رویای یک بازار برای زنان سرپرست خانوار مناطق محروم، به ابعاد ایران
یادداشت افشین خاکی نجفآبادی، مدیر ارشد توسعه و توانمندسازی کسبوکارهای بومی و محلی دیجیکالا
توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در مناطق محروم معمولا با حمایتهای از قبل اعطای تسهیلات ارزان قیمت برای ایجاد کارگاه، تأمین ابزار و نهادههای تولید و در نهایت آموزش فرآیند تولید توسط نهادهای عمومی و دولتی عجین شدهاند. در نتیجه این اقدامات یک زن ممکن است مهارت تولید صنایع دستی بدست آورد، در خانه مواد غذایی باکیفیت تولید کند یا در یک کارگاه کوچک محصولی بسازد که در بازار پیرامونی خود مشتری داشته باشد. اما بازار محلی ظرفیت محدودی دارد، خصوصا در مناطق کمتر برخوردار. فاصله جغرافیایی با شهرهای بزرگ، هزینه دسترسی به بازار، نبود شبکه توزیع معمولا امکان تجربه حضور عملی در بازار بزرگ را نمیدهد و به این ترتیب تنها تعداد محدودی از کسب و کارها امکان ادامه دادن و رسیدن به مرحله تثبیت کسب و کار و پایداری میرسند. به همین دلیل، مسئله بسیاری از این کسبوکارها کمبود ظرفیت تولید نیست؛ نبود فرصت دسترسی به بازار و دانش ناشی از حضور در بازار است، این کمبود به شدت جدی است. بر أساس تجربه چند ساله کار با این کسب و کارها حتی بسیاری از آنها لزوم این دسترسی را درک نکرده اند و تولید را پایان یک فرآیند کسب و کاری میدانند و شناخت کافی از اهمیت و الزام مرحله ورود به بازار را ندارند.
اینجاست که پلتفرمهای دیجیتال و خصوصا مارکت پلیس های آنلاین میتوانند نقشی فراتر از یک کانال فروش داشته باشند. این بازارگاه ها بخش مهمی از زیرساخت بازار را از قبل در اختیار دارند و به یکباره در اختیار کسب و کار قرار میدهند. مخاطب، اعتماد، روشهای پرداخت معتبر و آسان، شبکه لجستیک قابل اتکا، ابزارهای بازاریابی و فروش برای محصول و مهمتر از همه دادههای واقعی از رفتار مشتری. برای یک تولیدکننده خرد، دسترسی به چنین زیرساختی می تواند هزینه ورود به بازار را بهشدت کاهش دهد. دیگر لازم نیست برای رسیدن به مشتری، از ابتدا وبسایت اختصاصی داشت، سیستم پرداخت مطمین، کانال بازاریابی و شبکه توزیع مستقل ایجاد کند. این زیرساختها باحضور در پلفترم به سرعت در اختیار زن صاحب کسب و کار گذاشته میشود، اما رسیدن به فروش پایدار نتیجه این حضور به تنهایی نیست، با این ورود صاحب کسب و کار تازه وارد عرصهای جدید از کسب و کار خود شده است. تولیدکننده باید بداند بازار چه میخواهد، محصولش چگونه ارائه شود، چه قیمتی برای آن مناسب است، چه بستهبندیای تجربه بهتری برای مشتری ایجاد میکند و چگونه میتواند کیفیت و ظرفیت تولید خود را با تقاضا هماهنگ کند. اینجاست که مفهوم توانمندسازی کسبوکار اهمیت پیدا میکند.
در حالت عادی پلتفرم مسولیت فراهم کردن ابزار را دارد ولی برای کسب و کار زنان سرپرست خانوار موضوع متفاوت است، باید در کنار دسترسی به بازار، خدمات آموزشی و کاربردی در نحوه تولید محتوا و معرفی محصول، تحلیل و توجه به پیام ها و رفتار مشتری، شناخت تقاضا، توسعه محصول بر أساس نیاز مشتری و توجه به الزامات لجستیک را در اختیار زن صاحب کسب و کار قرار داد. یکی از ظرفیتهای کمتر دیدهشده در این مدل، داده است. تولیدکنندهای که در یک روستا فعالیت میکند یا با توجه به مسولیتی که در سرپرستی خانوار به عهده دارد، معمولاً تصویر دقیقی از تقاضای مشتری در نقاط مختلف کشور ندارد. اما رفتار هزاران و میلیونها مشتری در یک پلتفرم، اطلاعات ارزشمندی درباره جستوجو، انتخاب، قیمت، فصل خرید، ترجیحات و میزان تقاضا تولید میکند. وقتی این اطلاعات به زبان قابل استفاده در اختیار صاحب این کسب و کارها قرار گیرد، میتواند بخشی از فاصله میان دانش تولید و دانش بازار را از بین ببرد.
بومیمحلی دیجیکالا از همین منظر شکل گرفته و رویایی از این جنس در سر دارد، به همین دلیل خود را یک کسب و کار اجتماعی میداند، جایی که بتواند شرایط و امکان توانمندشدن را برای کسب و کارهای خرد، روستایی و در محدوده های کمتربرخودار و نیازمند حمایت. یک زن سرپرست خانوار که قصد دارد با خوداشتغالی و راه انداختن یک کسب و کار زندگی خود و خانواده اش را متحول کند. این بخش که کسب و کاری اجتماعی است کسبوکارهای زنانه را به یک بازار دیجیتال بزرگتر متصل کند؛ نه با حذف ویژگیهای محلی آنها، بلکه با فراهم کردن زیرساختی برای دیدهشدن و فروش در مقیاس ملی.
در کنار آن، برند بومی تجربه دیگری از همین نگاه است؛ محصولاتی که ایده و طراحی آنها بر اساس دادهها و شناخت تقاضای بازار شکل میگیرد و تولید آنها با همکاری کارگاههای خرد محلی انجام میشود. در اینجا پلتفرم فقط محصول موجود را به بازار نمیرساند؛ بلکه میتواند بخشی از فرایند توسعه محصول متناسب با بازار را نیز شکل دهد. ریسک تولید محصول جدید برای زنان سرپرست خانوار میتواند مانعی برای آنها برای تولید محصولات جدید باشد، اما چندبار تجربه تولید محصول جدید دانش، جسارت و ریسکپذیری شان را بالا میبرد. بومی به عنوان یک برند رویایی برای ایجاد یک شبکه از تولیدکنندگان کوچک در سراسر کشور است، شبکه ای از زنان سرپرست خانوار که بتوانند در کنار هم محصولاتی خلاقانه و با کیفیت تولید کنند و با همدیگر برندی خلق کنند از محصولات با کیفیت ایرانی. این البته یک بازار خیریه بزرگ نیست، یک کسب و کار اجتماعی است. کسبوکار اجتماعی زمانی میتواند اثر ماندگار ایجاد کند که محصول به دلیل کیفیت و ارزش واقعی خود در بازار رقابت کند و در عین حال، این مبادله اقتصادی برای تولیدکننده فرصتی عادلانه ایجاد کند.
از همینجا رویای یک بازار ملی شکل میگیرد؛ بازاری برای زنان سرپرست خانوار مناطق محروم که در آن، آنها نه بهعنوان دریافتکننده حمایت، بلکه بهعنوان تولیدکننده و صاحب کسبوکار حضور داشته باشند. بازاری که یک زن در دورترین نقطه کشور بتواند محصول خود را تولید کند، از داده و دانش بازار برای بهبود آن استفاده کند، از زیرساخت دیجیتال برای فروش بهره ببرد و بدون ترک جامعه محلی خود، به مشتریان سراسر ایران دسترسی داشته باشد.این شاید یکی از مهمترین فرصتهای اقتصاد دیجیتال باشد:ساختن بازاری که برای رسیدن به آن، تولیدکننده مجبور نباشد جغرافیای زندگی خود را تغییر دهد.رویای یک بازار برای زنان سرپرست خانوار مناطق محروم، در نهایت رویای یک فروشگاه نیست؛ رویای بازاری پویا و پر از تجربه نو و هیجان تولید و تجربه شکست و موفقیت است، بازاری است به ابعاد ایران است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.