|

نامرئی‌شدن امر اجتماعی در روایت‌های اقتصادی جنگ

جنگ پیش از آنکه در ارقام و آمار رسمی خود را آشکار کند، بافت پیچیده و درهم‌تنیده جامعه را از درون می‌فرساید و رشته‌های نامرئی همبستگی انسانی را سست می‌کند. با این حال، در تحلیل‌های پس از جنگ، بخش عمده توجه و انرژی تحلیلگران معطوف به شاخص‌های کمی و ملموسی چون تورم، نرخ ارز و کسری بودجه می‌شود و کمتر کسی به سراغ دگرگونی مناسبات روزمره، فروپاشی اعتماد میان شهروندان، تنش‌های فرساینده در خانواده‌ها و افول تدریجی سرمایه اجتماعی می‌رود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جعفر احمدی: جنگ پیش از آنکه در ارقام و آمار رسمی خود را آشکار کند، بافت پیچیده و درهم‌تنیده جامعه را از درون می‌فرساید و رشته‌های نامرئی همبستگی انسانی را سست می‌کند. با این حال، در تحلیل‌های پس از جنگ، بخش عمده توجه و انرژی تحلیلگران معطوف به شاخص‌های کمی و ملموسی چون تورم، نرخ ارز و کسری بودجه می‌شود و کمتر کسی به سراغ دگرگونی مناسبات روزمره، فروپاشی اعتماد میان شهروندان، تنش‌های فرساینده در خانواده‌ها و افول تدریجی سرمایه اجتماعی می‌رود. این به معنای آن نیست که باید میان تبعات اقتصادی و اجتماعی داوری کمی و سلسله‌مراتبی برقرار کرد، زیرا چنین داوری‌ای ناگزیر دو حوزه متفاوت را در مقیاسی می‌سنجد که اساسا وجود خارجی ندارد و ماهیت کیفی یکی را با منطق کمی دیگری می‌آمیزد. بنابراین مسئله واقعی و بنیادین در این میان، عدم‌ تقارنی است که در دیده‌شدن رخ می‌دهد. پرسشی که باید به آن پاسخ داد، این است که چرا در شرایط جنگ آنچه اقتصادی است در همان لحظه وقوع به‌روشنی دیده و ثبت می‌شود، اما آنچه اجتماعی است یا به‌کلی از میدان دید پنهان می‌ماند یا زیر نامی دیگر خوانده و فهمیده می‌شود؟ این پرسش، خود نیازمند بازنگری در سازوکارهای شناختی، زبانی و نهادی ما در مشاهده و روایت پیامدهای جنگ است.

در پاسخ به این پرسش، نخست باید پیش‌فرض «اقتصاد و جامعه به ‌عنوان دو قلمرو جدا» را کنار گذاشت، زیرا همین پیش‌فرض، اقتصاد را رقیب اجتماع می‌‌کند. همچنان که پولانی در «دگرگونی بزرگ» نشان می‌دهد اقتصاد جداافتاده ادعایی نادرست است؛ بازار خودش نهادی اجتماعی و در مناسبات اجتماعی تنیده شده است. گرانووتر از پولانی هم پا پیش‌تر می‌گذارد و با مفهوم «تنیدگی» این ادعا را مطرح می‌کند که حتی در بحران‌های اقتصادی نیز سازوکارهای اجتماعی تعیین‌کننده‌اند. پس اقتصاد رقیب اجتماع نیست، بلکه یکی از راه‌های خواندن آن است.

جنگ در تجربه اجتماعی ما فقط در میدان‌های نظامی یا در لحظه رویارویی آشکار نمی‌شود؛ گاه بی‌صدا در شاخص‌های اقتصادی حضور می‌یابد که در گزارش‌ها به‌صورت اعدادی خنثی ثبت می‌شوند، اما در زندگی روزمره معنایی عمیقا اجتماعی دارند. جهش نرخ ارز صرفا افزایش بهای پول خارجی نیست، بلکه می‌تواند اعتماد عمومی به آینده را فرسوده، تصمیم‌های خانوارها را دگرگون و روابط اقتصادی و عاطفی میان افراد را زیر فشار بی‌ثباتی بازآرایی کند. فرار مغزها نیز هرچند با سنجه‌هایی چون مهاجرت نیروی متخصص توصیف می‌شود، در سطحی ژرف‌تر از کاهش سرمایه انسانی، گسست پیوندهای حرفه‌ای و تضعیف امید برای ساختن آینده‌ای مشترک خبر می‌دهد. گرانی معیشت که در زبان رسمی «تورم» نام می‌گیرد، افزون بر کاهش قدرت خرید، می‌تواند تنش‌های درون خانواده را افزایش دهد، اولویت‌های مصرف را تغییر و دسترسی به تجربه‌ها و کالاهای فرهنگی را محدود کند. بیکاری نیز فقط فاصله‌ای میان فرد و شغل نیست، بلکه ممکن است شبکه‌های ارتباطی او را سست کند، احساس تعلق را کاهش دهد و هویت حرفه‌ای و منزلت اجتماعی‌اش را آسیب‌پذیر کند. از این منظر، می‌توان شاهد این بود که همبستگی، نابرابری و رنج اجتماعی غالبا در داده‌هایی پدیدار می‌شوند که این پدیده‌ها را به امر فردی یا صرفا اقتصادی‌ تقلیل می‌دهند. به عبارتی دیگر، زبان آماری آنها را از زمینه انسانی‌شان جدا می‌کند. در اینجا اقتصاد در برابر اجتماع قرار ندارد، بلکه پنجره‌ای نیمه‌باز به سوی آن است. اگر از اعداد فراتر برویم و معنا، تجربه و مناسباتی را که پشت آنها پنهان مانده‌اند‌ دوباره به خوانش خود بازگردانیم، خواهیم فهمید همین شاخص‌ها می‌توانند روایتگر دگرگونی جامعه و صورت‌های روزمره جنگ باشند. اما چرا آسیب‌های اجتماعی در لحظه دیده نمی‌شوند؟ دو سازوکار هم‌پوشان در این وضعیت دخیل هستند. نخست، سازوکار زمانی است. مایکل مان به این نکته اذعان می‌کند که جنگ‌ نه‌فقط بودجه را، بلکه کل نظام قدرت اجتماعی را بازآرایی می‌کند. بنابراین آسیب ناشی از جنگ، ساختاری و دامنه‌دار است. راب نیکسون هم در ایده «خشونت آرام» توضیح می‌دهد خشونتی که در زمان پخش می‌شود، در قاب خبری فوری نمی‌گنجد و در آمارهای لحظه‌ای خود را نشان نمی‌دهد، اما در بازه طولانی‌مدت ویرانگر است. هرچند نیکسون این مفهوم را در بستر خشونت زیست‌محیطی توضیح داده است، می‌توان آگاهانه آن را به آسیب‌های اجتماعی جنگ تسری داد. جنگ در لحظه ویرانی‌های خود را نشان می‌دهد، اما آسیب اجتماعی آن‌ سال‌ها بعد و به‌صورت گسترده آشکار می‌شود.

دومین، سازوکار تبیین این وضعیت، سازوکار سیاسی و حقوقی است. آگامبن در بحث «وضعیت استثنائی» توضیح می‌دهد در شرایط اضطراری، حقوق به‌طور موقت معلق می‌شود و یک وضعیت استثنائی دائمی شکل می‌گیرد که در آن حتی بیان و ثبت رنج اجتماعی محدود می‌شود. این یافته برای شرایط جنگ اهمیت دوچندان دارد؛ چراکه وقتی فضای امنیتی تنگ می‌شود، داده اجتماعی تولید نمی‌شود یا سانسور می‌شود و تحلیلگر چیزی برای دیدن پیدا نمی‌کند. در اینجا باید توجه کرد که این دو سازوکار رقیب هم نیستند، بلکه در هم تنیده شده‌اند، با این توضیح که سرکوب اطلاعات خودش یک سازوکار معرفتی است. جایی که داده تولید نشود، امر اجتماعی از میدان مشاهده بیرون می‌رود. بنابراین نه اینکه «اندیشمندان نمی‌دانند» و «نمی‌توانند»، بلکه ترکیب قاب روش‌شناختی و فشار سیاسی، امر اجتماعی را از حوزه دید بیرون می‌برد.

درنهایت می‌توان گفت آسیب‌های اجتماعی ناشی از جنگ، نه‌تنها از آسیب‌های اقتصادی کمتر نیست، بلکه اغلب دیرتر آشکار می‌شود و سنجش آن نیز دشوارتر است. آنچه امروز در قالب کاهش درآمد، کاهش اشتغال، فرسایش سرمایه و اختلال در فعالیت‌های روزمره به‌ عنوان مسئله‌ای اقتصادی توصیف می‌شود، در واقع نشانه‌ای از دگرگونی عمیق‌تر در بافت اجتماعی است. دگرگونی‌ای که به روابط خانوادگی، اعتماد عمومی، احساس تعلق و تصور افراد از آینده راه می‌یابد. اگر این شاخص‌ها صرفا به‌ صورت اعداد و متغیرهای مالی خوانده شوند، معنای انسانی آنها و تجربه کسانی که زیر فشار جنگ زندگی می‌کنند، از نظر دور می‌ماند و در نتیجه، بخشی اساسی از واقعیت اجتماعی را از دست می‌دهیم. پیامدهایی که اکنون به‌سادگی قابل مشاهده یا اندازه‌گیری نیستند، با پایان درگیری لزوما از میان نمی‌روند و ممکن است سال‌ها بعد در هیئت اعتماد ازدست‌رفته، خانواده‌ای فرسوده، هویت شغلی ازهم‌گسیخته و نسلی پدیدار شوند. ازاین‌رو، وظیفه تحلیلگران فقط ثبت هزینه‌ها و برآورد خسارت‌های کوتاه‌مدت نیست، بلکه باید شاخص‌های اقتصادی را همچون پنجره‌هایی به سوی وضعیت اجتماع بازخوانی کنند، پیوند میان اعداد و زندگی‌های انسانی را نشان دهند و پیش از آنکه آسیب‌های پنهان به بحران‌هایی ماندگار بدل شوند، زمینه فهم، پاسخ‌گویی و ترمیم را فراهم آورند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.