|

جشنواره فجر؛ آزمون یک تجربه و فرصتی برای آینده سینمای ایران

درباره دبیری علیرضا تابش در چهل‌وپنجمین جشنواره ملی فیلم فجر

پذیرش دبیری چهل‌وپنجمین جشنواره ملی فیلم فجر از سوی علیرضا تابش را می‌توان از منظر تجربه مدیریتی، شناخت ساختارهای سینمای ایران و دیدگاه‌های او درباره آینده سینما بررسی کرد. تابش از جمله مدیرانی است که بخش مهمی از سابقه حرفه‌ای خود را در حوزه فرهنگ و رسانه گذرانده و در سال‌های فعالیتش، مسئولیت‌های مختلفی در زمینه سیاست‌گذاری، تولید و برگزاری رویدادهای سینمایی بر عهده داشته است.

جشنواره فجر؛ آزمون یک تجربه و فرصتی برای آینده سینمای ایران

پذیرش دبیری چهل‌وپنجمین جشنواره ملی فیلم فجر از سوی علیرضا تابش را می‌توان از منظر تجربه مدیریتی، شناخت ساختارهای سینمای ایران و دیدگاه‌های او درباره آینده سینما بررسی کرد. تابش از جمله مدیرانی است که بخش مهمی از سابقه حرفه‌ای خود را در حوزه فرهنگ و رسانه گذرانده و در سال‌های فعالیتش، مسئولیت‌های مختلفی در زمینه سیاست‌گذاری، تولید و برگزاری رویدادهای سینمایی بر عهده داشته است. سابقه فعالیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیری شورای معاونان این وزارتخانه، مدیریت روابط عمومی و مسئولیت نشریات تخصصی سینمایی همچون «فارابی» و «فیلم‌نگار»، در کنار تحصیلات دانشگاهی در رشته مدیریت رسانه، بخشی از پیشینه حرفه‌ای او را تشکیل می‌دهد. با این حال، مهم‌ترین فصل کارنامه سینمایی تابش، مدیریت هفت‌ساله بنیاد سینمایی فارابی از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۰ است؛ دوره‌ای که او در یکی از مهم‌ترین نهادهای پشتیبان تولید سینمای ایران مسئولیت داشت.

 

 

هفت سال در فارابی؛ از تصدی‌گری تا تسهیل‌گری

در دوره مدیریت تابش در بنیاد سینمایی فارابی، موضوعاتی همچون حمایت از فیلم‌سازان جوان و فیلم‌اولی‌ها، تنوع ژانرهای سینمایی، ارتقای کیفیت فیلمنامه، تولید مشترک، توسعه بازارهای بین‌المللی و جذب سرمایه‌های تازه مورد توجه قرار گرفت. یکی از محورهای اصلی این رویکرد، حرکت فارابی از یک نهاد صرفاً متصدی و مداخله‌گر به نهادی تسهیل‌گر بود؛ نهادی که بتواند به جای محدود کردن ظرفیت تولید به منابع و امکانات خود، زمینه مشارکت تهیه‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و مؤسسات سینمایی را فراهم کند. توجه به تنوع ژانرها نیز در همین چارچوب اهمیت داشت. سینمای ایران برای پاسخ‌گویی به نیازهای مختلف مخاطبان، به تولید آثار متنوع در حوزه‌هایی مانند سینمای اجتماعی، کودک و نوجوان، کمدی، تاریخی، اقتباسی و انیمیشن نیاز دارد. حمایت از حقوق پدیدآورندگان، ارتباط سینما با دانشگاه و تقویت بازاریابی بین‌المللی نیز از دیگر موضوعات مورد توجه در آن دوره بود. البته ارزیابی عملکرد این دوره نمی‌تواند صرفاً بر مبنای اهداف و برنامه‌های اعلام‌شده صورت گیرد. میزان تحقق سیاست‌ها، نتایج اقتصادی و فرهنگی حمایت‌ها و سهم بخش خصوصی در تولیدات سینمایی، همچنان نیازمند بررسی کارشناسی است. تأکید تابش بر شفافیت اطلاعات، انتشار اسناد و پذیرش مسئولیت تصمیم‌های مدیریتی گذشته نیز از موضوعاتی است که می‌تواند در ارزیابی رویکرد او مورد توجه قرار گیرد.

 

سینمای کودک؛ سرمایه‌گذاری برای نسل آینده

یکی دیگر از وجوه مهم کارنامه تابش، فعالیت در حوزه سینمای کودک و نوجوان است. دبیری سه دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان و بنیان‌گذاری المپیاد فیلم‌سازی نوجوانان ایران از سال ۱۳۹۴، نشان‌دهنده توجه او به ضرورت پیوند میان سینما، آموزش و کشف استعدادهای تازه است. اهمیت المپیاد فیلم‌سازی در این است که نوجوانان را صرفاً به‌عنوان مخاطب سینما نمی‌بیند، بلکه امکان تجربه فیلم‌سازی، روایتگری و مشارکت در تولید آثار تصویری را برای آنان فراهم می‌کند. این تجربه می‌تواند الگویی برای نگاه گسترده‌تر به کارکرد جشنواره‌ها باشد؛ رویدادهایی که علاوه بر نمایش و داوری آثار، باید در پرورش مخاطب و شناسایی نسل آینده فیلم‌سازان نیز نقش داشته باشند. برگزاری سی‌وسومین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در دوران همه‌گیری کرونا و استفاده از ظرفیت‌های برخط نیز تجربه دیگری در کارنامه تابش است. این تجربه، اهمیت بهره‌گیری از فناوری‌های ارتباطی و شناخت الگوهای جدید مصرف محتوای فرهنگی را نشان می‌دهد؛ موضوعی که امروز برای جشنواره فجر نیز اهمیت فراوانی دارد.

 

ارتباط با جهان و حفظ هویت سینمای ملی

توجه به مناسبات بین‌المللی سینما از دیگر محورهای فعالیت تابش در دوره مدیریت بنیاد فارابی بود. توسعه همکاری با کشورهایی مانند چین، هند و روسیه، تولید مشترک، برگزاری هفته‌های فیلم و گسترش ارتباطات حرفه‌ای در بازارهای منطقه‌ای و آسیایی، بخشی از این رویکرد را تشکیل می‌داد. این نگاه بر یک ضرورت اساسی تأکید دارد: سینمای ایران برای تداوم و توسعه، هم به شناخت هویت و ریشه‌های فرهنگی خود نیاز دارد و هم باید بتواند با جهان ارتباط برقرار کند. حضور بین‌المللی سینمای ایران نباید صرفاً به شرکت در جشنواره‌های خارجی محدود شود، بلکه باید به توسعه بازار، تولید و توزیع مشترک و ایجاد فرصت‌های اقتصادی و حرفه‌ای نیز منجر شود. حضور در شوراهای سیاست‌گذاری جشنواره ملی فیلم فجر و جشنواره جهانی فیلم فجر، عضویت در هیئت امنای انجمن سینمای جوانان ایران، موزه ملی سینما و مدرسه ملی سینما و فعالیت در گروه تخصصی سینمای فرهنگستان هنر نیز بخش دیگری از سوابق تابش است. این تجربه‌ها او را با بخش‌های مختلف زیست‌بوم سینما، از آموزش و تولید تا پژوهش و سیاست‌گذاری، مرتبط کرده است.

 

مدیریت فرهنگی در عصر مخاطب دیجیتال

تابش در اظهارنظرهای سال‌های اخیر خود بر ضرورت بازنگری در حکمرانی فرهنگی و شناخت تحولات جامعه تأکید کرده است. از نگاه او، مخاطب امروز، به‌ویژه نسل جوان، شهروندی دیجیتال است و نمی‌توان با الگوهای سنتی ارتباطات فرهنگی، نیازها و انتظارات او را پاسخ داد. توجه به ظرفیت بخش خصوصی، بازنگری در سازوکارهای نظارتی، افزایش آزادی عمل خلاقان فرهنگی، نوسازی زیرساخت‌ها و اعتمادسازی میان اهالی فرهنگ و نهادهای حاکمیتی نیز از دیگر محورهای این دیدگاه‌هاست. این مسائل مستقیماً با آینده جشنواره فجر ارتباط دارند. جشنواره‌ای که می‌خواهد همچنان رویدادی اثرگذار باشد، باید تغییر ذائقه مخاطبان، تحولات فناوری و شیوه‌های تازه ارتباط با جامعه را جدی بگیرد و از محدود شدن به تشریفات اداری و الگوهای ارتباطی گذشته پرهیز کند.

 

چهل‌وپنجمین فجر؛ آزمون تجربه و توان مدیریتی

اکنون علیرضا تابش در شرایطی مسئولیت دبیری چهل‌وپنجمین جشنواره ملی فیلم فجر را پذیرفته که سینمای ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و فناورانه مواجه است. افزایش هزینه‌های تولید، دشواری تأمین سرمایه، وضعیت سالن‌های سینما، آینده سینمای مستقل، تغییر الگوهای تماشای فیلم، جایگاه نسل تازه فیلم‌سازان و تأثیر فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، از جمله مسائلی هستند که نمی‌توان در برنامه‌ریزی این دوره نادیده گرفت. در کنار این چالش‌ها، جشنواره فجر مسئولیتی مهم‌تر نیز دارد: حفظ جایگاه خود به‌عنوان مهم‌ترین رویداد ملی سینمای ایران و ایجاد فضایی برای حضور حرفه‌ای و مؤثر طیف‌های مختلف سینماگران. اعتبار جشنواره نه به یک مدیر یا سازمان خاص، بلکه به میزان اعتماد سینماگران و مخاطبان وابسته است. از همین رو، شفافیت در مقررات و انتخاب‌ها، استقلال حرفه‌ای هیئت‌های انتخاب و داوری، رعایت حقوق سینماگران، پرهیز از تصمیم‌های سلیقه‌ای و ارتباط مؤثر با رسانه‌ها باید از اولویت‌های این دوره باشد. همچنین جشنواره باید از پراکندگی در برنامه‌ها و مراسم موازی فاصله بگیرد و ظرفیت‌های خود را بر ارتقای کیفیت آثار، تقویت ارتباط با مخاطب و توسعه جایگاه سینمای ایران متمرکز کند.

 

فراتر از یک دوره دبیری

کارنامه علیرضا تابش مجموعه‌ای از تجربه‌های مدیریتی و فرهنگی را در اختیار او قرار می‌دهد؛ از مدیریت بنیاد سینمایی فارابی و برگزاری جشنواره‌های تخصصی تا کشف استعدادهای نوجوان، مواجهه با شرایط اضطراری دوران کرونا، توسعه همکاری‌های بین‌المللی و حضور در شوراهای سیاست‌گذاری سینما. این تجربه‌ها می‌توانند پشتوانه مناسبی برای مسئولیت تازه او باشند، اما ارزش واقعی آنها در چگونگی تبدیل‌شدن به تصمیم‌های مؤثر و متناسب با شرایط امروز سینمای ایران مشخص خواهد شد. چهل‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر فرصتی است تا تجربه‌های گذشته به راه‌حل‌هایی برای مسائل امروز تبدیل شوند؛ فرصتی برای بازسازی اعتماد، حمایت از استعدادهای تازه، تقویت مشارکت حرفه‌ای سینماگران و ایجاد ارتباطی مؤثرتر میان جشنواره و جامعه. شاید مهم‌ترین معیار قضاوت درباره این دوره نیز همین باشد: جشنواره پس از پایان مراسم اختتامیه چه دستاوردی برای سینمای ایران به همراه خواهد داشت؟ چه فرصت‌هایی ایجاد کرده و چه تجربه یا زیرساختی برای دوره‌های بعد به یادگار گذاشته است؟ دبیری جشنواره فجر صرفاً مسئولیتی اجرایی یا فرصتی برای ثبت یک عنوان در کارنامه مدیریتی نیست؛ بلکه آزمونی برای به‌کارگیری تجربه‌ها و مسئولیتی در برابر تاریخ سینمای ایران و نسل‌هایی است که آینده این سینما را خواهند ساخت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.