نقش گمشده مخاطب در تئاتر امروز
بارها و بارها شنیدهایم که هنر نمایش به دلیل بهره گیری از انواع دیگر هنرها همچون شعر، ادبیات، موسیقی، نقاشی، طراحی و ...جزو کامل ترین، بلیغ ترین و جذاب ترین هنرهایی است که تأثیرات آن بر روی مخاطب شگفت انگیز و غیر قابل انکار است .
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حمید رضا کاظمی پور- بی شک وقتی سخن از هنر نمایش به میان میآید ما با مجموعهای از عوامل روبهرو هستیم که همگی در یک ارتباط موثر، دراماتیک و هماهنگ میتوانند نقش خود را به درستی ایفا و در رسیدن به نتیجه موفق عمل کنند.
بارها و بارها شنیدهایم که هنر نمایش به دلیل بهره گیری از انواع دیگر هنرها همچون شعر، ادبیات، موسیقی، نقاشی، طراحی و ...جزو کامل ترین، بلیغ ترین و جذاب ترین هنرهایی است که تأثیرات آن بر روی مخاطب شگفت انگیز و غیر قابل انکار است .
اما آنچه در این مبحث هنر نمایش را در جایگاه ویژه تری نسبت به انواع دیگر هنرها قرار میدهد توجه به این نکته است که هنر نمایش تنها هنری است که با حضور مخاطب شکل میگیرد و در حقیقت مخاطب یکی از رکن های اصلی و سه گانه تشکیل دهنده این هنر دراماتیک است .
در حالی که هنرهایی مانند نقاشی، موسیقی یا شعر در خلوتگاه آفرین شگر شکل میگیرند و اثر پس از اتمام به مخاطب عرضه میشود، تئاتر پدیدهای «زنده»، «همزمان» و «مشارکتی» است. این سه ویژگی، مخاطب را از جایگاه یک «دریافتکننده منفعل» به «همآفرینندهای فعال» ارتقا میدهد. رابطه اجرا و تماشاگر، یک رابطه دیالکتیکی (دوسویه و پویا) است: اجرا، مخاطب را برمیانگیزد و واکنش مخاطب بیدرنگ به اجرا بازمیگردد و آن را تغییر میدهد.
باید توجه داشته باشیم که اساسا بدون حضور مخاطب، هیچ نمایشی شکل نمیگیرد و به مانند مثلثی است که یکی از رأس های اصلی خود را از دست داده باشد .
همین مقدمه کوتاه کافی است تا به اهمیت، نقش و جایگاه مخاطب در اجرای یک اثر نمایشی توجه بیش از پیش شود و باید با یک آسیب شناسی دقیق و کارشناسانه و در نظر گرفتن سایر عوامل موثر در شکل گیری یک درام نمایشی، دریابیم که مخاطب امروز ما در کجا قرار گرفته است و چه عواملی برای رسیدن به جایگاه اصلی ان نقش آفرین میباشند.
در نخستین گام نباید فراموش کنیم تئاتر ریشه در آیینهای جمعی دارد. حضور فیزیکی، گروهی از انسانها در یک مکان و زمان مشخص، همبستگی عاطفی ایجاد میکند. نفس نفس زدن جمعی در یک صحنه تعلیق یا خنده ناگهانی گروهی، تجربهای منحصربهفرد است که در هنرهای انفرادی قابل تکرار نیست.
معنای نهایی یک نمایش، تنها در متن نوشته شده نیست، بلکه در فضای بین صحنه و سالن متولد میشود. مخاطب با دانش پیشین، ارزشها، خاطرات و احساسات خود، نشانههای اجرا را رمزگشایی کرده و به آنها جان میبخشد.
و اما یکی از نکات بسیار مهم دیگر در نقش مخاطب در آثار نمایشی بی شک کارکرد اقتصادی آن است .
بدون مخاطب، تئاتر به مثابه نهاد اجتماعی از بین میرود. حضور مخاطب (هم به عنوان خریدار بلیط و هم به عنوان حامی معنوی) چرخه تولید، تمرین و اجرا را ممکن میسازد و لذا در شرایط سخت اقتصادی که مردم توانایی مالی لازم در این زمینه را ندارند وظیفه دولت ،نهادهای مهم فرهنگی و شهرداری هاست تا با ایجاد تمهیدات لازم شرایطی را فراهم آورند تا بلیط تئاتر در سبد معیشت شهروندان قرار گیرد.
باید توجه داشته باشیم که هنر نمایش ویترین فرهنگی ملت هاست و به واسطه این هنر شیوا و ماندگار است که بنیان های فرهنگی یک جامعه حفظ و توسعه داده میشود
در پایان باید گفت تئاتر بدون مخاطب، نه یک اثر ناقص، بلکه «هیچچیز» است. مخاطب نه تماشاگر، بلکه عضو جداییناپذیر از معادله اجراست. برای عبور از بحران فاصله بین صحنه و سالن، باید اقدامات بسیار جدی صورت پذیرد و هر قدر اجرا حرفهایتر باشد، به همان اندازه مخاطب آگاهتر، فعالتر و پویاتر خواهد بود .