گلوگاه پنهان امنیت غذایی جهان کجاست ؟ / تاثیر بستن تنگه هرمز بر سفره مردم جهان
با بالا گرفتن تنشهای نظامی در ایران و پیرامون آن، نگاه بسیاری از تحلیلگران به بازار نفت دوخته شده است. اما یک ریسک کمتر دیدهشده در حال شکلگیری است؛ اختلال احتمالی در صادرات کود نیتروژنه از خلیج فارس که میتواند ماهها بعد به کاهش تولید محصولات کشاورزی و افزایش قیمت غذا در سراسر جهان منجر شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
با بالا گرفتن تنشهای نظامی در ایران و پیرامون آن، نگاه بسیاری از تحلیلگران به بازار نفت دوخته شده است. اما یک ریسک کمتر دیدهشده در حال شکلگیری است؛ اختلال احتمالی در صادرات کود نیتروژنه از خلیج فارس که میتواند ماهها بعد به کاهش تولید محصولات کشاورزی و افزایش قیمت غذا در سراسر جهان منجر شود.
با بالا گرفتن تنشهای نظامی پیرامون ایران، نگاهها معمولا به بازار نفت میچرخد: مسیر نفتکشها، قیمت برنت و سناریوی بازگشت نفتِ سهرقمی. اما یک ریسک کمتر دیدهشده هم در حال شکلگیری است؛ اختلال احتمالی در صادرات کود نیتروژنه از خلیج فارس؛ نهادهای که ستون فقرات کشاورزی مدرن است و میتواند با چند ماه تاخیر، خود را به شکل کاهش برداشت و افزایش قیمت غذا نشان دهد.
پس از حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای نظامی ایران، بازار انرژی محور غالب تحلیلها شد. با این حال، در پشت هیاهوی نفتی، آسیبپذیری دیگری قرار دارد که اگر فعال شود، فقط اقتصاد انرژی را تکان نمیدهد بلکه مستقیما به امنیت غذایی سرایت میکند.
این آسیبپذیری از گاز طبیعی آغاز میشود و به کودهای شیمیایی نیتروژنه میرسد؛ محصولی که بخش بزرگی از تولید غذای جهان به آن وابسته است. اگر کشتیرانی در تنگه هرمز به شکل معناداری مختل شود، اثرات آن میتواند فراتر از سوخت و حملونقل، به زنجیره تولید غذا برسد.
تنگه هرمز؛ از شریان نفتی تا گلوگاه غذایی جهان
خلیج فارس فقط یک کانون صادرات انرژی نیست؛ یکی از گرههای اصلی تولید و صادرات کود نیتروژنه جهان هم هست. کود نیتروژنه از گاز طبیعی به دست میآید: در فرآیند هابر–بوش، گاز به آمونیاک تبدیل میشود و سپس آمونیاک به محصولاتی مانند اوره و سایر ترکیبات نیتروژنی بدل میشود. به زبان ساده، کود نیتروژنه همان انرژی فسیلی است که به «غذای گیاه» تبدیل شده است.
برآوردهای رایج نشان میدهد حدود نیمی از غذای تولیدی جهان به نیتروژن مصنوعی وابسته است. سالانه حدود ۱۸۰ میلیون تن متریک کود نیتروژنه (برحسب محتوای غذایی) مصرف میشود و بخش مهمی از تجارت جهانی آن از مسیر دریا انجام میگیرد. در این میان، سهم خاورمیانه از تجارت دریایی اوره و محصولات مرتبط، بزرگ است و بخش قابل توجهی از این محمولهها ناگزیر از تنگه هرمز عبور میکنند.
به این ترتیب، گلوگاهی که معمولا با نفت شناخته میشود، در سناریوی جنگ و ناامنی میتواند به گلوگاه نهادههای حیاتی برای تولید غذا هم تبدیل شود.
تمرکز خطرناک تولید پشت دروازههای هرمز
تولید و صادرات کود نیتروژنه در خلیج فارس بهشدت متمرکز است. قطر با مجتمعهای بزرگ پتروشیمی، صادرکننده مهم اوره و آمونیاک است. ایران نیز در سالهای اخیر سهم معناداری از صادرات اوره داشته و عربستان سعودی از مسیر شرکتهایی مانند سابیک در این بازار حضور دارد. عمان و امارات هم هر کدام بخشی از ظرفیت صادراتی منطقه را تکمیل میکنند.
جمعبندی ساده است: ظرفیت صادراتی بزرگی درست پشت تنگه هرمز نشسته و هر اختلال در عبور و مرور کشتیها حتی اگر موقت باشد میتواند بازار را در مقطعهای حساس سال به هم بریزد.
بازار کود بدون سپر دفاعی؛ تفاوت ساختاری با نفت
بازار نفت، دستکم در برخی کشورها، بهواسطه وجود ذخایر راهبردی میتواند شوکهای عرضه را تا حدی مهار کند. اما برای کود شیمیایی چنین سپری وجود ندارد. دولتها بهطور معمول انبارهای استراتژیک بزرگی برای اوره یا آمونیاک نگه نمیدارند که در بحران بتوانند ماهها بازار را تغذیه کنند.
از سوی دیگر، تجارت کود تا حد زیادی به زمانبندی فصلهای کشت وابسته است. تقاضا فصلی است و به چرخه کشت و کار گره خورده؛ بنابراین تاخیر در تحویل محمولهها ممکن است درست در زمانی رخ دهد که جایگزینکردن آن عملا ممکن نیست.
فصل کشت زیر سایه جنگ
کشاورزی با تقویم سیاسی هماهنگ نمیشود؛ با تقویم طبیعت جلو میرود. در نیمکره شمالی، خرید کود معمولا پیش از فصل کشت بهاره اوج میگیرد. اگر در همین بازه حساس، عرضه کود مختل شود یا قیمتها جهش کند، کشاورزان با چند انتخاب ناخوشایند روبهرو میشوند: مصرف کمتر نیتروژن، تغییر الگوی کشت یا پذیرش هزینههای بسیار بالاتر.
کاهش مصرف کود نیتروژنه معمولا به معنی کاهش عملکرد است. حتی افتهای محدود هم میتواند برداشت محصولاتی مانند گندم و ذرت را پایین بیاورد؛ محصولاتی که ستون اصلی تامین کالری در جهاناند.
تکرار تجربه شوکآور اوکراین
نمونهای از این الگو در سال ۲۰۲۲ و پس از حمله روسیه به اوکراین دیده شد. جهش قیمت کود باعث شد شماری از کشاورزان در نقاط مختلف، مصرف را کاهش دهند یا خرید را به تعویق بیندازند. آن تجربه نشان داد زنجیره غذایی جهانی تا چه اندازه به قیمت و دسترسی به نهادههایی مانند کود حساس است حتی اگر اثر آن با چند ماه تاخیر در آمار برداشت و قیمت مواد غذایی ظاهر شود.
به همین دلیل هم جایگزین کردن سریع ظرفیت صادراتی از دست رفته خلیج فارس آسان نیست. ساخت واحدهای جدید تولید آمونیاک زمانبر است و بسیاری از واحدهای موجود در سایر مناطق نیز معمولا نزدیک به سقف ظرفیت کار میکنند. یعنی اگر بازار با کمبود ناگهانی روبهرو شود، جبران کمبود عرضه بهصورت فوری ممکن نیست.
آسیبپذیری پنهان اقتصادهای بزرگ
این وابستگی فقط محدود به کشورهای فقیر یا واردکنندگان کوچک نیست. هند برای تولید داخلی اوره، به خوراک گازی وابسته است و واردات الانجی (از جمله از قطر) میتواند در توازن عرضه آن نقش تعیینکننده داشته باشد. برزیل، بهعنوان یکی از غولهای صادرات محصولات کشاورزی، برای بخشی از نیاز خود به واردات کود متکی است؛ و هر وقفهای در تامین، میتواند بر تولید سویا و ذرت اثر بگذارد و بازار جهانی غلات را تنگتر کند.
حتی ایالات متحده نیز کاملا مصون نیست: بخشی از واردات کود به بازار آمریکا میرسد و ظرفیت داخلی همیشه به اندازهای نیست که در کوتاهمدت، کمبود چندمیلیونتنی را جبران کند.
از کود شیمیایی تا سفره خانوار
شوک نفت فوری دیده میشود: قیمتها بالا میرود، نمودارها واکنش نشان میدهند و اثرش روی پمپبنزین آشکار است. اما شوک کود معمولا با تاخیر عمل میکند و همین تاخیر میتواند خطرناکتر باشد؛ چون وقتی آثارش در برداشت و موجودی انبارها نمایان شد، جبران آن دیگر ساده نیست.
کمبود یا گرانی نیتروژن در حال حاضر میتواند در فصل برداشت، به کاهش عملکرد محصولات منجر شود و آن کاهش، نهایتا خود را در افزایش هزینه خوراک دام، فشار بر قیمت غلات و بالا رفتن قیمت مواد غذایی در سبد خانوار نشان میدهد.
در نهایت، امنیت انرژی و امنیت غذایی به هم گره خوردهاند. اگر تنگه هرمز برای مدتی دچار اختلال جدی شود، شاید مهمترین نموداری که باید زیر نظر گرفت فقط قیمت نفت برنت نباشد؛ بلکه شاخصهای قیمت اوره و جریان صادرات آمونیاک هم باشد چون داستان اصلی ممکن است نه در صف نفتکشها، بلکه با چند ماه تاخیر، در زنجیره تامین غذا روایت شود.
آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.