|

گزارشی از یک سوءتفاهم قدیمی درباره آلودگی هوا و متهمی که سال‌ها بی‌دلیل زیر ضرب بوده است

وقتی هوا خاکستری می‌شود، انگشت‌ها به سمت اشتباه می‌روند

امیرحسن کاکایی، استاد مهندسی خودرو، می‌گوید: «خودروهای جدید یورو۵ هستند؛ اما سوختی که می‌سوزانند، کیفیت یورو۵ ندارد.»

وقتی هوا خاکستری می‌شود، انگشت‌ها به سمت اشتباه می‌روند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سال‌هاست در نخستین روزهای سرد، تهران زیر چادری از دود و غبار فرو می‌رود و یک روایت تکراری هم‌زمان با آن بلند می‌شود: «ماشین‌ها مقصرند.» اما گفت‌وگو با کارشناسان نشان می‌دهد ماجرا نه آن‌قدر ساده است و نه آن‌قدر عادلانه. امیرحسن کاکایی، استاد مهندسی خودرو، می‌گوید: «خودروهای جدید یورو۵ هستند؛ اما سوختی که می‌سوزانند، کیفیت یورو۵ ندارد.» همین یک جمله کافی است تا فهم ما از آلودگی هوا زیرورو شود.

زمستان که می‌رسد، هوا انگار قهر می‌کند. لایه‌ای نازک اما سمج، مثل پتوی نمور، روی شهر پهن می‌شود و قدم‌زدن در خیابان‌ها طعم فلز می‌گیرد. تصویر آشناست؛ آن‌قدر تکراری که حتی پیش از اینکه خبرها منتشر شوند، می‌توانی حدس بزنی چه کسی دوباره مقصر معرفی می‌شود: خودروها.

انگار ساده‌ترین انتخاب‌اند. دم‌دست‌ترین دشمن.

اما این روایت وقتی سست می‌شود که پای آدم‌هایی وسط بیاید که سال‌ها در دل این صنعت کار کرده‌اند. یکی از آنها امیرحسن کاکایی است؛ کسی که حرف‌هایش معمولاً با عدد و دود و اکتان شروع می‌شود. او به آرامی توضیح می‌دهد:

«خودروهای جدیدی که در ایران تولید می‌شود یورو۵ هستند. یعنی از نظر موتور و سیستم کنترل آلایندگی، استاندارد جهانی دارند. مشکل از جایی شروع می‌شود که سوختِ یورو۵ روی کاغذ هست، اما در پمپ‌بنزین‌ها نه.»

بنزینی که توزیع می‌شود، اکتان کافی ندارد. احتراق کامل نمی‌شود. و آن‌وقت، آلایندگی از آن‌جا بالا می‌زند که قرار نبود بالا بزند. کاکایی می‌گوید این ماجرا شبیه این است که بخواهید یک دستگاه پیشرفته را با برق نوسانی روشن کنید و بعد تقصیر عملکرد بدش را گردن خودش بیندازید.

در همین شهر، هزاران خودرو نو در خیابان‌ها می‌چرخند؛ اما هم‌زمان هزاران اتوبوس دیزلی و کامیون فرسوده هم هستند که سال‌به‌سال فرسوده‌تر می‌شوند و گازوئیلی می‌سوزانند که خودش داستان دیگری دارد. سهم این ناوگان در تولید ذرات ریز، همان قاتلان خاموش، بسیار بیشتر از خودروهای سواری جدید است. ولی آنها کمتر دیده می‌شوند؛ شاید چون صدای روایت غالب خیلی بلندتر است.

بخش دیگری از ماجرا هم اصلاً ربطی به خودرو ندارد؛ یا دست‌کم مستقیم ربطی ندارد. آن‌هم کمبود حمل‌ونقل عمومی است.

تهران، شهری که روزانه میلیون‌ها سفر شهری دارد، سال‌هاست با کمبود اتوبوس و خط جدید مترو دست‌وپنجه نرم می‌کند. وقتی گزینه دیگری نباشد، مردم ناچار می‌شوند درِ خودروهایشان را باز کنند—even اگر ترجیح بدهند این کار را نکنند. این «اجبار» است که بار را بر دوش شهر می‌گذارد؛ نه انتخاب.

و تا این حلقه درست نشود، حتی اگر خودروها استانداردتر شوند، باز هم چیزی در هوا تغییر نمی‌کند.

در میان این گفت‌وگوها، یک جمله کاکایی مثل خط پررنگی زیر همه تحلیل‌ها می‌نشیند:

«اگر سوخت استاندارد شود و حمل‌ونقل عمومی جان بگیرد، سهم خودروهای جدید در آلودگی هوا تقریباً ناچیز می‌شود.»

این جمله نقطه پایان نیست؛ نقطه شروع است. شروع دوباره دیدن مسئله.

اما سیاست‌گذاری، سال‌هاست که ترجیح داده ساده‌ترین پاسخ را انتخاب کند: مقصرسازی از صنعت خودرو. شاید چون تغییر کیفیت سوخت هزینه دارد؛ نوسازی ناوگان دیزلی بودجه می‌خواهد؛ توسعه مترو سال‌ها زمان لازم دارد.

برخلاف اینها، نشان‌دادن یک تصویر از خیابان و گفتن اینکه «ماشین‌ها همه‌چیز را خراب کرده‌اند» ساده‌تر است. سریع‌تر است. صدای اعتراض هم کمتر دارد.

اما حقیقت، به‌خصوص حقیقتی که از دل داده‌ها و گفت‌وگوهای کارشناسی بیرون می‌آید، معمولاً از روایت‌های ساده فاصله دارد. آلودگی هوا دشمنی است که چهره‌اش را پشت کمبود سوخت استاندارد، پشت اتوبوس‌های خسته، پشت خطوط نیمه‌تمام و پشت موتورسیکلت‌هایی پنهان می‌کند که سال‌هاست باید از صحنه خارج می‌شدند.

شهر نفس می‌کشد؛ اما با سختی و ما تازه می‌فهمیم که شاید انگشتمان سال‌ها به سمت اشتباه بوده است.

 

آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.