|

سبک خرید ایرانی ها در جنگ تغییر کرد/خانوارها بیش از گذشته به خریدهای حجمی روی آورده‌اند

​بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است؛ جنگی که اگرچه در سطح کلان با تحلیل‌های نظامی و سیاسی سنجیده می‌شود، اما در سطح زندگی روزمره، ردپای آن را می‌توان در سبد خرید خانواده‌ها، در صف نانوایی‌ها، در قفسه‌های نیمه‌خالی برخی فروشگاه‌ها و حتی در سکوت خانه‌هایی دید که برنامه‌های سفر نوروزی‌شان را لغو کرده‌اند. حالا اقتصادِ خردِ خانوار، اولین جایی است که تغییر را فریاد می‌زند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است؛ جنگی که اگرچه در سطح کلان با تحلیل‌های نظامی و سیاسی سنجیده می‌شود، اما در سطح زندگی روزمره، ردپای آن را می‌توان در سبد خرید خانواده‌ها، در صف نانوایی‌ها، در قفسه‌های نیمه‌خالی برخی فروشگاه‌ها و حتی در سکوت خانه‌هایی دید که برنامه‌های سفر نوروزی‌شان را لغو کرده‌اند. حالا اقتصادِ خردِ خانوار، اولین جایی است که تغییر را فریاد می‌زند.

در روزهای ابتدایی جنگ، تغییر الگوی خرید به‌سرعت خود را نشان داد. بسیاری از خانوارها، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، خریدهای غیرضروری را کنار گذاشتند. لباس، لوازم دکوری، تفریح و حتی برخی هزینه‌های آموزشی، جای خود را به خریدهای فوری‌تر دادند.

سال ۱۴۰۵ برای بسیاری نه با صدای خنده‌های نوروزی، که با مکثی میان خبرها، نگرانی‌ها و امیدهای کوچک آغاز شد؛ جایی که آدم‌ها، در دل نااطمینانی، سعی می‌کنند هنوز چیزی برای ادامه دادن پیدا کنند.

رعنا، ۳۴ ساله و کارمند یک شرکت خصوصی در تهران، می‌گوید: «قبل از جنگ، برای عید برنامه خرید لباس داشتم، حتی یک سفر کوتاه هم در نظر گرفته بودیم. اما الان فقط به این فکر می‌کنیم که مواد غذایی و دارو داشته باشیم. حس می‌کنم آینده نزدیک قابل پیش‌بینی نیست.»

این تغییر تنها مختص طبقه متوسط نیست. در جنوب شهر تهران، حمید، راننده تاکسی، روایت مشابهی دارد: «قبلا هر هفته برای بچه‌ها یه چیزی می‌خریدم، الان فقط خرید خونه می‌کنم. حتی بنزین هم حساب‌شده‌تر مصرف می‌کنم.»

در این میان، داده‌های غیررسمی از افزایش تقاضا برای اقلامی مانند برنج، کنسرو، روغن، داروهای عمومی و حتی آب معدنی خبر می‌دهد؛ الگویی که در بسیاری از بحران‌های مشابه جهانی نیز تکرار شده است.

افزایش خریدهای اضطراری، یکی از شاخص‌ترین تغییرات این روزهاست. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد خانوارها بیش از گذشته به خریدهای حجمی روی آورده‌اند.

الهام، ۴۲ ساله و خانه‌دار، می‌گوید: «قبلا هفته‌ای خرید می‌کردم، الان سعی می‌کنم برای دو یا سه هفته خرید کنم. حتی چیزهایی که شاید لازم نشه هم می‌خرم، فقط برای اینکه خیالم راحت باشه.»

به گفته برخی فروشندگان، در هفته‌های نخست جنگ، فروش برخی اقلام اساسی تا دو برابر افزایش داشته است. اگرچه هنوز آمار رسمی و دقیقی از تغییرات سبد مصرف منتشر نشده، اما بررسی‌های میدانی و گزارش‌های پراکنده نشان می‌دهد که سهم خوراکی‌ها و دارو در هزینه خانوار به‌طور محسوسی افزایش یافته است.

از تخریب تا کوچ اجباری: وقتی ۶۶ هزار خانه دیگر قابل سکونت نیست

در کنار تمام روایت‌های روزمره از تغییر سبک زندگی، یک واقعیت سخت و عددی وجود دارد که مستقیماً به قلب سبد مصرف خانوارها ضربه زده؛ مقیاس تخریب و بی‌خانمانی.

بر اساس آخرین گزارش‌های رسمی منتشرشده از سوی جمعیت هلال‌احمر، در جریان بیش از یک ماه حملات، بیش از ۸۷ هزار واحد غیرنظامی در کشور آسیب دیده‌اند که از این میان، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار تخریب یا آسیب جدی شده‌اند.

در برخی برآوردهای به‌روزتر حتی این عدد به بیش از ۹۳ هزار واحد غیرنظامی رسیده که شامل حدود ۷۱ هزار واحد مسکونی است.

در این میان، تهران به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی آسیب، سهم قابل توجهی داشته؛ به‌طوری که طبق همین گزارش‌ها، بیش از ۲۶ هزار واحد مسکونی در استان تهران آسیب جدی دیده‌اند یا عملاً از بین رفته‌اند.

ایران حالا در موقعیتی ایستاده که تجربه‌اش برای بسیاری از کشورها آشناست: لحظه‌ای میان شوک و سازگاری، جایی که هنوز ترس هست، اما زندگی هم متوقف نشده است.

این اعداد فقط یک عدد خالی نیستند؛ هر «واحد مسکونی» یعنی یک خانواده، یک زندگی، یک سبد مصرف که ناگهان از حالت عادی خارج شده است.

وقتی خانه از بین می‌رود یا حتی ناامن می‌شود، الگوی مصرف هم فرو می‌ریزد. خانواده‌ای که مجبور به ترک خانه‌اش شده، دیگر نه خرید ماهانه دارد، نه برنامه‌ریزی، نه حتی امکان نگهداری کالا. مصرف به حداقل‌های قابل حمل تقلیل پیدا می‌کند.

حمید، ۴۰ ساله که از غرب تهران به شهر شمالی مهاجرت موقت کرده، می‌گوید: «ما دیگه چیزی ذخیره نمی‌کنیم. فقط چیزایی می‌خریم که همون روز یا نهایت یکی دو روز مصرف بشه. چون معلوم نیست فردا کجاییم.»

در کنار این، هزاران نفر نیازمند اسکان اضطراری شده‌اند؛ از اسکان در هتل‌ها گرفته تا انتقال به مراکز موقت یا خانه اقوام.

این یعنی شکل‌گیری یک جمعیت قابل توجه از «مصرف‌کنندگان موقت» که رفتار خریدشان به‌شدت متفاوت با قبل از جنگ است.

نکته مهم‌تر اینجاست که حتی خانوارهایی که مستقیماً آسیب ندیده‌اند، تحت تأثیر همین آمارها رفتار خود را تغییر داده‌اند. دیدن عدد «ده‌ها هزار خانه تخریب‌شده» کافی است تا ذهن مصرف‌کننده از «رفاه» به «بقا» سوئیچ کند.

در چنین شرایطی، افزایش خریدهای اضطراری، حذف هزینه‌های غیرضروری و حتی مهاجرت‌های موقت، دیگر یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه واکنشی جمعی است.

در کنار تغییر سبد مصرف، جابه‌جایی‌های جمعیتی نیز یکی از پیامدهای مهم این جنگ بوده است. به‌ویژه در تعطیلات نوروز، که خود به‌طور طبیعی زمان سفر است، این جابه‌جایی‌ها شدت بیشتری گرفت.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای امدادی مانند جمعیت هلال احمر، حجم سفرهای داخلی در هفته‌های نخست جنگ افزایش قابل توجهی داشته است. اگرچه نوروز می‌تواند به‌عنوان یک عامل تقویت‌کننده در این روند در نظر گرفته شود، اما به نظر می‌رسد بخش عمده این جابه‌جایی‌ها ناشی از نگرانی‌های امنیتی و تلاش برای دور شدن از نقاط پرریسک بوده است.

در گفت‌وگو با ساکنان شهرهای شمالی کشور، نشانه‌هایی از این تغییر دیده می‌شود. سعید، صاحب یک سوپرمارکت در رامسر، می‌گوید: «از وقتی جنگ شروع شده، تعداد مشتری‌ها خیلی بیشتر شده. خیلی‌ها از تهران اومدن و حتی چند هفته موندن.»

از سوی دیگر، برخی از این مهاجرت‌ها موقتی و رفت‌وبرگشتی بوده است. نازنین، دانشجوی ساکن تهران، می‌گوید: «چند روز اول جنگ رفتیم شهرمون، ولی بعدش برگشتیم چون کار داشتیم. الان خیلی‌ها همین‌طوری بین شهرها در رفت‌وآمدن.»

این جابه‌جایی‌ها، تأثیر مستقیمی بر کسب‌وکارها نیز گذاشته است. در حالی که برخی مشاغل در تهران با کاهش مشتری مواجه شده‌اند، شهرهای میزبان با افزایش تقاضا روبه‌رو شده‌اند.

بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد کسب‌وکارهایی مانند رستوران‌ها، آرایشگاه‌ها و فروشگاه‌های محلی در برخی شهرهای شمالی کشور با افزایش قابل توجه مشتری مواجه شده‌اند. در مقابل، در شهرهایی مانند تهران، برخی از این مشاغل با افت نسبی فعالیت روبه‌رو شده‌اند.

یک آرایشگر در شرق تهران می‌گوید: «کار خیلی کم شده، خیلی از مشتری‌ها اصلا نیستن. یا رفتن شهرهای دیگه یا فعلا این چیزها براشون اولویت نیست.»

در مقابل، سحر، آرایشگر در نوشهر، روایت متفاوتی دارد: «ما قبلا این‌قدر مشتری نداشتیم. الان حتی وقت هم کم میاریم.»

با این حال، هنوز آمار رسمی دقیقی از این تغییرات منتشر نشده و این داده‌ها بر اساس مشاهدات میدانی و روایت‌های محلی است.

آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، پدیده‌ای منحصر به این کشور نیست. در بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌های مشابه، تغییر در الگوی مصرف خانوار یکی از اولین واکنش‌ها بوده است.

بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، از جمله داده‌های بانک جهانی و سازمان‌های امدادی، در بحران‌هایی مانند جنگ اوکراین یا همه‌گیری کرونا، خانوارها به‌طور معمول به سمت کاهش هزینه‌های غیرضروری و افزایش خریدهای احتیاطی حرکت کرده‌اند.

برای مثال، در ماه‌های ابتدایی جنگ اوکراین، گزارش‌ها نشان می‌داد که هزینه خانوارها برای مواد غذایی و اقلام ضروری تا بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته، در حالی که هزینه‌های تفریحی به‌شدت کاهش پیدا کرده است.

این الگو نشان می‌دهد که در شرایط نااطمینانی، رفتار اقتصادی افراد به سمت بقا و مدیریت ریسک تغییر می‌کند؛ روندی که اکنون در ایران نیز قابل مشاهده است.

یکی از مهم‌ترین عوامل این تغییرات، احساس نااطمینانی نسبت به آینده است. وقتی افراد نمی‌دانند جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، طبیعی است که رفتار اقتصادی خود را محتاطانه‌تر تنظیم کنند.

سید جواد میری، جامعه‌شناس، هشدار می‌دهد که بدون بازتعریف بنیادین امنیت و راهبردهای کلان، نه‌تنها طبقه متوسط بلکه کلیت نظم اجتماعی در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.

رضا، ۴۵ ساله و صاحب یک کارگاه تولیدی، می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌دونه چی میشه. نه می‌تونیم سرمایه‌گذاری کنیم، نه حتی برنامه‌ریزی برای ماه بعد. همه‌چیز در حالت تعلیقه.»

این تعلیق، تنها در سطح اقتصادی باقی نمی‌ماند، بلکه به لایه‌های روانی زندگی نیز نفوذ می‌کند. بسیاری از افراد از کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و حتی تغییر در الگوهای خواب و تغذیه صحبت می‌کنند.

تعلیق طولانی: زندگی در میانه‌ «نمی‌دانم»

اکنون بیش از یک ماه از آغاز جنگ گذشته و آنچه بیش از هر چیز در روایت مردم مشترک است، حس تعلیق است. تعلیقی که نه به گذشته بازمی‌گردد و نه به آینده‌ای روشن متصل می‌شود.

خانوارها در این مدت، نه‌تنها سبد مصرف خود را تغییر داده‌اند، بلکه نوع نگاهشان به زندگی روزمره نیز دگرگون شده است. بسیاری از تصمیم‌ها موقتی شده‌اند، برنامه‌ها کوتاه‌مدت و امیدها محتاطانه.

شاید مهم‌ترین تصویر این روزها، نه قفسه‌های خالی یا خیابان‌های خلوت، بلکه ذهن‌هایی باشد که درگیر این پرسش‌اند: «تا کی؟» و «بعدش چه می‌شود؟»

این جنگ، اگرچه در میدان‌های نظامی جریان دارد، اما در خانه‌ها، در خریدهای روزانه، در انتخاب‌های کوچک و در تعلیق‌های طولانی مردم، به شکلی دیگر در جریان است و ادامه دارد.

 

منبع: اقتصاد نیوز

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.

 
  • بلندترین پل ایران در جنگ بمباران شد
  • گزارش «شرق» از بمباران فولاد مبارکه و فولاد خوزستان که قرار بود بنیان توسعه صنعتی ایران شوند