بریتانیا و سایه اعتراضات اروپا
امکان پیوند نارضایتیهای پراکنده و شکلگیری مطالبات مشترک
اعتراضات جوانان در چند کشور اروپایی (آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا - اکتبر تا نوامبر ۲۰۲۶) این پرسش را پیش میآورد که نسل جوان چگونه نارضایتیهای خود را به مطالبهای سیاسی تبدیل میکند؟
مهراد کچویی
اعتراضات جوانان در چند کشور اروپایی (آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا - اکتبر تا نوامبر ۲۰۲۶) این پرسش را پیش میآورد که نسل جوان چگونه نارضایتیهای خود را به مطالبهای سیاسی تبدیل میکند؟
تا زمان نگارش این یادداشت، جز چند موج محلی، شواهدی از جنبشی یکپارچه در بریتانیا وجود ندارد؛ بااینحال، نشانهها حاکی از افزایش تحرکات است. اتحادیه ملی دانشجویان برای جمعه ۲۰ نوامبر ۲۰۲۶ فراخوان «اعتصاب جوانان» داده و میگوید بودجه پاییزی دولت به نگرانیهای دانشجویان درباره وام، تأمین مالی آموزش و دستمزد جوانان پاسخی جدی نداده است. جدا از این فراخوان، اتحادیه دانشگاهها و کالجها نیز برای همان روز، دعوت به اقدام سراسری در دانشگاههای بریتانیا، در اعتراض به حذف رشتهها و تعدیل نیرو کرده است. همزمانی این دو برنامه به معنای وجود رهبری یا سازمان مشترک نیست، اما نشان میدهد نارضایتیهای متفاوت میتوانند در یک مقطع زمانی به هم نزدیک شوند. اهمیت این تحولات را باید در زمینه گستردهتری دید. برای بخشی از جوانان، مسئله فقط یافتن شغل یا پرداخت هزینه تحصیل نیست؛ دشواری تأمین مسکن، فشار هزینههای روزمره و عدم اطمینان از آینده شغلی، تصویری مبهم از آینده آنان ساخته است. در چنین وضعی، تصمیمهای عمومی درباره آموزش، اشتغال و هزینهکرد دولت مستقیم بر استقلال اقتصادی، انتخاب مسیر شغلی و اعتماد جوانان به نهادهای سیاسی اثر میگذارند. به همین دلیل، اعتراض دانشجویی را نمیتوان فقط واکنشی صنفی دانست؛ این اعتراض گاه زبان سیاسی نسلی است که میخواهد بداند در برنامه آینده کشور چه جایگاهی دارد.
وضعیت فعلی آموزش عالی در انگلستان این نگرانیها را تشدید میکند. کتابخانه مجلس عوام در گزارش خود درباره تأمین مالی دانشگاهها در انگلستان، از فشار فزاینده بر پایداری مالی مؤسسات سخن میگوید؛ فشارهایی که به اعلام تعدیل نیرو، تعطیلی برخی دورهها، کاهش سرمایهگذاری پژوهشی و عقبافتادن تعمیر و نگهداری انجامیده است.
این گزارش همچنین نشان میدهد در درازمدت، سهم کمکهای مستقیم دولتی در تأمین مالی آموزش کاهش یافته و نقش شهریه و وامهای دانشجویی پررنگتر شده است. این وضعیت از اختلاف میان مدیریت دانشگاه و کارکنان فراتر میرود: کاهش رشتهها، نیروی انسانی یا پژوهش، دانشجویان را نیز درباره کیفیت آموزش و ارزش مدرکشان نگران میکند. البته دادههای این گزارش مشخصا به انگلستان مربوط است و نباید بیواسطه به اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی تعمیم داده شود. در کنار بحران آموزش، سیاست دفاعی دولت حزب کارگر نیز به موضوعی برای بحث عمومی و نگرانی در میان نسل جدید تبدیل شده است.
در جولای ۲۰۲۶ وزارت دفاع از تشکیل ائتلافی با مشارکت ۳۵ دانشگاه در سراسر بریتانیا خبر داد؛ طرحی که بخشی از بسته ۱۸۲ میلیون پوندی دولت برای توسعه مهارتها و پژوهشهای دفاعی است. دولت این همکاری را راهی برای تقویت امنیت، گسترش پژوهش و فراهمکردن فرصتهای شغلی در حوزههایی مانند فناوری و مهندسی معرفی میکند. امنیت ملی و توسعه فناوری میتوانند به دانش و نیروی متخصص دانشگاهها نیاز داشته باشند، اما مطالبات بر شفافیت و پاسخگویی درباره تصمیمهایی که بر جهتگیری دانشگاه اثر میگذارند، حکایت دارد.
از این منظر، همزمانی فراخوان دانشجویان، اقدام اتحادیه دانشگاهی و گسترش همکاری دفاعی، نشانه یک جنبش واحد نیست، بلکه سه میدان مرتبط از مناقشه بر سر آینده است: معیشت جوانان، دسترسی به آموزش باکیفیت و اولویتهای پژوهشی و اقتصادی کشور. پیونددادن این میدانها میتواند به شکلگیری یک دستور کار مشترک کمک کند، اما چنین همگراییای نه قطعی است و نه خودبهخود رخ میدهد. دانشجوی بدهکار، کارمند دانشگاهی نگران شغل و جوانی که به فرصتهای دفاعی و فناوری علاقهمند است، لزوما خواستههای یکسانی ندارند. برچسب «اعتراض جوانان» نباید این تفاوتهای طبقاتی، جغرافیایی و شغلی را پنهان کند.
همچنین دادههای کمیسیون انتخابات بریتانیا نیز با تعمیم تصویر جوانان، به عنوان نسلی بیعلاقه به سیاست (آنچه سیاستمداران بریتانیایی بر آن پافشاری میکنند) سازگار نیست. تجربه اعتراضات جوانان در آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی را نباید به معنای سرایت مستقیم بحرانهای این کشورها به بریتانیا یا تکرار قریبالوقوع همان الگوی اعتراضی در این منطقه دانست. تفاوت در ساختار اقتصادی، نظام آموزشی، روابط دولت و جامعه و ظرفیت سازماندهی سیاسی، به هریک از این جنبشها ویژگیهای خاصی بخشیده است.
اهمیت این تجربهها برای بریتانیا، نه در انتقال مکانیکی نارضایتیها، بلکه در آشکارکردن سازوکاری است که از طریق آن مسائل ظاهرا جداگانه میتوانند به یک مطالبه سیاسی مشترک تبدیل شوند. اعتراضات اروپا نشان میدهد فشار اقتصادی، نگرانی درباره آینده شغلی و آموزشی و مناقشه بر سر اولویتهای نظامی دولت، در شرایطی خاص قابلیت همگرایی و تبدیلشدن به یک چارچوب اعتراضی مشترک را دارند.
از این منظر، تحولات اخیر بریتانیا بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک جنبش فراگیر میان جوانان باشند، بیانگر وجود زمینههایی هستند که در صورت تشدید و پیوندخوردن نارضایتیهای موجود میتوانند به گسترش بسیج اعتراضی منجر شوند. بااینحال، تبدیل این نارضایتیها به یک حرکت جمعی، به چگونگی درک مشترک جوانان از مسائل و توانایی تشکلهای دانشجویی، اتحادیهها و شبکههای اجتماعی در پیونددادن مطالبات پراکنده وابسته است. این تحولات با وجود آنکه در برخی مناطق به صورت محلی شکل گرفته، هنوز از شکلگیری یک جنبش واحد حکایت ندارند ولی میتوانند نشانهای از نزدیکشدن برخی مطالبات اجتماعی و دانشگاهی به یکدیگر باشند. از این منظر، تجربه اروپا بیش از آنکه پیشبینیکننده آینده بریتانیا باشد، هشداری جدی و برپایه شواهدی متقن درباره امکان همگرایی اعتراضات در بریتانیاست.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.