اصلاح «نقشه جهان»؛ ریشهها و پیامدها
پس از سالها بحث و تلاشهای بینالمللی برای اصلاح شیوه نمایش جغرافیای جهان، سرانجام سازمان ملل متحد قطعنامهای را در جمعه ۱۳ شهریور با ۱۶۴ رأی موافق، و تنها یک رأی مخالف تصویب کرد.
پس از سالها بحث و تلاشهای بینالمللی برای اصلاح شیوه نمایش جغرافیای جهان، سرانجام سازمان ملل متحد قطعنامهای را در جمعه ۱۳ شهریور با ۱۶۴ رأی موافق، و تنها یک رأی مخالف تصویب کرد.
نکته مهم این است که قطعنامه نه مرزهای کشورها را تغییر میدهد و نه یک نقشه خاص را برای همه کاربردها الزامی میکند؛ بلکه استفاده بیشتر از نقشههای «مساحت مبنا» را، بهویژه برای آموزش و نمایش نسبت واقعی وسعت قارهها، تشویق میکند. اما اهمیت و پیامدهای این تصمیم چیست و چرا چنین موضوعی اهمیت پیدا کرده و چرا تنها یک کشور با آن مخالفت کرده است؟ پاسخ را باید در تاریخ نقشهای جستوجو کرد که بیش از یک قرن تصویر ذهنی میلیاردها انسان از جهان را شکل داده است: نقشه مرکاتور. نقشه مرکاتور در قرن شانزدهم و اساسا با هدف تسهیل ناوبری دریایی طراحی شد. مزیت اصلی آن حفظ زوایا و جهتها بود؛ ویژگیای که برای دریانوردان بسیار ارزشمند بود. اما همین ویژگی باعث میشود هرچه از خط استوا به سمت قطبها حرکت کنیم، اندازه ظاهری سرزمینها بهشدت بزرگتر شود. بههمین دلیل، در این نقشه گرینلند تقریبا هماندازه آفریقا به نظر میرسد، در حالی که مساحت آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند است. اروپا نیز در مقایسه با مناطق نزدیک استوا بزرگتر از اندازه واقعی خود دیده میشود و روسیه، کانادا و آلاسکا نیز بهمراتب عظیمتر از آنچه در واقعیت هستند نمایش داده میشوند. در مقابل، آفریقا و بخشهایی از آمریکای جنوبی و جنوب آسیا که به استوا نزدیکترند، کوچکتر از اندازه واقعی خود به نظر میرسند، و مشکل دقیقا از همینجا آغاز میشود: ما نقشه را فقط نمیبینیم؛ ما جهان و معادلات جهانی را براساس نقشه تصور و تفسیر میکنیم.
استعمار و نقشه حاکم
شاید نتوان با دقت تاریخی گفت که مرکاتور از ابتدا با هدف نمایش برتری اروپا یا تحقیر سایر مناطق جهان ساخته شده است. هدف اصلی آن ناوبری بود و این کاربرد همچنان معتبر است. حتی سازمان ملل نیز در قطعنامه اخیر تأکید کرده که این اقدام به معنای محکومکردن مرکاتور نیست. اما در دوره گسترش استعمار اروپا، زمانی که قدرت سیاسی، اقتصادی و علمی جهان بهشدت در اختیار کشورهای اروپایی بود، همین تصویر تحریفشده نیز در کتابهای درسی، رسانهها و نقشههای عمومی نظام آموزشی و دستگاههای دیپلماسی سراسر جهان رواج یافت. بنابراین میتوان بهصراحت گفت که حتی اگر قصد اولیه مرکاتور استعماری نبوده باشد، استفاده گسترده و طولانیمدت از آن در یک نظام جهانی نابرابر، به شکلگیری یک «تصویر ذهنی» نابرابر از جهان کمک کرده است. اما نکته بسیار مهم که نشانگر تداوم تفکر سلطه در کاربرد نقشههای تحریفشده است، رأی منفی نماینده آمریکا در مجمع عمومی به عنوان تنها کشور مخالف جهان به این تغییر است. این امر به روشنی و پس از نیمقرن از فروپاشی استعمار سنتی نشان میدهد که هنوز و با تحول دانش و فناوری، مانع اصلی تغییر در تصویر ذهنی، موانع دانشی و معرفتی نبوده و انگیزههای استعماری باعث چشمپوشی از واقعیتهای عیان و میدانی است. آمریکای ترامپ نهتنها نقاط تاریخی و جغرافیایی را یکشبه تغییر نام میدهد بلکه با قبول واقعیت و ابعاد جغرافیایی جهان نیز عناد میورزد.
تغییر نقشه یا اصلاح چارچوب ذهنی
اهمیت اقدام اخیر سازمان ملل دقیقا در همین نقطه است. نقشه فقط مجموعهای از خطوط و رنگها نیست؛ یک چارچوب مفهومی برای شناخت جهان است که برساخت ذهنی ما از روابط جهانی را شکل میدهد. وقتی یک کودک آفریقایی بارها اروپا، روسیه و آمریکای شمالی را بسیار بزرگتر از اندازه واقعیشان میبیند و در مقایسه آفریقا را کوچکتر مشاهده میکند یا کودکی ایسلندی که خود را در نقشه چندین برابر بزرگتر از واقعیت میبیند، این تصویر بهتدریج به بخشی از حافظه بصری و شناخت جغرافیایی او تبدیل میشود. بنابراین تغییر به سمت نقشههای «مساحت مبنا» میتواند تصویری واقعبینانهتر از نسبت و ابعاد واقعی قارهها ایجاد کند.
پیامدها
این تحول بیش از آنکه «اصلاح نقشه» باشد، میتواند مقدمهای بر اصلاح نگاه ما به جهان باشد. نسلهای آینده ممکن است آفریقا را نه قارهای کوچک و حاشیهای، بلکه سرزمینی عظیم با بیش از ۳۰ میلیون کیلومتر مربع وسعت ببینند؛ قارهای که بخش بزرگی از منابع طبیعی، تنوع زیستی، جمعیت جوان و ظرفیتهای آینده جهان را در خود جای داده است.
از این منظر، اصلاح نقشه میتواند به بازنگری در برخی تصورات ریشهدار درباره «مرکز» و «حاشیه» جهان، شمال و جنوب، توسعهیافتگی و عقبماندگی و حتی اهمیت ژئوپلیتیکی مناطق مختلف کمک کند. نکته حائز اهمیت اینجاست که سازمان ملل در شرایطی چنین ابتکاری را پیش برده که خود در یکی از ضعیفترین دورههای سیاسی و ژئوپلیتیکی تاریخ معاصر قرار دارد. شاید این اقدام بهظاهر کوچک نتواند معادلات قدرت جهانی را تغییر دهد، اما میتواند یک پیام مهم به جهانیان و تنها مخالف آن داشته باشد: جهان را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان تصویری علمی و عادلانه از جهان بدون تحریف را به نسلهای آینده ارائه کرد، تصویری بدیهی که هنوز مخالفانی دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.