خودروی کممصرف چگونه قربانی سیاستهای پرمصرف شد؟
در هیاهوی ناترازی بنزین و مناقشه بنزین ارزان یا گران که البته مسئله اصلی سالهای اخیر بوده است، انگشت اتهام مثل همیشه به سمت خودروهای داخلی رفته است؛ «موتورهای قدیمی، مصرف بالا و فناوری عقبمانده.» روایتی ساده از سوی منتقدان به صنعت خودروی کشور. به همین دلیل برای مردم جذاب است، زیرا همواره پاک کردن صورت مسئله راحتتر از فکر کردن به عمق ماجرا است.
بررسی روایت مقصر قلمداد کردن خودروهای ایرانی در این بحران کمبود بنزین، دو پرسش مهم را مطرح میکند؛ اول اینکه آیا پرمصرف بودن خودروی ایرانی واقعیت دارد؟ به اعتقاد کارشناسان اقتصادی و صاحبنظران صنعت خودرو، این موضوع تا حدودی واقعیت دارد، اما حقیقت چیز دیگری است که پرسش دوم با وجود اینکه هرکدام مستقل هستند، از حقیقت رونمایی میکند و آن این است که چرا اقتصاد ایران در این سالها نتوانسته خودرویی کممصرف تولید کند که از نظر اقتصادی، صنعتی و زیرساختی امکان فراگیر شدن داشته باشد؟
مسئله سیاستگذاری کلان است؟!
مقایسه بازار و صنعت خودروی ایران با کشورهای منطقه و به خصوص ترکیه که تا حدودی خودروهای همکلاس و همفناوری با کشور دارند، میتوان تصویر دقیقتری برای پاسخ به پرسش مورد نظر ارائه داد.
محض نمونه، آژانس بینالمللی انرژی، میانگین مصرف خودروهای سبک جدید ترکیه را در سال ۲۰۱۹ حدود ۵.۵ لیتر معادل بنزین در ۱۰۰ کیلومتر گزارش کرده بود؛ اما این رقم تحت تأثیر سهم بالای خودروهای دیزلی و خودروهای متوسط قرار داشت.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «خودرو ایرانی چند لیتر میسوزاند». مسئله این است که چه نوع سیاستی به خودروساز و مصرفکننده سیگنال میدهد که مصرف کمتر ارزش اقتصادی دارد.
رفتار اقتصادی و سیاستگذاری مانع بزرگ کم مصرف بودن خودروها
حقیقت آن است که قیمت سوخت در ایران فقط یک رقم در جایگاههای پمپ بنزین نیست؛ یک سیگنال اقتصادی هست که نشاندهنده آن است فقط رفتار مصرفکننده نیست. خودروساز هم بازار را میبیند. نشان به آن نشان هنگامی که سوخت ارزان باشد، بخشی از هزینه واقعی مصرف خودرو از تصمیم مصرفکننده حذف میشود. در چنین شرایطی، خرید خودرویی که یک یا دو لیتر کمتر مصرف میکند، الزاماً مزیت اقتصادی تعیینکنندهای برای خریدار ایجاد نمیکند.
توسعه موتور جدید، هیبرید، سیستم تزریق پیشرفته یا پلتفرم کممصرف، سرمایهگذاریهایی سنگین و بلندمدت هستند. اگر بازار برای مصرف کمتر پول بیشتری نپردازد و سیاستگذار نیز استاندارد سختگیرانه و مشوق مؤثری ایجاد نکند، بازگشت سرمایه چنین پروژههایی دشوارتر میشود. همین مسئله است که در کشورهای مختلف، دولتها دقیقاً برای همین خلأ وارد شدهاند. استانداردهای مصرف سوخت و آلایندگی، مالیات، مشوق خرید خودروهای کممصرف و محدودیت برای خودروهای پرمصرف، در کنار هم همان سیگنالی را ایجاد میکنند که بازار به تنهایی لزوماً ایجاد نمیکند.
بنابراین مسئله در بسیاری از اقتصادها این نیست که «خودروساز را نصیحت کنیم خودرو کممصرف بسازد». دولت ابتدا قواعد بازی را طوری تنظیم میکند که کممصرف بودن به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شود.
خودروساز در خلأ فناوری نمیسازد، اما اینجا پای خودروساز هم وسط است
خودروساز باید بتواند موتور رقابتی، کممصرف و متناسب با بازار تولید کند. اما این کار نیازمند منابع است.
وقتی بنگاه با قیمتگذاری دستوری، هزینههای فزاینده، محدودیت ارزی و فشار نقدینگی مواجه است، نخستین پروژههایی که در معرض تعویق قرار میگیرند، پروژههایی نیستند که فردا خط تولید را متوقف میکنند؛ پروژههایی هستند که قرار است پنج یا ده سال بعد محصول بهتری بسازند.اینجا قیمتگذاری دستوری فقط یک بحث حسابداری نیست؛ میتواند به مسئله فناوری تبدیل شود.
بنابراین دعوا بر سر اینکه «خودروی ایرانی ۷.۲ لیتر میسوزاند یا خودروهای فلان کشور ۵ لیتر» مسئله اصلی را پنهان میکند.
آنچه مشخص است، مصرف سوخت خودرو نتیجه برخورد چند سیاست است؛«قیمت انرژی، فناوری موتور، قیمتگذاری خودرو، استانداردهای مصرف سوخت، کیفیت بنزین، سرمایهگذاری تحقیق و توسعه، سیاست واردات، مشوقهای فناوری و وضعیت حملونقل عمومی.»
اگر همه این متغیرها علیه بهرهوری حرکت کنند، نمیتوان انتظار داشت خودروساز به تنهایی معجزه کند.
اما این به معنای تبرئه خودروساز هم نیست. خودروساز باید پاسخ دهد چرا پس از سالها تولید، توسعه موتورهای کممصرف به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل نشده است. دولت نیز باید پاسخ دهد چرا از خودروساز خودروی کممصرف میخواهد، اما سیگنالهای اقتصادی لازم برای ساخت و خرید آن را به اندازه کافی ایجاد نکرده است.
مسئله ناترازی بنزین شاید کمتر از آنکه مسئله «موتور پرمصرف» باشد، مسئله اقتصاد پرمصرف باشد. اقتصادی که در آن بنزین ارزان است، خودروی کممصرف مزیت کافی ندارد؛ حملونقل عمومی توان جایگزینی ندارد؛ سرمایهگذاری فناوری پرهزینه است و سیاست صنعتی، انرژی و حملونقل هر کدام راه خود را میروند.
در چنین اقتصادی، اگر خودرو همچنان بنزین زیادی بسوزاند، عجیب نیست. عجیب این است که انتظار داشته باشیم بدون تغییر قواعد بازی، خودروی کممصرف ناگهان از خط تولید بیرون بیاید.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.