گزارش «شرق» از ماجرای ناپدیدی و کشف پیکر بیجان دختری به نام «م»:
دختر ۲۳ سالهای که به خانه برنگشت
پرونده «م» در دست پلیس تهران است؛ بیش از یک هفته از ماجرا گذشته و تحقیقات برای پیدا کردن قاتل ادامه دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حدود ساعت ۵ بعدازظهر سهشنبه هفتم بهمنماه دختری به نام «م» از محل کار خود در محدوده میدان آرژانتین به سمت خانهشان در قرچک ورامین حرکت کرد اما هیچوقت به خانه نرسید. جنازه او را روز پنجشنبه یعنی دو روز بعد، در آبراه یا کانال آبی در محدوده حسنآباد قم پیدا کردند. مراسم خاکسپاری این دختر جوان که به گفته دوستانش متولد سال ۱۳۸۱، یعنی حدودا ۲۳ ساله بود، در بهت و اندوه شدید خانواده در آرامستان امامزاده بیبی زبیده قرچک ورامین برگزار شد. آنطور که به شرق اعلام شد، خانواده در روز خاکسپاری، به رسم خود، برای دختر جوان از دست رفتهشان، که رخت سفید عروسی به تن نکرده بود، مراسمی ویژه برگزار کردند.
پرونده «م» در دست پلیس تهران است؛ بیش از یک هفته از ماجرا گذشته و تحقیقات برای پیدا کردن قاتل ادامه دارد.
«م» آخرین فرزند از یک خانواده ۶نفره است. یک خواهر و دو برادر دیگر دارد که از روز پنجشنبه تاکنون عزادار هستند. صدای خواهر «م» از پشت تلفن بهسختی میآید. او نای حرف زدن ندارد. صدای خشدارش آنقدر اندوهگین و غصهدار است که نمیتواند مکالمه را ادامه دهد. او میگوید اطلاعات بیشتری ندارند. روز خاکسپاری یعنی شنبه یازدهم دیماه، تلخترین و غمانگیزترین روز زندگی این خانواده بود؛ روزی که به رسم خودشان برای دختران جوان مجرد از دست رفته، ماشین را با ربانهای سیاه تزیین کردند، حنا و نقل و شکلات آوردند و هلهله سوگ سر دادند، صدای ضجههای آنها اما بلندتر از نوای عروسی بود. آنها با دستان خود دختر جوانشان را به آرامستان امامزاده بیبی زبیده بردند. دختر تهتغاریشان را به خاک سپردند و همراه با صدای علی زندوکیلی که از بلندگو میخواند: «لالا کن دختر زیبای شبنم...» بر سونوشتشان اشک ریختند. آنجا میان جمع تقریبا تمام همکلاسیهای «م» حضور داشتند. او دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک دانشگاه هنر و معماری پارس بود، قرار بود اسفندماه از پایاننامهاش دفاع کند. دوستان و همدانشکدهایهایش آخرین بار او را سر کلاس درس چیدمان لیآوت که روز دوشنبه برگزار شده بود، دیده و همکارانش در شرکت ساعت ۵ بعدازظهر روز سهشنبه با او خداحافظی کرده بودند. دختر جوان آن روز یک کت زمستانی کرمرنگ به تن داشت با شلواری مشکی و شالی به رنگ کرم- قهوهای. ماسکی هم به صورت زده بود. بعدازظهر سهشنبه از شرکت به سمت نزدیکترین ایستگاه مترو حرکت کرده بود، ساعت حدود ۶ و ۲۰ دقیقه به ایستگاه مترو جوانمرد قصاب رسیده، دوربینهای مترو تصاویر خروجش از ایستگاه مترو را ضبط کردهاند. حتی اینکه سوار خودرو شده هم در این تصاویر تا حدودی مشخص است. بر خلاف روزهای دیگر که محل توقفش ایستگاه نیروی هوایی بود آن روز سهشنبه در ایستگاه جوانمرد قصاب توقف کرد. پدر هر روز در ایستگاه نیروی هوایی منتظرش میایستاد اما آن روز، «م» به دلیل خستگی و بیحوصلگی اعلام کرده بود پدر دنبالش نیاید و او از ایستگاه جوانمرد قصاب با تاکسی به خانه میرود. پیادهروی ایستگاه نیروی هوایی برای او زیاد بود.
آنطور که بررسیها نشان میدهد او حدود ساعت ۶:۲۰ از مترو خارج و ساعت ۶:۳۰ سوار یک ماشین شد. در میانه راه متوجه رفتارهای عجیب و مشکوک راننده شد و در یک گروه چند نفرهای که با دوستانش داشت اعلام خطر کرد و برایشان لایو لوکیشن فرستاد. بعد هم یک تماس تلفنی با همکلاسیاش برقرار و با او شروع به صحبت کرد به خیال اینکه راننده دچار هراس میشود. اما در میان جیغ و فریادهای متوالیاش تلفن قطع شد و بار دیگر که همکلاسی با او تماس برقرار کرد فقط خط باز شد بدون اینکه بتواند با «م» صحبت کند. تنها صداهای التماس و جیغهای «م» میآمد. پس از این اتفاق دوستان با خانواده و پلیس تماس میگیرند، اما دیگر نمیتوانند با «م» ارتباطی برقرار کنند، در نهایت پس از دو روز جستوجو، پیکر بیجان او را روز پنجشنبه، نهم بهمنماه پیدا کردند.
آنطور که شنیده میشود او را با ضربات چاقو به قتل رسیده است. دوستان نزدیک «م» که در مراسم خاکسپاری با پدرش صحبت کردهاند، ادعا میکنند در کنار جسد دختر جوان، پیکر بیجان دو دختر دیگر هم پیدا شده است؛ اخباری که شرق آنها را تایید و یا رد نمیکند. حتی گفته شده که در هفتههای اخیر مواردی از مفقودی دختران گزارش شده که امکان راستیآزمایی تعداد برای شرق امکانپذیر نیست. این گزارش نتیجه گفتوگو با خواهر، همکلاسیها، همکاران و دوستان «م» از جزئیات ماجرای ناپدیدی و کشف جسد اوست.
آخرین اخبار جامعه را از طریق این لینک پیگیری کنید.