تعویق مسابقات جام ملتها بهدلیل شرایط منطقه
زنگ خطر برای ژنرال به صدا درآمد؟
عربستان فعلا از زیر بار میزبانی در زمان مقرر خارج شد؛ آیا فرصت تازه، پایان همکاری با سرمربی تیم ملی را هم رقم میزند؟ تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا برای به تعویق انداختن جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، معادلات فوتبال قاره را تغییر داده است. مسابقاتی که قرار بود از هفتم ژانویه تا پنجم فوریه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار شود، با تصمیم AFC به ۲۳ دسامبر ۲۰۲۷ تا ۲۱ ژانویه ۲۰۲۸ منتقل شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: عربستان فعلا از زیر بار میزبانی در زمان مقرر خارج شد؛ آیا فرصت تازه، پایان همکاری با سرمربی تیم ملی را هم رقم میزند؟ تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا برای به تعویق انداختن جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، معادلات فوتبال قاره را تغییر داده است. مسابقاتی که قرار بود از هفتم ژانویه تا پنجم فوریه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار شود، با تصمیم AFC به ۲۳ دسامبر ۲۰۲۷ تا ۲۱ ژانویه ۲۰۲۸ منتقل شد. دلیل اصلی این تصمیم، شرایط استثنائی منطقه، نگرانیهای امنیتی، مشکلات لجستیکی و اختلال در رفتوآمد عنوان شده است. به این ترتیب، عربستان همچنان میزبان مسابقات باقی میماند، اما فوتبال آسیا باید برای برگزاری مهمترین تورنمنت ملی خود نزدیک به یک سال بیشتر منتظر بماند. این اتفاق فقط یک تغییر در تقویم مسابقات نیست؛ تعویق جام ملتها میتواند سرنوشت چندین مربی ملی، برنامه آمادهسازی تیمهای حاضر در مسابقات و حتی آینده برخی بازیکنان را تحت تأثیر قرار دهد. برای فوتبال ایران نیز ماجرا اهمیت ویژهای دارد. امیر قلعهنویی که قرار بود تیم ملی را در جام ملتهای ۲۰۲۷ هدایت کند، حالا با یک دوره زمانی تازه روبهرو شده است؛ دورهای که میتواند به معنای تمدید فرصت حضور او باشد یا زمینه را برای تغییر سرمربی تیم ملی فراهم کند. در این میان، نام یحیی گلمحمدی نیز در گمانهزنیها مطرح شده است؛ مربیای که برخی معتقدند میتواند در صورت تغییر تصمیم فدراسیون، هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد و از این فرصت برای شناخت بازیکنان، ایجاد تغییر نسل و ساختن تیمی تازه استفاده کند. اما پیش از ورود به بحث جانشینی قلعهنویی، باید دید تصمیم AFC دقیقا چه بوده و آیا اساسا امکان انتقال میزبانی از عربستان به کشور دیگری وجود داشت؟
عربستان ماند، جام ملتها عقب رفت
کنفدراسیون فوتبال آسیا پس از هفتهها گمانهزنی و نگرانی درباره شرایط منطقه، سرانجام تصمیم خود را اعلام کرد. جام ملتهای آسیا که قرار بود در ژانویه ۲۰۲۷ برگزار شود، حالا به روزهای پایانی دسامبر همان سال و ژانویه ۲۰۲۸ منتقل شده است. نکته مهم این تصمیم آن است که AFC میزبانی عربستان را پس نگرفته و مسابقات همچنان در همین کشور برگزار خواهد شد. در بیانیه کنفدراسیون فوتبال آسیا، به شرایط استثنائی ناشی از تحولات منطقه، پیچیدگیهای لجستیکی و اختلال در سفرها اشاره شده است. در واقع، مسئله فقط امنیت ورزشگاهها نیست. جام ملتهای آسیا رقابتی یکماهه است که تیمها، کادرهای فنی، داوران، خبرنگاران و هواداران از کشورهای مختلف باید در آن حضور پیدا کنند. کوچکترین اختلال در حملونقل هوایی و جابهجایی میان شهرهای میزبان میتواند برنامه مسابقات را با مشکلات جدی مواجه کند. به همین دلیل، AFC ترجیح داده به جای پذیرش ریسک برگزاری مسابقات در موعد قبلی، تقویم را تغییر دهد. البته تاریخهای جدید هنوز باید به تأیید فیفا برسد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که باشگاههای سراسر جهان باید بازیکنان خود را در زمان مقرر در اختیار تیمهای ملی قرار دهند.
چرا میزبانی از عربستان گرفته نشد؟
یکی از بحثهای مهم پس از اعلام این خبر، احتمال انتقال میزبانی به کشوری دیگر بود. برخی گمانهزنیها از مخالفت کشورهایی مانند استرالیا، ژاپن، کره جنوبی و حتی ایران با تعویق مسابقات حکایت داشتند. استدلال مطرحشده نیز این بود که اگر عربستان در شرایط فعلی قادر به برگزاری مسابقات نیست، بهتر است میزبانی به کشور دیگری واگذار شود تا برنامه فوتبال آسیا یک سال عقب نیفتد. اما باید میان مواضع رسمی فدراسیونها و تحلیلها و شایعات رسانهای تفاوت قائل شد. برای مثال، فوتبال استرالیا پس از اعلام تصمیم AFC رسما از تغییر زمان مسابقات حمایت و تأکید کرد که سلامت و امنیت بازیکنان، کادر فنی و هواداران در اولویت قرار دارد. بنابراین نمیتوان استرالیا را در فهرست مخالفان رسمی تعویق قرار داد. درباره ژاپن و کره جنوبی نیز نگرانیهای امنیتی و برنامهریزی برای حضور در مسابقات مطرح بوده، اما این موضوع بهتنهایی به معنای مخالفت رسمی با تعویق نیست. درباره ایران نیز تا زمان انتشار موضع رسمی فدراسیون فوتبال، نمیتوان ادعای مخالفت قطعی را به این مجموعه نسبت داد. واقعیت این است که انتقال میزبانی در چنین فاصلهای، کار سادهای نیست. کشور جایگزین باید ورزشگاههای آماده، زیرساخت حملونقل، هتلها، امکانات تمرینی و توانایی میزبانی از ۲۴ تیم را داشته باشد. ضمن اینکه عربستان برای این مسابقات سرمایهگذاری قابل توجهی انجام داده و قرار بود جام ملتهای آسیا نوعی آزمون عملی برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ باشد. گرفتن میزبانی از این کشور، تصمیمی بسیار بزرگتر از تغییر چند تاریخ در تقویم مسابقات بود.
قلعهنویی و یک سال سرنوشتساز
اما برای فوتبال ایران، مهمترین بخش ماجرا از همینجا آغاز میشود. امیر قلعهنویی با این تعویق، عملا با شرایط تازهای برای ادامه فعالیت در تیم ملی مواجه شده است. اگر جام ملتها طبق برنامه قبلی برگزار میشد، فدراسیون فوتبال میتوانست عملکرد تیم ملی را در آن مسابقات ملاک اصلی ارزیابی سرمربی قرار دهد. حالا اما تقریبا یک سال دیگر به این چرخه اضافه شده است. این اتفاق دو پیامد متفاوت دارد؛ نخست اینکه فدراسیون میتواند به قلعهنویی فرصت بیشتری بدهد تا تیمش را برای رقابتهای آسیایی آماده کند و دوم اینکه همین فرصت اضافه ممکن است مدیران فوتبال ایران را به این نتیجه برساند که تغییر سرمربی در شرایط فعلی، تصمیم منطقیتری است. قلعهنویی از زمان بازگشت به تیم ملی، با انتقادهایی درباره شیوه بازی، انتخاب بازیکنان، جوانگرایی و اتکای بیش از اندازه به برخی چهرههای باتجربه مواجه بوده است. هرچند نتایج تیم ملی در مقاطع مختلف برای او پشتوانه ایجاد کرده، اما مسئله اصلی همچنان ساختن تیمی است که بتواند در سطح اول فوتبال آسیا مدعی قهرمانی باشد. حالا یک سال اضافه میتواند فرصت مناسبی برای اصلاح ساختار تیم ملی باشد. اما آیا قلعهنویی از این فرصت استفاده خواهد کرد؟ آیا او حاضر است در ترکیب تیم ملی تغییرات جدی ایجاد کند و از برخی بازیکنانی که سالهاست در اردوهای ملی حضور دارند، عبور کند؟ این پرسشها با تعویق جام ملتها اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
یحیی گلمحمدی؛ گزینهای برای یک پروژه یکساله؟
در روزهای اخیر نام یحیی گلمحمدی نیز در گمانهزنیهای مربوط به آینده نیمکت تیم ملی مطرح شده است. استدلال طرفداران این ایده روشن است: اگر قرار باشد قلعهنویی کنار برود، چرا فدراسیون از همین حالا به سراغ مربیای نرود که یک سال فرصت داشته باشد تیم را بشناسد، بازیکنان جوان را شناسایی کند و برای جام ملتها برنامهای بلندمدت داشته باشد؟ گلمحمدی در فوتبال باشگاهی ایران تجربه درخور توجهی دارد. او با پرسپولیس به موفقیتهای مهمی رسید و در دورههای مختلف نشان داد که توانایی مدیریت تیمهای مدعی را دارد. شناخت او از فوتبال ایران و بازیکنان داخلی نیز میتواند یکی از امتیازهایش برای حضور در تیم ملی باشد. البته یک نکته مهم وجود دارد: در سوم نوامبر ۲۰۲۶ خبر انتصاب گلمحمدی بهعنوان سرمربی تیم ملی امید ایران منتشر شد؛ بنابراین مطرحشدن نام او برای تیم ملی بزرگسالان را باید فعلا در چارچوب گمانهزنیها بررسی کرد، نه تصمیم قطعی فدراسیون. از طرف دیگر، سرمربیگری تیم ملی با هدایت یک باشگاه تفاوتهایی جدی دارد. گلمحمدی باید بتواند در مدت کوتاهی به شناختی کامل از بازیکنان برسد، ارتباط مناسبی با لژیونرها برقرار کند و تیمی بسازد که در مسابقات فشرده جام ملتها توان رقابت با ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و عربستان را داشته باشد. با این حال، اگر فدراسیون واقعا به دنبال تغییر نسل باشد، تعویق مسابقات میتواند فرصت مناسبی برای آغاز یک پروژه تازه باشد.
آزمون بزرگ قلعهنویی؛ خلیلزاده و بیرانوند خط قرمز هستند؟
شاید مهمترین سؤال درباره ادامه حضور قلعهنویی، نه نام جانشین احتمالی او، بلکه میزان شهامتش برای تغییر در ترکیب تیم ملی باشد. در سالهای گذشته، برخی بازیکنان باتجربه به مهرههای ثابت تیم ملی تبدیل شدهاند. شجاع خلیلزاده و علیرضا بیرانوند دو نمونه از این بازیکنان هستند که همواره درباره جایگاهشان در تیم ملی بحث وجود داشته است. هر دو تجربه زیادی دارند و در مقاطع مختلف به تیم ملی کمک کردهاند، اما این موضوع به معنای تضمین حضور همیشگی آنها نیست. خلیلزاده با وجود تجربه بینالمللی و تواناییهای دفاعی، به سنی رسیده که نمیتوان درباره حضورش در یک تورنمنت بزرگ بدون بررسی شرایط جسمانی و فنی تصمیم گرفت. تیم ملی برای جام ملتهای ۲۰۲۸ به مدافعانی نیاز دارد که علاوه بر تجربه، سرعت، قدرت بازیخوانی و توانایی همراهی در بازیهای پرفشار را داشته باشند. درباره بیرانوند نیز شرایط مشابهی وجود دارد. او سالها یکی از مهمترین دروازهبانهای فوتبال ایران بوده و تجربه حضور در جام جهانی و جام ملتها را دارد. با این حال، هیچ دروازهبانی نباید صرفا به دلیل سابقه ملی، جایگاه تضمینشده داشته باشد. رقابت میان دروازهبانهای جوان و باتجربه باید واقعی باشد و عملکرد در باشگاه و اردوهای ملی تعیینکننده انتخاب نهایی شود. این همان فرصتی است که تعویق جام ملتها در اختیار کادر فنی قرار میدهد. قلعهنویی اگر قرار است بماند، باید نشان دهد که میتواند از وابستگی به نامها عبور کند. کنارگذاشتن یک بازیکن باتجربه الزاما به معنای بیاحترامی به گذشته او نیست. فوتبال ملی به چرخهای نیاز دارد که در آن بازیکنان جوان بتوانند بهتدریج جای نسل قبلی را بگیرند. البته خطزدن خلیلزاده یا بیرانوند صرفا برای جوانگرایی نیز تصمیم درستی نیست. مسئله اصلی کیفیت است. اگر بازیکن جوانی توانایی لازم را نداشته باشد، صرفا به دلیل سن پایین نباید در ترکیب قرار بگیرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.