|

هوش مصنوعی و آینده آموزش و پرورش

هوش مصنوعی نه با گام‌هایی آهسته و کم‌صدا، بلکه همچون نیرویی تحول‌آفرین و ساختارشکن وارد عرصه آموزش شده و موجی از امید، ناآرامی و تنش را برانگیخته است. این فناوری، آداب و روال‌های مأنوس تدریس و یادگیری را دستخوش دگرگونی می‌کند. امروز کودکی درآفریقا‌ جبر را نه‌تنها با معلم خود، بلکه با مربی هوش مصنوعی‌ای در واتس‌اپ تمرین می‌کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جمال صوفیه- تحلیلگر : هوش مصنوعی نه با گام‌هایی آهسته و کم‌صدا، بلکه همچون نیرویی تحول‌آفرین و ساختارشکن وارد عرصه آموزش شده و موجی از امید، ناآرامی و تنش را برانگیخته است. این فناوری، آداب و روال‌های مأنوس تدریس و یادگیری را دستخوش دگرگونی می‌کند. امروز کودکی درآفریقا‌ جبر را نه‌تنها با معلم خود، بلکه با مربی هوش مصنوعی‌ای در واتس‌اپ تمرین می‌کند. نوجوانی در بریتانیا و ایرلند شمالی، دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را با «همدم» هوش مصنوعی‌ای در میان می‌گذارد که با پیام‌هایی آرامش‌بخش جوابش را می‌دهد. در دانشگاهی در کره جنوبی، چهرک هوش مصنوعی‌ای در قامت استادی برجسته، کلاس‌های درس را کامل و به زبان‌های مختلف تدریس می‌کند. این صحنه‌ها تا چند سال پیش تصورناپذیر بود، اما امروزه در کلاس‌های درس و خانه‌ها در سراسر جهان رو به رواج است و نشان می‌دهد چگونه هوش مصنوعی به فضاهایی راه می‌یابد که روزگاری منحصرا در اختیار انسان بود؛ یعنی در نقش معلم خصوصی ریاضی، شنونده‌ای دلسوز و بدون پیش‌داوری که در تمامی ساعات شبانه‌روز در دسترس است‌ و استاد دانشگاه مجازی. این پدیده‌ در عین آشکار‌کردن گسست‌های عمیق، نویدبخش امکانات جدید یادگیری است. کلاس‌های درس که زمانی در بستر فرایند آرام و تدریجی آموزش و پرورش لنگر انداخته بودند، اکنون با الگوریتم‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند که روند پدید‌آمدن دانش را شتاب می‌بخشند، پیش‌بینی می‌کنند و از نو سامان می‌دهند.

شواهد نوظهور، نتایج متناقضی را نشان می‌دهند، اما این حضور رو به رشد هوش مصنوعی‌ مولد، نشان‌دهنده گسست تاریخی بزرگ دیگری در آموزش است. اکنون برای نخستین بار، دستگاه‌ها و تجهیزات‌ دیگر صرفا ابزارهایی منفعل نیستند؛ آنها به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به کنشگران و کارگزارانی تعاملی هستند که گفت‌وگو می‌کنند، پاسخ می‌دهند و در قالب معلم خصوصی، همدم و حتی استاد با ما بده‌بستان دارند و مفاهیم یادگیری و تدریس را بازتعریف می‌کنند. این ابزارها برای برخی‌ چشم‌اندازی را ترسیم می‌کند که در صورت فراهم‌بودن زیرساخت‌های مناسب، بهره‌مندی از دستیار هوش مصنوعی‌ شخصی را برای تمام دانش‌آموزان، معلمان، مدیران آموزشی و سیاست‌گذاران ممکن می‌کند.

البته چنین گسستی با تناقض‌ها و چالش‌های عمیقی همراه است. آموزش بیش از پیش میدان نبرد مدل‌های تجاری و پیشرو هوش مصنوعی‌ می‌شود؛ مدل‌هایی که وعده سرعت، کارایی و مقیاس‌پذیری می‌دهند، اما در عین حال روندی آرام و تدریجی را که بسترساز شکوفایی یادگیری عمیق، تأمل و ارتباطات انسانی است، دستخوش خطر می‌کنند.

‌همان سامانه‌های افق‌گشای جدید در قلمروی یادگیری، پیش از این نشان داده‌اند خطر برون‌سپاری شناختی و تضعیف تفکر انتقادی را به همراه دارند و شکاف‌های ناشی از دسترسی، جنسیت و زبان را تقویت می‌کنند. این سامانه‌ها با مقیاسی بی‌سابقه داده تولید می‌کنند، اما پرسش‌های بی‌پاسخی را در زمینه‌های حریم خصوصی، اخلاق، حاکمیت داده‌ها و اعتماد پیش می‌کشند. هیچ راهکار ساده‌ای برای مواجهه با این چالش‌ها وجود ندارد. رفع این تنش‌ها به معنابخشی جمعی، تخیل اخلاقی و رهبری شجاعانه نیاز دارد. لازم است بار دیگر بر اهمیت برساختن قرارداد اجتماعی جدید در آموزش با حضور کنشگران انسانی و غیرانسانی تأکید کنیم؛ قراردادی که در عین حال، عاملیت تحول‌آفرین مربیان و یادگیرندگان انسانی را در کانون تغییرات فناوری قرار می‌دهد.

آینده‌ای فراگیر و اخلاقی در حوزه هوش مصنوعی نه‌تنها ضروری، بلکه میسر است. این بحث‌ها و تأمل‌ها ما را به ارتقای کیفیت تفکر جمعی، کاوش در نوآوری‌های پژوهشی جسورانه، سیاست‌گذاری و عمل‌ و نیز استوار‌کردن هر گام خود بر شواهدی معطوف به عدالت و فراگیری فرا می‌خواند. فراتر از همه، ما را به اقدام مبتنی بر همبستگی دعوت می‌کنند. لازم است‌ با هم‌فکری و شناخت فرصت‌ها و تهدیدها، آموزش را همچون کالایی عمومی پاس بداریم؛ آینده‌ای که با هوش مصنوعی گره خورده است، اما در نهایت با انسانیت مشترک خودمان تعریف می‌شود و هویت می‌یابد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.