|

پیمان مکه؛ ائتلافی برای امنیت یا بازآرایی قدرت در خاورمیانه؟

خاورمیانه بار دیگر شاهد شکل‌گیری یک معادله تازه است؛ معادله‌ای که این‌بار نه در اتاق‌های دیپلماتیک قدرت‌های بزرگ، بلکه میان ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است. اگر همکاری دفاعی و امنیتی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به مرحله اجرائی برسد، باید آن را فراتر از یک توافق نظامی معمولی دید؛ زیرا سه کشوری در کنار هم قرار گرفته‌اند که هر کدام سودای نقش‌آفرینی بزرگ‌تر در نظم آینده منطقه را دارند.

مجید توکلی

 

 


خاورمیانه بار دیگر شاهد شکل‌گیری یک معادله تازه است؛ معادله‌ای که این‌بار نه در اتاق‌های دیپلماتیک قدرت‌های بزرگ، بلکه میان ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است. اگر همکاری دفاعی و امنیتی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به مرحله اجرائی برسد، باید آن را فراتر از یک توافق نظامی معمولی دید؛ زیرا سه کشوری در کنار هم قرار گرفته‌اند که هر کدام سودای نقش‌آفرینی بزرگ‌تر در نظم آینده منطقه را دارند.
اما پرسش اصلی این است؛ آیا این همکاری می‌تواند به تولد یک قطب جدید در جهان اسلام منجر شود یا صرفاً واکنشی مقطعی به نگرانی‌های امنیتی و تحولات پرشتاب منطقه‌ای است؟
در سیاست خاورمیانه، اتحادها معمولاً از دل دوستی‌های تاریخی متولد نمی‌شوند؛ بلکه اغلب محصول نگرانی‌های مشترک هستند. کشورها زمانی به یکدیگر نزدیک می‌شوند که احساس کنند قواعد قدیمی دیگر پاسخ‌گوی منافع آنها نیست و محیط پیرامونی‌شان با تهدیدها و فرصت‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است.
عربستان سعودی در سال‌های اخیر تلاش کرده است تصویر سنتی خود را تغییر دهد. ریاض دیگر نمی‌خواهد تنها به عنوان یک قدرت نفتی و بازیگر مذهبی شناخته شود؛ بلکه در پی آن است که به یک قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی اثرگذار در نظم جدید منطقه تبدیل شود. همکاری‌های دفاعی جدید نیز بخشی از همین تلاش برای کاهش وابستگی مطلق به حمایت‌های خارجی و افزایش نقش مستقل در معادلات امنیتی است.
ترکیه نیز مسیر مشابهی را دنبال می‌کند. آنکارا سال‌هاست می‌کوشد میان عضویت در ساختارهای غربی و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای خود توازن ایجاد کند. توسعه صنایع دفاعی، حضور فعال در پرونده‌های منطقه‌ای و تلاش برای بازیابی نقش تاریخی، نشان می‌دهد ترکیه خود را صرفا یک عضو ناتو نمی‌بیند، بلکه بازیگری مستقل با منافع گسترده‌تر می‌داند.
پاکستان اما از زاویه دیگری وارد این معادله می‌شود. کشوری با ارتشی قدرتمند و تجربه طولانی در مسائل امنیتی که هم‌زمان با مشکلات اقتصادی و سیاسی مواجه است. نزدیک‌شدن بیشتر به عربستان و ترکیه می‌تواند برای اسلام‌آباد فرصتی باشد تا جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای تقویت کند و از ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی این همکاری بهره ببرد.
در نگاه نخست، کنار هم قرارگرفتن این سه کشور دارای جذابیت ژئوپلیتیکی است؛ منابع مالی عربستان، توان صنعتی و نظامی ترکیه و ظرفیت امنیتی پاکستان می‌تواند ترکیبی قابل توجه ایجاد کند. اما سیاست بین‌الملل، حاصل جمع ساده توانایی‌ها نیست؛ بلکه میزان اعتماد، اشتراک منافع و توانایی مدیریت اختلافات، سرنوشت ائتلاف‌ها را تعیین می‌کند.
نباید فراموش کرد که روابط میان این سه کشور همیشه بدون اختلاف نبوده است. عربستان و ترکیه در سال‌های گذشته در پرونده‌هایی مانند سوریه و نوع نگاه به جریان‌های سیاسی اسلام‌گرا اختلاف نظرهایی جدی داشته‌اند. پاکستان نیز همواره سیاستی متوازن را میان روابط خود با کشورهای عربی، ایران، چین و غرب دنبال کرده است.
از همین رو، مهم‌ترین آزمون این همکاری آن خواهد بود که آیا می‌تواند از سطح یک توافق سیاسی عبور کند و به یک سازوکار پایدار تبدیل شود یا با تغییر شرایط منطقه، اختلافات قدیمی دوباره خود را نشان خواهند داد.
برای ایران نیز شکل‌گیری چنین همکاری‌هایی نمی‌تواند موضوعی حاشیه‌ای باشد. منطقه در حال ورود به دوره‌ای است که کشورهای مختلف تلاش می‌کنند شبکه‌های جدیدی از همکاری و ائتلاف ایجاد کنند. در چنین شرایطی، تکیه صرف بر رقابت‌های امنیتی یا نگاه بدبینانه به هر تحول منطقه‌ای، نمی‌تواند پاسخ‌گوی پیچیدگی‌های جدید باشد. دیپلماسی فعال، کاهش تنش با همسایگان و تعریف منافع مشترک، ضرورتی است که بیش از گذشته احساس می‌شود.
با این حال، یک نگرانی جدی درباره چنین ائتلاف‌هایی وجود دارد: تبدیل‌شدن آنها به آغاز دور تازه‌ای از صف‌بندی‌های منطقه‌ای. خاورمیانه در دهه‌های گذشته هزینه سنگینی از رقابت‌های بلوکی، جنگ‌های نیابتی و بی‌اعتمادی‌های متقابل پرداخته است. هر پیمانی که به جای همکاری، بر منطق حذف دیگری بنا شود، نه امنیت می‌آورد و نه ثبات.
آینده «محور مکه» بیش از آنکه به مراسم امضا و بیانیه‌های سیاسی وابسته باشد، به این بستگی دارد که اعضای آن چه تعریفی از امنیت دارند. اگر هدف، توسعه همکاری، مقابله با تهدیدهای واقعی و ایجاد ثبات باشد، می‌تواند به بخشی از معماری جدید منطقه تبدیل شود؛ اما اگر به ابزاری برای رقابت هویتی و تشکیل جبهه‌های جدید تبدیل شود، احتمالا تنها نام تازه‌ای بر اختلافات قدیمی خواهد بود.
در نهایت، تاریخ خاورمیانه نشان داده است که عمر ائتلاف‌هایی که بر پایه ترس و نگرانی شکل می‌گیرند، معمولا کوتاه است؛ اما همکاری‌هایی که بر منافع مشترک و واقع‌گرایی سیاسی استوار باشند، می‌توانند دوام بیاورند. آزمون واقعی «محور مکه» نه در لحظه تولد، بلکه در توانایی آن برای عبور از رقابت‌های گذشته و ساختن آینده‌ای متفاوت خواهد بود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.