«شرق» در گفتوگو با دو منتقد سینما بررسی کرد:
پرویز نوری؛ از نقد فیلم تا فیلمی که ساخته نشد
پرویز نوری که در سالهای اخیر در آمریکا به سر میبرد، به دلیل بیماری سرطان در سانفرانسیسکو از دنیا رفت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پرویز نوری متولد سال ۱۳۱۷ بود. او فعالیت هنریاش را از مطبوعات سینمایی با عنوان نویسنده و منتقد و مترجم از سال ۱۳۳۲ آغاز کرد. او فیلمسازی را نیز تجربه کرد و «طلوع انفجار»، «رشید» و... را ساخت. بسیاری از علاقهمندان به نوشتههای او، پرویز نوری را منتقدی سختگیر میدانند و البته این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که او عاشق سینما بود.
عباس یاری منتقد صاحبنام سینمای ایران درباره تأثیر پرویز نوری در سینمای ایران به شرق گفت: «پرویز نوری بیتردید یکی از چهرههای تأثیرگذار و فعالِ منتقدان، نویسندگان و سینمایینویسان ایران است. حتی در سالهای پایانی عمر که سخت درگیر بیماری بود و در بیمارستانی در آمریکا بستری بود، قلم را زمین نگذاشت و از عشق همیشگیاش سینما نوشت. میزان عشق او برای نوشتن و فیلم دیدن تا آخرین نفسهایش ادامه داشت. افسوس که دیروز دو ساعت بعد از مرگش، خواهرزادهاش با صدایی غمزده، خاموشی این چهره پرشور عالم نقد و نوشتار سینمایی را بعد از بیش از ۷۰ سال قلمزنی برای سینما اعلام کرد. زندهیاد پرویز نوری نوشتن را از ۱۵ سالگی آغاز کرده بود و در سالهای آخر عمرش هم با وجود بستری بودن در بیمارستان، لحظهای قلم را زمین نگذاشت.»
خاطرم هست چند سال پیش بعد از نوشتن آخرین کتابش با نام «فیلمهای محبوب من» که شور و شوق بسیاری برای چاپ آن داشت، به خاطر بحران چاپ کتاب، نوشتههایش را برای هر ناشری میفرستادم، مرتب امروز و فردا میکردند در حالی که او دلش میخواست قبل از آخرین نفسهای عمرش، نسخه چاپشده این کتاب را لمس کند. حتی یک بار برایم پیام داد که چون میداند وضع اقتصادی ناشران خراب است، حاضر است هزینههای چاپ را شخصا بپردازد، خوشبختانه با پیگیریهایی که کردم و با کمک دوست و همکارم، مازیار فکریارشاد، این کتاب توسط انتشارات یاد آرمیتا منتشر شد.
یادم هست چهار سال پیش در پیامی برایم نوشت: «عباس جان عزیزم، خواستم بگویم که معلوم شد گرفتگی صدایم به خاطر غدهای بوده در گلویم. ۱۰ روز پیش یکمرتبه دیدم دارم خفه میشوم. مرا رساندند بیمارستان و خلاصه صد تا آزمایش و آخرش گفتند باید عمل شوم. درست یک روز قبل از سالِ نو جراحی کردند و آن را درآوردند. الان سه روز است ولی نمیتوانم حرف بزنم. خواستم بدانی، فعلا حالم بد نیست».
اما از آن زمان او هرگز امکان حرف زدن پیدا نکرد. دوستان پیش، وقتی در تدارک برگزاری مراسم رونمایی برای این کتاب بودیم، برای ثریا خانم، همسرشان پیامی فرستادم که چون آقای نوری امکان حرف زدن ندارند، متنی را بنویسند و شما از جانب ایشان بخوانید.
در آن مراسم، پیام پرویز نوری با صدای همسرش برای حاضران پخش شد. مثل همیشه، استاد در این پیام تأکید کرده بود که در همه این سالها با عشق بینهایتش به سینما زندگی کرده است.
نکته جالب به عنوان یکی از ویژگیهای این کتاب که در سطرسطر آن به چشم میخورد، نوشتن از فیلمها همراه با شرایط و حال خودش و حال و هوای جامعه و سینمایی بود که آن فیلم را دیده بود. انگار یکجور فیلم در فیلم بود و این خاطرهنویسی، نگاهش به فیلمها را جذابتر کرده بود».
او ادامه داد: «در دورهای که در مجله ستاره سینما کار میکرد، یک دوره هم این مجله را با قطعی که در آن زمان غیرمتعارف بود، قطع مستطیلی چاپ کرد. من آن زمان محصل بودم و همیشه عکس آقای نوری بالای سرمقالههایش، برایم خیلی جذاب بود. عکسی که سمتی از صورتش سیاه و سمت دیگر سفید بود و من درست عکسی شبیه به آن را از خودم با همان عینکِ فریم مشکی گرفتم. مقصودم میزان تأثیرگذاری یک نویسنده و منتقد روی مخاطبش است».
او افزود: «با اینکه آقای نوری فیلمساز بدی نبود، اما شهرت و امتیازش به خاطر نوشته و نقدهای خوبش بود. زمانی که من و سید ابراهیم نبوی و مسعود فراستی (که البته هر دو زود از جمع ما رفتند و آن انجمن نوپا را ترک کردند)، انجمن منتقدان را راهاندازی کردیم، پرویز نوری از جمله کسانی بود که به عضویت هیات رئیسه آن انتخاب شد و این افتخار را به ما داد تا از دانش و نگاه سینماییاش بیشتر بهرهمند شویم. در تمام این سالها ارتباط زیادی با هم داشتیم. وقتی خبر فوتش را شنیدم شوکه شدم و افسوس خوردم، خوشحالم که کتاب دیگری توسط انتشارات روزنه کار در حال انتشار دارد. امیدوارم در رویدادهای سینمایی یاد و خاطره این مرد بزرگ زنده نگه داشته شود».
محمود گبرلو درباره زندهیاد نوری به شرق گفت: «پرویز نوری؛ نویسندهای که نخواستند دیده شود. لبخند زیبا با موهای سفیدش بهخصوص شتاب و هیجانش برای نوشتن همیشه جذاب بود. نسل من از دور او را نظاره میکرد و به چهره شاداب و پرهیجانش غبطه میخورد. از اینکه نمیتوانستم در برنامههای تلویزیونی با او گفتوگو کنم اما مشتاقانه نوشتههایش را میخواندم و لذت میبردم هرچند برخی نویسندگان نسل جدید قلمش را نمیپسندیدند و برای او میدانی را باز نمیکردند.
پرویز نوری را میگویم، فیلمنامهنویس و فیلمسازی که بعد از انقلاب دیگر فیلم نساخت و یا نتوانست فیلم بسازد و به نویسندگی و نقد در رسانههای سینمایی پرداخت. پرویز نوری از روزنامهنگاران و منتقدان قدیمی سینمای ایران در ۸۷سالگی در سانفرانسیسکو و به دلیل عوارض ناشی از سرطان حنجره درگذشت.
پرویز نوری در اردیبهشت ۱۳۱۷ در تهران متولد شد و علاقه به سینما موجب شد از نوجوانی در کنار پیگیری سینمای روز دنیا، به نگارش نقد و تحلیل برای مطبوعات سینمایی بپردازد و خیلی زود به نویسنده ثابت بسیاری از نشریات هنری دهههای ۳۰ و ۴۰ و از جمله ستاره سینما و فیلم و هنر، بدل شد».
او ادامه داد: «شاخصترین فیلمهایش سه تا جاهل بود که در سال ۱۳۵۰ ساخت که سه زوج کمدین؛ گرشا رئوفی، محمد متولیانی و سپهرنیا بازیگرش بود و بسیار درخشیدند و به یادگار ماندند. برخی معتقد بودند این فیلم هجویهای بر فیلمهای جاهلی، به ویژه قیصر بود. یکی دیگر از فیلمهایش حکیمباشی بود که نویسندگیاش را با همکاری جمال امید نوشته بود و نصرت کریمی بازیگرش بود و احتمالا به خاطر حضور نصرت کریمی در فیلمش، بعد از انقلاب نتوانست فیلم بسازد. مرحوم پرویز نوری نوشتن را از سال ۱۳۳۲ آغاز کرد اما نقش جدیاش در نقد فیلمها را از ماهنامه فیلم آغاز کرد و میگویند او در نقد فیلم بسیار سختگیر بود و بهراحتی از یک اثر سینمایی نمیگذشت و در هفتهنامه شهروند که نقد فیلم مینوشت فیلم ایندیانا جونز را که فیلم شاخصی در میان منتقدان جهان بود، اهانت به چشم و گوش بیننده میدانست و معتقد بود این نوع فیلمها بازی ویدئویی خشن هستند. ماهنامه فیلم در شماره دوم خود راجع به وی مینویسد: «پرویز نوری، سینما را با نوشتن درباره سینما آغاز کرد. او در اکثر نشریات سینمایی قلم زده، مدتی سردبیر چند تای آنها بوده و یکی دو بار هم دست به انتشار مجله سینمایی زده است. گفتنی است نوری در اواخر دهه ۸۰ از سوی داریوش مهرجویی به بازی در فیلم در جستوجوی زیبایی (اپیزود اول، طهران، تهران) دعوت شد و همراه با همسر خود در این فیلم بازی شیرینی ارائه کرد. نقل است بعد از این بازگشت به سینما، نوری بنا داشت با همکاری فرامرز فرازمند -باجناق مهرجویی و تهیهکننده سنتوری- فیلمی با عنوان زن شیشهای را با مضمون دورافتادگی یک مادر و فرزند بسازد اما با مرگ فرازمند، این مساله ناتمام ماند. روحش شاد و یادش گرامی».
آخرین اخبار فرهنگ و هنر را از طریق این لینک پیگیری کنید.