نتایج پژوهشها نشان میدهد شمار درخور توجهی از زنان سرپرست خانوار کشور گرفتار فقر گسترده مسکن هستند
نیمه نادیده
شمار درخور توجهی از زنان مستأجر، گرفتار فقر گسترده هستند. نتایج پژوهشهای مختلف نشان میدهد که زنان کشور، نهتنها از نظر درآمد و سهم از بازار کار زیر فشار هستند، بلکه در بازار مسکن جزء فقیرترین اقشار به شمار میآیند. گزارش بانک جهانی نشان میدهد نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار فقط از عراق بالاتر بوده و برابر با افغانستان و پایینتر از عربستان و پاکستان است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: شمار درخور توجهی از زنان مستأجر، گرفتار فقر گسترده هستند. نتایج پژوهشهای مختلف نشان میدهد که زنان کشور، نهتنها از نظر درآمد و سهم از بازار کار زیر فشار هستند، بلکه در بازار مسکن جزء فقیرترین اقشار به شمار میآیند. گزارش بانک جهانی نشان میدهد نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار فقط از عراق بالاتر بوده و برابر با افغانستان و پایینتر از عربستان و پاکستان است. از آن سو، بر اساس گزارش مرکز آمار، نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار حدود یکپنجم مردان است و از جمعیت نزدیک به ۱۴ میلیون نفری ایرانیان دارای شغل ثابت، تنها حدود دومیلیونو ۲۰۰ هزار نفر را زنان تشکیل میدهند. سهم اندک زنان از بازار کار کشور از یک سو و نرخهای افسارگسیخته در بازار مسکن از سوی دیگر، سبب شده است بسیاری از زنان سرپرست خانوار فقر تکاندهنده مسکن را تجربه کنند. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس از تشدید فقر مسکن زنان سرپرست خانوار حکایت دارد و پژوهشی دیگر از اجارهنشینی حدود نیمی از زنان سرپرست خانوار و بدمسکنی نیمی دیگر گزارش میدهد.
سهم ناچیز زنان از بازار کار
بازار کار کشور برخلاف تصور عمومی هنوز مطلوب زنان نیست. گزارش بانک جهانی نشان میدهد نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار فقط از عراق بالاتر بوده و برابر با افغانستان و پایینتر از عربستان و پاکستان است. از آن سو، دادههای مرکز آمار گویای آن است که از جمعیت حدودا 14 میلیون نفری ایرانیانی که شغل ثابت دارند، فقط در حدود دومیلیونو 200 هزار نفر زن هستند. همچنین بر اساس اعلام بانک جهانی، نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار 16 درصد برآورد شده است. هرچند مرکز آمار ایران عدد کمتری برای نرخ مشارکت زنان در بازار کار قائل بوده و آن را حدود 14 درصد میداند، اما همین عدد بانک جهانی هم بهخوبی گویای وضعیت نامطلوب اشتغال زنان ایرانی است. دادههای بانک جهانی حاکی از آن است که نرخ مشارکت زنان کشورهای مسلمان و خاورمیانه در بازار کار، کمترین رقم در جهان است و در این میان، نرخ مشارکت زنان ایرانی در بازار کار از بسیاری از کشورهای مسلمان و خاورمیانه
پایینتر است.
این در حالی است که واحد امور زنان و خانواده وزارت کشور اعلام کرده است 62 درصد دانشآموختگان دانشگاهها، زنان هستند و معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاستجمهوری نیز گزارش داده است که بیشتر از یکچهارم زنان کشور تحصیلات بالاتر از دیپلم دارند. با این حال، سهم اندک زنان از بازار کار کشور در شرایطی گزارش میشود که مسکن بخش بزرگی از درآمد خانوار را میبلعد و بسیاری از خانوارهای کشور گرفتار فقر مسکن هستند. در این میان، شاید بتوان گفت یکی از بدترین وضعیتها را زنان سرپرست خانوار و زنان مستأجر تجربه میکنند.
زنان سرپرست خانوار و چالش درآمد
در همین زمینه، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی که با بررسی محمدرضا عبداللهی و عطیه عرب تهیه شده است، قید میکند: «خانوارهای زنسرپرست بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ نزدیک به ۸.۴ درصد کل خانوارهای کشور را تشکیل میدادند، اما در سالهای اخیر رشد قابل توجه داشته و بر مبنای سرشماری سال ۱۳۹۵ از ۱۲ درصد عبور کردهاند». در این گزارش، با تأکید بر شمار بالاتر جمعیت فقرا میان زنان، توضیح داده میشود: «بررسیها نشان میدهد فقر در زنان به میزان بیشتری نسبت به مردان وجود دارد. در آمریکا، دوسوم افراد فقیر بالای ۱۶ سال را زنان در بر میگیرند و البته در روندی فقر در بین زنان افزایش یافته است؛ بهخصوص برای زنان سرپرست خانوار. هرچند زنانهشدن فقر در کشورهای توسعهیافته رو به کاهش بوده، اما همچنان این موضوع در کشورهای درحالتوسعه چالش است». در گزارش، مرکز پژوهشهای مجلس به عمده دلایل سرپرست خانوار شدن زنان در ایران اشاره کرده و توضیح میدهد: «بیوهشدن (فوت همسر) بیشترین علت زنسرپرستشدن خانوارها با ۷۹ درصد است. ۹ درصد زنان سرپرست خانوار متأهل هستند و علت سرپرست خانوار شدن آنها میتواند بیکاری، ازکارافتادگی، اعتیاد یا مسائل دیگر از جانب مردان خانواده باشد و سومین دلیل زنسرپرستشدن خانوارها در کشور طلاق است؛ بهطوری که هشت درصد از زنان سرپرست خانوار مطلقه هستند و کمترین سهم یعنی چهار درصد به افرادی مربوط است که هرگز ازدواج نکردهاند». پژوهشگران همچنین قید میکنند که «بیش از ۵۸ درصد از خانوارهای زنسرپرست را زنان بیسواد اداره میکنند و حدود ۴۰ درصد از خانوارهای باقیمانده را زنانی با تحصیلات دیپلم و کمتر از دیپلم مدیریت میکنند و کمتر از سه درصد زنان سرپرست خانوار تحصیلات دانشگاهی دارند». بر مبنای این گزارش، شمار درخور توجهی از زنان سرپرست خانوار، مستمری ماهانه ندارند. در این گزارش آمده است که «بر اساس نتایج طرح هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۰، زنان سرپرست خانوار دارای مستمری ۳۷ درصد بودند و در مقابل آن ۶۳ درصد از زنان سرپرست خانوار مستمریای در ماه دریافت نمیکنند». در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره علت بالاتربودن میزان فقر در جمعیت زنان توضیح داده میشود: «بهطور کلی خانوارهای با سرپرست زن از خانوارهای با دو سرپرست زن و مرد فقیرتر هستند؛ چراکه سطح درآمد این دسته خانوار کاهش داشته و گاهی باید از تعداد وابستگان بیشتری حمایت و نگهداری کنند. در اینگونه خانوارها، زنان باید علاوه بر کسب درآمد، وظیفه سروساماندادن به امور خانواده و نگهداری از کودکان را بر عهده بگیرند و در چنین شرایطی، زنان سرپرست خانوار، از سویی وقت و انرژی کمتری برای امور خارج از خانه دارند و از سوی دیگر، نقش بازتولیدی زنان، آنها را به کار پارهوقت، انعطافپذیر با اشتغال خانگی مجبور میکند یا اینکه زنان سرپرست خانوار را ناچار میکند در بخشهای غیررسمی بازار مشغول شوند. زمانی که سرپرست خانوار به جای دو نفر، یک نفر باشد و در بخش غیررسمی بازار در شغلهای کمارزشتر و با دستمزد کمتر اشتغال داشته باشد، باید انتظار داشت که زنان سرپرست خانوار با فقر گستردهتری دستوپنجه نرم کنند». در این گزارش به مشکل فقر مسکن زنان سرپرست خانوار اشاره شده و تأکید میشود که اجاره خانه و هزینه تأمین مسکن بخش زیادی از دستمزد زنان سرپرست خانوار را میبلعد و فقر آنها را تشدید میکند.
زنان سرپرست خانوار گرفتار فقر مسکن
همچنین ژاله شادیطلب، دیگر پژوهشگر، در مقالهای با عنوان «فقر درآمدی» به فقر زنان سرپرست خانوار با نمونه مطالعاتی ۲۰۰ نفر از زنان سرپرست خانوار شهر اراک پرداخته است. براساس یافتههای او، مهمترین دغدغه این زنان، مسکن است. این پژوهش حاکی از آن است که ۴۱ درصد زنان سرپرست خانوار در منزل اجارهای زندگی میکنند و یکسوم در منزلی سکونت میکنند که متعلق به خانوار (پدر، فرزندان، شوهر فوتشده) است و البته وضعیت مسکن این گروه هم نامطلوب است و آنها وضعیت بسیار بد ساختمان مسکونی، مخروبهبودن آن، سقف در حال ریزش و... را گزارش میدهند. با این حال، باید گفت که گزارشهای بهروز و پژوهشی چندانی درباره وضعیت مسکن زنان سرپرست خانوار در ایران وجود ندارد، اما در همین گزارشهای محدود و البته قدیمی نیز به وفور به گسترش فقر مسکن زنان اشاره میشود. بهعنوان مثال، در مقاله دیگری با عنوان «توزیع جغرافیایی فقر مسکن و پراکندگی زنان مطلقه خانهدار در مناطق بیستودوگانه تهران» که در سال ۱۳۸۶ در فصلنامه رفاه اجتماعی منتشر شده، به تشدید فقر مسکن زنان مطلقه تهران اشاره شده است و مقاله توضیح میدهد که در این پژوهش، فقر در مناطق بیستودوگانه تهران براساس دو شاخص درصد زنان مطلقه خانهدار و درصد خانوارهای چهارنفر به بالای ساکن در یک اتاق بررسی شده و با نرمافزار GIS، نقشههای آن ترسیم شده است. یافتههای این مقاله نشان میدهند دو شاخص «درصد خانوارهای چهارنفره و بالاتر ساکن در یک اتاق» بهعنوان معیار فقر مسکن و «درصد زنان مطلقه خانهدار» در مناطق مرکزی و جنوب شهر تهران بیش از سایر مناطق تراکم دارند. در این مقاله پژوهشگران تأکید میکنند که یکی از راهکارهای کاهش فقر و محرومیت، لزوم دخالت دولت در تأمین مسکن و توجه ویژه در زمینه احداث مساکن مناسب برای گروههای کمدرآمد با تأکید بر زنان مطلقه خانهدار است. با این حال، تاکنون هیچ سیاست مشخصی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار فاقد مسکن وجود نداشته و دولت این گروه از اقشار آسیبپذیر را در اولویت طرحها و سیاستهای خود در زمینه تأمین مسکن مناسب قرار نداده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.