|

شیوه‌های نوین تأمین مالی مدیریت شهری

شهرهای امروز دیگر صرفا محل استقرار جمعیت و زیرساخت نیستند؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نوآوری، فناوری و خلق ارزش اقتصادی تبدیل شده‌اند. بانک جهانی اعلام کرده که امروز بیش از نیمی از جمعیت جهان، یعنی بیش از چهار میلیارد نفر، در شهرها زندگی می‌کنند و شهرها حدود ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را ایجاد می‌کنند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سید‌محسن طباطبایی مزدآبادی. عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران: شهرهای امروز دیگر صرفا محل استقرار جمعیت و زیرساخت نیستند؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نوآوری، فناوری و خلق ارزش اقتصادی تبدیل شده‌اند. بانک جهانی اعلام کرده که امروز بیش از نیمی از جمعیت جهان، یعنی بیش از چهار میلیارد نفر، در شهرها زندگی می‌کنند و شهرها حدود ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را ایجاد می‌کنند. همچنین پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ نزدیک به ۷۰ درصد جمعیت جهان شهرنشین باشند. این روند نشان می‌دهد ‌مدیریت شهری برای پاسخ‌گویی به مسائلی مانند حمل‌ونقل، آلودگی، مصرف انرژی، مدیریت پسماند، بحران آب، خدمات الکترونیک و افزایش کیفیت زندگی، دیگر نمی‌تواند صرفا به بودجه سنتی شهرداری متکی باشد. مسئله اصلی اینجاست که چگونه می‌توان منابع محدود شهری را به سمت نوآوری‌هایی هدایت کرد که بیشترین «ارزش» و کمترین «اتلاف» را ایجاد کنند‌؟ اینجاست که مفهوم «تفکر ناب» (Lean Thinking) می‌تواند به تأمین مالی نوآوری شهری متصل شود. فلسفه ناب بر حذف فعالیت‌های فاقد ارزش، کاهش اتلاف، کوتاه‌کردن زمان فرایند و تمرکز منابع بر نیاز واقعی مشتری استوار است. اگر شهروند را مشتری و کیفیت زندگی شهری را خروجی نهایی در نظر بگیریم، پروژه نوآورانه شهری زمانی موفق است که با کمترین منابع، بیشترین ارزش قابل اندازه‌گیری را برای شهروند ایجاد کند. در این چارچوب، صندوق‌های پژوهش و فناوری می‌توانند نقش «واسطه مالی نوآوری» را ایفا کنند؛ یعنی به‌جای آنکه شهرداری به‌طور مستقیم منابع خود را در پروژه‌هایی با ریسک بالا هزینه کند، صندوق می‌تواند از مرحله ایده و نمونه اولیه تا تجاری‌سازی و توسعه، منابع مالی و ابزارهای حمایتی مناسب را در اختیار شرکت‌های فناور قرار دهد. تجربه بین‌المللی نیز اهمیت وجود سازوکار مالی مشخص برای نوآوری شهری را تأیید می‌کند. در مطالعه OECD و Bloomberg Philanthropies که ظرفیت نوآوری ۸۹ شهر را بررسی کرد، حدود ۸۰ درصد شهرهای پاسخ‌دهنده اعلام کردند ‌منابع مالی مشخصی برای حمایت از ظرفیت نوآوری دارند و ۹۴ درصد شهرهایی که چنین منابعی داشتند، بخشی از بودجه نوآوری را از بودجه شهرداری تأمین می‌کردند. همچنین ۷۹ درصد منابع نوآوری مستقیما به پروژه‌های مشخص نوآورانه اختصاص یافته بود. اما مسئله مهم این است که صرفا اختصاص بودجه به نوآوری کافی نیست. رویکرد ناب اقتضا می‌کند که «فرایند تخصیص منابع نیز ناب شود». یعنی ابتدا مسئله واقعی شهر شناسایی شود، سپس راه‌حل‌های مختلف طراحی شوند، نمونه اولیه با هزینه پایین آزمایش شود و تنها در صورت اثبات اثربخشی، سرمایه‌گذاری افزایش یابد. برای مثال، اگر یک شهرداری با مشکل افزایش هزینه جمع‌آوری پسماند مواجه است، نباید از ابتدا یک قرارداد چند‌میلیاردی برای اجرای یک فناوری جدید منعقد کند. می‌توان ابتدا یک پروژه آزمایشی کوچک در یک منطقه اجرا کرد و شاخص‌هایی مانند کاهش مصرف سوخت، کاهش زمان جمع‌آوری، کاهش تعداد سفر خودروها و میزان رضایت شهروندان اندازه‌گیری شود، در صورت موفقیت، پروژه به مناطق دیگر توسعه یابد.

 

این فرایند را می‌توان «تأمین مالی مرحله‌ای نوآوری» نامید؛ الگویی که با منطق ناب و مدیریت ریسک سازگار است:

مسئله شهری ایده نمونه اولیه آزمایش محدود ارزیابی شاخص‌ها تأمین مالی مرحله دوم توسعه شهری

در این مدل، صندوق پژوهش و فناوری تنها تأمین‌کننده پول نیست؛ بلکه باید به یک «مدیر چرخه نوآوری» تبدیل شود.

یکی دیگر از مشکلات مدیریت شهری، تمرکز منابع در بودجه‌های سالانه و پروژه‌های کوتاه‌مدت است. OECD نیز تأکید کرده است که شهرها برای نوآوری نیازمند چارچوب مالی اختصاصی و انعطاف‌پذیری بیشتر در مدیریت بودجه هستند و ترکیب منابع مالی مختلف می‌تواند به ایجاد مشارکت‌های جدید و استفاده بهینه‌تر از منابع کمک کند.

بر این اساس، صندوق‌های پژوهش و فناوری می‌توانند ترکیبی از ابزارهای مالی مانند تسهیلات، ضمانت‌نامه، سرمایه‌گذاری، هم‌سرمایه‌گذاری و حمایت از نمونه‌سازی را برای پروژه‌های شهری طراحی کنند.

از منظر تفکر ناب، مهم‌ترین معیار انتخاب پروژه نباید «بزرگ‌بودن پروژه» باشد؛ بلکه باید نسبت ارزش ایجادشده به منابع مصرف‌شده باشد.

برای تحقق این هدف، پیشنهاد می‌شود شهرداری‌ها و صندوق‌های پژوهش و فناوری یک «سبد نوآوری شهری ناب» ایجاد کنند. در این سبد، پروژه‌ها بر‌اساس شاخص‌هایی مانند کاهش هزینه، کاهش زمان ارائه خدمت، افزایش کیفیت، کاهش مصرف منابع، کاهش اتلاف، افزایش رضایت شهروندان و قابلیت توسعه رتبه‌بندی شوند.

همچنین لازم است بخشی از منابع صندوق به پروژه‌های کوچک و آزمایشی اختصاص یابد. تجربه بین‌المللی نشان می‌دهد که نوآوری شهری زمانی اثربخش‌تر است که با آزمایش، یادگیری و ارزیابی همراه باشد. OECD در بررسی ۱۴۷ شهر نیز نشان داده است ‌شهرهایی با ظرفیت بالاتر نوآوری و استفاده از داده، به‌طور متوسط رضایت بیشتری از شهر و زندگی در میان شهروندان داشته‌اند. در این مطالعه، تفاوت رضایت از شهر میان شهرهای دارای امتیاز بالای نوآوری و شهرهای دارای امتیاز پایین‌تر حدود چهار واحد درصد گزارش شده است.

بنابراین، صندوق‌های پژوهش و فناوری می‌توانند حلقه مفقوده میان دانشگاه، شرکت فناور، شهرداری و سرمایه باشند.

در نهایت، تأمین مالی نوآوری شهری باید از مدل سنتی «بودجه برای پروژه» به سمت مدل «سرمایه‌گذاری برای حل مسئله» حرکت کند. در مدل نخست، سؤال اصلی این است که چقدر پول برای پروژه نیاز است؛ اما در مدل دوم، سؤال اصلی این است که با چه مقدار منابع می‌توان بیشترین مشکل شهری را حل کرد.

ترکیب ظرفیت صندوق‌های پژوهش و فناوری با تفکر ناب می‌تواند الگوی جدیدی برای تأمین مالی نوآوری شهری ایجاد کند؛ الگویی که در آن ابتدا مسئله واقعی شهر شناسایی شود، سپس راه‌حل با مقیاس کوچک آزمایش، نتایج اندازه‌گیری و در صورت ایجاد ارزش، سرمایه‌گذاری توسعه پیدا کند. چنین رویکردی می‌تواند ضمن کاهش ریسک مالی شهرداری‌ها، زمینه رشد شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور و حرکت مدیریت شهری از «هزینه‌کرد» به سمت «سرمایه‌گذاری برای خلق ارزش» را فراهم کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.