|
کدخبر: 840458

یمن برای عربستان بیشتر یک تهدید پرهزینه‌ است

یمن به ما چه ربطی دارد؟

جنگ عربستان با یمن و نزدیکی ایران با شیعیان این کشور، پای کشور ما را به مسئله یمن باز کرده است. شاید بسیاری این پرسش را داشته باشند که یمن چه ربطی به ایران دارد.

مازیار اکبری: جنگ عربستان با یمن و نزدیکی ایران با شیعیان این کشور، پای کشور ما را به مسئله یمن باز کرده است. شاید بسیاری این پرسش را داشته باشند که یمن چه ربطی به ایران دارد. در مقاله زیر به تاریخچه این ارتباط و مسائل استراتژیکی که اکنون صحنه را می‌سازد، پرداخته شده است.

«اگر سیاست‌های ما نتواند جلوی هم‌جوشی مذهب و ملی‌گرایی ایرانی را بگیرد، آن‌گاه ایران به قدرت مهارناپذیر منطقه‌ای تبدیل خواهد شد»

زبیگنیو برژینسکی

(ژئواستراتژیست - مشاور فقید سیاست خارجی کاخ سفید)

الف (ارتباط ایران و یمن پیش از اسلام )ساتراپی یمن(

احتمالا اولین لشکرکشی مهم ایرانیان به یمن در دوران انوشیروان ساسانی انجام شد. وقتی حبشی‌ها فرماندار (ساتراپ) منصوب ایران در یمن را از تخت به‌ زیر کشیدند، بار دیگر خسرو‌پرویز ساسانی یک ژنرال ایرانی به نام «وهرز» را با سه تا چهار‌ هزار نفر لشکریان به یمن فرستاد که نهایتا خود حاکم ایرانی یمن شد. در دوره «باذان بن ساسان» پنجمین حاکم ایرانی یمن، او به همراه بسیاری از ابنا (ایرانیان ساکن یمن) در ماجرای نامه‌نوشتن پیامبر (ص) به خسرو‌پرویز و ارجاع آن به باذان، اسلام آوردند. دیگر حاکم پیشا‌اسلام یمن که نامش برای ما ایرانیان آشناست، «ملکه بلقیس» از خاندان سبا در یمن است که به روایت قرآن کریم با سلیمان نبی (ع) ازدواج کرد.

ب( ارتباط ایران و یمن پس از اسلام )شیعیان زیدی آل بویه(

بوییان، گیلکان ایرانی با مذهب شیعه زیدی و از دودمان دیلمیان بودند. سه فرزند پناه خسرو، ماهیگیری که نسب خود را به بهرام گور ساسانی می‌رساند، پس از فتح طبرستان و گیلان، ری، کرمان و خوزستان، شیراز و اصفهان، همدان و موصل، عزم بغداد کردند و توانستند خلیفه عباسی «المستکفی» را به زیر کشیده و خلیفه مد‌نظر خود «المطیع» را جایگزین کنند و حدود ۱۱۰ سال خلافت جهان اسلام را زیر نگین خود آورند. آل بویه مرزهای ایران را تقریبا به دوران ساسانی رساندند؛ یعنی از شمال گیلان و مازندران، از جنوب خلیج فارس، از شرق تا سیستان و از غرب تا موصل و بغداد زیر پرچم دودمان بویه بود (۳۱۳ تا ۴۳۵ ه.ش حدودا ٩٣۴ - ١۰۵۶ میلادی).

بویه به معنای لغوی امید است. بوییان اهل تساهل بودند، فرمانداران و مقامات کشوری و لشکری غیر زیدی، اعم از یهودی، مسیحی و زرتشتی در حاکمیت آنها کم نبودند. رمز موفقیت آنها شاید به تعبیر برژینسکی، ترکیب دینداری و ملی‌گرایی ایرانی با چاشنی رواداری بود که باعث دستاوردهای بزرگی برای ایران شد.

ج( حکومت شیعی امامان زیدی در یمن

حکومت امامان زیدی در یمن در سال ۲۸۴ ه.ق (۸۹۳ میلادی) به دست یحیی بن حسین (در میان زیدیه معروف به امام هادی) برپا شد و تا ۱۹۶۲ میلادی دوام یافت؛ یعنی با حدود ۱۲ قرن پایدارترین حکومت اسلامی در تاریخ. پس از آن نیز با به قدرت رسیدن علی عبدالله صالح فقید در سال ۱۹۷۸ که خود از زیدیه بود، حاکمیت زیدیان در یمن ادامه پیدا کرد؛ یعنی برخلاف تبلیغات رسانه‌ای، زیدیه (با اکثریت حوثی) تقریبا از صدر اسلام تا زمان معاصر به استثنای کودتای ناصریست‌ها (۱۹۶۲-۱۹۷۸) به طور پیوسته بر یمن حکومت کرده‌اند.

د( اهمیت متقابل ایران و یمن در طول تاریخ

یمن و نقاط سوق‌الجیشی آن یعنی جزیره سقطری، سواحل دریای سرخ و دریای مکران (که اخیرا و به اشتباه دریای عرب خوانده می‌شود) و امکان کنترل تردد دریایی به باب‌المندب و کانال سوئز و کنترل شمال و غرب آفریقا، از زمان پیشا‌اسلام برای حکمرانان ایران اهمیت استراتژیک داشته است. در آن زمان ایران برای کنترل مسیر دریایی حمل کالا از چین و آسیای دور به امپراتوری روم با امپراتوری ثروتمند حبشه (اتیوپی کنونی) که در سوی دیگر دریای مکران قرار داشت برای کنترل منطقه یمن (به شمول یمن و عمان کنونی) و شمال شرق آفریقا می‌جنگید. اهمیت ژئوپلیتیک یمن برای ایران تا زمان معاصر ادامه دارد و حتی پس از حفر کانال سوئز، توسعه حمل‌ونقل دریایی مدرن، کشف نفت و رقابت‌های منطقه‌ای، بیشتر نیز شده است. یادآوری می‌شود پهلوی دوم نیز حامی شیعیان یمن شمالی و در فکر کمک به آنها برای تجهیز یک ارتش 200هزار‌نفری بود و ضمنا حداقل یک جت فانتوم ایران توسط یمن جنوبی سرنگون شد. (خاطرات علم). از سوی دیگر آرامگاه بزرگان و اماکن زیارتی شیعیان زیدی یمن (که نقش مهمی در تاریخ ایران داشته‌اند) نیز در منطقه گیلان و مازندران هستند.

هـ( شباهت‌ها و تفاوت‌های شیعیان امامی و زیدی

زید بن علی پسر امام سجاد (زین‌العابدین ع)، چهارمین امام شیعیان است که سال ۷۸ در مدینه به دنیا آمد و در سال ۱۲۲ به شهادت رسید، زید علاوه بر پدر، نزد برادر بزرگ‌ترش امام محمد باقر (ع) و برادرزاده‌اش امام جعفر صادق (ع) تحصیل کرد و مانند آنان منتقد و مخالف حکومت امویان بود. سرانجام در اعتراض به «هشام بن عبدالملک»، خلیفه اموی وقت، در کوفه دست به قیام زد. قیام زید به روایتی به اذن امام صادق (ع) بوده، چنان‌که در تاریخ آمده که برادرزاده‌اش جعفر صادق (ع) از او خواست در قیام با او همراهی کند؛ اما زید از او خواست که بماند و خاندانشان را پس از او، سرپرستی کند.

پس از شهادت امام حسین (ع) برخی از علویان، اندیشه قیام مسلحانه را به‌عنوان یکی از شروط امامت و راهبرد مقابله با ظالمان قلمداد کردند و به مبارزه از طریق کار فرهنگی و نشر معارف شیعه، تبلیغ و پرورش شاگردان قانع نبودند. با شکل‌گیری این تفکر سیاسی در دوره امام سجاد (ع)، سنگ بنای زیدیه نهاده شد. می‌توان گفت زیدیه معتقد به قیام به سیف‌اند (علت اینکه امامان زیدیه خنجر یمنی به کمر می‌بندند همین است). امام مذهبی از دید زیدیه ۱۴ شرط دارد از‌جمله قائم به سیف‌بودن، یعنی حاکم و فرمانده کل قوا نیز هست. آنها زید بن علی را امام پنجم پس از امام سجاد (ع) می‌دانند. زیدیه امامت را حق انحصاری بنی‌فاطمه دانسته؛ اما قائل به علم غیب و عصمت برای امامان نیستند. پس از زید، پسرش یحیی نیز در خراسان علیه امویان قیام کرد و کشته شد، آرامگاه او در شهر گنبد کاووس به امامزاده یحیی شهرت دارد.

زیدیه نماز را در پنج نوبت می‌خوانند و از مهر استفاده نمی‌کنند، در اذان‌شان عبارت «اشهد ان علی ولی‌الله» وجود ندارد؛ اما عبارت «حی علی خیر‌العمل» را که عمر خلیفه دوم منسوخ کرد، همچنان در اذان حفظ کرده‌اند. مساجد یمن شیعه و سنی ندارد و مسلمانان همه در یک مسجد نماز می‌خوانند و اغلب مردم خود را به جای شیعه یا سنی، زیدی می‌دانند، گویی زیدیه بیشتر یک جمع معنوی یمنی باشد تا یک مذهب.

و(رقابت منطقه‌ای ایران و سعودی بر سر یمن

این اولین جنگ عربستان با یمن نیست و احتمالا آخرین آن هم نخواهد بود. از بدو تأسیس عربستان سعودی در ۱۹۳۲، عربستان در 90 سالی که از تأسیس آن می‌گذرد، قسمت‌هایی از سه استان یمن را در اشغال دارد که در واقع تنها نواحی خوش آب‌وهوای کوهستانی و جنگلی عربستان در کرانه دریای سرخ هستند و متعلق به شیعیان زیدی. از‌این‌رو اغلب یمنی‌ها از حوثی‌های شیعه زیدی گرفته تا ناسیونالیست‌ها، سوسیالیست‌های جنوبی و حتی سلفی‌ها، اشغال خاک خود به دست عربستان (و اخیرا جزیره استراتژیک سقطری به دست امارات) را برنمی‌تابند.

یمن به دلیل سواحل طولانی دریای سرخ و اقیانوس هند همواره موقعیت بهتری برای صدور نفت و ترانزیت کالا نسبت به عربستان داشته و از آب‌وهوای بهتر، موقعیت استراتژیک برتر، پیوستگی تاریخی و غنای فرهنگی بیشتری برخوردار است و مشهور به بهشت عربی بوده؛ بنابراین عربستان در طول سده گذشته به‌ خاطر احساس رقابت، با روش‌های مختلف مانع از توسعه یمن است و سعی در تبدیل آن به سرزمین سوخته و درگیر مناقشات داخلی دارد. از‌این‌رو به‌ویژه توان استخراج، ذخیره یا پالایش نفت آن را برنمی‌تابد. به همه اینها باید ترس امنیتی از اتحاد سیاسی حاکمان شیعه زیدی یمن با ساکنان زیدی مناطق اشغال‌شده که اکنون ساکن عربستان‌اند و نیز شیعیان امامیه ساکن در مناطق نفت‌خیز شمال و شرق عربستان و حدود یک میلیون یمنی که در عربستان عمدتا به کارهای رده‌پایین مشغول‌اند را افزود. حکومت موفق شیعیان در یمن، باعث تشدید وحشت حکام سعودی می‌شود؛ بنابراین عربستان و عمال یمنی آن، از روش‌های گوناگونی برای تخریب یا تضعیف رقیب بالقوه استفاده کرده‌اند، اعم از تهدید و تطمیع سران سیاسی یمن، به قدرت رساندن و کنترل حکام دست‌نشانده، پول‌پاشی و تفرقه‌افکنی بین رؤسای قبایل و احزاب، دامن‌زدن به اختلاف مذهبی، پروپاگاندای رسانه‌ای، خرید و تأسیس شبکه‌های تلویزیونی و مجازی، کمک به جریانات سیاسی و نظامی سلفی، کمک به تجزیه یمن به دو بخش شمالی و جنوبی، رادیکالیزه‌کردن مسلمانان سنی شافعی‌مذهب و تبلیغ سلفیت و اسلام وهابی، تا ترور رهبران و سرکوب خونین شیعیان زیدی.

همچنین عربستان برای کنترل و دور نگه‌داشتن یمن از مسیر توسعه، از نفوذ رسانه‌ای و دیپلماتیک خود بین هم‌پیمانان جهانی نیز استفاده می‌کند. مثلا عبد‌ربه منصور هادی را که یک سرهنگ سابق کمونیست یمن جنوبی است و برکشیده سعودی از یک انتخابات تک‌کاندیدا بوده، قبلا نیز رسما استعفا داده، همچنان به‌عنوان رئیس دولت دست‌نشانده، با عنوان رئیس‌جمهوری قانونی یمن، در ریاض پذیرایی و مورد تأیید جامعه بین‌المللی معرفی می‌کند. در مقابل شیعیان زیدی را که ۱۲ قرن حاکمان تاریخی یمن بوده‌اند، به‌عنوان «شورشیان حوثی مورد حمایت ایران» معرفی می‌کند. یادآور می‌شود حتی برادر منصور هادی نیز در بمباران عربستان کشته شده!

از سوی دیگر ایران به‌جد می‌خواهد جلوی تغییر فرهنگی و تبدیل مردم حنفی و شافعی یمن به سلفی و وهابی را بگیرد؛ بنابراین سعی در حمایت جمعیت شیعیان یمن دارد و تمایل دارد شیعیان زیدی را که ارتباط تاریخی با ایران داشته‌اند، به وضع عادی خود؛ یعنی حاکمیت یمن بازگردند و از طریق این متحدان، احتمالا بتواند کنترل خود را بر نقاط استراتژیک یمن برقرار کند. توسعه اقتصادی و کاهش تنش سیاسی و مذهبی، انتخابات آزاد و بدون اعمال نفوذ در یمن، به احتمال زیاد باعث به قدرت رسیدن متحدان زیدی ایران خواهد شد که بی‌شک مطلوب سعودی نیست.

ز( وضعیت جنگ یمن در‌حال‌حاضر

ناگفته پیداست که ایران هزینه اقتصادی به‌مراتب کمتری از عربستان متحمل می‌شود، عربستان در شش‌ سال جنگ مستقیم با یمن، بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار هزینه کرده؛ اما ایران نه در موقعیت اقتصادی برای چنین هزینه‌کردی است و نه با توجه به محاصره همه‌جانبه و شدید یمن، اصولا امکان چندانی بیش از حمایت‌های دیپلماتیک، رسانه‌ای و کمک‌های مستشاری دارد. به نظر می‌رسد یمن برای عربستان بیشتر یک تهدید پرهزینه، برای امارات یک فرصت پرهزینه و برای ایران یک فرصت طلایی کم‌هزینه است.

شاید بتوان ادعا کرد برنده جنگ تا لحظه حاضر امارات و ایران هستند و بازنده عربستان و مردم یمن. امارات جزیره استراتژیک سقطری را هرچند با هزینه و ریسک بالا تصرف کرده؛ اما مشخص نیست در صورت عدم موفقیت به تجزیه یمن، قادر به نگهداری طولانی‌مدت آن باشد. ایران با اندک هزینه‌ای، اتحاد خود با متحدان طبیعی شیعه زیدی و تسلط تاریخی خود را بر نقاط استراتژیک احیا کرده، به نظر می‌رسد زیدی‌ها از لحاظ جمعیت، ثروت و گستره مناطق استراتژیک تحت کنترل، مهم‌تر از سایر متحدان منطقه‌ای ایران هستند. عربستان در مقابل صرف هزینه گزاف مادی، چیزی به غیر از هزینه اخلاقی بابت بمباران مدارس و بازارها، حمله به همسایه مسلمان، ایجاد قحطی و تحمل حملات موشکی گاه‌وبی‌گاه کمیته‌های مردمی و ارتش یمن به خاک خود و شماتت و بدنامی بین‌المللی، دستاورد ویژه‌ای نداشته؛ بلکه دشمنان دائمی در همسایگی خود آفریده، هدف استراتژیکی محقق نکرده و چشم‌اندازی هم در ادامه جنگ برای خود متصور نیست؛ بنابراین فانوس به دست دنبال راهی برای خروج آبرومندانه و فوری از باتلاق خودساخته یمن، برگ برنده‌ای به رقیب منطقه‌ای تاریخی خود داده و چشم کمک به دستان ایران دوخته است.

منبع: روزنامه شرق