|

تحریم‌ها میان دو روایت و یک واقعیت سخت

تحریم در ایران فقط یک ابزار سیاست خارجی نیست؛ بلکه یک تجربه جمعی است که در زندگی روزمره مردم، اقتصاد، سیاست و حتی زبان و فرهنگ رسوب کرده است.

تحریم‌ها میان دو روایت  و یک واقعیت سخت

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 هادی آخوندی نعمت‌آباد ، کارشناس روابط بین‌الملل : تحریم در ایران فقط یک ابزار سیاست خارجی نیست؛ بلکه یک تجربه جمعی است که در زندگی روزمره مردم، اقتصاد، سیاست و حتی زبان و فرهنگ رسوب کرده است.

سال‌هاست که جامعه ایرانی با دو روایت متضاد درباره تحریم زندگی می‌کند: روایتی که آن را فرصتی برای رشد، خودکفایی و حتی برکت می‌بیند و روایتی که آن را عامل فقر، فرسایش و ازهم‌گسیختگی اجتماعی می‌داند. این دو روایت، برخلاف تصور، صرفا محصول تبلیغات سیاسی نیستند، بلکه بازتاب دو واقعیت متفاوت‌اند؛ واقعیت‌هایی که هم‌زمان و در کنار هم وجود دارند و ایران را به یکی از پیچیده‌ترین نمونه‌های مواجهه با تحریم در جهان تبدیل کرده‌اند.

در روزهای اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بار دیگر بر روایتی تأکید کرد که تحریم را نه‌فقط یک فشار، بلکه فرصتی برای فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی و حتی عاملی برکت‌آفرین دانست. این سخنان، بلافاصله با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شد. از تحسین کسانی که تحریم را موتور خوداتکایی می‌دانند تا نقد تند منتقدانی که این نگاه را نادیده‌گرفتن هزینه‌های واقعی تحریم بر زندگی مردم تلقی کردند.

با این حال، طرح دوباره این بحث نشان می‌دهد که مسئله تحریم در ایران، صرفا یک موضوع اقتصادی یا دیپلماتیک نیست، بلکه یک منازعه روایی درباره تفسیر واقعیت است.

در روایت نخست، تحریم نه یک تهدید، بلکه یک محرک است؛ نیرویی که کشور را از خواب وابستگی بیدار کرده و به سمت تولید داخلی، نوآوری و خوداتکایی سوق داده است. طرفداران این نگاه به رشد صنایع داخلی اشاره می‌کنند. صنایعی که سال‌ها زیر سایه واردات و رقابت نابرابر قرار داشتند و با محدو‌د‌شدن واردات، فرصت نفس‌کشیدن پیدا کردند. از داروسازی تا فولاد، از پتروشیمی تا قطعه‌سازی، از فناوری‌های دفاعی تا نانو، نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد تحریم در برخی حوزه‌ها به جهش‌های واقعی منجر شده است. این گروه همچنین به کاهش وابستگی به دلار، گسترش پیمان‌های پولی با شرق، توسعه فناوری‌های حساس و افزایش صادرات برخی کالاها اشاره می‌کنند و معتقدند که فشار خارجی، ظرفیت‌های پنهان کشور را فعال کرده است. در این چارچوب، سخنان عراقچی امتداد همان روایتی است که تحریم را نه مانع، بلکه کاتالیزور می‌بیند.

اما روایت دوم، از دل زندگی مردم بیرون می‌آید. از سفره‌هایی که کوچک‌تر شده، از جوانان و خانواده‌هایی که مهاجرت را تنها افق پیش‌رو می‌بینند، از کارخانه‌ای که با کمبود مواد اولیه تعطیل شده، بیماری که دارویش کمیاب شده و خانواده‌ای که زیر بار تورم مزمن خم شده است.

منتقدان سخنان اخیر درباره برکت تحریم دقیقا از همین زاویه واکنش نشان دادند: اینکه چگونه می‌توان از برکت سخن گفت، وقتی هزینه تحریم‌ها به‌ طور نامتوازن بر دوش طبقه متوسط و فرودست افتاده است. این روایت، تحریم را نه فرصت، بلکه فشاری می‌داند که ارزش پول ملی را فرسوده، سرمایه‌گذاری خارجی را خشک کرده، و افق آینده را تیره ساخته است. از نگاه این گروه، تحریم‌ها بیش از آنکه ساختار قدرت را هدف بگیرند، زندگی روزمره مردم را نشانه رفته‌اند و زمینه‌ساز گسترش فساد، رانت و اقتصاد زیرزمینی شده‌اند.

این دو روایت، هر دو واقعی‌اند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی تصویر کامل را نشان نمی‌دهند. برای فهم این وضعیت دوگانه، رجوع به نگاه نظری اهمیت دارد. ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های هوشمند علیه ایران و نویسنده کتاب «هنر تحریم‌ها»، تحریم را نه یک مجازات ساده، بلکه «فرایند اعمال دردِ محاسبه‌شده» می‌داند. از نگاه نفیو، تحریم زمانی موفق است که هزینه‌های آن به‌ گونه‌ای توزیع شود که جامعه هدف، میان ادامه مسیر و تغییر رفتار، دچار تردید و فرسایش تصمیم‌گیری شود. تحریم‌ها قرار نیست الزاما فروپاشی ایجاد کنند؛ هدف آنها ایجاد فشار تدریجی، نااطمینانی مزمن و افزایش هزینه‌های انتخاب است. با این معیار، تجربه ایران قابل فهم‌تر می‌شود. تحریم‌ها نه به فروپاشی کامل منجر شده‌اند و نه به تغییر بنیادین رفتار، بلکه وضعیتی میانه ساخته‌اند: اقتصادی که توان بقا دارد، اما هزینه این بقا بالاست. همان چیزی که می‌توان آن را «رکود مقاوم» نامید. از منظر نفیو، چنین وضعیتی لزوما شکست تحریم نیست، بلکه موفقیتی نسبی است؛ زیرا فشار ادامه دارد و فرسایش انباشته می‌شود. اینجاست که خوش‌بینی افراطی درباره برکت تحریم با نقد رئالیستی مواجه می‌شود: تحریم ممکن است ظرفیت‌هایی را فعال کند، اما هم‌زمان هزینه‌هایی می‌سازد که در بلندمدت می‌تواند همان ظرفیت‌های فعال‌شده را نیز تحلیل ببرد.

تحریم‌ها در ایران شکاف طبقاتی را نیز تشدید کرده‌اند. برخی گروه‌ها توانسته‌اند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند یا حتی از آن سود ببرند: صنایع بزرگ، صادرکنندگان، واسطه‌ها و بخش‌هایی از اقتصاد رانتی. در مقابل، طبقه متوسط، کارگران، کسب‌وکارهای کوچک و جوانان تحصیل‌کرده بیشترین فشار را تحمل کرده‌اند. این توزیع نامتوازن هزینه و فایده است که دو روایت متضاد را بازتولید می‌کند و هر دو را، از منظر تجربه زیسته، قابل دفاع می‌کند.

در نقشه جهانی تحریم‌ها نیز ایران در موقعیتی خاکستری قرار دارد. نه سرنوشتی شبیه فروپاشی ونزوئلا و سوریه داشته و نه مسیری شبیه خروج ویتنام از انزوا را طی کرده است. بیشتر به کشورهایی نزدیک است که در وضعیت پایداری پرهزینه قرار دارند؛ مانند کوبا یا روسیه. این وضعیت، نه نشانه برکت قطعی است و نه فاجعه مطلق، بلکه نتیجه ترکیب فشار خارجی با محدودیت‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی است.

نگاه رئالیستی به تحریم، نه در ستایش آن خلاصه می‌شود و نه در انکار دستاوردهای محدودش. تحریم، همان‌گونه که نفیو تأکید می‌کند، یک ابزار است؛ ابزاری برای تغییر محاسبات. اینکه این ابزار به فرصت تبدیل شود یا به فرسایش، به سیاست‌های داخلی، کیفیت حکمرانی و نحوه توزیع هزینه‌ها بستگی دارد.

تحریم نه ذاتا برکت است و نه ذاتا بلا؛ یک فشار است و فشار، اگر مدیریت نشود، بیش از آنکه سازنده باشد، فرساینده خواهد بود.

ایران امروز میان دو روایت زندگی می‌کند، اما واقعیت جایی میان این دو قرار دارد؛ واقعیتی سخت، پیچیده و خاکستری.

تحریم آینه‌ای است که هم توان بقا را نشان می‌دهد و هم بهای سنگین آن را. مسئله اصلی نه انتخاب میان تحریم خوب یا تحریم بد، بلکه انتخاب میان خوانش واقع‌بینانه یا توجیه‌گرایانه از این آینه است.

آینده ایران به این بستگی دارد که تحریم بهانه‌ای برای عادی‌سازی فشار شود یا انگیزه‌ای برای اصلاح ساختارهایی که بدون تحریم هم مسئله‌دار بوده‌اند. این انتخابی است که نه در واشنگتن انجام می‌شود و نه در بروکسل؛ بلکه در تهران و در دل سیاست‌گذاری داخلی رقم می‌خورد.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.