آقای رئیسجمهور!
برای نجات آب، «خشککردن» را نسخه نکنیم
رئیسجمهور در سخنان اخیر خود درباره مصرف آب در نهاد ریاستجمهوری، پس از اشاره به آبیاری چمنها گفتهاند دستور دادهاند آبیاری آنها متوقف شود و «خشکشان کنند». در کشوری که با محدودیت جدی منابع آب روبهرو است، حساسیت بالاترین مقام اجرائی کشور نسبت به مصرف آب ضروری است. درست به همین دلیل، نسخهای که از این سطح برای مواجهه با کمآبی ارائه میشود نیز اهمیت دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
رئیسجمهور در سخنان اخیر خود درباره مصرف آب در نهاد ریاستجمهوری، پس از اشاره به آبیاری چمنها گفتهاند دستور دادهاند آبیاری آنها متوقف شود و «خشکشان کنند». در کشوری که با محدودیت جدی منابع آب روبهرو است، حساسیت بالاترین مقام اجرائی کشور نسبت به مصرف آب ضروری است. درست به همین دلیل، نسخهای که از این سطح برای مواجهه با کمآبی ارائه میشود نیز اهمیت دارد.
مسئله این نیست که چمنهای پرمصرف را به هر قیمتی سبز نگه داریم. بسیاری از الگوهای رایج فضای سبز در ایران، از سطوح وسیع چمن تا برخی گونههای پرنیاز به آب، با واقعیت اقلیمی و منابع آبی کشور تناسب ندارند و باید تغییر کنند. اما میان «مدیریت و تغییر الگوی فضای سبز» و «خشککردن» تفاوتی اساسی وجود دارد.
اگر پوشش گیاهی یک مجموعه پرمصرف یا نامتناسب با شرایط اقلیمی است، قطع آبیاری و رهاکردن آن تا خشک شود، جایگزین مدیریت آب نیست. مدیریت از جایی آغاز میشود که برای پوشش نامتناسب، جایگزینی کمآببر و متناسب با اقلیم و کارکرد فضا تعریف شود؛ یعنی بدانیم چه پوششی جایگزین میشود، چه میزان آب نیاز دارد، آب آن از چه منبعی تأمین میشود و چه کارکردی را باید حفظ کند. تفاوت «خشککردن» و «مدیریت» دقیقا همینجاست.
مسئله فقط فضای سبز نهاد ریاستجمهوری نیست؛ مسئله الگویی است که از بالاترین سطح اجرائی کشور برای مدیریت فضای سبز در شرایط کمآبی ارائه میشود. اگر این الگو به دوگانه «آبیاری یا خشککردن» تقلیل پیدا کند، یک مسئله پیچیده مدیریتی به انتخابی ساده اما ناکافی فروکاسته میشود.
پرسش سیاستی باید چیز دیگری باشد: در یک کشور کمآب، چه پوشش گیاهی را در کدام اقلیم، با چه میزان آب، از چه منبعی و برای چه کارکردی باید ایجاد و نگهداری کنیم؟
فضای سبز صرفا برای زیبایی شهر نیست؛ پوشش گیاهی متناسب میتواند در ترسیب کربن نقش داشته باشد، با ایجاد سایه و تبخیر و تعرق به کاهش دمای محیط کمک کند، ریزاقلیم را تعدیل کند، در کنترل فرسایش و رواناب مؤثر باشد، بخشی از آلایندهها و ذرات معلق را جذب یا به دام اندازد و کیفیت زیستمحیطی شهر را ارتقا دهد.
این کارکردها در شرایط تغییر اقلیم اهمیت بیشتری پیدا میکنند. ایران فقط با محدودیت آب مواجه نیست؛ افزایش دما و تشدید موجهای گرما نیز بخشی از چالش پیشروی شهرهای ماست. در چنین شرایطی، فضای سبز متناسب با اقلیم صرفا یک عنصر زیباییشناختی نیست؛ بخشی از زیرساخت سازگاری شهر با گرماست. سیاست درست باید هر دو ضرورت را همزمان ببیند: کاهش مصرف آب و حفظ کارکردهایی که به زیستپذیری و تابآوری شهرها کمک میکنند.
اینجاست که «بهرهوری آب در فضای سبز» باید یکی از مبانی اصلی تصمیمگیری قرار گیرد. بهجای آنکه فقط بپرسیم یک فضای سبز چقدر آب مصرف میکند، باید بپرسیم این آب چه کارکردی ایجاد میکند و آیا میتوان همان کارکرد را با مصرف آب کمتر تأمین کرد؟
با چنین معیاری، نگهداری سطوح وسیع چمن صرفا برای ایجاد پوشش سبز در بسیاری از مناطق خشک و نیمهخشک، از نظر مصرف آب قابل دفاع نیست. سطح این چمنها باید متناسب با اقلیم و کارکرد فضا کاهش یابد و با پوششها و ترکیبهای گیاهی کمآببر و سازگار جایگزین شود؛ بهگونهای که ضمن کاهش نیاز آبی، کارکرد مورد انتظار از آن فضا نیز تا حد امکان حفظ شود. بنابراین بحث دفاع از چمن نیست؛ بحث، دفاع از مدیریت است.
این جایگزینی نیز نمیتواند با نسخهای واحد در سراسر کشور انجام شود. انتخاب پوشش گیاهی باید براساس اقلیم، خاک، کیفیت و مقدار آب در دسترس و کارکرد مورد انتظار از هر فضا صورت گیرد. آنچه برای یک منطقه مناسب است، الزاما برای منطقهای دیگر مناسب نیست. همین تفاوتها ضرورت برنامهریزی منطقهای و اقلیممحور را در مدیریت فضای سبز کشور نشان میدهد.
در کنار انتخاب پوشش مناسب، شیوه و منبع تأمین آب نیز بخش جداییناپذیر مدیریت فضای سبز است. روشهای آبیاری باید براساس نیاز واقعی گیاه، شرایط اقلیمی و ویژگیهای خاک اصلاح شوند و هرکجا از نظر فنی و بهداشتی امکانپذیر است، وابستگی فضای سبز به آب شرب کاهش یابد. استفاده ایمن و مدیریتشده از منابع غیرشرب و پساب تصفیهشده میتواند بخشی از همین راهبرد باشد. در نهایت، سیاست درست نه «سبز نگهداشتن به هر قیمت» است و نه «خشککردن»؛ راه درست، مدیریت علمی و اقلیممحور فضای سبز است؛ مدیریتی که همزمان مصرف آب را کاهش دهد، بهرهوری آن را افزایش دهد، پوشش گیاهی را با اقلیم و کارکرد فضا هماهنگ کند، شیوه آبیاری را اصلاح کند و منبع مناسبتری برای تأمین آب برگزیند. در یک کشور کمآب، مسئله فقط این نیست که چه مقدار آب کمتر مصرف کنیم؛ مسئله این است که با آب کمتر، تصمیم بهتری بگیریم و کارکردهای ضروری فضای سبز را با کمترین فشار ممکن بر منابع آب حفظ کنیم.
آقای رئیسجمهور، بسیاری از الگوهای فعلی فضای سبز کشور نیازمند تغییر جدی هستند. پوششهای پرمصرف و نامتناسب باید کاهش یابند یا با گزینههای سازگارتر جایگزین شوند و مصرف آب باید به شکل جدی مدیریت شود. اما برای نجات آب، «خشککردن» را نسخه نکنیم.
قرار نیست برای نجات آب، کشور را خشک کنیم؛ قرار است یاد بگیریم در یک کشور کمآب، چه گیاهی را، کجا، با چه آبی، به چه میزان و برای چه کارکردی بکاریم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.