|

فقر با سیاست‌های ثابت مهار نمی‌شود

خانواده‌ای که ابتدای ماه فهرست خرید خود را می‌نویسد، در واقع یک برنامه اقتصادی کوچک تدوین کرده است. اما اگر قیمت نان، دارو، اجاره یا رفت‌وآمد در میانه ماه تغییر کند، آن برنامه دیگر همان برنامه روز اول نیست.

خانواده‌ای که ابتدای ماه فهرست خرید خود را می‌نویسد، در واقع یک برنامه اقتصادی کوچک تدوین کرده است. اما اگر قیمت نان، دارو، اجاره یا رفت‌وآمد در میانه ماه تغییر کند، آن برنامه دیگر همان برنامه روز اول نیست. مسئله فقط کمبود درآمد نیست؛ ناتوانی در سازگارکردن تصمیم‌ها با شرایطی است که سریع‌تر از مقررات و بودجه تغییر می‌کنند. همین مشکل، در ابعادی بسیار بزرگ‌تر، گریبان سیاست‌های حمایتی دولت را نیز می‌گیرد.

‌ ۲۵ مهر، برابر با ۱۷ اکتبر، «روز جهانی ریشه‌کنی فقر» بود. یک روز بعد نیز نشست‌های سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در بانکوک پایان می‌یابد؛ نشست‌هایی که از ۱۲ تا ۱۸ اکتبر برگزار شده و محورهای آن اشتغال، سرمایه‌گذاری، رشد و مخاطرات اقتصاد جهانی بوده است. تازه‌ترین چشم‌انداز اقتصادی صندوق بین‌المللی پول رشد جهانی سال ۲۰۲۶ را ۳.۱ درصد و تورم عمومی جهان را ۴.۷ درصد پیش‌بینی می‌کند. این اعداد، فارغ از اختلاف‌نظر درباره فروض آنها، یک پیام روشن دارند: سیاست اجتماعی در محیطی اجرا می‌شود که تورم، بدهی، منازعه، اختلال انرژی و تحول هوش مصنوعی هم‌زمان بر اشتغال و معیشت اثر می‌گذارند. در چنین محیطی، فقر را نمی‌توان فقط با تعیین یک رقم ثابت، یک فهرست ثابت از مشمولان و یک بودجه سالانه ثابت مدیریت کرد. خانواری که امروز اندکی بالاتر از خط برخورداری قرار دارد، ممکن است با بیماری، بیکاری، خشک‌سالی یا جهش هزینه مسکن به‌سرعت آسیب‌پذیر شود. در مقابل، پایگاه اطلاعاتی‌ای که دیر به‌روز می‌شود می‌تواند افراد نیازمند را حذف و منابع محدود را به کسانی اختصاص دهد که دیگر در اولویت نیستند. بانک جهانی برای مواجهه با این مسئله از مفهوم «حمایت اجتماعی تطبیقی» استفاده می‌کند: نظام حمایتی باید پیش از شوک آماده باشد، هنگام وقوع آن سریع گسترش یابد و پس از شوک امکان بازتنظیم داشته باشد. چهار پایه چنین نظامی عبارت‌اند از برنامه و سازوکار اجرائی، داده و اطلاعات، تأمین مالی و ترتیبات نهادی. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد «اقدام زودهنگام» می‌تواند فاصله میان هشدار بحران و رسیدن حمایت به خانوار را کاهش دهد. این رویکرد برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. سیاست‌های حمایتی ما غالبا در یکی از دو دام گرفتار می‌شوند: یا یک تصمیم موقت، بدون ارزیابی روشن، به تعهدی دائمی تبدیل می‌شود؛ یا برنامه‌ای که با شرایط گذشته طراحی شده، با همان رقم‌ها و همان فهرست‌ها ادامه می‌یابد. سپس، وقتی فشار معیشتی افزایش می‌یابد، سیاست‌گذار ناچار می‌شود با تصمیمی فوری، گسترده و پرهزینه واکنش نشان دهد. این الگو هم بودجه را بی‌ثبات می‌کند و هم اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد.

راه‌حل، پیش‌بینی دقیق قیمت‌ها یا زمان بحران بعدی نیست. در وضعیت «عدم‌ قطعیت عمیق»، حتی کارشناسان درباره مدل درست، احتمال سناریوها و پیامد سیاست‌ها توافق ندارند. راه‌حل بهتر آن است که سیاست از ابتدا برای تغییر آماده شود. هر برنامه عمده حمایتی -از یارانه انرژی و حمایت غذایی تا بیمه بیکاری و کمک‌هزینه دارو- باید یک «پیوست تطبیق» داشته باشد. این پیوست دست‌کم پنج جزء می‌خواهد: نخست، حداقل نتیجه قابل قبول؛ برای مثال، سیاست دقیقا قرار است از کاهش کدام جزء مصرف ضروری جلوگیری کند؟ دوم، چند شاخص محدود اما قابل سنجش، مانند سهم هزینه خوراک و مسکن در بودجه خانوار، تأخیر در خرید دارو یا افزایش ترک تحصیل. سوم، آستانه‌هایی که عبور از آنها نشان دهد سیاست موجود دیگر کافی نیست. چهارم، اقدام از پیش ‌توافق‌شده پس از عبور از آستانه؛ افزایش موقت حمایت، گسترش دامنه مشمولان یا انتقال منابع از سیاست کم‌اثرتر. پنجم، دستگاه مسئول، منبع مالی، مدت اجرا و زمان بازبینی.

مزیت این سازوکار آن است که تصمیم اضطراری را به تصمیم قاعده‌مند تبدیل می‌کند. به جای آنکه هر شوک به چانه‌زنی تازه‌ای میان دستگاه‌ها منجر شود، از قبل معلوم است چه علامتی، چه اقدامی را فعال می‌کند. البته آستانه‌ها نباید به ماشین تصمیم‌گیری کور تبدیل شوند. شاخص ممکن است خطا داشته باشد، داده ممکن است دیر برسد و یک میانگین ملی می‌تواند تفاوت استان‌ها یا گروه‌های اجتماعی را پنهان کند. بنابراین فعال‌شدن آستانه باید بررسی انسانی سریع را آغاز کند، نه آنکه جای قضاوت مسئولانه را بگیرد. در اینجا هوش مصنوعی هم فرصت است و هم خطر. الگوریتم‌ها می‌توانند تغییرات قیمت، بازار کار، خشک‌سالی یا تقاضای خدمات درمانی را زودتر آشکار کنند و سناریوهای مختلف را با سرعت بیشتری بیازمایند. اما واگذاری تشخیص استحقاق افراد به مدلی غیرشفاف می‌تواند تبعیض موجود را بازتولید کند. داده‌های درآمدی ناقص‌ هستند، بسیاری از شاغلان در بخش غیررسمی حضور دارند و فقر همیشه در حساب بانکی قابل مشاهده نیست. قاعده مناسب آن است که هوش مصنوعی «هشدار و گزینه» تولید کند، اما تصمیمی که حق فرد را محدود می‌کند باید مستند، قابل توضیح و قابل اعتراض باشد. شهروند باید بداند بر اساس چه داده‌ای حذف شده، چگونه می‌تواند خطا را اصلاح کند و چه نهادی پاسخ‌گو است. حریم خصوصی نیز نباید بهای کارآمدی اداری تلقی شود. تجمیع داده‌های بانکی، درمانی، مکانی و خانوادگی بدون محدودیت دسترسی و زمان نگهداری، می‌تواند نظام حمایت را به زیرساخت نظارت تبدیل کند. سالروز 

۱۷ اکتبر ریشه در گردهمایی سال ۱۹۸۷ پاریس برای احترام به قربانیان فقر دارد و در سال ۱۹۹۲ به ‌وسیله مجمع عمومی سازمان ملل رسمیت یافت. معنای حقوقی و اخلاقی این سابقه مهم است: فرد فقیر موضوع صدقه یا صرفا یک «دهک آماری» نیست؛ صاحب کرامت و حق است. سازمان ملل نیز در تمرکز سال ۲۰۲۶، ریشه‌کنی فقر را با حقوق بشر، کرامت و صلح پیوند داده است. از این منظر، موفقیت سیاست حمایتی فقط با مبلغ توزیع‌شده سنجیده نمی‌شود. سرعت واکنش، میزان خطای حذف، امکان اعتراض، حفظ قدرت خرید ضروری و توان خانوار برای عبور از شوک نیز بخشی از نتیجه‌اند. پیشنهاد عملی این است که دولت و مجلس، درج «پیوست تطبیق» را برای هر برنامه حمایتی بزرگ یا اصلاح قیمت مهم الزامی کنند. این پیوست لازم نیست سندی مفصل باشد؛ یک جدول عمومی شامل سه عدم‌ قطعیت اصلی، شاخص‌های هشدار، آستانه‌های اقدام، گزینه جایگزین، مسئول تصمیم و تاریخ بازبینی کفایت می‌کند. گزارش اجرای آن نیز باید در دوره‌های منظم منتشر شود. فقر با یک تصمیم ثابت در جهانی متغیر مهار نمی‌شود. سیاست خوب سیاستی نیست که وانمود کند آینده را دقیق می‌داند؛ سیاستی است که نشانه‌های تغییر را می‌بیند، پیش از فرسایش معیشت مسیر خود را اصلاح می‌کند و در تمام این مراحل، حق و کرامت شهروند را حفظ می‌کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.