|
کدخبر: 412891

کودکان؛ پایه‌های مهم شکل‌گیری شهرها

برنامه‌‌یزی شهری هنگامی به معنای واقعی به اهداف شهر مطلوب می‌رسد که به خواسته‌ها و نیازهای تمام شهروندان در هر گروه سنی پاسخ دهد.

کودکان نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین اقشار جامعه، شهروندان یک شهر هستند.
کودکی مهم‌ترین دوره‌ زندگی برای شکل‌گیری ساختار شخصیتی و فرآیندهای رشدی یک انسان است و محیط تأثیر انکار‌ناپذیری بر آن دارد. از سوی دیگر کودکان امروز بزرگسالان آینده‌ جامعه هستند. کودکانی که امروز تربیت می‌شوند، کودکانی که امروز شنیده و دیده می‌شوند، فردا خود سیاستگذار و مجری زندگی شهروندی خواهند بود.
از این منظر و در مسیر توسعه‌ پایدار بلندمدت، کودکان از پایه‌های مهم شکل‌گیری یک شهر هستند. رابطه‌ شهر و کودک رابطه‌ معنادار و تعیین‌کننده‌ای در زندگی شهروندی است.
ایده و مفهوم «شهر و اجتماعات دوستدار کودک» از اوایل دهه‌ 90 میلادی همزمان با مفهوم توسعه‌ پایدار در قالب رعایت عدالت بین‌نسلی و درون‌نسلی اشاعه یافت. درواقع مقوله‌ اجتماعات دوستدار کودک یک جنبش جهانی است که از اجرایی‌شدن حقوق کودکان در سطح شهرها و جوامع حمایت کرده و افق‌های جدیدی را برای دولت‌ها ترسیم می‌کند تا از حقوق کودکان برای یک زندگی امن، محیط‌ زیست سالم و پاک و اوقات فراغت و تفریحی سالمی در محیط زندگی‌شان حمایت کنند.
با این دیدگاه است که شهرداری تهران نیز با نگاه همه‌جانبه و شعار «تهران شهری برای همه» تحقق شهر دوستدار کودک را به عنوان یکی از اقدامات جدی ذیل معاونت اجتماعی و فرهنگی در سطح «محلات دوستدار کودک (اجتماعات کوچک‌تر)» پیگیری می‌کند.
در این مسیر با توجه به ارزیابی محلات و تحلیل وضعیت کودکان، متناسب با نیاز و بر اساس برنامه‌ عملیاتی منسجم طراحی و عمل می‌کنیم تا اتفاقات اثربخشی در محلات شهر تهران رقم بزنیم.
در این فرآیند اهمیت‌دادن به آرای کودکان و مشارکت آنان در تصمیم‌گیری‌های محله‌هایشان را جدی می‌گیریم و تلاش می‌کنیم در ارایه‌ خدمات و تسهیلات برای کودکان، منافع، ایده‌ها و اولویت‌های آنها مورد توجه قرار گیرد.
در این مسیر، یکی از سوال‌های آغازین این بوده است: منافع و اولویت‌های کودک را چه‌ کسی تعریف می‌کند؟ تنها متخصصان یا مدیران؟
سیاست و رویکرد پایه‌ای ما بر شنیده‌شدن کودکان، در استخراج نیازها و خواسته‌های کودکان و مشارکت‌دادن آنها در سیاستگذاری و برنامه‌ها بوده است؛ چه آن زمان که در لوای جشنواره‌ بزرگ «شهری که من دوست دارم»، از دل نقاشی‌های کودکان تهرانی نگاه و توقع آنان از شهر مورد علاقه‌شان مورد تحلیل قرار گرفت، چه در طراحی محلات دوستدار کودک، بخشی از پایش‌های ابتدایی و نیازسنجی‌ها در محیط‌هایی صورت گرفت که کودکان حضور داشتند.
جدای از اینکه جهان و نگاه کودکان را از دل آثار، نوشته‌ها و رفتارشناسی آنان در فضاهای مختلف فیزیکی و مجازی استخراج می‌کنیم، در طول اجرای این طرح در محلات پایلوت نیز رابطه‌ هدفمند برنامه‌ریزان و متخصصان بخش‌های مختلف با کودکان ساکن این محلات، حتی در قالب گفت‌وگوهای رودررو، تاکنون رُکنی اساسی بوده است.
این روزها قدم‌هایی در این مسیر برداشته می‌شود که نوید ایجاد بستر تحولی پویا در کشور خواهد بود و حمایت از توسعه و پایداری پروژه‌های دوستدار کودک، افزایش آگاهی عمومی، آموزش و توانمندسازی والدین، افزایش آگاهی و آموزش کودکان، تلاش برای بهبود کیفیت محیطی و افزایش دسترسی به خدمات باکیفیت، بهبود مراکز خدمت‌رسان، حمایت از کیفیت زندگی نسل‌های امروز و آینده است. امیدواریم این مهم با حمایت مستمر و هم‌افزایی همه‌ نهادها، سازمان‌ها و مردم بستر توسعه‌یافتگی و هم‌آفرینی فراهم کند؛ چراکه روشن‌ترین نشان توسعه‌یافتگی یک جامعه، دنیایی است که برای فرزندانش باقی می‌گذارد.

برنامه‌‌یزی شهری هنگامی به معنای واقعی به اهداف شهر مطلوب می‌رسد که به خواسته‌ها و نیازهای تمام شهروندان در هر گروه سنی پاسخ دهد.

کودکان نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین اقشار جامعه، شهروندان یک شهر هستند.
کودکی مهم‌ترین دوره‌ زندگی برای شکل‌گیری ساختار شخصیتی و فرآیندهای رشدی یک انسان است و محیط تأثیر انکار‌ناپذیری بر آن دارد. از سوی دیگر کودکان امروز بزرگسالان آینده‌ جامعه هستند. کودکانی که امروز تربیت می‌شوند، کودکانی که امروز شنیده و دیده می‌شوند، فردا خود سیاستگذار و مجری زندگی شهروندی خواهند بود.
از این منظر و در مسیر توسعه‌ پایدار بلندمدت، کودکان از پایه‌های مهم شکل‌گیری یک شهر هستند. رابطه‌ شهر و کودک رابطه‌ معنادار و تعیین‌کننده‌ای در زندگی شهروندی است.
ایده و مفهوم «شهر و اجتماعات دوستدار کودک» از اوایل دهه‌ 90 میلادی همزمان با مفهوم توسعه‌ پایدار در قالب رعایت عدالت بین‌نسلی و درون‌نسلی اشاعه یافت. درواقع مقوله‌ اجتماعات دوستدار کودک یک جنبش جهانی است که از اجرایی‌شدن حقوق کودکان در سطح شهرها و جوامع حمایت کرده و افق‌های جدیدی را برای دولت‌ها ترسیم می‌کند تا از حقوق کودکان برای یک زندگی امن، محیط‌ زیست سالم و پاک و اوقات فراغت و تفریحی سالمی در محیط زندگی‌شان حمایت کنند.
با این دیدگاه است که شهرداری تهران نیز با نگاه همه‌جانبه و شعار «تهران شهری برای همه» تحقق شهر دوستدار کودک را به عنوان یکی از اقدامات جدی ذیل معاونت اجتماعی و فرهنگی در سطح «محلات دوستدار کودک (اجتماعات کوچک‌تر)» پیگیری می‌کند.
در این مسیر با توجه به ارزیابی محلات و تحلیل وضعیت کودکان، متناسب با نیاز و بر اساس برنامه‌ عملیاتی منسجم طراحی و عمل می‌کنیم تا اتفاقات اثربخشی در محلات شهر تهران رقم بزنیم.
در این فرآیند اهمیت‌دادن به آرای کودکان و مشارکت آنان در تصمیم‌گیری‌های محله‌هایشان را جدی می‌گیریم و تلاش می‌کنیم در ارایه‌ خدمات و تسهیلات برای کودکان، منافع، ایده‌ها و اولویت‌های آنها مورد توجه قرار گیرد.
در این مسیر، یکی از سوال‌های آغازین این بوده است: منافع و اولویت‌های کودک را چه‌ کسی تعریف می‌کند؟ تنها متخصصان یا مدیران؟
سیاست و رویکرد پایه‌ای ما بر شنیده‌شدن کودکان، در استخراج نیازها و خواسته‌های کودکان و مشارکت‌دادن آنها در سیاستگذاری و برنامه‌ها بوده است؛ چه آن زمان که در لوای جشنواره‌ بزرگ «شهری که من دوست دارم»، از دل نقاشی‌های کودکان تهرانی نگاه و توقع آنان از شهر مورد علاقه‌شان مورد تحلیل قرار گرفت، چه در طراحی محلات دوستدار کودک، بخشی از پایش‌های ابتدایی و نیازسنجی‌ها در محیط‌هایی صورت گرفت که کودکان حضور داشتند.
جدای از اینکه جهان و نگاه کودکان را از دل آثار، نوشته‌ها و رفتارشناسی آنان در فضاهای مختلف فیزیکی و مجازی استخراج می‌کنیم، در طول اجرای این طرح در محلات پایلوت نیز رابطه‌ هدفمند برنامه‌ریزان و متخصصان بخش‌های مختلف با کودکان ساکن این محلات، حتی در قالب گفت‌وگوهای رودررو، تاکنون رُکنی اساسی بوده است.
این روزها قدم‌هایی در این مسیر برداشته می‌شود که نوید ایجاد بستر تحولی پویا در کشور خواهد بود و حمایت از توسعه و پایداری پروژه‌های دوستدار کودک، افزایش آگاهی عمومی، آموزش و توانمندسازی والدین، افزایش آگاهی و آموزش کودکان، تلاش برای بهبود کیفیت محیطی و افزایش دسترسی به خدمات باکیفیت، بهبود مراکز خدمت‌رسان، حمایت از کیفیت زندگی نسل‌های امروز و آینده است. امیدواریم این مهم با حمایت مستمر و هم‌افزایی همه‌ نهادها، سازمان‌ها و مردم بستر توسعه‌یافتگی و هم‌آفرینی فراهم کند؛ چراکه روشن‌ترین نشان توسعه‌یافتگی یک جامعه، دنیایی است که برای فرزندانش باقی می‌گذارد.