|

تنگه هرمزد

هرمزد روز از فروردین ماه ۱۴۰۵

​این روزها ناپایداری رفت و آمد تجاری در تنگه هرمز سرتیتر اخبار جهان و مهم‌تر از خود جنگ است. در میانۀ همه حرف‌ها و بحث‌ها و تحلیل‌های ژئوپولتیک، جای توجه به یک نکته خالیست و آن نام این تنگه است: تنگۀ هرمز. پنداری دست قضا سرنوشت همه را به تنگه‌ای گره زده که نامش را از اهورامزدا می‌گیرد.

تنگه هرمزد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سیدمحمد بهشتی، الناز نجفی، بهنام ابوترابیان در یادداشتی نوشتند:این روزها ناپایداری رفت و آمد تجاری در تنگه هرمز سرتیتر اخبار جهان و مهم‌تر از خود جنگ است. در میانۀ همه حرف‌ها و بحث‌ها و تحلیل‌های ژئوپولتیک، جای توجه به یک نکته خالیست و آن نام این تنگه است: تنگۀ هرمز. پنداری دست قضا سرنوشت همه را به تنگه‌ای گره زده که نامش را از اهورامزدا می‌گیرد. 

نامی که نه جمهوری اسلامی آن را برگزیده و نه پرتغال یا انگلیس یا امریکا و اسرائیل توان تغییرش را داشته‌اند. نامی که از دورزمان به بیانِ فرهنگ ایرانی درآمده و وجدان‌های بیداری پاسش داشته‌اند. از آنجا که تا پیش از دورۀ مدرن در هیچ‌کجای جهان «هیچ نامی بی‌حقیقت» و هیچ اسمی بی‌مسمی نبوده خوب است به توصیه مولانا «اسم خواندی رو مسمی را بجو»، در پی مسمای «تنگۀ هرمز» برآییم و به داناییِ تاریخی که هم‌اینک در لوای این نام ما را مخاطب قرار داده گوش سپاریم تا مگر داوری نهفته در پسِ آن را بشنویم:

اهورامزدا به باور مزدیسنان «سرور دانا» خوانده می‌شود. دانایی او از همه‌آگاهی و اندازه‌دانی و وقت‌شناسی‌اش در آفرینش نیکو برمی‌آید. می‌گویند در لحظه صفر آفرینش گیتی:

«هرمزد زمانی بیکرانه در روشنی بود و اهریمن در تاریکی. هرمزد به همه‌آگاهی می‌دانست که اهریمن هست، روزی برخواهد تاخت و جهان را به رشک خواهد گرفت. 

اما اهریمن به سبب پس‌دانشی از هستی هرمزد آگاه نبود. تازه وقتی به مرز دیدار روشنان آمد و از هستی هرمزد آگاه شد، از روی حسد بسا دیو آفرید، و تاختن آغاز کرد.

آنگاه هرمزد با دانستن چگونگی فرجام کار آفرینش به اهریمن پیشنهاد آشتی داد. اهریمن پنداشت که هرمزد چون بیچاره است مصالحه‌جویی می‌کند، پس نپذیرفت.»

در همین فراز، معنای اندازه‌دانیِ هرمزد پیدا می‌شود: اولویت آشتی بر جنگ پیش از آمیزش. هرمزد در آمیزش با اهریمن طرفِ آشتی می‌ایستد و نه قهر. این خود برآمده از اندازه‌دانی و آگاهی است و نه ترس. اما آنجا که اهریمن پیشنهاد آشتی را نمی‌پذیرد و آمیزش ناگزیر می‌شود، هرمزد باز تدبیری سنجیده اتخاذ می‌کند:

«پس هرمزد به همه‌آگاهی دانست که اگر برای کارزار زمان تعیین نکند، آمیختگی همیشگی خواهد شد. او می‌دانست به زمان کردن اهریمن از کار می‌افتد. اهریمن به سبب غرور، و نادیدن فرجام کار، با هرمزد هم‌پیمان شد.» 

تدبیر هرمزد تعیین کرانه‌ برای آمیزش بود. هرمزد به‌ سبب همه‌آگاهی، یعنی آگاهیِ پیشینیِ برآمده از خردورزی و رای، این کرانه‌ها را زمانی که اهریمن در محاق و پوشیدگی بود، برگزید و اهریمن نیز چون پس‌دانش بود، و همه چیز را پس از وقوع می‌فهمید، آن را پذیرفت. همین تدبیر آمیزش آفریدگان هرمزد و اهریمن را از «جنگ» به «کارزار» تغییر داد: 

«اهورامزدا برای از کار افکندن اهریمن به ناچار زمان را آفرید. زیرا اهریمن جز با کارزار از کار نمی‌افتد. پس آنگاه کارزار آغاز شد».

«کارزار» در لغت نه به معنیِ قهر و غلبه که به معنی «چاره‌گری» است. «چاره‌گری» هرمزد منبعث از اندازه‌دانی او در تعیین «وقت» فرجام آمیزش است. 

نکته کلیدی در فهم اندیشه و خرد همه‌آگاهانه اهورامزدا همین وقت‌شناسی اوست برای آنکه از خودِ اهریمن (وجه تباهکارِ زمان) بهره برد تا آفرینشی نامیرا و تباه‌ناشدنی پدید آورد. همان‌ تدبیری که ایرانیان هرگاه در طول تاریخ هنگام بزنگاه‌ها از هرمزد پیروی کرده‌اند در معرکه‌های تاختن اهریمن (خواه از درون خود و خواه از بیرون) به کار بستند تا «جنگ» و «قتال» و «خون‌ریختن» و «ویرانی» و «تبهکاری» را به «کارزار» یا چاره‌گری تبدیل کنند؛ نیاکان نیک ما از ابتدای ایران تا این زمان با همین قدردانی از «وقت‌شناسی» و «همه‌آگاهی» هرمزدی توانستند هر عاملی که برای ویرانی و نابودی ایران آمده بود به خدمت گیرند تا جاودانگی معنای ایران را تضمین کنند.

در این معنا «تنگۀ هرمز» صرفا نامی بر کرانه‌های یک سرزمین یا گلوگاهی استراتژیک روی نقشه نیست بلکه تأکیدی است بر اهمیت گلوگاهی در زمان مثل نوروز که با گوش سپردن به پیام نهفته در نامش می‌توان جنگ را به چاره‌گری مبدل کرد و از روند رو به تباهی در وقتش به نفع جاودانگی سود جست.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.