سرگذشت منطقه ما؛ خاورمیانه (6)
از چاپ روزنامه تا مدتی بعد خبری نبود؛ اگرچه قرائتی در دست است که طبقه منورالفکر مسلمان بسیار زود به امکانات -و نیز خطرات- جراید و مطبوعات وقوف یافت. محمد ابن عبدالوهاب نامی، مشهور به وزیرالغسانی، سفیر مراکش در اسپانیا، در 1690 میلادی در گزارش خود صحبت از دستگاههای نگارش میکند که «به نشر گزارشهایی میپردازند که خود مدعیاند حاوی اخبار است، ولی مملو از دروغهای جنجالبرانگیز میباشد». شواهدی داریم که عثمانیها از وجود مطبوعات در اروپا در قرن هجدهم آگاهی داشتند. گاهی حتی به آنچه در جراید غربی درباره آنها نوشته میشد، توجه نشان میدادند، اما اینگونه توجهات نادر بود و تأثیر چندانی نمیگذاشت.
مقداد توانانیا . پژوهشگر خاورمیانه و علوم سیاسی
از چاپ روزنامه تا مدتی بعد خبری نبود؛ اگرچه قرائتی در دست است که طبقه منورالفکر مسلمان بسیار زود به امکانات -و نیز خطرات- جراید و مطبوعات وقوف یافت. محمد ابن عبدالوهاب نامی، مشهور به وزیرالغسانی، سفیر مراکش در اسپانیا، در 1690 میلادی در گزارش خود صحبت از دستگاههای نگارش میکند که «به نشر گزارشهایی میپردازند که خود مدعیاند حاوی اخبار است، ولی مملو از دروغهای جنجالبرانگیز میباشد». شواهدی داریم که عثمانیها از وجود مطبوعات در اروپا در قرن هجدهم آگاهی داشتند. گاهی حتی به آنچه در جراید غربی درباره آنها نوشته میشد، توجه نشان میدادند، اما اینگونه توجهات نادر بود و تأثیر چندانی نمیگذاشت. پیدایش مطبوعات در خاورمیانه نتیجه سریع و مستقیم انقلاب فرانسه بود. سفارت فرانسه در استانبول در 1795 میلادی نشریهای به نام Gazette Francaise de Constantinopole چاپ کرد که به نظر میرسد نخستین روزنامهای باشد که در این قسمت جهان منتشر شد. مخاطبان این نشریه در درجه اول اتباع فرانسوی بودند، ولی از قرائن پیداست که افرد دیگر هم آن را میخواندند. پس از سرازیرشدن انقلاب فرانسه به مصر و سربرآوردن ژنرال بناپارت در آن سرزمین، فرانسویان در پایتخت این مملکت هم روزنامه و مجله رسمی چاپ و منتشر کردند. بنا بر گزارشهایی، فرانسه قصد داشت نشریهای نیز به زبان عربی در قاهره انتشار دهد، اما از این نشریه تاکنون نسخهای در جایی پیدا نشده است و به نظر نمیآید این طرح و نظر هیچوقت جامه عمل پوشیده باشد.
در جوامع سنتی اسلام، حکمران به چندین طریق خبر تغییرهای مهم را به اطلاع مردم میرساند. دو شیوه مرسوم که معمولا حق انحصاری حاکمیت به شمار میرفت، یکی نقش خطوط بر مسکوکات و دیگری خطبه نماز جمعه در مساجد بود. در هر دو مورد، نام حکمران یا احیانا نایب او برده میشد. افزودن یا کاستن نامی از خطبه نماز نشان تغییر حاکم، از راه جانشینی یا شورش یا انتقال وفاداری بود. اقدامات و سیاستهای جدید نیز در خطبههای نماز جمعه اعلام میشد. حذف مالیاتها با اعلان در اماکن عمومی به اطلاع همگان میرسید، ولی وضع مالیات روال دیگری داشت. شاعران درباری مدح فرمانروایان را میسرودند و اشعار آنان که آسان در حافظهها میماند و همه جا پخش میشد، کار روابطعمومی امروزی را میکرد. اسناد مکتوبی که وقایعنگاران دولتی قلم میزدند نیز خبر جریانات مهم را به اطلاع مردم میرساند. برای مثال، فتحنامهها وسیله خبررسانی پیروزیهای نظامی سلاطین عثمانی بود. زمامداران اسلام از دیرباز قدر گفتار و نوشتار را در پیشبرد امور حکومت میشناختند و میدانستند از این ابزار وارداتی -یعنی روزنامه- چگونه بهره گیرند.
ایجاد مطبوعات محلی به زبان بومی در خاورمیانه مدیون دو فرمانروای اصلاحطلب بزرگ، محمدعلی پاشا در مصر و سلطان محمود دوم در عثمانی است که معاصر و رقیب همدیگر بودند. در این مورد، مانند بسیاری موارد دیگر، محمدعلی پاشا ابتدا وارد میدان شد و سلطان محمود به او تأسی کرد؛ که چه سلطانی بود کز پاشایی کم بود! فرمانروای مصر با روزنامهای دولتی، ابتدا به فرانسه و سپس به عربی و فرانسه شروع کرد و سلطان ترک روزنامهاش به دو زبان فرانسه و ترکی بود. روزنامههای دولتی مدتی مدید یگانه نشریات خاورمیانه بودند و هدف آنها را میتوان از یکی از سرمقالات ترکی آن زمان بهخوبی دریافت: «هدف روزنامه آن است که مقاصد و فرامین دولت را به اتباع اطلاع دهد». چنین برداشتی از ماهیت و نقش مطبوعات هنوز هم کاملا در منطقه از بین نرفته است.
نگارش تاریخ جراید و نشریات خاورمیانه کار آسانی نیست. بسیاری از روزنامهها زودگذر بودند؛ خوش درخشیدند، ولی بعد از فقط چند شماره ناپدید شدند. از مجموعههای جامع و تمامعیار خبری نیست؛ شماری گردآوریهای پراکنده اینجا و آنجا به چشم میخورد. تا آنجا که میتوان بررسی و تحقیق کرد، اولین روزنامه غیردولتی، با عنوان جریده حوادث در 1840 میلادی در استانبول درآمد. صاحبامتیاز آن مردی انگلیسی به نام ویلیام چرچیل بود که فرمانی برای کار خود گرفت. روزنامه او گاهبهگاه و نامرتب منتشر میشد، ولی دوام آورد.
نقطه عطف قاطع در تاریخ نهتنها این روزنامه بلکه روزنامهنگاری در خاورمیانه، جنگ کریمه بود؛ چون برای نخستین بار خط تلگراف به منطقه کشیده شد و وسیله ارتباط بیمثالی فراهم آمد. تعداد زیادی خبرنگار انگلیسی و فرانسوی برای این جنگ به استانبول رفته بودند و چرچیل توانست با یکی از آنها قرار و مداری بگذارد تا نسخهای از گزارشهای خود برای روزنامهاش در لندن را در اختیار او بگذارد.