جنون سال نو در کلن
کنار رود راین هستیم. یک ساعت دیگر وارد سال ۲۰۲۶ میشویم. مردم در امتداد راین جمع شدهاند و هر لحظه فشفشه و ترقهای در هوا منفجر میشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی مرسلی
کنار رود راین هستیم. یک ساعت دیگر وارد سال ۲۰۲۶ میشویم. مردم در امتداد راین جمع شدهاند و هر لحظه فشفشه و ترقهای در هوا منفجر میشود.
«مردم» به شکلی جنونآمیز سال نو را جشن میگیرند؛ حتی گاهی نارنجکهای دستی را زیر پلها و میان جمعیت منفجر میکنند و بلافاصله با واکنش سریع و بسیار جدی پلیس آلمان روبهرو میشوند. اما کدام مردم؟ اینجا انگار همه «خارجی»اند: ترک، عرب، ایرانی یا روس و اوکراینی.
در میانه خیابان هوهنزولرینگ، جوانانی که اغلب مهاجر هستند، ترقه و فشفشه منفجر میکنند. پلیس خیابان را بسته و مشغول بازداشت چند قانونشکن است. هوهنتسولرنها -که نام خیابان از آنها گرفته شده- خاندان سلطنتی پروس بودند. این مسیر زمانی بخشی از دیوارهای دفاعی کلن بود؛ امروز اما به خیابانی تبدیل شده پر از بار (کلوبهای شبانه) و رستوران؛ جایی که جوانان زیادی سال نو را در صف این بارها تحویل میکنند. تحویل... چه واژه عجیبی. اینجا ساعت 12 شب، سال در سرمای جانسوز کلن فقط «عوض» میشود و فردا روز دیگری آغاز میشود. تحویل و تحولی در کار نیست؛ بهخصوص برای مهاجران خاورمیانهای که اکثریت جمعیت حاضر در خیابانها را تشکیل میدهند. پس چه فرقی میکند نوشیدنی به دست، در صف ورود به کلوب شبانه بایستی یا در میان دود و صدای فشفشهها وسط خیابان؟ وقتی نه به سرزمین، نه به عوضشدن سال و نه حتی به طبیعت تعلقی داری -یا دستکم این تعلق از تعلقات قبلیات کمتر است- دیگر مهم نیست کجا ایستادهای. گروه موسیقی رامشتاین آهنگی دارد به نام Ausländer (خارجی). در این آهنگ از مسافر یا توریستی گفته میشود که به کشورهای مختلف سفر میکند، از هر زبان چند کلمه یاد میگیرد، موقتا عاشق میشود و بعد راهی مقصدی دیگر. میتوان این ترانه را کنایهای نیشدار به صنعت توریسم دانست یا حتی به استعمار غرب؛ سطحی، گذرا و بیریشه. اما حالا این «اوسلندر»ها -ما- در شب سال نو کلن ایستادهایم؛ شادمانی مصنوعی عوضشدن سالی که قرار نیست چیزی برایمان در آن عوض شود. آلمانیهای وستفالن هم البته دستکمی از ما ندارند؛ آنها هم سال نو را کمابیش به همین شکل جشن میگیرند. ترقه و ایجاد سروصدا رسمی ژرمنیِ پیشامسیحی است برای ترساندن ارواح خبیث. بااینحال، بهطور سنتی خانوادهها شب را دور هم میگذرانند و غذای سادهای میخورند. در همین کلن و منطقه وستفالن، تا قرن هجدهم سال نو در بهار آغاز میشد و ۲۵ مارس -عید بشارت- روز تغییر سال بود. اما جابهجایی آغاز سال از بهار طبیعت به زمستان تاریک، به دستور دولت و همراه با دولتسازی و امپراتوریسازی رخ داد. وقتی امپراتوری مقدس روم جای خود را به دولت–ملتها داد، تقویم دولتی هم جایگزین تقویم مذهبی و سنتی شد. پروتستانها، بهویژه کشاورزان پروتستان، مقاومت بیشتری در برابر این تغییر نشان دادند؛ اما زور «دولتیشدن» بیشتر بود. تا نزدیک صبح صدای ترقه و فشفشه قطع نمیشود. جوانان زیادی در خیابان هستند و میان باشگاههای شبانه جابهجا میشوند. ماشینهای شهرداری کلن، ریختوپاشهای شب قبل را با سرعت میزدایند تا شهر برای روزی تازه -و برای فراموشکردن جنون شب گذشته- آماده شود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.