جزیرهای نفرینشده با روایتی پر از راز
سریال «خلیج بیوه» (Widow’s Bay) که بهتازگی پخش فصل نخست آن از شبکه اپل تیوی پلاس به پایان رسیده، به دلیل استقبال منتقدان و کسب امتیازهای بالا، برای فصل دوم نیز تمدید شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فرزانه متین- سریال «خلیج بیوه» (Widow’s Bay) که بهتازگی پخش فصل نخست آن از شبکه اپل تیوی پلاس به پایان رسیده، به دلیل استقبال منتقدان و کسب امتیازهای بالا، برای فصل دوم نیز تمدید شده است. این مجموعه ۱۰ قسمتی با ترکیب ژانر کمدی سیاه و وحشت فولکلور، امتیاز ۸.۲ را از IMDb و نمره ۹۸ درصد را از منتقدان راتن تومیتوز کسب کرده است. سازندگان تلاش کردهاند هم از عناصر کلاسیک سینمای وحشت بهره ببرند و هم رگههایی از وحشت مدرن را به روایت تزریق کنند. با این حال، سریال در ژانر وحشت چندان موفق عمل نمیکند و بیشتر روایت خود را بر رازآلودگی و حل معماها بنا میگذارد. خالق این مجموعه، کتی دیپولد، نویسنده و کمدین مشهور آمریکایی است.
داستان در جزیرهای خیالی به نام «خلیج بیوه» در منطقه نیوانگلند جریان دارد؛ جزیرهای که از همان دقایق ابتدایی مشخص میشود هیچ شباهتی به یک جامعه عادی ندارد. اینجا جایی است که نوشیدن کاپوچینو هنوز اتفاقی تازه و عجیب به حساب میآید و اینترنت بیسیم عملاً وجود خارجی ندارد. مردم جزیره سالهاست به شیوهای منزوی زندگی میکنند و نسبت به هرگونه تغییر یا ورود دنیای مدرن مقاومت نشان میدهند.
در مقابل این وضعیت، تام لافتیس، شهردار سرسخت جزیره، قرار دارد؛ مردی که ظاهراً نیت خیرخواهانهای دارد و تلاش میکند خلیج بیوه را به مقصدی گردشگری و پررونق تبدیل کند. اما این برنامه با مخالفت شدید بسیاری از ساکنان جزیره، به سرکردگی ویک، روبهرو میشود. ویک، ماهیگیر قدیمی جزیره، باور دارد که خلیج بیوه فقط یک جزیره دورافتاده نیست، بلکه سرزمینی نفرینشده است و باز کردن پای گردشگران به آن، یعنی کشاندن انسانهای بیخبر به دل خطری که سالهاست گریبان ساکنان جزیره را گرفته است. همین اختلاف نظر، زخمهای کهنه میان او و تام را نیز دوباره سرباز میکند و تنش میان این دو را از همان ابتدای داستان افزایش میدهد.
قصه در ابتدا سرراست به نظر میرسد. بهویژه پنج قسمت ابتدایی، بدون پیچیدگی و دراماتیزه کردن داستان پیش میرود. البته نیمه نخست سریال بهشدت کند و آهسته است و همین موضوع ضربهای اساسی به درام وارد میکند. اما تقریباً از قسمت پنجم، سریال ضرباهنگ تندتری به خود میگیرد و بهتدریج لایههای پیچیده این جزیره نفرینشده، که کارگردان در قسمتهای ابتدایی برای زمینهسازی آن زمان گذاشته بود، آشکار میشود.
با همه این تفاسیر، مخاطب در «خلیج بیوه» نباید به دنبال ترس باشد و اگر به دنبال یک سریال وحشت است، بهتر است همان «فرام» را تماشا کند. «خلیج بیوه» بیشتر تلاش میکند مخاطب را درگیر کشف راز موجودات فراطبیعی، مه مسموم، قاتل دلقکپوش و پیرزنی که از ناکجاآباد سر و کلهاش پیدا میشود، کند؛ عناصری که همگی در چرخهای از کلیشه قرار دارند. با این حال، بهتدریج فضای ناآرام و غیرعادی جزیره، که تا پیش از آن بیشتر به یک کمدی شباهت داشت، رنگ و بوی تازهای پیدا میکند.
از سوی دیگر، آنچه توی ذوق میزند، گریم و طراحی چهره موجودات است؛ بهگونهای که حتی ضدقهرمانهای آثار ترسناک کلاسیک دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی نیز در مقایسه با این موجودات، دهشتناکتر به نظر میآیند. با این حال، سازنده در خلق اتمسفر جزیره، فضای غریب و افسانههای محلی، از نظر بصری اثری درخور توجه ارائه داده است.
بزرگترین نقطه قوت این سریال، انتخاب گروه بازیگران است. بازیگرانی چون متیو رایس در نقش تام، شهردار جزیره، و کیت اوفلین در نقش پاتریشیا، دستیار شهردار، بازیهای بهجا و قابل قبولی از خود ارائه دادهاند. رایس در فضای کمدی سیاه و رازآلود، دو چهره متفاوت از شخصیت خود نشان میدهد که بازی او را عمیقتر و ملموستر میکند؛ از یک سو، شهرداری است که میخواهد همه افسانههای مربوط به این جزیره را لاپوشانی و اوضاع را تحت کنترل درآورد و از سوی دیگر، مردی است که همه چیز را درباره این سرزمین نفرینشده میداند، بار سنگین از دست دادن همسرش را بر دوش میکشد و تلاش میکند پدری نمونه برای پسرش باشد.
از سوی دیگر، اوفلین نیز به وجه کمدی سریال کمک شایانی کرده و توانسته فضای خفقانآور جزیره را تا حدی برای مخاطب تعدیل کند. همچنین دیالوگها، هرچند گاهی رنگ و بوی کلیشه دارند، اما در مجموع هوشمندانه نوشته شدهاند. با اینکه خردهروایتها در این سریال بسیار زیاد است، اما به هسته اصلی درام آسیب نمیزند. در نهایت، موسیقی و فیلمبرداری با بهرهگیری از تم رنگهای سرد، به شکلگیری جهان سریال کمک شایانی کرده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.