامون تأثیر محیط زیست بر جنبه‌های گوناگون حیات اجتماعی، عادات و خلقیات و اقتصاد انسان بحث می‌کند».
«بیرونی» احتمالا تنها عالم مسلمان است که زبان سانسکریت را به‌خوبی می‌دانست و چندین کتاب از این زبان را به عربی ترجمه کرد. زبان‌های سریانی و عبری و گویش‌های متعدد ایرانی و هندی را نیز می‌شناخت. از احتمال آگاهی او بر زبان یونانی هم سخن گفته‌اند.
آثار مهم «بیرونی» عبارتند از: «آلآثارالباقیه عن القرون الخالیه» در سال ۱۰۰۰ که در آن از تمدن‌های اقوام کهن، تقویم‌ها و ویژگی‌هایشان بحث می‌شود، «قانون مسعودی» (در هیئت و نجوم) که در سال ۱۰۳۵ به مسعود، پادشاه غزنوی ایران و حامی و پشتیبان بیرونی، تقدیم شده؛ «التفهیم لِأوائل صناعه التنجیم»؛ «تحقیق ماللهند» که در ۱۰۳۰ در شهر غزنه تحریر شده و به تاریخ، جغرافیا، شرح وقایع، مذاهب، زبان‌ها، فلسفه، ادبیات، نجوم، ستاره‌شناسی، محیط زیست، خلقیات و جامعه‌شناسی هند می‌پردازد و یک بررسی تاریخی- جغرافیایی است که به‌درستی به‌منزله مهم‌ترین اثر در این زمینه شناخته شده است، «کتاب استخراج الاوتار فی الدایره» مهم‌ترین اثر ریاضی بعد از آثار «خوارزمی» و «خیام»؛ «فی تسطیح الصّور و تبتیح الکُوَر» یک اثر مهم دیگر درباره ریاضیات و مثلثات؛ «کتاب الاحجار الکریمه» که به وزن مخصوص سنگ‌های قیمتی و فلزات اختصاص یافته است و «کتاب الصیدله» (رساله پزشکی) و در میان کارهای دیگری که از «بیرونی» منتشر یا ترجمه شده باید به کتاب «کتابا فی استیعاب الوجوه الممکنه فی صنعه الاصطرلاب» اشاره کرد که به علم اسطرلاب اختصاص دارد.

«ابوریحان محمدبن احمدبیرونی» (زاده ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی، کاث، خوارزم و درگذشته ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین)، دانشمند و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار برجسته ایرانی در سده چهارم و پنجم هجری است. وی در بیرون خوارزم تولد یافت. تحصیلات خود را در خراسان انجام داد و بعدا به دعوت سلطان محمود غزنوی در غزنه (که آن زمان پایتخت ایران بود و اینک در افغانستان واقع است)، اقامت گزید و یکی از شاهکارهای خود موسوم به «قانون مسعودی» را به او تقدیم کرد. «ابوریحان» سفرهای متعدد، به‌خصوص به هندوستان داشت و در این کشور به آموختن زبان سانسکریت پرداخت و یک کتاب عالمانه جغرافیا را به این سرزمین اختصاص داد که به مثابه کتاب جغرافیای کامل در قرون وسطای مسلمان شهرت یافت. «ادوارد زاخائو» خاورشناس نامدار که در قرن نوزدهم مهم‌ترین آثار بیرونی را ترجمه کرده، او را با صفت «اصیل‌ترین متفکری که اسلام در زمینه علوم فیزیک و ریاضی پرورانده است»، به دنیای غرب شناسانده است.
«بارون کارا دووو» درباره او می‌نویسد: «یک شخصیت اندیشه‌ورز و روشنفکر طراز اول که در ادبیات علمی قرون وسطا، جائی جداگانه دارد و با وجود گذشت زمان، از عصر و زمان خود عبور می‌کند تا به ما نزدیک شود». «آلدو میلی» نیز درباره او می‌نویسد: «در میان سه غول جهان دانش عرب، بی‌تردید بیرونی از همه بزرگتر بود. زیرا او در همه زمان حیات خود «استاد» لقب گرفت و در شرق مسلمان، در مقام برترین دانشمند زمان از جانب همگان شناخته شده بود». به نوشته «ماکس میرهوف»: «این طبیب، ستاره‌شناس، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، جغرافی‌دان و مورخ، احتمالا چهره مقدم گروه عالمان کبیری است که عصر طلایی دانش اسلام را پدید آورده‌اند».
«برنارد لویس» معتقد است: «در قرن نهم، نسلی از نویسندگان مسلمان عمدتا ایرانی پدید آمدند شامل مردان طراز اول چون رازی طبیب، ابن‌سینای فیلسوف و طبیب و درخشان‌تر از همه بیرونی که پزشک، منجم، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، شیمیست، جغرافی‌دان و مورخ بود، عالمی با اصالتی بسیار تابان و یکی از زیباترین چهره‌های اسلام در قرون وسطا». پروفسور «آرتور اپهام‌پوپ» می‌نویسد: «مردی نابغه که جایی ممتاز در میان مردان بزرگ دانش تاریخ دارد. مردی که به‌گونه‌ای شگفت‌آور،‌ هزار سال پیش، رفتارها و روش‌های علمی و خردورزانه عصر جدید را دریافت. هیچ‌یک از تاریخ‌های ریاضیات، نجوم، جغرافیا، مردم‌شناسی و تاریخ ادیان بدون آشنایی با سهم عظیم او، کامل نیست».
«سایریل الگود» که بیرونی را «نابغه جهانی» می‌نامد، به برخی از مشاهدات علمی مهم او اشاره دارد: «او به دقت طول و عرض کره زمین را معین کرد و به موضوع گردش زمین بر اطراف محور خود پرداخت، وزن مخصوص 18 سنگ و فلز گران‌بها را معلوم کرد، طرز کار و مکانیسم چشمه‌های طبیعی و چاه‌های آرتزین را توضیح داد و به موضوع چگونگی پیدایش موجودات عجیب‌الخلقه انسانی توجه کرد». «کرنکوو» عالم آلمانی می‌گوید: «بیرونی اولین فردی بود که متوجه شد گلبرگ‌ها همیشه به تعداد سه، چهار، شش یا ۱۸ گردهم می‌آیند و هیچ گلی هفت یا ۹ برگی نیست». «ابوریحان» در پژوهشی که درباره تعیین حدود کرده و بخشی از آن را «ف. کرنکوو» از دانشگاه بن ترجمه کرده است، نظریه‌هایی را که در آن زمان انقلابی محسوب می‌شد، مطرح می‌کند که براساس آن سطح زمین در طول اعصار تحت‌تأثیر تغییرات بزرگ واقع شده و مثل یک زمین‌شناس امروزی تصریح می‌کند که این تغییرات حاصل یک فرایند کند و تدریجی است که در طول دوران‌های دراز ادامه داشته است. از همان قرن دهم، «ابوریحان» اصل حرکت جهانی ناشی از گردش دَوَرانی زمین (و نه گردش آسمان) را با تأیید و تصویب یک اسطرلاب نوع جدید (که به‌دست ابوسعید السجزی منجم ایرانی ساخته شده بود)، مطرح می‌کند. «ابوریحان» می‌گفت این اسطرلاب موافق و منطبق با این تصور است که حرکت روزانه (که از گردش ظاهری عالم در جهت شرق- غرب پدید می‌آید)، ناشی از گردش دَوَرانی زمین در فضا در فاصله یک روز و یک شب است و نه ناشی از یک انقلاب در اثیر.
«بارون کارا دووو» قبل از همه، این نقل‌قول را از «ابوریحان بیرونی» بیان کرد و متذکر شد: «اصل ثابت‌بودن زمین جزمی نیست که در شرق مقبولیت عام داشته باشد، بلکه برعکس این موضوع در حوالی قرن دهم بحث و جدل‌های مفصل برانگیخت». اطلاعات مربوط به اسطرلاب «ابوسعید السجزی» در دو رساله بیرونی موسوم به «مطالعه ژرف در روش‌های ممکن در فن اسطرلاب‌ها» موجود است. همچنین «ویل دورانت» مورخ آمریکایی و مؤلف «تاریخ تمدن» می‌نویسد: «بیرونی قویا به کروی‌بودن زمین اعتقاد دارد و با تأکید و تکیه بر قوه جاذبه زمین تصریح می‌کند که اگر فرض کنیم زمین در هر ۲۴ ساعت یک‌بار بر محور خود می‌چرخد و یک‌بار در سال بر گرد خورشید، تمام مسائل نجومی مربوط به آن حل خواهد شد».
چنان‌که «نفیس احمد» دانشمند هندی خاطرنشان می‌کند، «بیرونی» احتمالا اولین کسی است که درباره محیط زیست و تأثیر آن بر زندگی و خلقیات انسان گفت‌وگو کرده است. او می‌نویسد: «بیرونی ضمن بحث از جنبه‌های ریاضی و نجومی جغرافیا که او را به مطالعه و بررسی کروی‌بودن زمین و قطب‌های کره زمین رهنمون شد، به تفصیل پیرامون تأثیر محیط زیست بر جنبه‌های گوناگون حیات اجتماعی، عادات و خلقیات و اقتصاد انسان بحث می‌کند».
«بیرونی» احتمالا تنها عالم مسلمان است که زبان سانسکریت را به‌خوبی می‌دانست و چندین کتاب از این زبان را به عربی ترجمه کرد. زبان‌های سریانی و عبری و گویش‌های متعدد ایرانی و هندی را نیز می‌شناخت. از احتمال آگاهی او بر زبان یونانی هم سخن گفته‌اند.
آثار مهم «بیرونی» عبارتند از: «آلآثارالباقیه عن القرون الخالیه» در سال ۱۰۰۰ که در آن از تمدن‌های اقوام کهن، تقویم‌ها و ویژگی‌هایشان بحث می‌شود، «قانون مسعودی» (در هیئت و نجوم) که در سال ۱۰۳۵ به مسعود، پادشاه غزنوی ایران و حامی و پشتیبان بیرونی، تقدیم شده؛ «التفهیم لِأوائل صناعه التنجیم»؛ «تحقیق ماللهند» که در ۱۰۳۰ در شهر غزنه تحریر شده و به تاریخ، جغرافیا، شرح وقایع، مذاهب، زبان‌ها، فلسفه، ادبیات، نجوم، ستاره‌شناسی، محیط زیست، خلقیات و جامعه‌شناسی هند می‌پردازد و یک بررسی تاریخی- جغرافیایی است که به‌درستی به‌منزله مهم‌ترین اثر در این زمینه شناخته شده است، «کتاب استخراج الاوتار فی الدایره» مهم‌ترین اثر ریاضی بعد از آثار «خوارزمی» و «خیام»؛ «فی تسطیح الصّور و تبتیح الکُوَر» یک اثر مهم دیگر درباره ریاضیات و مثلثات؛ «کتاب الاحجار الکریمه» که به وزن مخصوص سنگ‌های قیمتی و فلزات اختصاص یافته است و «کتاب الصیدله» (رساله پزشکی) و در میان کارهای دیگری که از «بیرونی» منتشر یا ترجمه شده باید به کتاب «کتابا فی استیعاب الوجوه الممکنه فی صنعه الاصطرلاب» اشاره کرد که به علم اسطرلاب اختصاص دارد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.