چرا بازیگران پیشکسوت مسافرکشی میکنند؟
بازیگران پیشکسوت فراموش میشوند، به مسافرکشی محکوماند و در نقشها با بیعدالتی روبهرو میشوند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بازیگران پیشکسوت فراموش میشوند، به مسافرکشی محکوماند و در نقشها با بیعدالتی روبهرو میشوند.
محمد فیلی بازیگری است که همه او را میشناسند. گروهی او را با نقش شمر به یاد میآورند و گروهی دیگر پا را فراتر میگذارند و از آثار «تفنگ سرپر» و «روزی روزگاری» صحبت میکنند. اما حقیقت این است که او کارنامهای درخشان دارد؛ بازیگری با لهجه شیرین شیرازی و جذاب، که تاریخچهای غنی از تئاتر، سینما و تلویزیون با خود به همراه دارد و شاید سهم بیشتری از این تاریخ به تلویزیون تعلق داشته باشد. این شبها او با سریال «گذرگاه» بازگشته و خودش در گفتوگویی اعلام کرده که چقدر خوشحال است از این اتفاق، در حالی که مدتی گویی کنار گذاشته شده بود و کمتر نقش به او میرسید.
این سخن محمد فیلی، یادآور گفتهای تلخ و تکاندهنده از عزتالله رمضانیفر، بازیگر پیشکسوت، شد؛ بازیگری که هنوز هم با قدرت جلوی دوربین میایستد و نقش به او پیشنهاد میشود. درست است که او با فیلم «گاو» و در کنار آن همه بازیگر کارکشته و بزرگ، سهمی از تاریخ هنر این کشور دارد و میتواند بگوید که با آن همه سریال و فیلم باید نقشهای شایسته به او برسد، اما گاهی نمیرسد.
رمضانیفر از مسافرکشی بسیاری از پیشکسوتان و فراموششدگان حوزه بازیگری و هنرمندی در سینما و تلویزیون سخن میگوید؛ از کسانی که روزگاری تصویربردار شناختهشده، نورپرداز ماهر، دستیار کارگردان یا منشی صحنه معروف بودند و امروز کمتر کسی آنها را به یاد میآورد. او از بازیگرانی میگوید که امروز کمتر نقش میگیرند و از حلقههای معروف و اسپانسرهایی که بازیگران نمایش خانگی و سینما را انتخاب و چینش میکنند.
این مسئله گاهی به تلویزیون نیز سرایت میکند، هرچند که در میان بازیگران سریالهای تلویزیونی امروز، هنوز برخی پیشکسوتان ارزشمند دیده میشوند که کمتر نقش به آنها میرسد. یکی از این پیشکسوتان محمد فیلی است که در سریال «گذرگاه» ایفای نقش میکند و خودش به این واقعیت اذعان دارد.
اما دردِ معیشت، مسافرکشی و فراموش شدن، واقعاً تکاندهنده است؛ موضوعی که عزتالله رمضانیفر با شفافیت بیان میکند. این وضعیت میتواند برای نسل جدید و علاقهمندان حوزه هنر، به ویژه بازیگری، هشداردهنده باشد و نگرانی ایجاد کند. چندی پیش، اکبر عبدی توصیهای داشت که به بازیگری به عنوان یک مهارت و هنر ذاتی نگاه کنید، اما همزمان به فکر شغل دیگری باشید که درآمدی پایدار فراهم کند.
شاید سخنان رمضانیفر و عبدی، هر دو، گوشهای از واقعیت را نشان میدهد؛ اینکه مافیا و باندبازی هنوز دست از سر هنر سینما، تلویزیون و بازیگری برنمیدارند. وگرنه چرا، به تعبیر برخی قدیمیهای این حرفه، از بهروز بقایی، عنایت شفیعی، محمود جعفری و بسیاری دیگر خبری نیست؟
البته میتوان گفت برخی پیشکسوتان، فیلمنامههای موجود را نمیپسندند؛ فیلمنامههایی که پشتوانه نویسندگان بزرگ ندارند و بودجه کافی برای نویسندگی صرف نمیشود. بیشتر سرمایهها صرف بازیگران رنگارنگ و سلبریتیها میشود، بهویژه در سینما و نمایش خانگی. طبیعی است که پیشکسوتان این فیلمنامهها را نمیپذیرند، هرچند خودشان بارها این نکته را بیان کردهاند.
با این حال، برخی پیشکسوتان درآمد دیگری ندارند و خانه سینما نیز کمکی به آنها نمیکند. بنابراین مجبورند به بازی در فیلمها و سریالها روی بیاورند، حتی اگر فیلمنامهها ضعیف باشند، و این برای سابقه و تجربه کاری آنها خطرناک است. از طرفی، سرمایهگذاران ترجیح میدهند همان سلبریتیهای رنگارنگ را در نقشهای پیرزن و پیرمرد سریالها و فیلمهایشان بگمارند. و از سوی دیگر، نویسندگان کمتجربه و بیمهارت قادر به خلق دیالوگها و قصههای ارزشمند برای پیشکسوتان و شخصیتهای میانسال نیستند؛ به همین دلیل، کمکم این بازیگران از چرخه تولید حذف میشوند و مشکلاتشان افزایش مییابد.
این نکته هم وظیفه مسئولان سازمان سینمایی و صداوسیماست و هم متوجه تهیهکنندگان و سازندگان فیلمها و سریالها؛ باید از ظرفیت و تجربه ارزشمند پیشکسوتان در آثارشان استفاده کنند و از بازیگران شناختهشده به عنوان سرمایههای ملی حمایت کنند، تا روزی شاهد نباشیم که آنها مجبور به مسافرکشی یا شغلهای دیگر شوند و همه را شوکه کنند.