دنی سیترنوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل:
ایران با پاسخ خود نشان داد فشار نظامی به تسلیم منجر نمیشود/ ایران برای دورهای بعدی حملات «منوی» آماده دارد
پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس پیشین شعبه ایران در بخش تحقیقات و تحلیل اطلاعات نظامی اسرائیل، در واکنش به پاسخ موشکی تهران به حملات آمریکا، گفت که ایران با تشدید پاسخ خود نشان داده فشار نظامی واشنگتن نهتنها به عقبنشینی تهران منجر نشده، بلکه میتواند به دور تازهای از تشدید متقابل منجر شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دنی سیترنوویچ، پژوهشگر ارشد مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و افسر پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در ارزیابی خود از پاسخ تهران به حملات اخیر آمریکا، معتقد است آنچه رخ داده را نباید اقدامی غافلگیرکننده دانست. ایران بارها نشان داده است که افزایش فشار نظامی و سیاسی آمریکا لزوماً آن را به عقبنشینی وادار نمیکند؛ بلکه تهران در چنین شرایطی ترجیح میدهد پاسخ خود را یک پله بالاتر ببرد.
از نگاه او، مهمترین نکته در حملات اخیر، تنها تعداد موشکهای شلیکشده نیست، بلکه حجم و هماهنگی عملیات است. شلیک موشکها از چند نقطه مختلف میتواند نشانه آن باشد که ایران در ماههای گذشته توان عملیاتی خود را دوباره سر و سامان داده است. در عین حال، چنین حملهای نشان میدهد تهران نسبت به میزان موشکهایی که همچنان در اختیار دارد و تواناییاش برای تکرار حملات، اعتماد بیشتری پیدا کرده است.
او در این یادداشت نکات زیر را مطرح کرد؛
۱. ایران در حال تشدید تنش است و این اتفاق نباید غافلگیرکننده باشد. تهران بارها نشان داده است که در برابر افزایش فشار آمریکا، به جای عقبنشینی، پلههای نردبان تشدید تنش را یکی پس از دیگری بالا خواهد رفت.
۲. تعداد موشکهای شلیکشده و هماهنگی حملات اهمیت دارد. شلیک این تعداد موشک از چندین نقطه نشان میدهد که ایران در حال بازسازی توان عملیاتی خود بوده است. این حمله همچنین احتمالاً نشاندهنده افزایش اطمینان تهران نسبت به حجم ذخایر موشکی باقیمانده و تواناییاش برای ادامه دادن دورهای بعدی حملات است.
۳. به نظر میرسد ایران به دنبال چیزی فراتر از ارسال یک پیام است. تهران احتمالاً به این جمعبندی رسیده است که یک حمله به اندازه کافی بزرگ و پیچیده، از جمله حملهای که در آن از موشکهای مجهز به کلاهکهای خوشهای استفاده شود، میتواند پدافند هوایی آمریکا و متحدانش در اردن را تحت فشار قرار دهد یا حتی از آن عبور کند. به بیان دیگر، هدف فقط نمایش توانمندی نیست؛ هدف وارد کردن خسارت است.
۴. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم این دور از حملات تمام شده است. با توجه به تهدیدهای پیشین سپاه پاسداران، ایران میتواند دامنه پاسخ خود را فراتر از حملات موشکی گسترش دهد؛ از جمله تلاش برای هدف قرار دادن نفتکشها در زمانی که در بنادر خلیج فارس لنگر انداختهاند.
۵. هدف راهبردی ایران روزبهروز روشنتر میشود: تهران میخواهد هزینه بسیار بیشتری به راهبرد آمریکا موسوم به «نفتکش در برابر نفتکش» تحمیل کند و نشان دهد که فشار نظامی نمیتواند بازدارندگی را دوباره برقرار کند. همین مسئله، حرکت تدریجی ایران به سمت پلههای بالاتر نردبان تشدید تنش را توضیح میدهد.
۶. سرعت تصمیمگیری ایران نیز اهمیت دارد. به نظر میرسد تهران از پیش یک «منوی» آماده از گزینههای تلافیجویانه تهیه کرده است؛ مجموعهای از گزینهها که به ایران اجازه میدهد خیلی سریع واکنش نشان دهد، بدون آنکه پس از هر اقدام آمریکا مجبور باشد یک فرآیند تصمیمگیری تازه را از ابتدا آغاز کند.
۷. این وضعیت واشنگتن را با یک مشکل اساسی روبهرو میکند. تشخیص اینکه اقدام نظامی بیشتر آمریکا دقیقاً در چه نقطهای میتواند ناگهان بازدارندگی را احیا کند، بسیار دشوار خواهد بود. اگر واشنگتن سطح تنش را بالاتر ببرد، تهران نیز احتمالاً بار دیگر سطح پاسخ خود را افزایش خواهد داد. فشار در حال ایجاد تشدید تنش است، نه تسلیم.
۸. بنابراین وضعیت موجود ذاتاً بیثبات است. ایران نه محاصره دریایی نامحدود را خواهد پذیرفت و نه اجازه خواهد داد واشنگتن بدون پرداخت هزینه، فشارهای اقتصادی فزایندهای را بر تهران تحمیل کند.
پرسش اصلی برای واشنگتن دیگر این نیست که آیا ایران به فشار بیشتر پاسخ خواهد داد یا نه؛ بلکه این است که هر دو طرف تا کجا حاضرند از نردبان تشدید تنش بالا بروند؛ نردبانی که به نظر میرسد هیچیک از آنها قادر به کنترل آن نیستند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.