|

گزارش «شرق» از وضعیت زندانیان؛ پنج روز بعد از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در گفت‌وگو با برخی خانواده‌ها و وکیل آنها

روایت بلاتکلیفی زندانیان در سایه جنگ

پنج روز از حمله هوایی اسرائیل و آمریکا به خاک ایران گذشته است. در روزهایی که حمله نظامی، ناامنی‌های گسترده و آسیب به برخی مراکز قضایی به همراه داشته، روند رسیدگی به پرونده زندانیان به خصوص بازداشتی‌های اعتراضات دی‌ماه، با اختلال جدی مواجه شده است.

روایت بلاتکلیفی زندانیان در سایه جنگ
مریم لطفی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این روزها علاوه بر هجوم جنگ و اضطراب مداوم حفظ جان، وضعیت زندانیان و بلاتکلیفی حقوقی آنها به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها و فعالان حقوقی تبدیل شده است. نگرانی از توقف رسیدگی‌ها، تعویق در صدور قرارها و گسترش شایعات در فضای رسانه‌ای، موجی از اضطراب و سردرگمی را میان خانواده‌های زندانیان به‌وجود آورده است. تماس‌های پی‌درپی خانواده‌ها با وکلا و نهادهای مرتبط، مراجعه‌های حضوری و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره امنیت، تغذیه و امکان مرخصی، نشان آن است که جنگ، حتی پشت دیوارهای بسته زندان نیز آرامش را بر هم زده است.

در چنین فضایی، پیام درفشان، وکیل دادگستری، در گفت‌وگو با «شرق»، از واقعیت‌های حقوقی و اجرایی زندان‌ها در شرایط بحرانی سخن می‌گوید؛ واقعیت‌هایی که در برخی موارد، فاصله زیادی با تصورات عمومی دارد. به گفته این وکیل دادگستری، زندانیان از نظر قانونی در دو وضعیت کاملا متفاوت قرار دارند: «گروهی که حکم قطعی محکومیت دارند، مشمول آیین‌نامه سازمان زندان‌ها هستند و امکان برخورداری از مرخصی یا برخی تسهیلات، با نظر قاضی ناظر و در چارچوب ضوابط مشخص، برای آنها وجود دارد. در مقابل، بازداشت‌شدگان موقت، که هنوز پرونده‌شان به مرحله صدور حکم نرسیده، خارج از اختیار مدیریت زندان هستند و هرگونه تصمیم درباره وضعیت آنها صرفا در صلاحیت مرجع صادرکننده قرار بازداشت است. همین تفکیک حقوقی، عملا امکان تصمیم‌گیری یکسان برای همه زندانیان را در شرایط اضطراری از میان برده است».

در روزهای گذشته، بخشی از نگرانی خانواده‌ها با حدس و گمان‌هایی درباره قطع غذا و آب در برخی زندان‌ها تشدید شد. درفشان توضیح می‌دهد که منشأ اصلی این اخبار، تعطیلی بوفه‌های زندان بوده است: «واحدهایی که توسط پیمانکاران خصوصی اداره می‌شوند، در شرایط بحرانی، حضورشان تضمین‌شده نیست. با این حال، توزیع غذای اصلی زندان ادامه دارد و روند کلی تغذیه متوقف نشده است. در ماه رمضان نیز وعده‌های غذایی طبق روال مشخص ارائه می‌شود، هر چند محدودیت‌ها و کاهش امکانات جانبی، احساس محرومیت را در میان زندانیان و خانواده‌هایشان افزایش داده است».

البته در کنار مسائل معیشتی، مسئله امنیت جانی زندانیان نیز به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌ها تبدیل شده است. درفشان توضیح می‌دهد که به تعدادی از زندانیان واجد شرایط، با تأیید شورای طبقه‌بندی و در چارچوب مقررات، مرخصی اعطا شده است. اما همین اقدام محدود، به سوءتفاهم‌هایی گسترده دامن زده است: «بخشی از زندانیان و خانواده‌ها تصور کرده‌اند که امکان آزادی یا مرخصی برای همه وجود دارد و محروم ماندن برخی افراد، ناشی از سلیقه یا بی‌توجهی مدیران زندان است. این برداشت نادرست، زمینه‌ساز تجمع‌ها، اعتراض‌ها و فشارهای روانی بر مسئولان محلی شده است. واقعیت اما آن است که اختیارات رئیس زندان و قاضی ناظر، محدود به چارچوب‌های مشخص قانونی است».

به گفته او در حوزه بازداشت‌های موقت، حتی مدیران ارشد زندان نیز اختیار مستقلی ندارند و نمی‌توانند بدون نظر مرجع قضایی صادرکننده قرار، اقدامی انجام دهند. همین محدودیت ساختاری، باعث شده که بخش بزرگی از مطالبات خانواده‌ها، در عمل بدون پاسخ فوری باقی بماند. از سوی دیگر، ضعف ارتباط میان نهادهای تصمیم‌گیرنده و خانواده‌ها، بر شدت بحران افزوده است.

درفشان می‌گوید: «خانواده‌هایی که هفته‌ها و گاه ماه‌ها در انتظار تعیین تکلیف پرونده عزیزانشان بوده‌اند، اکنون با شرایط جنگی و نااطمینانی مضاعف روبه‌رو شده‌اند. نبود کانال‌های شفاف اطلاع‌رسانی، این احساس را تقویت کرده که سرنوشت زندانیان در فضایی مبهم و دور از دسترس افکار عمومی رقم می‌خورد.

بر اساس توضیحات این وکیل دادگستری، بخش‌هایی که مسئول تصمیم‌گیری درباره قرارهای بازداشت، تبدیل قرار به وثیقه یا آزادی موقت هستند، خود در جریان حملات آسیب دیده‌اند؛ «ساختمان‌هایی مانند دادگاه انقلاب تهران و برخی دادسراهای مستقر در همان محدوده، با اختلال جدی در فعالیت روبه‌رو شده‌اند و همین مسئله، روند رسیدگی قضایی را دچار وقفه کرده است».

به گفته درفشان، وقتی خود نهاد تصمیم‌گیر تحت فشار جنگی قرار می‌گیرد، طبیعی است که تبدیل قرار بازداشت، صدور وثیقه یا بررسی درخواست‌های آزادی موقت با تأخیر یا توقف مواجه شود. در مقابل، درباره زندانیانی که حکم قطعی دارند و از نظر قانونی امکان مرخصی برایشان وجود دارد، سازوکار متفاوتی برقرار است. در این موارد، خانواده‌ها می‌توانند از مسیر زندان پیگیری کنند و مدیریت زندان نیز، در حد اختیارات خود، در حال انجام این روند است.

او می‌گوید در شرایط فعلی، به‌دلیل آسیب‌دیدن زیرساخت‌های قضایی و دشواری تردد، ناگزیر باید یا زندانیان برای رسیدگی به وضعیت قرارها به نزد قاضی منتقل شوند یا قضات در محل زندان حضور پیدا کنند؛ اقدامی که به باور او، نه تهدید، بلکه راهی برای خروج پرونده‌ها از بلاتکلیفی است. درفشان با انتقاد از فضاسازی رسانه‌های خارجی، این روند را بخشی از جنگ روانی علیه خانواده‌ها می‌داند و تأکید می‌کند اطلاع‌رسانی دقیق می‌تواند مانع تشدید نگرانی‌ها شود. او همچنین پیشنهاد می‌دهد حضور محدود وکلای شناخته‌شده و مورد اعتماد زندانیان در زندان‌ها، می‌تواند نقش مؤثری در ایجاد آرامش، افزایش اعتماد عمومی و خنثی‌سازی شایعات داشته باشد؛ اقدامی که به گفته او، در این شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

وضعیت بازداشتگاه‌های امنیتی؛ پیچیدگی مضاعف

بخش دیگری از نگرانی‌ها به وضعیت زندانیان سیاسی و امنیتی، به‌ویژه در زندان اوین، بازمی‌گردد. درفشان با اشاره به گزارش‌هایی درباره جابه‌جایی برخی بندها، از جمله بند ۲۹، تأکید می‌کند که هنوز اطلاعات دقیق و رسمی درباره جزئیات این جابه‌جایی‌ها در دست نیست. او معتقد است که وضعیت بازداشتگاه‌های امنیتی، ماهیتی کاملا متفاوت با سایر بندها دارد و تصمیم‌گیری درباره آنها در چارچوب‌های خاص‌تری انجام می‌شود. این بازداشتگاه‌ها، در دل زندان، تحت ضوابط مضاعف امنیتی اداره می‌شوند و مشمول مقررات عمومی مرخصی یا تسهیلات معمول نیستند.

به گفته این وکیل دادگستری، در این بخش‌ها افراد با پرونده‌های بسیار متفاوت نگهداری می‌شوند؛ از کسانی که در مرحله بازجویی هستند و ممکن است صرفا با سوءتفاهم مواجه شده باشند، تا افرادی که با اتهام‌های سنگین امنیتی، از جمله جاسوسی واقعی یا فعالیت‌های پرخطر، بازداشت شده‌اند. همین تنوع پرونده‌ها، امکان تصمیم‌گیری یکسان را از میان برده و روند رسیدگی را پیچیده‌تر کرده است. در چنین شرایطی، صدور مرخصی برای زندانیان امنیتی، به‌مراتب دشوارتر از سایر زندانیان است و تابع ضوابطی درون ضوابط دیگر می‌شود؛ مقرراتی که حتی در شرایط عادی نیز سخت‌گیرانه‌اند و در فضای جنگی، محدودتر هم شده‌اند.

چه کسانی مشمول مرخصی می‌شوند؟

درفشان در تشریح معیارهای قانونی مرخصی، بر سه شرط اصلی تأکید می‌کند: «نخست، صدور حکم قطعی محکومیت؛ دوم، نداشتن قرار بازداشت موقت؛ و سوم، موافقت شورای طبقه‌بندی زندان که متشکل از مسئولان مختلف، از جمله قاضی ناظر است». در مواردی خاص، به‌ویژه در شرایط بحرانی، ممکن است بخش‌نامه‌هایی صادر شود که از سخت‌گیری‌های معمول بکاهد و زمینه استفاده تعداد بیشتری از زندانیان از مرخصی را فراهم کند. با این حال، به گفته او، تاکنون نمی‌توان از وجود یک دستورالعمل فراگیر و الزام‌آور برای همه زندان‌ها سخن گفت و هر مورد همچنان به‌صورت موردی بررسی می‌شود.

درفشان می‌گوید بخش مهمی از اضطراب‌ها، ناشی از نبود اطلاعات دقیق و به‌روز است. خانواده‌ها، در غیاب اطلاع‌رسانی رسمی، به شایعات متکی می‌شوند و همین موضوع بر شدت نگرانی‌ها اضافه می‌کند. او تأکید می‌کند که برخی گزارش‌ها، از جمله درباره گرسنگی یا قطع کامل امکانات، اغراق‌آمیز است و با اطلاعاتی که از خانواده‌های دیگر به دست آمده، همخوانی ندارد. با این حال، نبود مرجع رسمی پاسخگو، باعث شده همین روایت‌های غیررسمی به منبع اصلی خبر تبدیل شود.

روایت خانواده‌ها از پشت دیوارها

روایت خانواده‌ زندانیان نیز تصویر ملموس‌تری از شرایط این روزها ارائه می‌دهد؛ روایتی از نگرانی، بلاتکلیفی و زندگی در سایه صدای انفجار و خاموشی‌های ناگهانی. یکی از بستگان یک زندانی بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه، که هم‌اکنون در زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شود، در گفت‌وگو با «شرق» از وضعیت برادر همسرش، و شرایط کلی زندان می‌گوید: «استرس داخل زندان چند برابر بیرون است».

به گفته این عضو خانواده، نگرانی از امنیت، محدودیت ارتباط و بی‌خبری از آینده، فضایی سنگین بر بندها حاکم کرده است. او توضیح می‌دهد که تماس‌های تلفنی اخیر نشان می‌دهد زندانیان، به‌ویژه در روزهای نخست حملات، با شوک و آشفتگی جدی روبه‌رو بوده‌اند و حتی در نخستین تماس‌ها، تنها از سلامت خود خبر داده‌اند و فرصت گفت‌وگوی مفصل نداشته‌اند. آنها می‌گویند غذا هست، اما کیفیت و بهداشت محیط مورد انتقادشان است.

بر اساس گفته‌های این عضو خانواده، در حال حاضر به دلیل ماه رمضان، دو وعده غذا به زندانیان داده می‌شود؛ یک وعده در ساعت دوی بامداد و وعده دیگر پس از افطار. بوفه زندان نیز اغلب تعطیل است و امکان تهیه اقلام ضروری از این مسیر وجود ندارد. در نتیجه، خانواده‌ها ناچارند بسیاری از نیازهای اولیه را از بیرون تأمین کنند.

یکی از جدی‌ترین مشکلات، به گفته این خانواده، مربوط به تأمین داروست. آنها چند بار برای تحویل دارو به زندان مراجعه کرده‌اند، اما تنها بخشی از داروها به دست زندانی رسیده است. در برخی موارد، مسئولان اعلام کرده‌اند داروها مفقود شده یا تحویل داده نشده‌اند. همین مسئله باعث شده در روزهای ابتدایی بازداشت، برخی زندانیان دچار سرماخوردگی و عفونت شوند.

اما این روزها، نگرانی اصلی خانواده‌ها، امنیت جانی زندانیان در شرایط جنگی است. این عضو خانواده می‌گوید در روزهای گذشته، زندانی آنها از شنیدن صداهای شدید در اطراف زندان، قطع موقت برق و فضای پرتنش داخل بند خبر داده است. پس از این اتفاقات، تردد زندانیان به‌شدت محدود شده و آنها اغلب در سالن‌های خود نگه داشته می‌شوند. حتی دسترسی به آبخوری و فضاهای عمومی نیز در مقاطعی متوقف شده است. به گفته او، مسئولان زندان توضیح روشنی درباره ماهیت این صداها یا میزان خطر احتمالی ارائه نکرده‌اند و همین ابهام، اضطراب زندانیان را افزایش داده است.

به گفته این خانواده برقراری تماس تلفنی نیز در این روزها با دشواری همراه است. محدودیت شارژ کارت‌ها، اختلال در دستگاه‌های ارتباطی و تعطیلی بوفه، باعث شده زندانیان برای تماس گرفتن با خانواده، با مشکل مواجه شوند. در بسیاری موارد، خانواده‌ها ناچارند هزینه‌ها و پیگیری‌های لازم را از بیرون انجام دهند تا امکان تماس حداقلی فراهم شود.

به گفته این خانواده، زندانی آنها ۲۴ ساله است، از ۲۲ دی ماه بازداشت شده و هنوز حکم قطعی ندارد. با این حال، گمانه‌هایی درباره حضور قضات در داخل زندان و تسریع روند رسیدگی مطرح شده که هنوز قطعیت ندارد.

جواب درستی نمی‌دهند

بحران بلاتکلیفی و فرسایش روانی، محدود به یک زندان یا یک شهر نیست و تا دورترین نقاط کشور هم ادامه دارد. «هیچ‌کس جواب ما را نمی‌دهد»؛ این صدای پدر مینا بهمنی است. دختری که از سال ۱۴۰۱ در زندان اهواز زندانی است. پدر او در گفت‌وگو با «شرق» از تجربه خانواده‌اش می‌گوید که در میان فشار اقتصادی، دوری راه و بی‌پناهی اداری، چند سال است که در انتظار تعیین تکلیف پرونده دخترش نشسته و حالا حمله اسرائیل و آمریکا به ایران نگرانی‌اش را چند برابر کرده است.

این مرد که ساکن ایذه است. می‌گوید پیگیری‌های مکرر خانواده، تاکنون به نتیجه روشنی نرسیده و هیچ مرجع مشخصی پاسخگوی وضعیت دخترش نبوده است. او توضیح می‌دهد که برای آزادی دخترش، وثیقه ۲۰ میلیاردی کرایه کرده و مدتی است که با هزار سختی ماهی ۴۵ میلیون تومان کرایه سندها را می‌دهد. هزینه‌هایی که زندگی روزمره خانواده را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

مینا مجرد است و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده است. پدر خانواده می‌گوید فرزندانش از کودکی با فقدان مادر بزرگ شده‌اند و عملا بار تربیت و سرپرستی آنها بر دوش خود او افتاده است. او تأکید می‌کند که امروز نیز، در پیگیری پرونده دخترش، تنهاست. مراجعات مکرر به نهادهای مختلف، اغلب با پاسخ‌های کوتاه یا ارجاع‌های بی‌نتیجه همراه بوده است. او می‌گوید هنوز هم حکم مشخصی به خانواده ابلاغ نشده و وضعیت پرونده مبهم است.

به گفته او، ماه‌ها طول کشیده تا امکان حضور وکیل فراهم شود و همین تأخیر، روند دفاع حقوقی را مختل کرده است. فاصله جغرافیایی ایذه تا اهواز نیز پیگیری‌های حضوری را دشوارتر کرده است.

او از سابقه حضورش در جبهه سخن می‌گوید: «چرا خانواده‌ای که سال‌ها برای کشورش هزینه داده، امروز باید چنین سرنوشتی را تحمل کند». حالا وضعیت جنگی هم مضاعف شده و پدر می‌گوید صدای حملات در اهواز مینا را مضطرب کرده و دخترش حال روحی و جسمی خوبی ندارد.

این تعلیق دائمی است

بحران زندان‌ها مرز جغرافیایی نمی‌شناسد. از پایتخت تا جنوب کشور، خانواده‌ها با مجموعه‌ای مشابه از مشکلات روبه‌رو هستند: نبود پاسخ‌گویی روشن، فشار اقتصادی، محدودیت حقوقی و انتظار طولانی. در این میان، خانواده‌هایی که دسترسی کمتری به منابع حقوقی و ارتباطی دارند، بیش از دیگران در معرض فرسایش روحی و اجتماعی قرار می‌گیرند؛ وضعیتی که به گفته بسیاری از آن‌ها، نه‌تنها زندگی امروز، بلکه آینده‌شان را نیز در تعلیق نگه داشته است.

این روزها، اضطراب و بلاتکلیفی، در میان بسیاری از خانواده‌ها تجربه‌ای مشترک است. «دل‌نگرانی ما هر روز بیشتر می‌شود»؛ این را خواهر یکی از زندانیان بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه، که ‌اکنون در زندان تهران بزرگ است، در گفت‌وگو با «شرق» می‌گوید.

به گفته او، از ابتدای درگیری‌ها، ملاقات‌های حضوری لغو شده و خانواده‌ها عملا امکان دیدار با عزیزانشان را ندارند. تعطیلی بخشی از فعالیت‌های اداری زندان و کاهش حضور کادر نیز روند پیگیری را دشوارتر کرده است. خواهر این زندانی می‌گوید در هفته‌های اخیر، به خانواده‌ها اعلام شده که ملاقات‌ها فعلا برقرار نیست و زمان بازگشت آن نیز مشخص نیست. هم‌زمان، بوفه زندان نیز تعطیل شده و امکان تهیه اقلام ضروری برای زندانیان وجود ندارد. به گفته او، تعطیلی بوفه، بیشترین فشار را بر زندانیانی وارد کرده که پیش‌تر بخشی از نیازهای غذایی و بهداشتی خود را از این مسیر تأمین می‌کردند. اکنون، بسیاری از آنها ناچارند تنها به جیره محدود زندان اکتفا کنند.

این خواهر توضیح می‌دهد که آب زندان کیفیت مطلوبی ندارد و شوری آن باعث تشنگی مداوم زندانیان می‌شود؛ موضوعی که پیش‌تر با خرید آب از بوفه تا حدی جبران می‌شد، اما اکنون امکان آن وجود ندارد. به گفته او، میزان غذا هم محدود است و در برخی وعده‌ها، سهم هر زندانی به مقدار اندکی نان و غذای ساده کاهش یافته است. این وضعیت، به‌ویژه در ماه رمضان، فشار بیشتری بر زندانیان وارد کرده است.

برادر او در وضعیت بازداشت موقت به سر می‌برد. رسیدگی به پرونده، هم‌زمان با تعطیلی دادگاه‌ها و آغاز درگیری‌ها، متوقف شده و زمان مشخصی برای برگزاری دادگاه اعلام نشده است. او می‌گوید خانواده حاضر است هر گونه تضمین قانونی یا وثیقه لازم را ارائه دهد تا برادرش در شرایط جنگی، موقتا در کنار خانواده باشد، اما بازداشت موقت، عملا امکان استفاده از مرخصی را بسیار محدود کرده است.

به گفته این عضو خانواده، از آغاز جنگ، فضای زندان امنیتی‌تر شده است. هواخوری‌ها لغو شده و تردد زندانیان کاهش یافته است. این محدودیت‌ها، به‌طور مستقیم بر وضعیت روحی زندانیان اثر گذاشته و احساس حبس مضاعف را تشدید کرده است.

دستور رسیدگی صادر شد

بر اساس اطلاعاتی که به روزنامه «شرق» رسیده، امروز تعدادی از خانواده‌های زندانیان مستقر در زندان تهران بزرگ از طریق تماس مستقیم با بستگان خود در زندان مطلع شده‌اند که افراد دارای قرار وثیقه، برای پیگیری وضعیت پرونده‌شان باید در روزهای آینده به محلی که به آنها اطلاع داده شده و «شرق» به دلیل رعایت موازین امنیتی از بیان آن معذور است، مراجعه کنند. این اطلاع‌رسانی در شرایطی انجام شده که همزمان نگرانی‌هایی درباره امنیت مسیرها و اماکن قضائی در فضای جنگی مطرح است. به گفته منابع مطلع، خانواده‌ها خواستار آن هستند که روند پیگیری پرونده‌ها بدون ایجاد بلاتکلیفی و در فضایی امن انجام شود.

آخرین اخبار جامعه را از طریق این لینک پیگیری کنید.