|

چرا مذاکرات ایران و آمریکا دوام نمی‌آورد؟

ریشه بحران در آن سوی مرزها نیست؛ در ناتوانی ما برای رسیدن به یک اجماع ملی است

هر بار که کورسوی امیدی برای گشایش در روابط ایران و آمریکا پدیدار می‌شود، هنوز مرکب توافق خشک نشده، موجی از مخالفت در داخل شکل می‌گیرد؛ موجی که گاه چنان پرقدرت است که مذاکره را پیش از آنکه طرف مقابل از آن عبور کند، در داخل کشور به بن‌بست می‌کشاند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مجید توکلی

 

هر بار که کورسوی امیدی برای گشایش در روابط ایران و آمریکا پدیدار می‌شود، هنوز مرکب توافق خشک نشده، موجی از مخالفت در داخل شکل می‌گیرد؛ موجی که گاه چنان پرقدرت است که مذاکره را پیش از آنکه طرف مقابل از آن عبور کند، در داخل کشور به بن‌بست می‌کشاند. از همین رو، اگر بخواهیم ریشه ناپایداری مذاکرات را بشناسیم، باید بیش از آنکه چشم به آن سوی مرزها بدوزیم، به درون ساختار سیاست ایران بنگریم. مسئله اصلی، کمبود مذاکره نیست، فقدان اجماع بر سر مذاکره است. در همه کشورها درباره سیاست خارجی اختلاف نظر وجود دارد، اما آنچه دولت‌ها را قادر می‌کند از منافع ملی دفاع کنند، وجود یک حداقل توافق داخلی بر سر اصول بنیادین است. در ایران اما، مذاکره سال‌هاست از یک ابزار دیپلماسی به میدان نبرد جناح‌های سیاسی تبدیل شده است. گویی موفقیت آن‌ نه موفقیت ایران، بلکه پیروزی یک جناح و شکست جناح دیگر تلقی می‌شود. در این میان، بخشی از جریان‌های تندرو، به‌ویژه در مجلس، برخی رسانه‌ها و شماری از تریبون‌های اثرگذار در حلقه مداحان، مخالفت با مذاکره را به هویت سیاسی خود تبدیل کرده‌اند.

برای این طیف، تداوم تنش نه الزاما یک بحران، بلکه سرمایه‌ای سیاسی است؛ زیرا در فضای آرام و عادی، بسیاری از شعارها خریدار خود را از دست می‌دهد و سیاست ناگزیر به عرصه پاسخ‌گویی و کارآمدی بازمی‌گردد. طنز تلخ تاریخ آنجاست که بخشی از بلندترین صداهای مخالفت با گفت‌وگو، نه از نسل انقلاب‌اند و نه از نسل دفاع مقدس. آنان بیش از آنکه انقلابیِ «انقلاب‌دیده» باشند، انقلابیِ «انقلاب‌ندیده» هستند؛ نسلی که روایت انقلاب را شنیده، اما دشواری تصمیم‌های تاریخی آن را تجربه نکرده است. با این حال، خود را تنها مفسر آرمان‌های انقلاب می‌دانند و هر قرائت متفاوتی را با برچسب‌هایی همچون سازش و عقب‌نشینی از میدان خارج می‌کنند. در کنار این جریان، طی سال‌های اخیر بخشی از حلقه‌های رسانه‌ای و فرهنگی نزدیک به این جریانات نیز‌ از جایگاه سنتی خود فاصله گرفته و به بازیگری در عرصه سیاست، به‌ویژه سیاست خارجی، روی آورده‌اند. مداحی، آنجا که در خدمت فرهنگ دینی و اخلاق عمومی باشد، جایگاه محترم خود را دارد؛ اما هنگامی که جای تحلیل سیاسی را می‌گیرد و پیچیده‌ترین مسائل امنیتی و دیپلماتیک با زبان احساس و هیجان روایت می‌شود، نتیجه آن چیزی جز غلبه شعار بر عقلانیت نیست. سیاست، میدان محاسبه است. کشور را نمی‌توان با شور اداره کرد؛ کشورداری، بیش از هر چیز، به تدبیر و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد. مذاکره نیز نه نشانه ضعف است و نه فضیلت مطلق؛ ابزاری است که ارزش آن را نتیجه‌اش در تأمین منافع ملی تعیین می‌کند.

تاریخ جمهوری اسلامی نیز گواه همین واقعیت است. تصمیم‌های بزرگ نظام از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ تا مذاکرات هسته‌ای در مقاطع مختلف، زمانی اتخاذ شد که مصالح کشور چنین اقتضا می‌کرد. بنابراین مخالفت مطلق با اصل گفت‌وگو را نمی‌توان به نام انقلاب یا ارزش‌های آن مصادره کرد. انقلابی‌گری پیش از آنکه در شعار متجلی شود، در مسئولیت‌پذیری برای حفظ منافع کشور معنا پیدا می‌کند. مشکل آنجاست که بخشی از فضای سیاسی کشور، همچنان تنش را فضیلت و تفاهم را ضعف می‌انگارد. در چنین فضایی، مذاکره‌کننده ایرانی، پیش از آنکه با طرف مقابل چانه‌زنی کند، باید از سد فشارهای داخلی عبور کند؛ فشارهایی که گاه موفقیت مذاکره را پرهزینه‌تر از شکست آن می‌دانند. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت نیاز دارد؛ عقلانیتی که میان آرمان‌خواهی و واقع‌بینی تعادل برقرار کند. تندروی، حتی اگر خود را در پوشش انقلابی‌گری عرضه کند، الزاما پاسدار انقلاب نیست. انقلاب را کسانی به پیروزی رساندند که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، شجاعت تصمیم‌های دشوار را داشتند؛ نه آنان که سال‌ها بعد، از پشت تریبون‌های امن، هر انعطافی را خیانت و هر گفت‌وگویی را تسلیم معرفی می‌کنند. ریشه ناپایداری مذاکرات را باید در همین شکاف جست‌وجو کرد؛ شکاف میان عقلانیت و هیجان، میان سیاست‌ورزی و شعار، و میان منافع ملی و رقابت‌های جناحی. تا زمانی که بخشی از فضای تصمیم‌سازی کشور، از تداوم بحران تغذیه کند و هر گشایش دیپلماتیک را تهدیدی برای سرمایه سیاسی خود بداند، هیچ توافقی، هرچند با زحمت فراوان به دست آید، بر زمین استواری نخواهد ایستاد. کشور بیش از هر چیز محتاج آن است که سیاست از انحصار شعار خارج شود و دوباره به قلمرو تدبیر بازگردد؛ زیرا تاریخ، نه با بلندترین صداها، بلکه با درست‌ترین تصمیم‌ها قضاوت خواهد کرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.