|

نیویورک‌تایمز گزارش داد:

آیا چین به آمریکا برای خفه‌کردن اقتصاد ایران کمک می کند؟

ایالات متحده ۲۰ سال است که وعده اعمال «تحریم‌های فلج‌کننده» علیه ایران را می‌دهد. اما تازه‌ترین تلاش در این زمینه، پس از آنکه اقدام نظامی نتوانست اهداف رئیس‌جمهور دونالد ترامپ را محقق کند، با چرخشی معکوس همراه شده است.

آیا چین به آمریکا برای خفه‌کردن اقتصاد ایران کمک می کند؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ایالات متحده ۲۰ سال است که وعده اعمال «تحریم‌های فلج‌کننده» علیه ایران را می‌دهد. اما تازه‌ترین تلاش در این زمینه، پس از آنکه اقدام نظامی نتوانست اهداف رئیس‌جمهور دونالد ترامپ را محقق کند، با چرخشی معکوس همراه شده است.

ترامپ و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز دوشنبه با اعلام یک «روز دی اقتصادی» جدید برای ایران، بار دیگر به دنبال راهبردی هستند تا خود را از ماجراجویی نظامی‌ای که به بیراهه رفته است، بیرون بکشند. آنها در این مسیر، رویکرد معمول برای وادار کردن دشمنان به تمکین در برابر خواست آمریکا را معکوس می‌کنند.

در حالت معمول، واشنگتن برای حل مشکلی مانند برچیدن برنامه هسته‌ای ایران، از دیپلماسی مستقیم و سرراست آغاز می‌کند. اگر این مسیر به جایی نرسد، مقام‌ها تحریم‌های اقتصادی فزاینده‌ای را به آن می‌افزایند و در نتیجه، عنصری از اجبار وارد ماجرا می‌شود. اقدام نظامی آخرین راه‌حل است و تنها زمانی به کار گرفته می‌شود که رئیس‌جمهور تشخیص دهد به خطر انداختن جان آمریکایی‌ها در برابر منافع احتمالی آن ارزش دارد.

اما ترامپ از یک دور کوتاه دیپلماسی مستقیماً به حملات هوایی روی آورد؛ حملاتی که قرار بود ایران را وادار کنند ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کنار بگذارد و شاید حتی موجب فروپاشی حکومت شوند. حملات در دستیابی به هر دو هدف ناکام ماندند؛ آن هم به بهای جان ۱۸ آمریکایی، کشته شدن صدها یا هزاران ایرانی و هزینه‌ای که تحلیلگران مستقل آن را بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند—هرچند برآوردهای پنتاگون پایین‌تر است.

و اکنون ترامپ و بسنت در حال آزمودن یک آزمایش بزرگ دیگر با نام «عملیات طرد اقتصادی» هستند؛ طرحی که کاخ سفید آن را «یک کارزار بی‌سابقه برای قطع تمام شریان‌های اقتصادی باقی‌مانده‌ای که جمهوری اسلامی ایران را سرپا نگه می‌دارند»، توصیف کرده است.

این طرح غیرممکن به نظر نمی‌رسد. بنا بر توضیحاتی که بسنت ارائه کرده، این طرح شامل خفه کردن و قطع آخرین معاملات و تراکنش‌هایی است که پول را به تهران می‌رسانند؛ خواه این تراکنش‌ها، معاملات دیجیتالی به‌خوبی پنهان‌شده باشند، خواه انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر یا جابه‌جایی طلا در سراسر جهان. بسنت که به چهره عمومی این تلاش برای خفه کردن اقتصادی ایران تبدیل شده است، روز دوشنبه در یک کنفرانس خبری در وزارت خزانه‌داری گفت: این یک عملیات مستمر برای از بین بردن تک‌تک گزینه‌های باقی‌مانده برای ایران است.

اما این تلاش مجموعه‌ای از پرسش‌ها را مطرح می‌کند که کاخ سفید به آنها پاسخ نداده است. مهم‌ترین پرسش این است که اگر اعمال تحریم‌هایی تا این حد فراگیر و نفوذناپذیر امکان‌پذیر است، چرا پیش از آنکه ترامپ دستور ورود ارتش آمریکا به جنگ را صادر کند ــ اقدامی که کمبود برخی مهمات کلیدی و محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد ــ از چنین رویکردی استفاده نشد؟

و حالا که ارتش آمریکا، به ادعای بسنت، «زمینه را برای موفقیت» فراهم کرده است، تکلیف چین چه می‌شود؟ چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری کرد. آیا دولت ترامپ حاضر است خطر یک رویارویی مستقیم دیگر با پکن را بپذیرد؛ آن هم در شرایطی که واشنگتن و پکن از پیش بر سر هوش مصنوعی، تایوان، گسترش سریع توان هسته‌ای چین و مازاد عظیم تولیدی که اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند، با یکدیگر اختلاف دارند؟

روز دی اصلی، در سواحل نرماندی، به مشارکت چین نیاز نداشت. اما «روز دی اقتصادی» به مشارکت پکن نیاز دارد و تاکنون هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که چنین اتفاقی بیفتد؛ آن هم تنها یک ماه پیش از آنکه قرار است شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، برای نخستین سفر رسمی خود به واشنگتن در بیش از یک دهه گذشته وارد آمریکا شود.

پیتر هارل، پژوهشگر مهمان در دانشکده حقوق دانشگاه جورج‌تاون که درباره محدودیت‌های تحریم‌های اقتصادی آثار گسترده‌ای نوشته است، روز دوشنبه گفت: این کار دشوار خواهد بود.

هارل خاطرنشان کرد که اوایل امسال، زمانی که ترامپ در حال تصمیم‌گیری درباره چگونگی به زانو درآوردن ایران بود، «این انتخاب را داشت که واقعاً فشار سنگینی بر چینی‌ها وارد کند؛ کاری که به دلیل دستورکار اقتصادی خودش در قبال شی نمی‌خواست انجام دهد، یا اینکه محاصره دریایی نفتکش‌های ایرانی را اعمال کند».

«در نهایت مشخص شد که محاصره همه نفتکش‌های ایرانی از نظر سیاسی آسان‌تر از این بود که به چینی‌ها بگوییم: “اگر به تجارت خود با ایران ادامه دهید، شرکت‌های بزرگ شما را تحریم خواهیم کرد.”»

این همچنان موضوعی حساس است. بسنت کشورهای مختلفی را که به تجارت با ایران ادامه دهند، به اعمال چیزی موسوم به «تحریم‌های ثانویه» تهدید کرده است.

اما بسنت در مقاله‌ای که آخر هفته در روزنامه فایننشال تایمز منتشر کرد و همچنین در نشست خبری روز دوشنبه، هرگز کلمه «چین» را بر زبان نیاورد. او تمام تلاش خود را می‌کرد تا از خشمگین کردن دومین اقتصاد بزرگ جهان—همان کشوری که احتمالاً بیش از هر کشور دیگری می‌تواند تعیین کند آیا این راهبرد جدید کاخ سفید شانسی برای موفقیت دارد یا خیر—جلوگیری کند.

البته تلاش برای تبدیل کردن ایران به یک کشور مطرود از نظر اقتصادی، چیز جدیدی نیست. نخستین تلاش‌های جدی برای اعمال تحریم علیه ایران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور به دولت جورج دبلیو بوش بازمی‌گردد. زمانی که دولت باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ تلاش می‌کرد ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، وعده «تحریم‌های فلج‌کننده» را داد.

سال‌ها طول کشید تا این اقدامات نتیجه بدهند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند تشدید تحریم‌ها در نهایت به وادار کردن ایران برای موافقت با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ کمک کرد؛ توافقی که در ازای لغو تحریم‌های مالی و نفتی، محدودیت‌های شدیدی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران اعمال می‌کرد. ترامپ در سال ۲۰۱۸ این توافق را پاره کرد و آن را عمیقاً ناقص خواند.

او در آن زمان شروع به بازگرداندن تحریم‌ها کرد و خود او و وزیر امور خارجه‌اش، مایک پومپئو، پیش‌بینی کردند که فشار اقتصادی برای ایران بیش از حد سنگین خواهد بود.

پومپئو در اواخر سال ۲۰۱۸ در مجله فارن افرز نوشت: دولت ترامپ در حال اجرای کارزار «فشار حداکثری» است که هدف آن قطع درآمدهایی است که حکومت از آنها استفاده می‌کند.

او افزود: با این حال، رئیس‌جمهور ترامپ خواهان یک درگیری نظامی بلندمدت دیگر آمریکا در خاورمیانه نیست.

وی که اکنون از ترامپ فاصله گرفته است، بسیاری از همان محورهایی را مطرح کرده بود که بسنت روز دوشنبه تکرار کرد. تفاوت این است که ایالات متحده اکنون متعهد شده است برای مدتی نامشخص در سواحل ایران حضور نظامی داشته باشد؛ دست‌کم تا زمانی که کشتیرانی از طریق تنگه هرمز به حالت عادی برگردد.

کارنامه تحریم‌های گذشته چندان چشمگیر نیست: ایران با وجود تحریم‌ها همچنان روزانه دو تا سه میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد. اما اکنون، به لطف محاصره دریایی که در حال اجراست، این ارقام تقریباً به حداقل ممکن کاهش یافته‌اند.

با این حال، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند که مواد هسته‌ای از زمانی که ایالات متحده آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ این مناطق را بمباران کرد، از محل‌ خارج نشده‌اند و حکومت ایران نیز همچنان پابرجاست.

در نتیجه، یکی از عجیب‌ترین بخش‌های سخنرانی بسنت در روز دوشنبه، زمانی بود که او دوباره به وعده‌ای بازگشت که ترامپ تقریباً شش ماه پیش داده بود: تغییر رژیم.

در آن زمان، ترامپ تصور می‌کرد نبرد نظامی چند روز یا چند هفته بیشتر طول نخواهد کشید و ایران پیش از آن چیزی را که رئیس‌جمهور «تسلیم بدون قیدوشرط» می‌نامید، پیشنهاد خواهد کرد.

بسنت روز دوشنبه رویکردی اندکی متفاوت را امتحان کرد.

با این حال، این همان قمار بزرگ ترامپ در شرایط کنونی است. تصمیم او در فوریه برای کنار گذاشتن نوع تحریم‌هایی که روز دوشنبه اعلام شدند و حرکت مستقیم به سمت استفاده از نیروی نظامی، از جهاتی اذعان به این واقعیت بود که تحریم‌های اقتصادی به‌کندی اثر می‌کنند و تاریخ نشان داده است که این تحریم‌ها اغلب در دستیابی به هدف خود ناکام می‌مانند.

امروز، ترامپ در فقدان گزینه‌های قابل‌اتکای متعدد دیگر، بار دیگر به همان طرح بازگشته است.

 

منبع: شفقنا

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.